بیوگرافی و زندگینامه مهرانه مهین ترابی

بیوگرافی مهرانه مهین ترابی
مهرانه مهینترابی، یکی از بازیگرای قدیمی و خوشنام سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانه که با نقشهایی که بازی کرده، تو دل مردم جا باز کرده. اهل کرجه و ۲۰ مرداد ۱۳۳۶ به دنیا اومده. فوقلیسانس بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تهران داره.
مهینترابی کار هنریش رو از اول دهه ۶۰ شروع کرد و با سریالهایی مثل «همسران»، «خانه سبز» و «همچنان در قلب من» حسابی معروف شد. بازیهاش همیشه با صداقت و احساس بوده و کاملاً روی نقشش مسلطه، به خاطر همین منتقدا و مردم همیشه ازش تعریف کردن.
علاوه بر تلویزیون، تو فیلمهای سینمایی و تئاترهای زیادی هم بازی کرده و با خیلی از چهرههای معروف هنر ایران همکاری داشته. مهینترابی همیشه تو نقشهاش یه زن قدرتمند، مهربون و عاقل رو به تصویر کشیده و به یکی از محبوبترین و قابل احترامترین بازیگرای ایران تبدیل شده.

خلاصه زندگینامه
مهرانه مهینترابی هستم، متولد ۲۰ مرداد ۱۳۳۶، کرج. ایرانیام و لیسانس بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارم. مجردم و از سال ۱۳۶۵ تا حالا تو عرصه بازیگری فعال بودم.
زندگینامه
زندگی شخصی و خانواده:
مهرانه مهین ترابی، که تو سینما و تلویزیون بازیگری میکنه، تو شهر کرج به دنیا اومده. اون چهارمین بچه از یه خانواده هفت نفریه و بین همه اعضای خانواده، فقط خودش تو زمینه هنر فعالیت داره. اصل و نسب این بازیگر به شهر تفرش تو استان مرکزی برمیگرده.
این هنرمند بعد از گرفتن دیپلم، تحصیلاتش رو تو رشته بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ادامه داد و مدرک لیسانسش رو گرفت.
علایق و سرگرمیها:
این بازیگر معروف «خانه سبز» عاشق آشپزیه، اونقدر که حتی سر کارم اگه یه فرصتی گیر بیاره، دوست داره یه چیزی درست کنه. اصلاًم اهل رستوران رفتن نیست و غذاهای بیرون براش جذابیتی نداره.
یه جا گفته بود که زیاد دوست نداره بره کافیشاپ یا رستوران، چون از شلوغی فراریه و این جور جاها حالشو بد میکنه. بین غذاها هم قورمهسبزی و بیف استراگانف رو خیلی دوست داره و ازشون لذت میبره.
یه چیز دیگهای که مهرانه مهینترابی عاشقشه، سفر کردنه. رفتن به جاهای جدید و شهرهای تازه براش هیجانانگیزه. توی سفرهای خارجی هم ایتالیا رو خیلی دوست داره.
توی زندگی این بازیگر سریال «آنام»، کتاب خوندن جایگاه خاصی داره. انقدر که خونهش پر از کتابه. ولی از بین کتابای مختلف، رمان زیاد بهش نمیچسبه، اما از خوندن غزلیات و مثنوی مولوی کلی کیف میکنه.
این بازیگر محبوب کشورمون عشق گل و گیاهه. تو خونهش کلی گل و گیاه داره و هر روز بهشون رسیدگی میکنه و از این کار لذت میبره. بین گلا هم بنفشه آفریقایی و شمعدونی رو بیشتر از همه دوست داره.
رونمایی کتاب:
در یه مراسم که برای رونمایی کتاب «صحنه عشق من است» برگزار شده بود، از ادنا زینلیان تقدیر و تشکر کردن. مهرانه مهینترابی، بازیگر تئاتر و سینما، توی این مراسم اومد و گفت: «من خیلی خوشحالم که قبلاً توی کلاس این خانوم دوستداشتنی شاگردی کردم. اولین روزی که خانم زینلیان اومد توی کلاس، من یه زن پرانرژی و پرامید و پویا رو جلوم دیدم.»
این مراسم رونمایی از کتاب «صحنه عشق من است» که برای قدردانی از ادنا زینلیان، طراح لباس تئاتر، برگزار شده بود، عصر جمعه هفتم دی ماه توی تالار رودکی انجام شد. توش یه عالمه هنرمند، مسئول هنری و گروههایی از ایرانیان ارمنی شرکت کرده بودن.
از هنرمندانی که توی این مراسم بودن میشه به ایرج راد، قطبالدین صادقی، شکرخدا گودرزی، مریم معترف، حسن فتحی، کاظم هژیرآزاد، فرهاد آییش، مانده طهماسبی، بهزاد فراهانی، فهیمه رحیمنیا، مجید جعفری، تاجبخش فناییان، محمودرضا رحیمی، حمیدرضا نعیمی، شقایق فراهانی، مهرانه مهینترابی و بقیه اشاره کرد.
ازدواج
مهرانه مهین ترابی تو یه مصاحبه وقتی ازش پرسیدن چرا ازدواج نکرده، گفت: ازدواج برام بد نبود، ولی انگار باید تنهایی راهمو میرفتم. من خیلی دوست دارم بچهدار بشم و آشپزی واسه خونواده رو هم واقعاً دوست دارم و برام جذابه. اما از اونجایی که بازیگری با وجودم عجین شده بود، نمیتونستم به راحتی ازش دل بکنم.
یه بارم که این بازیگر مهمون برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری شده بود، درباره ازدواجش اینطوری حرف زد: من آدم خیلی سختپسندی هستم. به خاطر همینم تا حالا نتونستم مرد مورد علاقهمو پیدا کنم. توقع شغل خاص، جایگاه اجتماعی یا پول زیاد نداشتم، ولی یه سری معیارها تو ذهنم بود که به هیچ وجه ازشون نگذشتم.
شایعه ازدواج:
سال پیش تو فضای مجازی یه عکس از مهرانه مهینترابی پخش شد که توی پشت صحنه یه فیلم بود. توی این عکس، خیلی ساده کنار یه آقایی نشسته بود. ولی همین یه عکس، کلی جنجال براش درست کرد.
یه سری سایتا هم صاف و پوستکنده گفتن این عکس مربوط به ازدواج این بازیگره. اما این موضوع اصلاً درست نبود و اون هنوز مجرده.
مهرانه مهین ترابی در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
با عرض پوزش، اما متن مورد نظر برای بازنویسی ارسال نشده است. لطفاً متن را در پیام بعدی بفرستید تا آن را به صورت دوستانه و روان بازنویسی کنم.
زندگی هنری

مهرانه مهینترابی، همون بازیگری که تو سریالهای خاطرهانگیزی مثل «صاحبدلان»، «در مسیر زایندهرود» و «نرگس» کنار سیروس مقدم بازی کرد، الان دیگه حسابی تو کارش حرفهای و پخته شده. به خاطر تجربهای که از بازی تو سریالهای تلویزیونی و تئاتر داره و آموزشهایی که خودش دیده، نقشهاش رو جوری بازی میکنه که برای بیننده واقعی و باورپذیره.
هنرنمایی مهرانه اونقدر طبیعی و واقعیه که مخاطب راحت باهاش ارتباط برقرار میکنه. از سریالهای دیگهش میشه به «بچههای نسبتاً بد» و «بانویی دیگر» اشاره کرد. این روزها هم تو سریال «عشق تعطیل نیست» به کارگردانی بیژن بیرنگ، نقشی رو بازی میکنه که با سن و سال خودش خیلی فرق داره.
تو سینما هم فیلمهایی مثل «سفر پرماجرا» و «آتشبس ۲» رو تجربه کرده. یه سال هم با بازی تو فیلم «دو» به کارگردانی سهیلا گلستانی و کنار پرویز پرستویی، تو جشنواره فیلم فجر حضور داشت.
مهرانه تو مصاحبههاش با خبرنگارا همیشه گفته که به فیلمنامه و داستان خیلی وسواس داره و حساسه. اونقدر که از بازی تو داستانهای تکراری و شبیه به هم فرار میکنه. به خاطر همین وسواس، بعد از سریال «زمانه» خیلی از پیشنهادها رو رد کرد و دو سال هیچ فیلم یا سریالی بازی نکرد. با این معیارهایی که داره، هنوزم بعد از این همه سال، خودش رو تو سطح بالایی تو این حرفه نگه داشته.
نقشهای معروفش مثل مهین تو «همسران»، عاطفه تو «خانه سبز» و اکرم تو «صاحبدلان» رو همه یادشونه. تو سریال «همه چیز آنجاست» هم دوباره نقش زنی به اسم اکرم رو بازی کرد، اما این بار یه مادر متفاوت و خاص رو نشون داد.
تو این سریال، شخصیت اکرم ویژگیهای خاصی داره. مهرانه تونست خیلی خوب رفتارهای یه مادرشوهر ایرانی رو به تصویر بکشه. دعواها و کلکلهاش با پسرش مهدی (امین زندگانی) و مهران (حسین مهری) خیلی واقعی و باورپذیر از آب دراومد. این نشون میده که برای بازی تو نقشهای خاص و منحصربهفرد کاملاً آمادهست.
یه نکته جالب اینه که مهرانه موقع بازی تو سریال «همه چیز آنجاست» به طراحی لباس و گریم خیلی توجه داشت و معتقد بود این سریال تو این بخشها یه کم ضعف داره. دکتر رفیعی که تو نمایش «در مصر برف نمیبارد» بازی کرده و منتظر یه پیشنهاد خوب برای برگشتن به صحنه تئاتره، با اینکه خیلی محتاط و دقیق رفتار میکنه و دوست نداره کسی رو ناراحت کنه، ولی با مهربونی از ضعف طراحی لباس و گریم تو این سریال انتقاد کرده. اگه با دقت بیشتر به حرفهاش تو این سریال گوش بدی، مخصوصاً تو بخش گریم، کاملاً باهاش موافق میشی و …
ورود به عرصه بازیگری:
یکی از روزها، مهرانه مهین ترابی اتفاقی به کلاسهای تئاتر فرامرز صدیقی تو کرج برخورد کرد و توی این دورهها شرکت کرد. قبل از اینکه بازیگر بشه، دو سال پشت سر هم تو دورههای ارزیابی شرکت کرد و تو بخش ارزیابی گمرک مشغول به کار بود.
این بازیگر بااستعداد، شبها تو شیفت اداری گمرک فرودگاه کار میکرد و روزها میرفت دانشکده درس میخوند. بعد از اینکه دورههای بازیگری رو تموم کرد، اولین بار تو یه نمایش به اسم “تله” که محسن یلفانی نوشته بود و خانم دیانا کارگردانی کرد، یه نقشی رو گرفت و سال ۱۳۵۶ رسماً کار بازیگری رو شروع کرد. سالهای زیادی هم تو تئاتر فعالیت داشت.
سال ۱۳۶۵، وقتی ۲۹ سالش بود، اولین بار به صورت حرفهای کار تصویری رو با فیلم “گلبهار” به کارگردانی تهمینه اردکانی شروع کرد. بعدش با بازی تو مجموعه “مش خیرالله صندوقچه اسرار” که سال ۱۳۷۱ پخش شد، به جمع بازیگران سریالهای تلویزیونی پیوست.
راستش این بازیگر وقتی تو سریال “همسران” و مجموعه “خانه سبز” بازی کرد، یه چهره معروف شد و یهو کلی بین مردم محبوبیت پیدا کرد.
مهرانه مهین ترابی خیلی با تدبیر و مدیریت کار میکنه و خودش میگه یه ذره قدرتطلب هست. تو اون فضای محدود و مردسالاری که اوایل دهه هفتاد حاکم بود، تونست با یه طنز خاص خودش، شکل جدیدی از زنهای جامعه رو نشون بده.
کمی بعد از بازی تو سریال “همسران” که مردم خیلی ازش استقبال کردن، تو سریال “خانه سبز” نقش زنی به اسم عاطفه رو بازی کرد که یه تصویر متفاوت از زن امروزی بود و کنار مرحوم خسرو شکیبایی، شهرت بیشتری تو بازیگری به دست آورد.
این بازیگر تو ادامه کارش تو سریالهایی مثل “همه بچههای من”، “یادداشتهای کودکی”، “نرگس”، “صاحبدلان”، “زمانه”، “شمس العماره” و “در مسیر زاینده رود” بازی کرد و تو هرکدومش یه جور متفاوت ظاهر شد. یعنی تو هر کدوم از این کارها استعداد بالای بازیگریش رو نشون داد و مهارتش رو ثابت کرد. یکی از کارهای برجسته مهرانه مهین ترابی که تو کارنامه هنریش هست، نقشآفرینی تو سریال “همه بچههای من” به کارگردانی مرضیه برومنده.
تو این مجموعه، نقش یه زن تنها و تأثیرگذار رو داشت که تو هر قسمت با یه ماجرایی روبهرو میشد. یکی از نکات مثبت این سریال، حضور برومند بود که تونست مهرانه مهین ترابی رو تو یه جایگاه جدید و درخشان قرار بده.
این هنرمند کشورمون تو دهه ۹۰ هم تو فیلمها و کارهای مختلفی بازی کرد که خیلی موفق و چشمگیر بودن. مثلاً تو تلویزیون با مجموعه “بچههای نسبتاً بد”، سریال “آنام” و سریال “دلدادگان” دوباره درخشید. تو چند سال اخیر هم تو شبکه نمایش خانگی تو دو سریال “بیگناه” و “مترجم” بازی کرد. تو تمام این سالها مدام تو سینما هم حضور داشت، ولی با این حال نقشهای تأثیرگذار و خاطرهانگیزش بیشتر مربوط به سریالهای تلویزیونی و نمایش خانگی بوده.
مروری بر نقشها:
باشه، این متن رو به صورت دوستانه و روان برات بازنویسی میکنم:
تو این قسمت میخوایم چندتا از کارهای معروف و خاطرهانگیز مهرانه مهین ترابی رو با هم نگاه کنیم و برات توضیح بدیم.
سریال همسران:
سریال «همسران» که بیژن بیرنگ و مسعود رسام با هم ساخته بودن، مال سال ۱۳۷۳ هست. وقتی این سریال از تلویزیون پخش میشد، مردم خیلی ازش استقبال کردن و حسابی دیدنش.
داستان این سریال درباره زندگی دو تا زوج بود که همسایه دیوار به دیوار هم بودن و تو هر قسمت یه ماجرای تازه براشون پیش میاومد. تو این مجموعه، مهرانه مهین ترابی نقش زنی به اسم مهین رو بازی میکرد و مقابلش، مرحوم فردوس کاویانی نقش کمال رو داشت.
سریال خانه سبز:
خونه سبز اسم یه سریال تلویزیونیه که بیژن بیرنگ و مسعود رسام ساختنش و سال ۱۳۷۵ درستش کردن. این سریال از شبکه دو سیما پخش شد و مثل سریال همسران خیلی محبوب شد و مخاطبای زیادی جذب کرد.
داستان این سریال درباره اهالی یه ساختمونه که چهار تا واحد آپارتمان داره و توش یه پدربزرگ و مادربزرگ با بچههاشون زندگی میکنن. اینا کنار هم با یه عالمه ماجرا و اتفاق روبهرو میشن.
توی این سریال، مهرانه مهینترابی نقش زنی به اسم عاطفه صدر رو بازی کرد که یه وکیل دادگستری بود و زن رضا صباحی بود که خسرو شکیبایی نقشش رو بازی میکرد.
از بقیه بازیگرایی که توی سریال خونه سبز نقش داشتن میشه به داریوش اسدزاده، رامبد جوان، آتنه فقیه نصیری، اکرم محمدی، سیما تیرانداز، اسماعیل محرابی و فخرالدین صدیق شریف اشاره کرد.
سریال در مسیر زاینده رود:
از کارهای دیگه مهرانه مهین ترابی میشه به سریال «در مسیر زایندهرود» اشاره کرد که حسن فتحی تو سال ۱۳۹۸ کارگردانی کرد. این سریال به مناسبت ماه رمضان از شبکه اول سیما پخش شد.
داستان این سریال درباره زندگی یه پسر جوونه به اسم مهران سارنگه که فوتبالیسته. اون برای بستن قرارداد با یه باشگاه میره اصفهان و یهو تصادف میکنه با مردی به اسم مسعود مصیب و باعث مرگش میشه.
بعد از این ماجرا، مادر مهران و نامزدش کلی تلاش میکنن تا رضایت خانواده مقتول رو بگیرن. تو این بین، پدر مسعود که آدم خیلی سختیه، شرطای عجیبی برای مادر مهران میذاره و…
تو سریال «در مسیر زایندهرود»، مهرانه مهین ترابی نقش خانم سارنگ، مادر مهران رو بازی کرده و با هنرمندایی مثل حسین محجوب، مهدی سلطانی، اشکان خطیبی، بهنوش طباطبایی، افسانه پاکرو، مهرداد ضیایی، هومن برقنورد و مسعود رایگان همبازی بوده.
سریال بی گناه:
مهرانه مهین ترابی تو سریال «بیگناه» بازی کرده که مهران احمدی کارگردانش بوده و مصطفی کیایی تهیهکنندگیش رو بر عهده داشته. این سریال تو شبکه نمایش خانگی پخش شد و شهریور ماه سال ۱۴۰۱ تو پلتفرم فیلیمو اومد.
تو این سریال، مهرانه نقش زنی به اسم ابریشم فرشباف رو بازی میکنه. ابریشم توی سنهای جوانی شوهرش رو از دست میده و بعدش میاد با دوست شوهرش، یعنی رشید، ازدواج میکنه. از ازدواج اولش یه برادر شوهر داره به اسم بهمن که بچهست. جالبه که وقتی ابریشم با رشید ازدواج میکنه، از ازدواج اولش باردار بوده. زندگیشون با خوشی و آرامش جلو میره تا اینکه بعد از سالها، بهمن عاشق دختری به اسم فروغ میشه، غافل از اینکه فروغ بچه خود ابریشم و برادرزاده خودشه.
همین طور که داستان جلو میره، یه سری رازهای نگفته از زندگی رشید کمکم آشکار میشه و کلی اتفاق مختلف برای ابریشم میافته.
بازیگرای دیگهای که تو سریال «بیگناه» بودن، اینا هستن: مسعود رایگان، مصطفی کیایی، رویا تیموریان، آتیلا پسیانی، شبنم مقدمی، نسرین نصرتی، مهران احمدی، ماهور الوند، هدیه بازوند و حسین پورکریمی.
سریال مترجم:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده به صورت عامیانه و دوستانه آورده شده است:
«مترجم» اسم یه سریالیه که بهرام توکلی ساخته و سال ۱۴۰۱ تولید شده. این سریال از دی ماه همون سال از شبکه نمایش خانگی و پلتفرم نماوا پخش شد.
داستان سریال مترجم درباره یه پسر جوونه که توی کار ترجمه ست و توی مسیر شغلیش، یه راههای جدیدی رو کشف میکنه. توی کارش کلی چالش و مشکل پیش میاد و وسط این ماجراها، یه سری رازهای خانوادگی رو میفهمه که زندگی خودش و خونوادش رو حسابی تحت تاثیر قرار میده. اونقدر این مسائل جدیه که حتی ممکنه امنیت و آرامش شهر رو به خطر بندازه.
توی این سریال، مهرانه مهین ترابی نقش یه مادر رو بازی میکنه که مدام با مشکلات بچههاش دست و پنجه نرم میکنه. دختر بزرگش، پریسا، دکتره و به خاطر اینکه مطبش رو باز کنه و وسایلش رو جور کنه، مجبور شده یه مدتی با شوهرش بره خونه مادرش زندگی کنه.
دختر کوچیکش، غزاله، یه کم بیقرار و کمتحمله و معمولاً یه سری دردسر و بههمریختگی درست میکنه. یه سال پیشم که پسرش، مرتضی، فوت کرده، عروسش هنوز با اونا زندگی میکنه. اون مادر از اولم با این ازدواج پسرش موافق نبود و حالا تصمیم گرفته خونه رو بذاره برای فروش و …
سریال آنام:
سریال «آنام» یه مجموعه تلویزیونی تو سبک درام و اجتماعی بود که جواد افشار سال ۱۳۹۶ کارگردانیاش کرد. این سریال از شبکه سه سیما پخش شد.
آنام تونست کلی بیننده جذب کنه و داستانش درباره زندگی یه زن میانسال به اسم ماراله. وقتی مارال اولین بچهاش رو به دنیا میاره، بهش میگن که نوزاد مرده به دنیا اومده. اما تازه میفهمه که بچهاش زنده بوده. برای پیدا کردنش و ارتباط گرفتن باهاش، تصمیم میگیره بره خونه دخترش به عنوان خدمتکار کار کنه و…
تو این بین، دختر مارال که اسمش آرزوئه، چند سال پیش ازدواج کرده و دوران بارداری سختی رو میگذرونه. آرزو رو یه زن به اسم ریحانه که متخصص زنان و زایمانه و شوهرش امید ثروتیان بزرگ کردن. آرزو با مارال رابطه خیلی صمیمی و نزدیکی داره و خیلی دوستش داره، اما اصلاً نمیدونه که مارال مادر واقعیاشه.
تو سریال «آنام»، مهین ترابی نقش ریحانه، مادرخوانده آرزو رو بازی کرد. بازیگرای معروف دیگهای مثل گلچهره سجادیه، عبدالرضا اکبری، شبنم قلیخانی، امیررضا دلاوری، مجید واشقانی، سیامک صفری، سیروس گرجستانی، خسرو شهراز، سامیه لک و لاله مرزبان هم توی این سریال نقشآفرینی کردن.
فیلم شناسی

خب، مهرانه مهینترابی تو زمینههای مختلف سینما، تلویزیون و بقیه حوزهها کلی کار کرده و کلی اثر تو کارنامه هنریش ثبت شده. اینجا براتون لیستش رو گذاشتیم تا ببینید.
فیلم های سینمایی:
| سال | اثر |
|---|---|
| ۱۳۹۳ | آتشبس ۲ |
| ۱۳۹۳ | دو |
| ۱۳۸۷ | پاتو زمین نذار |
| ۱۳۸۴ | جنایت و جنحه |
| ۱۳۸۲ | برگ برنده |
| ۱۳۸۰ | نگین |
| ۱۳۷۷ | شور زندگی |
| ۱۳۷۴ | سفر پرماجرا |
| ۱۳۷۴ | فاتح |
| ۱۳۷۰ | دادستان |
| ۱۳۷۰ | مسافران دره انار |
| ۱۳۶۹ | ملک خاتون |
| ۱۳۶۸ | راز کوکب |
| ۱۳۶۷ | دوران سربی |
| ۱۳۶۶ | ردپایی بر شن |
| ۱۳۶۵ | گلبهار |
تله فیلم و مجموعه های تلویزیونی:
| سال | نام | کارگردان | شبکه پخشکننده |
|---|---|---|---|
| ۱۳۹۷ | آرماندو | احسان عبدیپور | شبکه ۱ / بازیگر مهمان |
| ۱۳۹۷ | دلدادگان | منوچهر هادی | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۶ | آنام | جواد افشار | |
| ۱۳۹۳ | همه چیز آنجاست | شهرام شاهحسینی | |
| ۱۳۹۲ | بچههای نسبتاً بد | سیروس مقدم | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۱ | زمانه | حسن فتحی | شبکه ۳ |
| گپ | رامبد جوان | مهمان بخش یازدهم برنامه | |
| ۱۳۸۹ | در مسیر زایندهرود | حسن فتحی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۹–۱۳۸۸ | پرانتز باز | کیومرث پوراحمد | شبکه ۵ |
| ۱۳۸۸ | شمسالعماره | سامان مقدم | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۸–۱۳۸۷ | همه بچههای من | مرضیه برومند | کارگردان تلویزیونی: «مسعود فروتن» |
| ۱۳۸۷ | مأمور بدرقه | سعید سلطانی | شبکه ۵ |
| ۱۳۸۶ | تلهفیلم «عشق گمشده» | اسماعیل فلاحپور | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۶–۱۳۸۵ | پنجره | سیدوحید حسینی | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۵ | کتابفروشی هدهد | مرضیه برومند | ۳ – بازیگر مهمان |
| صاحبدلان | محمدحسین لطیفی | شبکه ۱ | |
| نرگس | سیروس مقدم | شبکه ۳ | |
| ۱۳۸۳ | اگه بابام زنده بود | همایون اسعدیان | در نقش «مامان بدری» در رمضان ۱۳۸۳ از شبکه یک پخش شد. |
| قهر و آشتی | احمد رمضانزاده | شبکه ۵ | |
| ۱۳۸۲ | بانویی دیگر | سیروس مقدم | در نوروز ۱۳۸۳ از شبکه ۵ پخش شد. |
| عروس | پویان طایفه | شبکه ۲ | |
| ۱۳۸۱ | نوعروس | بیژن میرباقری | شبکه ۲ |
| در کنار هم | فتحعلی اویسی | شبکه ۱ | |
| باران عشق | فریدون حسنپور احمد امینی | شبکه ۵ | |
| ۱۳۸۱–۱۳۷۸ | شب چراغ | امیر قویدل جمال شورجه مجید جوانمرد | در دهه فجر ۱۳۸۲ از شبکه ۲ پخش شد. |
| ۱۳۸۰ | یادداشتهای کودکی | پریسا بختآور | شبکه ۵ |
| ۱۳۸۰–۱۳۷۹ | نیستان | حسین مختاری | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۸–۱۳۷۹ | قطار ابدی | بهروز بقایی رضا عطاران | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۸ | دلبر آهنی | مهدی صباغزاده | در نوروز ۱۳۷۹ از شبکه تهران پخش شد. |
| داستان یک شهر | اصغر فرهادی | شبکه ۵ | |
| روز ایپریت | احمد امینی | ||
| ۱۳۷۸–۱۳۷۵ | آژانس دوستی | گروه کارگردانان | بازیگر مهمان |
| ۱۳۷۷ | راه سوم | قاسم جعفری | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۵ | خانه سبز | بیژن بیرنگ مسعود رسام | شبکه ۲ |
| نوعی دیگر | بهروز بقایی | بازیگر مهمان | |
| ب مثل بهار | مسعود شاه محمدی | در تعطیلات نوروز پخش میشد. | |
| ۱۳۷۴ | آخرین فرصت | بهرام ریپور | |
| ۱۳۷۳ | بهاران در بهار | غلامرضا رمضانی | در ماه رمضان ۱۳۷۴ از شبکه ۲ پخش شد. |
| همسران | بیژن بیرنگ مسعود رسام | شبکه ۲ | |
| ۱۳۷۲ | تلهتئاتر «استپان» (گروگان) | محمدجاوید مهتدی | شبکه ۲ |
| ۱۳۷۰ | مسافران دره انار | یدالله نوعصری | در ۶ قسمت ۵۰ دقیقهای از شبکه ۲ پخش شد. |
| مشخیرالله صندوقچه اسرار | داریوش مؤدبیان حسین فردرو | بازی در اپیزود «شتر و پنبه دانه» |
شبکه نمایش خانگی:
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | عشق تعطیل نیست | بازیگر | بیژن بیرنگ | یک مجموعهٔ ۲۶ قسمتی که از ۶ بهمن ۱۳۹۳ در شبکه نمایش خانگی انتشار یافت. |
| ۱۴۰۱ | بیگناه | بازیگر | مهران احمدی | هر هفته یکشنبهها ساعت ۸ صبح در فیلیمو |
| مترجم | بازیگر | بهرام توکلی | در حال پخش از نماوا |
حاشیه
گفتگوی انجام شده با شبکه ایسنا در تاریخ سوم دی ماه سال ۱۳۹۲ مقارن با ۲۴ دسامبر سال ۲۰۱۳ میلادی:
همیشه سعی کردم و هنوز هم سعی میکنم که یه بازیگر باوجدان و باهوش باشم. چون به حرفهام خیلی غیرت دارم و آدم متعهد و مسئولیتپذیری هستم.
همیشه با خودم فکر میکنم وقتی میخوام جلوی دوربین بازی کنم، چیکار کنم که اون بینندهای که بعد از ۸-۹ ساعت کار و خستگی بیرون، اومده خونه و وقتش رو گذاشته تا فیلم من رو ببینه، شرمنده نشه. جوری که نفهمم وقتش رو گرفتهام و نتونستهام چیزی بهش بدم.
مصاحبه

در دوران کودکی چگونه بودید؟
هنگامی که من در سن ۱۰ سالگی بودم و سایر کودکان مشغول بازی با یکدیگر و یا گوش دادن به آهنگهای پوچ و بیهوده بودند، من به شدت اشتیاق زیادی برای آهنگهای شارل آرناوور، خوانده سرشناس فرانسوی پیدا کردم.
آیا تا الان احساس شکست کردید؟
خاطرم نیست تاکنون در زندگی به معنای واقعی شکست خورده و طعم تلخ آن را کشیده باشم. به هیچ وجه ناکامی و سقوطهایم در زندگی باعث نشد امید و انگیزه من رنگ ببازد. فقط یک مرتبه با همه وجود غم به دلم نشسته و خود را شکست خورده تصور کردم. این موضوع زمانی بود که ۱۳ ساله بوده و پدرم دار فانی را وداع گفت. ایام بسیار دشواری بود. ولی در مدت کوتاهی این احساس مبدل به امید گردید.
مادر من دارای شخصیتی استوار و با اقتدار بود. پس از درگذشت پدرم، همه عزم خود را جزم کرده و به تو خودش اتکا کرد. همواره پس از دیدن او، پایداری و استحکام برایم تازه میشد. حتی چنانچه به رشد و بلوغی که شما گفتید دست نیافته باشم، ولی همچنان تلاش کردم قوی باشم.
چرا که تنها خاطرات پدر برایمان باقی مانده بود. لازم بود که این جریان را بپذیرم. علاقهای به یأس و ناامیدی نداشتم و هیچ وقت ارتباط خوبی با افرادی که آموختهاند زندگی خود را با زاری و شکوایه سپری کرده و متوجه امید و انگیزه نشدند، برقرار نکردم. دست کم در آن دوران همه تلاش خود را به کار گرفتم که در برابر مسائل و غصهها درمانده و مستأصل نشوم.
ورزش چه جایگاهی در زندگی تان دارد؟
من در این ایام رغبت و گرایش زیادی به ورزش داشته و هر موقعیتی که برایم مهیا شود، عازم پیادهروی و پارک میشوم. منزل من در حوالی پارک آب و آتش بوده و آنجا برایم بسیار جذاب و دوست داشتنی است. هر زمان که فرصتی دست دهد در کنار دوستانم به آنجا رفته و پیادهروی میکنیم. ولی با کمال تأسف این یک فعالیت همیشگی نیست. چرا که رغبتی به پیادهروی به تنهایی و ورزش کردن فردی نداشته و این از ویژگیهای نامناسب من است.
بسیار خوب است که شخص قادر باشد کارها و برنامههایش را به طور پیوسته و طبق برنامهریزی انجام دهد. ولی من به تنهایی قادر به انجام چنین کارهایی نیستم. لذا هر زمان که یکی از دوستان به من پیشنهاد داده و یا خودم زمان کافی داشته و با دوستانم هماهنگ کنم، این برنامهها را اجرا مینمایم.
برای نمونه دیشب به بام تهران رفته و به مدت یک ساعت در آنجا پیادهروی کردم. به طور متوسط در طول هفته دو یا سه مرتبه ین موضوع انجام میشود. ولی چنانچه قصد باشگاه رفتن را داشته یا به طور مثال به باشگاه بدنسازی بروم، برایم جالب نیست. چرا که با انجام کارهای محدود شده کنار نمیآیم.
در برهه ای از زندگی تان بوده که ورزشی را به صورت تخصصی انجام دهید؟
بله من سالیان زیادی به انجام یک ورزش که مربوط به یک خانم آمریکایی به اسم کالام پیک نی بوده، میپرداختم. این ورزش کل نتیکس نام دارد.
ولی با کمال تاسف ما به علت شرایط شغلی، قادر نیستیم برنامهریزیهای مستمر و مداومی دنبال کنیم. برای نمونه من به مدت شش یا هشت ماه بر سر یک پروژه کار کرده و همزمان برای یک ماه جلوی دوربین هستم. به طوری که روزانه ۷ صبح به محل کار رفته و شبانگاه در ساعت ۸ یا ۹ با کسالت و خستگی زیاد به منزل باز میگردم. ولی سالهای زیادی است که من به ورزش پرداخته و هم اکنون تندرستی خود را مرهون این ورزشها میدانم.
با توجه به اینکه زمان زیادی از زندگی تان را سر کار هستید و پرمشغله، میانه تان با آشپزی چگونه است و چقدر وقت برای آشپزی کردن می گذارید؟
آشپزی و پخت و پز یکی از کارهای مورد علاقهام است. به طوری که حتی در هنگام بودن در محل کار آشپزی میکنم. چنانچه در وسط کار فرصتی برای آشپزی به من دست دهد، در همان جا شروع به پختن غذا کرده و با تمامی بچههای حاضر در آنجا صرف میکنیم. من به شدت عاشق آشپزی هستم چرا که یک احساس و رویکرد مطلوبی را از زندگی به من تلقین میکند.
غذای خاصی هست که خانم مهین ترابی در پختن آن شهره باشد؟
غذاهای متعددی هست که من در پختن آنها مهارت دارم. در میان آنها غذای قورمه سبزی و بیف استراگانفی که میپزم، طعم و مزه لذیذی دارد.
غذای مورد علاقه خودتان کدام است؟
مادر مرحومم یک مطلبی را در مورد من بیان کرده و میگفت، این بنده شاکر خداست و از هیچ غذایی بدش نمیآید. حقیقت نیز اینگونه بود. من همه غذاها را در زمانهای خودش دوست دارم ولی قورمه سبزی برای من چیز دیگری است.
چقدر اهل رستوران و کافه گردی هستید؟
به هیچ وجه تمایلی به رفتن به مناطق شلوغ و پر ازدحام نداشته و ممکن است در بین این همه سال من حتی یک مرتبه به رستوران نرفته باشم.
چقدر اهل سفر هستید؟ و میانه تان با سفرهای کمپی چگونه است؟
سفر برایم بسیار جالب است. هر زمان که شرایط سفر مطرح شود بلافاصله خود را مهیا کرده و اغلب تمایل دارم در کنار اعضای خانواده عازم سفر شوم. در هنگام مسافرت من تا حدودی ناز پرورده بوده و سعی میکنم همه امکانات و شرایط رفاهی برایم مهیا باشد. به دفعات دوستانم عازم سفرهای کمپی شدهاند که در آنها با تورهای طبیعت گردی در چادر و کیسه خواب شب را به صبح میرسانند. ولی من با آنها نرفتهام.
ممکن است هم اکنون این موضوع اقتضای سنم باشد. ولی در طول عمرم هیچگاه این قبیل کارها را انجام ندادم. اغلب تمایل دارم در هنگام رفتن به مسافرت در یک هتل اقامت کرده و تا حدودی امکانات رفاهی برایم در دسترس باشد. چرا که ارزش و اهمیت زیادی به انضباط قائلم.
اهل سفر خارجی هم هستید؟ و اگر بخواهید برای سفر خارجی کشوری را انتخاب کنید، کدام کشور است؟
ممکن است در طول سال یک مرتبه عازم سفر خارجی شوم، ولی این موضوع ارتباط مستقیمی با امکانات آن سفر دارد. رفتن به مسافرتهای خارج از کشور مطلوب و تماشای نقاط دیدنی جهان برای من بسیار دوست داشتنی است. ولی آگاه هستید رفتن به چنین سفرهایی مشروط به داشتن امکانات مطلوب بوده و همواره نمیتوان عازم این سفرها شد. من برای سفر خارج از ایران کشور ایتالیا مد نظرم است و فکر میکنم در میان کشورهای اروپایی جذابیت بیشتری دارد.
در سفر آیا اهل خوردن غذاهای آن منطقه خاصی که می روید هستید یا نه، دوست دارید همان غذاهای متداول را بخورید؟
در هنگام سفر به سایر کشورها همواره به بنبست خوردیم. زمانی که قصد چشیدن غذای آنها را داشتیم، مشکل است که با غذاهای آنها سازگاری پیدا کنیم. ولی در کشور ایران بسیار علاقه دارم غذاهای تازه و لذیذ ایرانی را از مناطق مختلف کشور بخورم. ولی در خارج از ایران دلهره و اضطرابی که مبادا در غذایم چیزی باشد که برایم مطلوب نیست، باعث میشود که با دقت و محتاطانه غذایم را برگزینم.
آیا خرید، تفریح شما حساب می شود؟
به خرید کردن علاقه دارم ولی هیچگاه به تنهایی عازم خرید نمیشوم. اغلب نمیدانم چگونه است، لذا زمانی که در بیرون مغازهها جنس یا وسیلهای را مشاهده میکنم، تازه متوجه میشوم که من آن را نداشته و اقدام به خرید میکنم. اگر در خانه بوده و قصد بیرون رفتن نداشته باشم، احتمال دارد حتی در طول سال یک مرتبه هم به خرید نروم. از این منظر من دارای رویکرد و رفتارهای حیرت آوری بوده و تا حدودی تنبل و کاهل هستم.
برای نمونه هنگامی که قصد خرید کفش داشته باشم، در نخستین مغازهای که وارد شوم، آن را میخرم. اینگونه نیست که سعی کنم کفش ویژهای را بیابم. انجام خریدهای من بیشتر از روی احتیاج و نیاز بوده تا اینکه برای تفریح و خوشایند آن را خرید کنم.
اگر بازیگر نمی شدید دوست داشتید چه کار می شدید؟
مدتی به این موضوع فکر کرده و آگاه نیستم تا چه حد قادرم آن را به مرحله عمل برسانم. ولی از دوران کودکی عاشق نجاری بودم. نمیدانم به چه علت بوی چوب برایم خوشایند و مطلوب است. حتی همچنان به این میاندیشم چنانچه مکانی را در اختیار داشتم که اوقات فراغت به آنجا رفته و با استفاده از ابزار نجاری چوبی را اره کرده و وسیلهای را درست میکردم، به شدت باعث نشاط من میشد. همچنین باغبانی نیز برایم جالب است.
با توجه به اینکه به باغبانی علاقه هم دارید، خودتان اهل پرورش گل و گیاه هستید؟
تنها وسیله تفریح من در منزل رسیدگی و پرورش گل و گیاه میباشد. من در خانه بر روی میز انواع متفاوتی از بنفشههای آفریقایی را چیده و در پشت هر یک از پنجرهها، گلدانهای زیاد شمعدانی قرار دادم. لذا دقت و احتیاط زیادی را در رسیدگی و نگهداری آنها لحاظ میکنم. هر زمان که دوستانم به منزلم میآیند، از طراوت و خرمی این گیاهان حیرت میکنند.
هرچند مراقبت و رسیدگی به گل و گیاه را نیز تا حدودی برای خودم محدود کردم. چرا که رسیدگی به آنها دشوار بوده و مواقعی که در منزل نیستم لازم است این موضوع را به شخص دیگری واگذار کنم. ولی با وجود این محدودیتها، موضوع رسیدگی به گل و گیاه بسیار فوق العاده است.
کتاب و مطالعه چه جایگاهی در زندگی روزمره تان دارد؟
در اطراف من کتاب زیاد مشاهده میشود. به طوری که روی تخت، بالای کاناپه و جاهای دیگر کتاب هست. ولی کتابخانه نیز مواقع خاصی برای من داشته و چنانچه در یک موضوع دچار سوال و ابهام شوم، به کتاب مراجعه میکنم.
چندان تمایلی به مطالعه رمان ندارم، به نظرم از رمان انباشته شده و رغبتی برای این قبیل کتابها در من وجود ندارد. در حال حاضر کتابخوانی برایم بیشتر جنبه تحقیق و بررسی دارد. برخی از رویکردها و دیدگاههایی که در ذهن و فکر خودم دنبال کرده، در کتابها جستجو میکنم. چنین نیست که با خواندن کتاب رمان وقت گذرانی کنم.
اغلب مواقع کتابهای رمانی که به من هدیه میدهند نیز تا انتها نمیخوانم. هم اکنون در شرایطی هستم که اولویتم یافتن پاسخ سوالهای ذهنم بوده تا اینکه دیدگاهها و تفکرات دیگران را دنبال کنم.
اگر بخواهید کتابی برای خواندن به ما پیشنهاد بدهید چیست؟
چنانچه کتابی را به شما پیشنهاد دهم، حتماً غزلیات مولانا و مطالعه مثنوی و قصههای آن خواهد بود. در عین حال خواندن شاهنامه فردوسی نیز بسیار عالی است.
من معتقدم فردی که اقدام به خواندن مثنوی کند، لزومی به مطالعه سایر کتابها برایش نیست. چنانچه هدف ما از مطالعه چنین است که معنای حیات و انسانیت خودمان و رسالتی که به ما محول شده را آگاه شویم، به نظرم کتابهای مذکور کفایت میکند. در چند سال اخیر کتابهای مورد علاقه من، اینها بودهاند.
پس به نظر می آید به شعر خیلی علاقه مندید؟
بله ولی نه هر شعری، سالیان زیادی است که من در پی خواندن شعر نو، استنباط آنها و ایجاد ارتباط یا عواطف فردی سایر افراد نیستم. تا حدودی جریان کلیت بیشتری برایم دارد. از این رو اشعار عرفانی را بیشتر میپسندم.
دل تان بگیرد چه می کنید و غار تنهایی تان کجاست؟
هنگامی که دلم از چیزی غم زده شود، حوصله کرده و شکیبایی میکنم. غار تنهایی من، منزلم محسوب میشود.
نظرتان در مورد ازدواج هنرپیشههای خانم چیست؟
فکر میکنید چند نفر از هنرپیشگان زن در کشور ما در زندگی مشترک موفق بوده اند. در حقیقت آنها در زندگی مجردی موفقیت بیشتری حاصل کردهاند. ولی پس از ازدواج همسرانشان سعی دارند آنها را از فعالیت هنرپیشگی دور کرده و یا پیشنهاد ازدواج از سوی خواستگار مشروط به رها کردن بازیگری است.
بسیاری مواقع حتی زمانی که با کسی از همکاران و قشر هنری ازدواج میکنند، یا به متارکه رسیده و یا اینکه از بازیگری دست میکشند. یکی از رفقای من با یکی از کارگردانهای کشور ازدواج کرد و با وجودی که آنها همکار بودند، ولی این دیدگاه و فرهنگ ناشایست موجب شد که در نهایت از یکدیگر جدا شوند. در حقیقت تنها هنرپیشههای خانم به علت ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، قادر به رشد و ترقی میشوند.
این موضوع همان فرهنگ و رویکردی است که هنوز درک نشده است. گویا به خاطر فعالیت هنرپیشگی لازم است هزینه زیادی بپردازند. زمانی که مصمم شدم زندگی خود را به صورت مجردی سپری کنم، از دشوارترین انتخابهای زندگیم محسوب میشد. ازدواج برایم دوست داشتنی بود، ولی ناچار بودم تنها بمانم. من نیز دلبسته فرزند آوری بوده و تمایل دارم برای اعضای خانواده خود غذا بپزم.
ولی با توجه به اینکه بازیگری با وجود من آمیخته شده بود، به این سهولت حاضر نبودم از آن دست بکشم. لازم است دیدگاه خود را عوض کرده و به سهولت دیگران را مورد سنجش و قضاوت قرار ندهیم. قبول کنیم که هر فردی دارای شخصیت مستقلی بوده و تفکرات خود را به آنها تحمیل نکنیم.
چنانچه به این شعور و ادراک رسیدیم که قادر به داشتن زندگی مشترک هستیم، سعی نکنیم پارتنر خود مجبور کنیم که بسیاری از رویکردها و رفتارهای خود را در زندگی تغییر داده و مطابق میل ما باشد. همچنین به وجودش و تمایلات و خواسته او حرمت قائل شویم.
هر فردی که تصمیم به ازدواج دارد، لازم است به چنین سطح فکری دست یابد که رشد و ترقی همسرش برایش مطلوب بوده و برای این ازدواج او را ناچار به پذیرفتن شروط نکند. قبول کنیم مفهوم ازدواج به منزله همراه بودن است نه اینکه همسر خود را در محدودیت قرار دهیم. هیچ فردی با تحت فشار و محدود کردن همسرش دستاوردی حاصل نکرده است.
و حرف آخرتان برای مخاطبان چیست؟
من واقعاً در انتظار آمدن روزگاری هستم که افراد دیدگاه و تفکراتشان را گسترش داده و به این ترتیب روند زندگی را برای خود و نزدیکانشان مشکل نکنند. به این ترتیب میتوانند از زندگی حض و بهره کافی را ببرند.
زندگی دارای جلال و شکوه زیادی است، ولی ما به علت مشغول شدن به امورات زندگی آن را از خاطر برده و رفتارهایمان بنا بر عادت شده است. به قول سهراب چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید.
لازم است عادات و رویکردهای تکراری را رها کنیم. در زمان مواجهه با یک گل لازم است با دقت به آن نگاه کرده و زیبایی خالق و جهان هستی را در آن بیابیم. همچنین به سادگی از کنار یک پرنده عبور نکنیم. مطالبی که من میگویم جریان حقیقی زندگی است و آنها را حرفهای کلیشهای تلقی نکنید.
لازم است شکیبایی و تحمل را فرا گرفته و بزرگی حیات و هستی را متوجه شویم. به این ترتیب حرمت و منزلت بیشتری برای خودمان قائل میشویم که زندگی جلوه و آرامش بیشتری خواهد یافت.







