دقیقاً همون تضاد درونیه که آدم رو میخکوب میکنه؛ از یه طرف دلت میخواد ازش متنفر باشی، از طرف دیگه دلت نمیاد رهاش کنی. علی یاسینی اینو اونقدر شاعرانه گفته که آدم حس میکنه داره زندگیشو میخونه.
هامون جواهریان2 ماه پیش
عالی بود، خیلی آموزنده و روان بود. 🌷 🥇 ⭐
یک بسکتبالیست2 ماه پیش
از پیوندِ نغمه و خاطره، روایتی جان میگیرد که گوش جان را نوازش میدهد؛ چنانکه صدای علی یاسینی، غبارِ تنهایی را از دل میزداید و آدمی را به درنگ وامیدارد. این اثر، نه فقط یک قطعه موسیقایی، بلکه آیینهای از احوالات درونی است که در سکوتِ شب، طنینِ آشنایِ دلتنگی را زمزمه میکند.
یاسین نروژی2 ماه پیش
آدمیزاد هر چقدر هم با کسی رفیق باشه، باز یه گوشه هایی از دلش هست که غریبهست و هیچکس بهش راه نداره. این آهنگ دقیقاً همون حس رو بیدار میکنه.
مستانه2 ماه پیش
چند روزه این قطعه رو گوش می دم و هر بار یه حس تازه ازش می گیرم. علی یاسینی واقعاً توی این کار سنگ تموم گذاشته، مخصوصاً اون بخش هایی که ملودی یهو عوض می شه. کیفیت ۳۲۰ هم که دیگه حرف نداره، انگار داره کنارتم می خونه.
غفور2 ماه پیش
این آهنگ رو چند بار گوش دادم؛ هر بار یه زاویه جدید از شعر برام باز شد. حسِ غریبگی که علی یاسینی با این ملودی ساخته، واقعاً دست کمی از یه فیلم سینمایی نداره.
نایب2 ماه پیش
نمونه ی شنیدنی که آوردی، دقیقاً همون حس و حالِ آهنگه؛ آدم یه جاهایی بغضش می گیره، ولی تهش لبخند می زنه. پایه ی کارت عالیه.
یاسین کاکاوند2 ماه پیش
تازه بعد از کلی تکرار و پخش، تازه حال و هواشو گرفتم. اجرای علی یاسینی یه جورایی آدم رو میبره تو خودش، مخصوصاً وقتی تنها باشی و فکرت درگیر.
یک قدمی استوار2 ماه پیش
اتفاقاً این حس «غریبه شدن با خودمون» دقیقاً همون نکته ایه که تیغ اوکام ساده ترش می کنه؛ آهنگش رو که گوش می دی، می فهمی یه جای کار می لنگه.
پریچهر بلغاری2 ماه پیش
غلبه بر تنهایی یعنی همین حال و هوای آهنگ، ممنون که اینجا بود.
ترانه2 ماه پیش
واسه این حالم فقط آهنگاش آرومم میکنه، علی یاسینی با همین ترانههای بغضدار خودش حال دنیامو جا میاره.
بهاره2 ماه پیش
سلطان. 😋
قاسم حکمتی2 ماه پیش
همون جمله ی آخرش دقیقاً ته دلم نشست؛ «باید از تو متنفر شم با این کارا که کردی» ولی بازم دلت نمیاد. علی یاسینی تو این ترانه یه جوری از زاویه دید عاشقی گفته که انگار خودش عین ما همه رو تجربه کرده. این که آدم از کسی که عاشقشه متنفر بشه ولی بازم نتونه ولش کنه، واقعاً پیچیده ست و کمتر شعری از پسِ نشون دادنش برمیاد.
شهربانو2 ماه پیش
نگاهِ شما به قضیه جالبه، ولی من از زاویهی متفاوتی میبینمش؛ اینجا بحث هل دادن سنگ نیست، اصلاً بحث سنگ بودنِ خودِ ماست.
یعقوب شایان2 ماه پیش
ممنون، خیلی عالی و کامل. 😃 😁 😜 💙 ✅
ویدا2 ماه پیش
ترانه ای که زخم دل را با نغمه ی شیدایی درآمیخته و تصویری از عشق بی بازگشت ترسیم کرده است؛ هنر، گاه در دل دردناک ترین واژه ها شکوفا می شود و این اثر نمونه ای روشن از آن است.
دقیقاً همون تضاد درونیه که آدم رو میخکوب میکنه؛ از یه طرف دلت میخواد ازش متنفر باشی، از طرف دیگه دلت نمیاد رهاش کنی. علی یاسینی اینو اونقدر شاعرانه گفته که آدم حس میکنه داره زندگیشو میخونه.
عالی بود، خیلی آموزنده و روان بود. 🌷 🥇 ⭐
از پیوندِ نغمه و خاطره، روایتی جان میگیرد که گوش جان را نوازش میدهد؛ چنانکه صدای علی یاسینی، غبارِ تنهایی را از دل میزداید و آدمی را به درنگ وامیدارد. این اثر، نه فقط یک قطعه موسیقایی، بلکه آیینهای از احوالات درونی است که در سکوتِ شب، طنینِ آشنایِ دلتنگی را زمزمه میکند.
آدمیزاد هر چقدر هم با کسی رفیق باشه، باز یه گوشه هایی از دلش هست که غریبهست و هیچکس بهش راه نداره. این آهنگ دقیقاً همون حس رو بیدار میکنه.
چند روزه این قطعه رو گوش می دم و هر بار یه حس تازه ازش می گیرم. علی یاسینی واقعاً توی این کار سنگ تموم گذاشته، مخصوصاً اون بخش هایی که ملودی یهو عوض می شه. کیفیت ۳۲۰ هم که دیگه حرف نداره، انگار داره کنارتم می خونه.
این آهنگ رو چند بار گوش دادم؛ هر بار یه زاویه جدید از شعر برام باز شد. حسِ غریبگی که علی یاسینی با این ملودی ساخته، واقعاً دست کمی از یه فیلم سینمایی نداره.
نمونه ی شنیدنی که آوردی، دقیقاً همون حس و حالِ آهنگه؛ آدم یه جاهایی بغضش می گیره، ولی تهش لبخند می زنه. پایه ی کارت عالیه.
تازه بعد از کلی تکرار و پخش، تازه حال و هواشو گرفتم. اجرای علی یاسینی یه جورایی آدم رو میبره تو خودش، مخصوصاً وقتی تنها باشی و فکرت درگیر.
اتفاقاً این حس «غریبه شدن با خودمون» دقیقاً همون نکته ایه که تیغ اوکام ساده ترش می کنه؛ آهنگش رو که گوش می دی، می فهمی یه جای کار می لنگه.
غلبه بر تنهایی یعنی همین حال و هوای آهنگ، ممنون که اینجا بود.
واسه این حالم فقط آهنگاش آرومم میکنه، علی یاسینی با همین ترانههای بغضدار خودش حال دنیامو جا میاره.
سلطان. 😋
همون جمله ی آخرش دقیقاً ته دلم نشست؛ «باید از تو متنفر شم با این کارا که کردی» ولی بازم دلت نمیاد. علی یاسینی تو این ترانه یه جوری از زاویه دید عاشقی گفته که انگار خودش عین ما همه رو تجربه کرده. این که آدم از کسی که عاشقشه متنفر بشه ولی بازم نتونه ولش کنه، واقعاً پیچیده ست و کمتر شعری از پسِ نشون دادنش برمیاد.
نگاهِ شما به قضیه جالبه، ولی من از زاویهی متفاوتی میبینمش؛ اینجا بحث هل دادن سنگ نیست، اصلاً بحث سنگ بودنِ خودِ ماست.
ممنون، خیلی عالی و کامل. 😃 😁 😜 💙 ✅
ترانه ای که زخم دل را با نغمه ی شیدایی درآمیخته و تصویری از عشق بی بازگشت ترسیم کرده است؛ هنر، گاه در دل دردناک ترین واژه ها شکوفا می شود و این اثر نمونه ای روشن از آن است.