دانلود آهنگ به من چه این همه غریبه دورشه از علی یاسینی | نزنید پشت مرده حرف

متن آهنگ به من چه این همه غریبه دورشه از علی یاسینی
نه اون دیگه قدیماشه نه من دیگه کشته مردم نه بدش بگید نه خوبش جلو من
نزنید پشت مرده حرف نه حتی میخوام بدونم کجاس
به من چه هر کاری میکنه به من چه زندگی خودشه
دانلود آهنگ به من چه این همه غریبه دورشه از علی یاسینی
×
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟








چه قشنگی این رها شدن از قضاوتِ دیگران! یه جورایی خودِ خودِ زندگیه، همین که آدم بذاره هر کی بره دنبال راهش.
هر آهنگی یه گوشه دنج داره برای دلتنگی، ولی این یکی چیز دیگهست؛ انگار که شاعر دقیقاً پروندهی تموم خاطراتمو باز کرده. کاش یکی یه راهنمای خوب بلد بود که آدم با این حسای قشنگ غمگین چیکار کنه، غیر از گوش دادن به همین یه قطعه تکراری.
چه آهنگی، چه حرفهای تلخی! آدم با این شعر یاد روزهایی میافته که دوس داره همهچیزو پشت سر بذاره. مخصوصاً اون جمله «نزنید پشت مرده حرف» واقعاً توی ذهن میمونه.
هر کی یه روزی یه جایی وصله به یه خاطرهای، ولی وقتی تموم بشه، دلیلی نداره برگردی سراغش. آهنگ دقیقاً همون رو میگه.
اگه بخوام یه بو رو معرفی کنم، این علاقه شما یه ذکاوت بی مثاله. به امید رشد و توسعه پایدار.
یه چیزی تو این شعر بود که با اینکه خیلی سادهست، ولی دقیقاً همون حرفیه که یه آدم بعد از کلی سال میخواد به خودش بگه. اینکه بذاری بره و حتی نپرسی کجاست، خودش یه جور پیروزیه؛ نه از سر بیتفاوتی، از سر خستگیِ از فکر کردنِ زیاد. این همه غریبه دورشه، ولی تو دیگه حتی براش غریبهای… شاید این آرومترین جور رهایی باشه.
نظرت به ته دل می شینه، خیلی خوب به اون حسِ بی خیالی نزدیک شدی.
خیلی خوب بود، خیلی آموزنده بود. 💖 💫 🙌 💯
حس کردم. 💐 🌟 💜
همون اول کار یه ذره بغض گرفتم، ولی بعدش گفتم آدم باید یه جایی از خودش بگذره. این ترانه دقیقاً همون حرفیه که بعضی وقتا دلمون میخواد به خودمون یادآوری کنیم.
دلم برای اون نسخه ی قدیمی خودم تنگ میشه که اینقدر راحت قضاوت میکرد. حالا فهمیدم بعضی دیوارها رو نباید کوبید، باید کنارشون راه افتاد و سکوت کرد. این آهنگ دقیقاً همون حسیه که آدم بعد از کلی سال تجربه، ته دلش داره.
همون جمله مدیر پروژه رو که گفتی، یادِ این بیتِ آهنگ افتادم که «به من چه هر کاری میکنه». عینِ یه جلسهی کاریه که همه میان یه آدم رو نقد کنن، ولی آخرش فقط یه نفر میگه بریم سر کارمون.
همون لحظه ای که زدمش تو لیست پخش، دلم یه جور دیگه شد؛ آدم با این ترانه ها یه گوشه ی دنجِ ذهنشو پیدا می کنه.
حالا دیگه این جملهها واسم یه دنیا شده؛ آخه کی میتونه با «نزنید پشت مرده حرف» اینقدر ساده و بیمقدمه دل آدم رو لرزونده باشه؟
این دقیقاً همون حس جدایی و بی خیالیِ که بعضی آدم ها بعد از تموم شدن یه رابطه پیدا می کنن؛ دیگه نه دلتنگیشو داری نه حتی کنجکاویِ احوالش.
هرچی به قلبم فشار میارم بازم یه گوشه اش واست تنگ میشه. این ترانه دقیقاً همون حرفیه که تو دلم موندده، نه فراموشی هست نه کینه، فقط یه سکوت سنگین.
نثرِ مخملینِ این اثر، شنونده را به خلوتِ تأمل میبرد؛ اما پندارِ «بیاعتناییِ مطلق» در بندهای آن، با ذاتِ آدمی که همواره در قفسِ خاطرات اسیر است، ناسازگار مینماید.