بیوگرافی و زندگینامه اسکارلت جوهانسون

بیوگرافی اسکارلت جوهانسون
اسکارلت جوهانسون، که اسم کاملش اسکارلت اینگرید جوهانسونه، یک بازیگر آمریکاییست که ۲۲ نوامبر ۱۹۸۴ به دنیا اومده. تو سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، بیشترین دستمزد رو بین بازیگرای زن گرفت و چند بار هم تو لیست ۱۰۰ نفره پولدارای مجله فوربز اسمش اومد. مجله تایمز هم تو سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۵، جزو ۱۰۰ نفر تأثیرگذار دنیا حسابش کرد. فیلماش مجموعاً بیش از ۱۴٫۳ میلیارد دلار تو کل دنیا فروش داشتن و این باعث شد که دومین بازیگر پرفروش تاریخ سینما بشه. تو دوران کاریش کلی جایزه گرفته، از جمله یک جایزه تونی و یک بفتا، و دو بار هم نامزد اسکار و پنج بار نامزد گلدن گلوب شده. این بازیگر به خاطر نقشآفرینی فوقالعاده و درخشانش تو کلی فیلم هالیوودی، الان یکی از ستارههای معروف آمریکایی به حساب میاد.

خلاصه زندگینامه
اسم تولدش: اسکارلت اینگرید جوهانسون
تاریخ به دنیا اومدن: ۲۲ نوامبر ۱۹۸۴
محل تولد: شهر نیویورک، آمریکا
ملیت: آمریکایی و دانمارکی
شغلها: بازیگر و خوننده
سالهای فعالیت: از ۱۹۹۴ تا حالا
همسراش: رایان رینولدز (ازدواج ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱)، رومن داوریاک (ازدواج ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷)، کالین جست (ازدواج ۲۰۲۰)
بچهها: ۲ تا
نسب فامیلی: اینر جوهانسون (پدربزرگش)
نامزد جوایز: جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و بقیه
قد: ۱ متر و ۶۰ سانت
فیلمهای پیش رو: تولد دوباره دنیای ژوراسیک، طرح فنیقی، Eleanor the Great، Avengers: Secret Wars
افتخارات: جایزه بفتای بهترین بازیگر زن، جایزه سینمایی امتیوی برای بهترین مبارزه، جایزه رابرت آلتمن و بقیه
زندگینامه
اوایل زندگی و خانواده:
اسکارلت اینگرید جوهانسون، ۲۲ نوامبر ۱۹۸۴ در منهتن نیویورک به دنیا اومد. جالبه که این تاریخ مصادف بود با بیست و یکمین سالگرد ترور جان اف کندی. پدرش، کارستن جوهانسون، یه معمار دانمارکی بود که از کپنهاگ اومده بود آمریکا. پدربزرگ پدریش، اینر جوهانسن، تاریخنویس، فیلمنامهنویس و کارگردان بود و ریشههای سوئدی داشت. مادرش، ملانی اسلون، اهل نیویورک و تهیهکننده بود. یه دورهای هم مدیر برنامههای اسکارلت شد. خانواده مادریش یهودیهای اشکنازی از لهستان و روسیه بودن که با نام شلمبرگ شناخته میشدن. خود اسکارلت هم خودش رو یه یهودی میدونه.
خواهر بزرگترش ونسا بازیگره، یه برادر بزرگتر داره به اسم آدریان و یه برادر دوقلو به اسم هانتر. از ازدواج اول پدرش هم یه برادر ناتنی بزرگتر به اسم کریستین داره. اسکارلت هم تابعیت آمریکایی داره هم دانمارکی. یه بار تو برنامه “ریشههای تو” از پیبیاس گفت که خانواده پدربزرگ مادریش تو هولوکاست تو گتوی ورشو کشته شدن.
مدرسه ابتدایی رو تو PS 41 تو دهکده گرینیچ منهتن رفت. وقتی ۱۳ سالش بود، پدر و مادرش از هم جدا شدن. این جدایی خیلی بهش ضربه زد و روحیهاش رو خراب کرد. تو نوجوانی بیشتر پیش مادربزرگش بود. مادربزرگ مادریش، دوروتی اسلون، دفتردار و معلم مدرسه بود و اسکارلت باهاش خیلی صمیمی بود. بیشتر وقتشون رو با هم میگذروندن و از نظر اسکارلت، مادربزرگش بهترین دوستش بود.
با تشویق مادربزرگ، رفت تو کلاسهای رقص و آواز و حتی گاهی برا خانواده اجرا میکرد. اسکارلت آرزو داشت یه روزی مثل جودی گارلند، بازیگر معروف هالیوود بشه. جلوی آینه میایستاد و دیالوگهاش تو فیلم “مرا در سنت لوئیس ملاقات کن” رو تکرار میکرد و تمرین میکرد. مادربزرگ که دید نوهاش اینقدر به بازیگری علاقه داره، تصمیم گرفت ببرتش یه مدرسه مخصوص بازیگری.
مادرش ملانی اسلون عاشق فیلم بود و بیشتر وقتش رو به تماشای فیلمهای کلاسیک میگذروند. وقتی فیلم “بر باد رفته” رو دید، چون اسم خودش با نقش ملانی همیلتون یکی بود، تصمیم گرفت اسم دخترش رو از شخصیت اسکارلت اوهارا بذاره اسکارلت. راستش اسکارلت به خاطر مادرش با سینما آشنا شد و از سه سالگی آرزوی بازیگر شدن داشت. یه بار با برادر دوقلوش رفتن تست یه تبلیغ تلویزیونی، ولی فقط برادرش قبول شد. خودش میگفت هشت سالگی بعد از دیدن فیلم “سکوت برهها” فهمید که عشقش به بازیگری جدی شده و دیگه ولکردنی نیست.
همون سال تو کلاسهای بازیگری مرکز لی استراسبرگ ثبتنام کرد و اولین بار با یه نمایش به اسم “سفسطه” روی صحنه تئاتر رفت. بچگیها دوست داشت شغلی داشته باشه که همه بهش توجه کنن، به خاطر همین جلوی خانواده آواز میخوند و میرقصید. مخصوصاً عاشق تئاتر موزیکال و جاز هندس بود. رقص تپ دنس هم یاد گرفت و میگفت پدر و مادرش همیشه از علاقهاش حمایت میکردن. به نظر خودش بچگیهای معمولیای داشت.
تمرین بازیگریش تو بچگی اینجوری بود که جلوی آینه نقشهاش رو اجرا میکرد و طوری گریه میکرد که انگار خودش جودی گارلنده تو اون فیلم. هفت سالگی یه استعدادیاب اجراش رو دوست نداشت و فقط با برادرش قرارداد بست، این موضوع خیلی ناراحت و غمگینش کرد. ولی بعدش مصمم شد به هر قیمتی شده بازیگر بشه.
رفت مرکز آموزشی تئاتر و فیلم لی استراسبرگ و کلی تست تبلیغات داد. اما بعداً از این کار زده شد و گفت: “نمیخواستم واندر برد رو تبلیغ کنم.” تمرکزش رو گذاشت روی فیلم و تئاتر. اولین بار تو نمایش آف برادوی “سفسطه” با ایثن هاک روی صحنه رفت و دو خط دیالوگ گفت. همزمان تحصیلش رو تو مدرسه کودکان حرفهای PCS شروع کرد، یه مدرسه خصوصی تو منهتن برای بچههای بازیگر.
اسکارلت از بچگی عاشق بازیگری بود و اولین بار با یه نمایش آف برادوی نقش یه بچه بازیگر رو بازی کرد. با فیلم طنز و فانتزی “شمال” در سال ۱۹۹۴ وارد سینما شد. با بازی تو فیلمهای “مانی و لو” (۱۹۹۶)، “نجواگر اسب” (۱۹۹۸) و “دنیای روح” (۲۰۰۱) معروف شد. سال ۲۰۰۳ با بازی تو فیلم “گمشده در ترجمه” یه نقش بزرگسال رو بازی کرد و جایزه بفتای بهترین بازیگر زن رو گرفت. همون سال تو فیلم “دختری با گوشواره مروارید” هم بازی کرد.
به خاطر این فیلمها و نقش یه نوجوان جنجالی تو فیلم “ترانه عاشقانهای برای بابی لانگ” (۲۰۰۴) و نقش یه وسوسهگر تو فیلم “امتیاز نهایی” (۲۰۰۵) نامزد گلدن گلوب شد. تو این دوره تو فیلمهای دیگهای مثل “پرستیژ” (۲۰۰۶)، “ویکی کریستینا بارسلونا” (۲۰۰۸) هم بازی کرد و دو آلبوم به اسم “هر جایی سرم را میگذارم” (۲۰۰۸) و “جدایی” (۲۰۰۸) منتشر کرد که رفتن تو جدول بیلبورد ۲۰۰.
سال ۲۰۱۰ با نمایش “چشماندازی از پل” تو برادوی برگشت و جایزه تونی بهترین بازیگر زن رو گرفت. بعدش نقش بیوه سیاه رو تو دنیای سینمایی مارول بازی کرد که از فیلم “مرد آهنی ۲” شروع شد. این نقش رو تو هشت فیلم بازی کرد و آخرینش “بیوه سیاه” (۲۰۲۱) بود که تو دنیا حسابی استقبال شد.
بعد از اون تو فیلمهای علمی تخیلی “او” (۲۰۱۳)، “زیر پوست” (۲۰۱۳)، “لوسی” (۲۰۱۴) و “شبح درون پوست” (۲۰۱۷) بازی کرد. سال ۲۰۱۹ تو فیلم “داستان ازدواج” نقش یه بازیگر تئاتر و تو فیلم “جوجو خرگوشه” نقش یه مادر مجرد تو دوران نازیها رو بازی کرد. به خاطر این دو فیلم، جزو معدود بازیگرای تاریخ شد که تو یه سال نامزد دو جایزه اسکار شدن.
بسیاری از مجلهها و رسانهها اسکارلت جوهانسون رو یه نماد جذابیت میدونن و خیلیها بهش میگن یکی از جذابترین زنای دنیا. اون یه مبلغ معروف برای برندهای تجاری بوده و کلی از خیریهها حمایت کرده. قبلاً با رایان رینولدز، بازیگر کانادایی، و بعدش با رومن دوریاک، یه تاجر فرانسوی، ازدواج کرد. سال ۲۰۲۰ با کالین جست، یه کمدین، ازدواج کرد. الان دو تا بچه داره، یکی از ازدواج با دوریاک و یکی هم از ازدواج با جست.
ازدواج

خب، بذار برات یه جوری تعریف کنم انگار داری با یه رفیق حرف میزنی.
وقتی اسکارلت جوهانسون تو مدرسه “پیسیاس” درس میخوند، تو سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ میلادی، با یکی از پسرای کلاسش به اسم جک آنتونوف قرار میذاشت. بعدش تا آخر سال ۲۰۰۶، دو سال با جاش هارتنت، همبازیش تو فیلم “کوکب سیاه” رابطه داشت. هارتنت بعداً گفت که شلوغی کار زیاد باعث شد از هم فاصله بگیرن و آخرش هم رابطه تموم شد.
سال ۲۰۰۷ بود که اسکارلت با رایان رینولدز، بازیگر و تهیهکننده کانادایی، وارد یه رابطه عاشقانه شد. می۲۰۰۸ نامزدیشون رو اعلام کردن و سپتامبر همون سال رسماً ازدواج کردن. ولی این ازدواج فقط سه سال دووم آورد و دسامبر ۲۰۱۰ از هم جدا شدن. طلاقشونم توی جولای ۲۰۱۱ ثبت شد.
نوامبر ۲۰۱۲، اسکارلت با یه مرد فرانسوی به اسم رومن داوریاک که صاحب یه آژانس تبلیغاتی بود آشنا شد و باهاش رابطه شروع کرد. بعدش توی سپتامبر نامزد کردن. سال ۲۰۱۴ صاحب یه دختر شدن و اسمش رو گذاشتن رز دوروتی داوریاک. بعد هم توی اکتبر تو شهر فیلیپسبورگ، مونتانا رسماً ازدواج کردن. ولی به خاطر اختلافاتی که بینشون پیش اومد، اواسط ۲۰۱۶ از هم جدا شدن و سپتامبر ۲۰۱۷ طلاق گرفتن.
این بازیگر توی می۲۰۱۷ یه رابطه جدید با یکی از نویسندههایی شروع کرد که تو برنامه “پخش زنده شنبه شب” باهاش همکار بودن و با هم برنامه “ویکند آپدیت” رو اجرا میکردن. اسمش کالین جست بود. می۲۰۱۹ نامزد کردن و اکتبر ۲۰۲۰ ازدواج کردن. حاصل این ازدواج یه پسر بود که آگوست ۲۰۲۱ به دنیا اومد و اسمش رو گذاشتن کاسمو. اسکارلت جوهانسون از اکتبر ۲۰۱۸ تو شهرهای نیویورک و لسآنجلس زندگی میکنه.
یه بارم اعتراض کرد و از رسانههایی که با تبلیغات تصویری، غذاهای ناسالم رو ترویج میدادن و باعث میشدن خانمها عادت غذایی بدی پیدا کنن، انتقاد کرد. توی یه مقاله برای مجله هافینگتون پست نوشت و مردم رو تشویق کرد که مراقب سلامت بدنشون باشن.
یه نکته جالب اینه که عکس برهنهای از اسکارلت همراه با کیرا نایتلی و تام فورد رو جلد شماره مارس ۲۰۰۶ مجله ونتیفر چاپ شدن! این قضیه کلی سر و صدا به پا کرد و نشون میده که تو کشورهای غربی و آمریکا، زنها مجبورن با نشون دادن اندامشون تو کارشون به موفقیت برسن. بعدش توی سپتامبر ۲۰۱۱، عکسهای برهنه دیگهای از جوهانسون تو فضای مجازی پخش شد که از تلفن همراهش هک شده بود. افبیآی بررسی کرد و هکر رو گرفت و خودش هم اعتراف کرد. دادگاهم محکومش کرد به ده سال زندان.
اسکارلت در این باره گفت که این عکسها رو سه سال قبل از این ماجرا برای شوهرش رایان رینولدز فرستاده بود. بعد از اینکه کتابی به اسم “اولین چیزی که ما به آن نگاه میکنیم” از گریگوری دلاکورت منتشر شد، اسکارلت سال ۲۰۱۴ از ناشر فرانسوی کتاب شکایت کرد چون توش حرفای توهینآمیزی درباره روابطش زده بود. ناشر مجبور شد ۳۴۰۰ دلار بهش بده، در حالی که اسکارلت ۶۸ هزار دلار خواسته بود.
زندگی هنری

اوایل حرفه و پیشرفت (۱۹۹۴–۲۰۰۲):
البته، در ادامه متن بازنویسی شده به صورت عامیانه و دوستانه آورده شده است:
اسکارلت جوهانسون وقتی نه سالش شد، اولین قدم تو دنیای سینما رو سال ۱۹۹۴ با بازی تو یه فیلم فانتزی و بامزه به اسم «شمال» برداشت. تو این فیلم، اون نقش دختر جان ریتر رو بازی کرد. خودش میگه وقتی پامو میذارم تو صحنه فیلمبرداری، یه جور غریزی میدونم دقیقاً باید چیکار کنم. بعدش هم یه سری نقشهای کوچیک و کوتاه بازی کرد؛ مثلاً سال ۱۹۹۵ تو فیلم معمایی و مهیج «انگیزه عدالت» نقش دختر شخصیتهای شان کانری و کیت کپشا رو داشت و سال ۱۹۹۶ تو فیلم «اگر لوسی سقوط میکرد» یه دانشجوی هنر شد.
اولین باری که اسکارلت نقش اصلی رو گرفت، سال ۱۹۹۶ تو فیلم «مانی و لو» بود. تو این فیلم با الکسا پالادینو و برادر خودش هانتر همبازی شد. اون نقش آماندا رو بازی کرد، یه خواهر کوچولوی نوجوون که باردار بود و از خونه سرپرست موقتش فرار میکرد.
بازیش تو این فیلم کلی بازخورد مثبت گرفت. مثلاً یه نویسنده تو روزنامه «سان فرانسیسکو کرونیکل» نوشته بود که تماشاگران کمکم به این فیلم علاقهمند میشن، «تا حد زیادی به خاطر جذابیت … اسکارلت جوهانسون». ولی یه منتقد دیگه به اسم میک لاسال تو همون مجله راجع به رفتارهای نرم و ملایمش نوشته بود و میگفت اگه بتونه با همین حالت بیعیب و نقص از دوران بلوغ رد بشه، میتونه تو آینده یه بازیگر درجه یک بشه. اسکارلت به خاطر بازی تو این فیلم حتی نامزد جایزه ایندیپندنت اسپیریت برای بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
بعدش اومد تو فیلمهای «پاییز» و «تنها در خانه ۳» که هر دو سال ۱۹۹۷ ساخته شدن، نقشهای کوتاهی بازی کرد. سال ۱۹۹۸ هم تو فیلم «نجواگر اسب» که رابرت ردفورد هم کارگردانش بود هم بازیگر، ظاهر شد و تونست توجه همه رو جلب کنه. این فیلم یه درام بود که داستانش از روی رمانی به همین اسم نوشته نیکولاس اونز گرفته شده بود که سال ۱۹۹۵ چاپ شده بود.
داستان فیلم درباره یه مربی اسب خیلی حرفهای و بااستعداده که میخواد به یه نوجوون زخمی (که جوهانسون نقشش رو بازی میکنه) و اسبش کمک کنه تا دوباره سلامت بشن. تو تیتراژ فیلم، اول اسم اسکارلت جوهانسون نوشته شده بود «با معرفی». این بازی هفتمین تجربه بازیگریش محسوب میشد.
مجله «ردفورد» درباره پیشرفت اسکارلت جوهانسون نوشته بود که اون یه دختر ۱۳ سالهست ولی مثل یه آدم ۳۰ ساله رفتار و عملکرد داره. تاد مک کارتی از مجله «ورایتی» هم نوشته بود که اسکارلت جوهانسون خیلی باورپذیر نشون میده که یه دختر بیخیال چقدر میتونه نادون و از درون ناراحت باشه، وقتی یه اتفاق وحشتناک میافته و به یکباره سقوط میکنه. اسکارلت به خاطر بازی تو این فیلم از طرف انجمن منتقدان فیلم شیکاگو نامزد جایزه «آیندهدارترین بازیگر زن» شد.
خود اسکارلت معتقد بود بازی تو این فیلم زندگیاش رو کلی تغییر داد و فهمید که بازیگری یعنی اینکه بتونی عواطف و احساسات درونیت رو کنترل کنی. اسکارلت جوهانسون درباره پیدا کردن نقشهای خوب تو سن نوجوونی گفت که این کار براش خیلی سخت بود. چون فیلمنامهها رو بزرگها مینوشتن و بچهها رو مثل آدمهایی نشون میدادن که فقط عاشق خرید هستن و خیلی جدی نیستن … برای همین بچهها و نوجوونا نمیتونستن هیچ جور واقعی بازی کنن.
بعد از اون، اسکارلت جوهانسون سال ۱۹۹۹ تو فیلم «برادر من خوک» و سال ۲۰۰۱ تو فیلم نوآر «مردی که آنجا نبود» به کارگردانی برادران کوئن بازی کرد. اون سال ۲۰۰۱ تو یه فیلم کمدی سیاه به اسم «دنیای روح» که تری زوایگف کارگردانش بود و داستانش از روی یه کتاب مصور به همین اسم نوشته دنیل کلوز گرفته شده بود، نقش یه شخصیت طرد شده و بدبین رو خیلی عالی بازی کرد. اون برای تست این فیلم یه نوار ضبط شده از نیویورک فرستاد و زوایگف گفت که اسکارلت یه شخصیت خاص، عجیب و ناشناخته داره و برای این نقش کاملاً مناسبه.
این فیلم سال ۲۰۰۱ تو جشنواره جهانی فیلم سیاتل نمایش داده شد. با اینکه تو گیشه موفق نبود و از نظر مالی شکست خورد، ولی بعداً تبدیل به یه فیلم کالت شد. یکی از منتقدان «آستین کرونیکل» اسکارلت جوهانسون رو «حساس و بااستعداد که سنش رو نقض میکنه» توصیف کرد. اون به خاطر این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از انجمن منتقدان فیلم تورنتو شد. اسکارلت جوهانسون سال ۲۰۰۲ کنار دیوید آرکت تو یه فیلم طنز و ترسناک به اسم «هیولای هشت پا» بازی کرد.
داستان این فیلم درباره یه عالمه عنکبوته که کنار زبالههای سمی قرار میگیرن و در نتیجه خیلی بزرگ و غولپیکر میشن و آدمها رو میکشن و محصولات کشاورزی رو نابود میکنن. همون سال که جوهانسون مدرسه حرفهای کودکان رو تموم کرد، برای مدرسه هنر تیش دانشگاه نیویورک درخواست داد. ولی چون قبولش نکردن، تصمیم گرفت تمام تمرکز و انرژیاش رو بذاره روی بازیگری تو سینما.
تغییر وضعیت به نقشهای بزرگسالانه (۲۰۰۳–۲۰۰۴):
خب، بذار این داستان رو به زبون خودم برات بگم. حدود سال ۲۰۰۳ میلادی بود که اسکارلت جوهانسون با دو تا فیلم، از نقشهای نوجوانی اومد بیرون و رفت تو دنیای بازیگری بزرگسالا. اولینیش فیلم «گمشده در ترجمه» بود، یه کمدی عاشقانه که سوفیا کوپولا ساخت. توی این فیلم، اسکارلت کنار بیل مری نقش دختری به اسم شارلوت رو بازی کرد که یه زن جوون و بیحوصله و گوشهگیر بود.
قبل از این، اسکارلت توی فیلم «مانی و لو» بازی کرده بود که نظر کوپولا رو جلب کرد. کوپولا اون موقع گفته بود اسکارلت یادش میندازه یه لورن باکال جوون رو، و حتی رابطه بین شخصیتهای فیلمش رو به فیلم «خواب ابدی» سال ۱۹۴۶ ربط داده بود که باکال و هامفری بوگارت توش بازی کرده بودن. خود اسکارلت هم میگفت کار با یه کارگردان زن براش فرق داشت، چون کوپولا خوب میتونست بفهمتش.
این فیلم «گمشده در ترجمه» با بودجه ۴ میلیون دلاری ساخته شد، ولی توی گیشه ۱۱۹ میلیون دلار فروخت و کلی تحسین شد. راجر ایبرت، منتقد معروف، خیلی ازش تعریف کرد و گفت بازیگراش عالی بودن. نیویورک تایمز هم اسکارلت ۱۷ ساله رو به خاطر بازی تو نقشی که از سنش بزرگتر بود، تحسین کرد.
بعدش نوبت به فیلم «دختری با گوشواره مروارید» رسید که پیتر وبر کارگردانی کرد و بر اساس رمان تریسی شوالیه بود. توی این فیلم، اسکارلت نقش گریت رو بازی کرد که کلی بازخورد خوب گرفت. حتی نامزد جایزه گلدن گلوب، بفتا، جایزه انجمن منتقدان لندن و جایزه مستقل بریتانیا برای بهترین بازیگر زن شد. سال ۲۰۰۴ هم بهش پیشنهاد دادن که عضو آکادمی علوم و هنرهای سینما بشه.
همون سال، اسکارلت توی فیلم «باب اسفنجی» صداپیشگی کرد و توی یه فیلم به اسم «یک زن خوب» که از داستان «هوادار لیدی وندرمیر» اسکار وایلد الهام گرفته بود، بازی کرد. این فیلم رو کنار هلن هانت و تام ویلکینسون بازی کرد، ولی هم از نظر منتقدا و هم از نظر مالی شکست خورد.
بعدش توی فیلمهای «بالاترین نمره»، «جمع خوب» و «ترانه عاشقانهای برای بابی لانگ» بازی کرد. بازی خوبش توی این آخرین فیلم باعث شد برای سومین بار نامزد گلدن گلوب بشه. یه مدت کوتاه هم توی فیلم «مأموریت غیرممکن ۳» کار کرد، ولی چون برنامههاش جور درنمیومد و با تام کروز، بازیگر اصلی، یه اختلافاتی پیدا کرد، از ادامه همکاری منصرف شد.
سال ۲۰۰۵ توی یه فیلم علمی-تخیلی به اسم «جزیره» به کارگردانی مایکل بی بازی کرد و دو نقش سارا جوردن و کلونش جوردن دو دلتا رو بازی کرد. این فیلم از نظر مالی موفق نبود و نقدهای متوسطی گرفت.
همون سال، توی فیلم «امتیاز نهایی» به کارگردانی وودی آلن بازی کرد که کلی مورد توجه منتقدا قرار گرفت. نیویورک تایمز توی یه مقاله از بازی اسکارلت و جاناتان ریس میرز تعریف کرد و گفت یکی از بهترین بازیهای توی آثار وودی آلنه. این بازی براش نامزدی گلدن گلوب و جایزه محفل منتقدان فیلم شیکاگو رو به همراه داشت.
سال ۲۰۰۶ دوباره با وودی آلن همکاری کرد و توی فیلم «اسکوپ» کنار هیو جکمن بازی کرد. این فیلم از نظر مالی متوسط بود و نقدهای میانهای گرفت. همون سال توی فیلم «کوکب سیاه» به کارگردانی برایان دی پالما کنار جاش هارتنت بازی کرد که داستانش درباره کشته شدن یه بازیگر معروف بزرگسال بود. اسکارلت بعداً توی یه مصاحبه گفت با اینکه جثهاش به نقش نمیخورد، ولی چون طرفدار دی پالما بود، اصرار کرد توی این فیلم باشه.
سال ۲۰۰۷ توی فیلمی از فرنچایز «شبح درون پوسته» که از روی فیلم ۲۰۱۷ رابرت سندرز ساخته شده بود، نقش موتوکو کوساناگی رو بازی کرد. این فیلم از نظر بصری و بازیگری تحسین شد، ولی به خاطر سفیدپوشی بازیگرا، مخصوصاً نقش اسکارلت که یه سایبورگ با خاطرات یه زن ژاپنی بود، کلی بحث و اختلاف پیش اومد. اسکارلت بعد از این همه انتقاد اعلام کرد دیگه هیچوقت نقش غیرسفیدپوست بازی نمیکنه.
ولی از طرفی دوست داشت از این فرصت استفاده کنه و توی یه فرنچایز نقش یه زن قهرمان رو بازی کنه. فیلم «شبح درون پوسته» با بودجه ۱۱۰ میلیون دلاری ساخته شد، ولی توی گیشه فقط ۱۶۹.۸ میلیون دلار فروخت. مارس ۲۰۱۷، اسکارلت برای پنجمین بار میزبان برنامه «پخش زنده شنبه شب» شد و به عنوان هفدهمین نفری که توی این برنامه معروف کمدی انبیسی شرکت کرده بود، شناخته شد و چهارمین زنی بود که به باشگاه «فایو-تایمرز» پیوست.
سال ۲۰۱۹ دوباره نقش بیوه سیاه رو توی فیلم «انتقام جویان: پایان بازی» بازی کرد. این فیلم پرفروشترین فیلم تاریخ شد، تا اینکه آواتار جیمز کامرون با اکران دوباره توی چین توی مارس ۲۰۲۱ ازش جلو زد. بعد از اون، اسکارلت توی فیلم «داستان ازدواج» نوآ بامباک توی نتفلیکس بازی کرد که کنار آدام درایور نقش یه زوج دعوایی رو بازی کردن که میخواستن طلاق بگیرن.
اسکارلت تونست با این نقش خوب ارتباط برقرار کنه، چون خودش هم همون موقع توی زندگی واقعی داشت طلاق میگرفت. پیتر برد شاو، خبرنگار گاردین، بازی اسکارلت رو توی این فیلم «درخشان بافته شده» توصیف کرد.
همون موقع توی فیلم «جوجو خرگوشه» به کارگردانی تایکا وایتیتی نقش مادر یه پسر جوون رو بازی کرد که توی آلمان نازی یه دختر یهودی رو مخفی میکنه. وایتیتی شخصیت مادر رو از روی مادر خودش الهام گرفته بود و برای اسکارلت نوشته بود تا یه نقش طنز بهش بده.
منتقدا نظرات مثبت و منفی درباره این فیلم داشتن، ولی استفانی زاکارک گفت اسکارلت توی این فیلم مثل یه روح درخشان و جذاب بود. اسکارلت برای بازی توی «داستان ازدواج» نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد و برای «جوجو خرگوشه» نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن. به این ترتیب، یازدهمین بازیگری بود که توی یه سال دو بار نامزد اسکار میشد. همون سال دوبار هم نامزد بفتا شد و برای «انتقام جویان: پایان بازی» یه بار نامزد گلدن گلوب.
بعدش اسکارلت دوباره نقش بیوه سیاه رو توی یه فیلم پیشدرآمد به کارگردانی کیت شورتلند بازی کرد. این فیلم نهم جولای ۲۰۲۱ توی آمریکا و همزمان توی دیزنی پلاس اکران شد. اسکارلت توی این فیلم تهیهکننده اجرایی هم بود. بیست و نهم جولای ۲۰۲۱، اسکارلت از دیزنی شکایت کرد و گفت طبق قراردادش، بخشی از دستمزدش به فروش گیشه بستگی داشت، ولی دیزنی فیلم رو همزمان توی سینما و دیزنی پلاس منتشر کرد که باعث شد دستمزدش کمتر بشه.
دیزنی جواب داد که این شکایت یعنی اسکارلت اثرات بد و طولانیمدت همهگیری کرونا رو نادیده گرفته. شرکت گفت اسکارلت قبلاً ۲۰ میلیون دلار برای این فیلم گرفته و انتشار همزمان فیلم توی دیزنی پلاس باعث شده بتونه بیشتر از ۲۰ میلیون دلار اضافه دریافت کنه.
بهترین فیلمها:
حتماً. در ادامه متن بازنویسیشده به صورت دوستانه و عامیانه آورده شده:
توی این قسمت میخوایم چندتا از فیلمهای معروف و باحال اسکارلت جوهانسون رو برات معرفی کنیم و یه کمی راجعبهشون حرف بزنیم.
شب سخت – Rough Night:
فیلم «شب سخت» یکی از آثار کمدی اسکارلت جوهانسون تو سالهای اخیره که حسابی سر و صدا کرد. وقتی این فیلم اومد روی پرده سینماها، مردم خیلی ازش استقبال کردن، ولی منتقدا و کارشناسا بهش نمره پایینی دادن.
این فیلم رو لوشا اِنییِلو کارگردانی کرده و تو ژانر جنایی، کمدی سیاه و هیجانانگیز ساخته شده. سال ۲۰۱۷ اکران شد و اسکارلت جوهانسون کنار بازیگرایی مثل دمی مور، کیت مککینون و جیلیان بل نقشآفرینی کرده.
داستان فیلم درباره پنج تا دوسته که یه خونه تو شهر میامی آمریکا اجاره میکنن تا برن اونجا خوش بگذرونن. اما یه مرد هوسباز مدام براشون دردسر درست میکنه و یه سری اتفاق باعث میشه که سهواً اون مرد رو میکشن. حالا این پنج تا دوست باید جسدش رو جوری قایم کنن که کسی نفهمه.
ترانه عاشقانهای برای بابی لانگ – A Love Song for Bobby Long:
فیلم «ترانه عاشقانهای برای بابی لانگ» رو شینی گیبل کارگردانی کرده. بازیگرای اصلیش جان تراولتا، اسکارلت جوهانسون و گابریل مکت هستن. ژانرش درامه و سال ۲۰۰۴ اکران شده. توی سایت IMDB هم امتیاز ۷٫۱ گرفته.
اسکارلت جوهانسون وقتی توی این فیلم بازی کرد، فقط هفده سالش بود. ولی خیلیا میگن که تو این نقش فوقالعاده ظاهر شد و بازی درخشانی از خودش نشون داد.
داستان فیلم درباره یه دختر جوونه که از مرگ مادرش باخبر میشه و برمیگرده خونه تا تو مراسم خاکسپاری شرکت کنه. بعد از تموم شدن مراسم، میفهمه که یکی از دوستای مادرش که قبلاً معلم ادبیات بوده و الان بازنشسته شده، داره کتابی درباره مادرش مینویسه. برای همین دختر تصمیم میگیره همونجا بمونه و کنار این افراد زندگی کنه.
گمشده در ترجمه – Lost in Translation:
کارگردان: سوفیا کوپولا
بازیگران: بیل مری، اسکارلت جوهانسون، جووانی ریبیسی، آنا فاریس
ژانر: درام، کمدی
سال اکران: ۲۰۰۳
امتیاز در IMDB: ۷٫۷
فیلم «گمشده در ترجمه» که سال ۲۰۰۳ اومد، یه فیلم درام و کمدیه که سوفیا کوپولا کارگردانش کرده. بازیگرای اصلیش بیل مری، اسکارلت جوهانسون، جووانی ریبیسی و آنا فاریس هستن.
داستان فیلم درباره یه بازیگر معروف هالیوودیه که بیل مری نقشش رو بازی میکنه. این آدم میاد ژاپن برای یه سری کارهای تبلیغاتی. چون اصلاً زبان ژاپنی بلد نیست و با فرهنگش هم آشنا نیست، حس غربت شدیدی بهش دست میده. تو همون هتلی که اقامت داره، اتفاقی با یه دختر آمریکایی آشنا میشه که حال و هواش شبیه خودشه.
خیلی از کارشناسا میگن «گمشده در ترجمه» یکی از بهترین کارای اسکارلت جوهانسونه. اون موقع سنش کم بود، ولی با بازی ظریف و خوبش تونست نظر راجرز ایبرت، یه منتقد بزرگ و معروف رو جلب کنه و ازش تعریف کنه.
ایبرت میگفت بازی اسکارلت تو این فیلم بینظیره. داستان فیلم یه جورایی نشوندهنده سردرگمی و پوچیه. به خاطر همین سوفیا کوپولا با دقت زیادی صحنهها رو آماده کرده و بهشون رنگ و لعاب داده.
به بیان سادهتر، این فیلم یه رابطه عاشقانه پاک رو نشون میده. اسکارلت تو این فیلم نقش دختر جوانی به اسم شارلوت رو بازی میکنه که با شوهرش اومده ژاپن. اونجا یه سری آشفتگیهای روحی و عاطفی بهش دست میده. به خاطر تنهایی و ناراضی بودن از زندگیاش، احساس بیهدفی میکنه. جوهانسون تونست این نقش رو عمیق، دقیق، احساسی و واقعی بازی کنه و کلی از منتقدا تحسینش کردن.
اون با یه بازی خاص و نرم، تونست احساسات گیجکننده، اضطراب، تنهایی و بیحوصلگی شارلوت رو قشنگ نشون بده. این شخصیت نیازی به اغراق نداشت، فقط با سکوتهای بجا و لحظههای فکری، بیننده رو باهاش همراه میکرد.
رابطهای که بین شارلوت و باب (با بازی بیل مری) شکل میگیره، یکی از دوستداشتنیترین بخشهای فیلمه. جوهانسون و موری تونستن یه رابطه عاطفی، عمیق و واقعی رو به تصویر بکشن. این رابطه ممکنه هم دوستی باشه هم عشق، ولی هیچ وقت شبیه فیلمهای عاشقانه تکراری نمیشه.
به این ترتیب اسکارلت جوهانسون تونست ابعاد مختلف شخصیت شارلوت رو نشون بده. شارلوت زنیه که نه فقط از زندگی زناشوییش راضی نیست، بلکه دنبال یه معنی عمیقتر تو زندگی میگرده. بازی جوهانسون تونست این تناقضها و احساسات مبهم رو راحت به بیننده منتقل کنه.
بخش بزرگی از بازی جوهانسون تو این فیلم به خاطر استفادهاش از سکوت و ارتباط با فضای اطرافه. بعضی از بهترین لحظههای بازی اون، ناشی از واکنشهای نرم و ارتباط بیکلامش با نقشها و موقعیتهای توکیوئه. این فیلم باعث شد اسکارلت جوهانسون به عنوان یکی از بازیگرای بااستعداد نسلش شناخته بشه و نقش شارلوت یکی از معروفترین و مهمترین کاراش بشه.
اون با یه بازی دقیق و عمیق، شخصیت شارلوت رو ارائه کرد و بازیاش به عنوان یکی از قدرتمندترین نقشهای دراماتیکش تحسین شد. طوری که کارشناسا و منتقدا این سبک بازی رو نشوندهنده رسیدن به بلوغ و کمال تو هنرپیشگی جوهانسون دونستن.
دختر دیگر بولین – The Other Boleyn Girl:
کارگردان: جاستین چادویک
بازیگران: ناتالی پورتمن، اسکارلت جوهانسون، اریک بانا، جیم استرجس
سال ساخت: ۲۰۰۸
ژانر: بیوگرافی، تاریخی، درام
امتیاز در ای ام دی بی: ۶٫۷
یه فیلم دیگه که تو کارنامه اسکارلت جوهانسون دیده میشه، «دختر دیگه بولین» هستش که جاستین چادویک سال ۲۰۰۸ تو سبک بیوگرافی تاریخی و درام ساخته. راستش رو بخوای، بازی تو این فیلم یکی از تصمیمهای مهم تو زندگی هنری جوهانسون بود، چون با نقشآفرینی خوبش تونست نظر مثبت منتقدا رو جلب کنه.
یه سری از هنرمندایی که تو این فیلم بازی کردن، ناتالی پورتمن، اسکارلت جوهانسون، اریک بانا و جیم استرجس هستن.
داستان فیلم به تاریخ برمیگرده و بر اساس اتفاقهای واقعی ساخته شده. تصویری از انگلستان تو قرن شونزدهم میلادی نشون میده. ملکه انگلستان نتونسته برای پادشاه پسر به دنیا بیاره، برای همین وزرا و دولتمردای مهم کشور، دختراشون رو میفرستن پیش پادشاه تا هرکدوم با ناز و ادا، اون پادشاه هوسباز رو شیفته خودش کنن و یه پسر برای ولیعهدی به دنیا بیارن. به خاطر همین، خانواده بولین دو تا دخترشون رو میفرستن تا پادشاه رو گول بزنن، ولی …
ما باغ وحش خریدیم – We Bought a Zoo:
کارگردان: کامرون کرو
بازیگران: مت دیمون، اسکارلت جوهانسون، توماس هیدن چرچ، پاتریک فوگیت
سال ساخت: ۲۰۱۱
ژانر: خانوادگی، درام، کمدی
امتیاز در IMDb: ۷٫۱
یکی از قدیمیترین و بهترین فیلمهای عاشقانه اسکارلت جوهانسون، همون «ما باغ وحش خریدیم» هست. تو این فیلم کلی از ستارههای معروف هالیوود مثل مت دیمون، ال فانینگ و توماس هیدن چرچ بازی کردن. این فیلم رو کامرون کرو ساخته و سال ۲۰۱۱ تو سبک خانوادگی، درام و کمدی درش آورده.
داستان فیلم درباره یه مرد تنها و گوشهگیره که تازه زنش رو از دست داده. بعد از این اتفاق، اون به همراه بچههای کوچیکش دنبال یه خونه میگردن که برن تو یه جای جدید زندگی کنن.
خلاصه یه خونه خوب و بهصرفه پیدا میکنن و میخرنش. اما وقتی وسایلشون رو میبرن اونجا، تازه میفهمن که این خونه رو همراه با باغ وحش و همه حیووناش خریدن!
اولش سعی میکنن این معامله رو بهم بزنن، ولی موفق نمیشن. برای همین تصمیم میگیرن همونجا بمونن و از حیوونا مراقبت کنن و حتی باغ وحش رو بازسازی و درست و حسابی راه بندازن.
شبح درون پوسته – Ghost in the Shell:
فیلم «شبح درون پوسته» با بازی اسکارلت جوهانسون یه اثر تو سبک اکشن، جنایی، درام، علمی-تخیلی و هیجانانگیزه. این فیلم که سال ۲۰۱۷ اومد، تونست با جذابیت و گیرایی بازیگر اصلیاش، نظر مثبت خیلی از مخاطبان رو جلب کنه. راستش این فیلم یه بازسازی از یه انیمه معروف با همین اسمه.
بعد از اینکه این فیلم روی پرده سینماها رفت، تونست حدود ۱۷۰ میلیون دلار بفروشه. کارگردانش روپرت سندرزه و سال ۲۰۱۷ ساخته شده. اسکارلت جوهانسون تو این فیلم کنار بازیگرایی مثل پیلو اسبک، مایکل پیت و سم رایلی نقشآفرینی کرده.
داستان فیلم درباره یه پلیس رباتیه که مأموریت داره نه تا از خطرناکترین تبهکارا رو دستگیر کنه و بندازه زندان. اما یه روز یکی از همین تبهکارا میفهمه که این پلیس یه سری رازای مخفی تو گذشتهاش داره و نقشههاش رو به هم میریزه.
امتیاز نهایی – Match Point:
کارگردان: وودی آلن
بازیگران: جاناتان ریس میرز، اسکارلت جوهانسون، امیلی مورتیمر، ایون برمنر
ژانر: درام، عاشقانه، هیجانانگیز
سال اکران: ۲۰۰۵
امتیاز در IMDB: ۷٫۶
بعد از اینکه اسکارلت جوهانسون توی چند تا از فیلمهای معروف وودی آلن بازی کرد، جای پاش توی هالیوود حسابی محکم شد. فیلم «امتیاز نهایی» که یه اثر درام، عاشقانه و مهیجه، تونست خیلی از مخاطبها رو جذب خودش کنه. این فیلم سال ۲۰۰۵ ساخته شده و بازیگرایی مثل جاناتان ریس میرز، اسکارلت جوهانسون، امیلی مورتیمر و ایون برمنر توش نقش دارن.
داستان فیلم درباره زندگی یه مربی تنیسه که یه زندگی معمولی داره. اون با خواهر یکی از شاگردهاش ازدواج میکنه و زندگی مشترکشون رو شروع میکنن. این خانواده جزو پولدارترین و با نفوذترین خانوادههای انگلستان هستن. به خاطر همین، وقتی مربی قصه ما وارد این خانواده میشه، زندگیاش کلی تغییر میکنه و کمکم به یه آدم پولدار تبدیل میشه. بعد از مدتی، این مربی عاشق یه بازیگر جوون میشه که اسکارلت جوهانسون نقشش رو بازی میکنه. توی این شرایط، سعی میکنه هم رابطه با زنش رو حفظ کنه و هم مخفیانه با معشوقهاش در ارتباط باشه.
فیلم «امتیاز نهایی» یه جنبه جدید از بازیگری اسکارلت جوهانسون رو نشون داد که نظر کارشناسا و منتقدا رو نسبت بهش عوض کرد. هنرنمایی اون توی این فیلم درام، همراه با یه فیلم دیگه از وودی آلن که کمدی بود، حسابی مورد توجه مردم قرار گرفت.
توی این فیلم، اسکارلت نقش نولا رایس رو بازی میکنه؛ یه زن آمریکایی خوشتیپ که با شخصیت اصلی فیلم به اسم کریس ویلتون یه رابطه پرشور شروع میکنه. بازی اون توی نقش یه زن وسوسهانگیز که پر از ابهامات درونیه، حسابی تحسین شد. رابطه عاطفی و پراحساسش با نقش مرد فیلم هم جزو بهترین صحنههای کار به حساب میاد.
اسکارلت توی نقش نولا رایس، زنی رو به تصویر میکشه که پر از احساسات متناقض و آشفتگیهای درونیه. نولا زن خیلی جذاب و وسوسهانگیزیه که وارد یه رابطه پرتنش و بیثبات میشه. با این حال، توی زندگیاش کمبودها و زخمهای عمیقی داره. جوهانسون با مهارت بالا تونست ابعاد مختلف شخصیت نولا رو با بازی دقیق و حسابشده نشون بده.
رابطهای که بین نولا و کریس شکل گرفت، از بخشهای برجسته فیلمه. جوهانسون تونست با بازی خودش، یه ارتباط عمیق و باورپذیر بین این دو شخصیت ایجاد کنه. این رابطه پر از شور و هیجان، کمکم تبدیل به یه رابطه سخت، مبهم و پیچیده میشه و جوهانسون با استعداد بازیگریاش این تغییرات رو قشنگ به تصویر میکشه.
در واقع، جوهانسون توی نقش نولا هم جذابیت و دلربایی رو نشون میده و هم زخمها و احساسات درونیاش رو. چون نولا زنیست که اولش خیلی محکم و با اعتماد به نفس به نظر میاد، ولی پشت این ظاهر دوستداشتنی، دنبال عشق و پذیرفته شدن از طرف دیگرانه. به خاطر همین، جوهانسون با مهارت تضادها و تناقضات شخصیت نولا رو به تماشاگر نشون میده.
فیلم «امتیاز نهایی» یه درام روانشناختیست که درباره مسائل اخلاقی، خیانت و سرنوشت حرف میزنه. اسکارلت جوهانسون با بازی خوبی که داشت، نقش مهمی توی فضای تاریک و پرتنش این فیلم ایفا کرد. اون توی نقش زنی که گیر افتاده توی یه رابطه اشتباه و سخت، تونست احساسات و نوسانات روحی شخصیتش رو باورپذیر بازی کنه.
هرچند نولا توی این فیلم یه زن وسوسهانگیزه، ولی جوهانسون با بازی خوبش اون رو از این کلیشه تکراری بیرون آورد و به یه شخصیت واقعی و عمیق تبدیل کرد. این شخصیت نه فقط ظاهر جذابی داره، بلکه از نظر احساسی هم تماشاگر رو درگیر خودش میکنه.
جوهانسون تونست با بازی خودش، درگیریها و آشفتگیهای روحی و عاطفی رو توی صحنههای مختلف فیلم نشون بده. اون با استفاده از نگاههای خاص، صدای دلنشین و زبان بدنش، احساساتی مثل عشق، ترس، سردرگمی و ناامیدی رو به شکلی ویژه به تصویر کشید.
مرد آهنی ۲ – Iron Man 2:
فیلم «مرد آهنی ۲» رو جان فاورو کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۰ اومد. سبکش اکشن، علمی تخیلی و ماجراجوییه. توش بازیگرای معروفی مثل رابرت داونی جونیور، گوئینت پالترو، اسکارلت جوهانسون و دان چیدل نقش دارن.
داستان فیلم درباره تونی استارکه، یه مخترع پولدار و خلاق که همه دنیا میدونن همون مرد آهنیه. دولت فشار میاره که تکنولوژیاش رو در اختیار ارتش بذاره، ولی استارک دوست نداره اختراعش رو این راحت به کس دیگه بده. برای همین تصمیم میگیره با کمک دوستا و همتیمیاش جلوی دشمنهای قدرتمند و کینهتوز بایسته. خطرناکترین دشمنش هم یه مرده که شلاق به دست داره و میخواد مرد آهنی رو از پا دربیاره.
بیشک اسکارلت جوهانسون با نقش بیوه سیاه حسابی معروف شد و همکاریش تو مجموعه فیلمهای مرد آهنی باعث شد تو همه جای دنیا بیشتر دیده بشه. این فیلم تونست با اکران تو سینماهای مختلف دنیا حدود ۶۲۳ میلیون دلار فروش کنه.
لوسی – Lucy:
فیلم «لوسی» رو لوک بسون کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۴ اکران شده. توش بازیگرایی مثل اسکارلت جوهانسون، مورگان فریمن، عمرو واکد و چوی مین شیک بازی کردن. ژانر فیلم اکشن، علمی-تخیلی و هیجانانگیزه و تو سایت IMDB امتیاز ۶.۴ گرفته.
داستان فیلم درباره یه دختر به اسم لوسیست که اهل تایوانه و اونجا کار میکنه. یه روز رئیسش ازش به عنوان محمولهای برای جاسازی مواد مخدر استفاده میکنه و تو بدنش یه ماده مخدر ناشناخته میذاره. اما یه اتفاقی میفته که این مواد تو بدنش پخش میشه و با خونش قاطی میشه. همینه که لوسی تبدیل به یه ابرانسان میشه و میتونه با قدرت ذهنش اشیا رو جابهجا کنه و یه سری نیروهای فراطبیعی پیدا میکنه.
هرچند خود فیلم زیاد مورد استقبال قرار نگرفت، ولی بازی اسکارلت جوهانسون از طرف منتقدها خیلی تعریف شد. چون تونست نقش یه شخصیت پیچیده و مبهم رو به خوبی از آب دربیاره. اول فیلم، لوسی یه زن معمولیه که ناخواسته تبدیل به یه حامل مواد مخدر میشه. بعدش که اون ماده شیمیایی نایاب تو بدنش فعال میشه، قدرتهای باورنکردنی پیدا میکنه.
جوهانسون با بازی خوبش تونست تغییر لوسی از یه آدم معمولی به یه موجود فرابشری رو قشنگ و باورپذیر به بیننده نشون بده. اون به زیبایی نشون داد که چطور لوسی از یه آدم ترسو و وابسته به بقیه، تبدیل به یه آدم مقتدر و باهوش میشه.
همینطور که داستان جلو میره و قدرتهای لوسی بیشتر میشه، جوهانسون با هنرنماییاش ثابت کرد که چطور این شخصیت میتونه روی همه چیز دور و برش و حتی کل دنیا تسلط پیدا کنه. اون با اعتماد به نفس و قدرتی که تو بازیاش داشت، این تغییرات رو طوری نشون داد که بیننده کاملاً باهاش همراه میشه و باورش میکنه.
یه جاهایی از فیلم لوسی نشوندهنده احساسات کم و محدوده، ولی جوهانسون به خوبی تونست اولش ترس و سردرگمی و بعدش قدرت رو ماهرانه بازی کنه. حتی وقتی کمککم احساسات انسانی لوسی کمرنگ و ناپدید میشه، بازم جوهانسون طوری بازی میکنه که بیننده این تغییرات رو باور کنه و باهاش همدردی کنه.
راستش فیلم «لوسی» یه ترکیبست از ژانرهای اکشن، علمی-تخیلی و فلسفی. اسکارلت جوهانسون تونست صحنههای هیجانانگیز و اکشن رو عالی اجرا کنه و با حرکات بدنی، قدرتهای لوسی رو به نمایش بذاره. همزمان با نشون دادن تغییرات ذهنی شخصیت، به خوبی با فضای علمی-تخیلی و فلسفی فیلم هماهنگ شد و به هرکدوم از این بخشها معنا داد.
شخصیت لوسی به عنوان یه زن قدرتمند با تمرکز روی نیروهای خارقالعاده، یکی از نقشهای شاخص و بهیادموندنی اسکارلت جوهانسون تو سبک اکشن بود و زمینهساز همکاریهای بعدیش تو این سبک شد. جوهانسون با بازیاش یه هویت جذاب به این نقش داد و از یه نقش اکشن تکراری تبدیلش کرد به یه شخصیت مبهم و پیچیده. اون با استفاده از بازی بدنی و حرکات فیزیکی، قدرت ذهنی و جسمی لوسی رو به خوبی نشون داد.
تغییرات تو طرز راه رفتن، نگاه و رفتارش همگی بیانگر تحولات ذهنی و قدرتهای خاص این شخصیت بود. چون این هنرنمایی فیزیکی همراه با بازی فکری و احساسی، بیننده رو تو دل داستان میکشونه و باهاش همراه میکنه.
آواز_ Sing:
سال اکران: ۲۰۱۶
کارگردان: گرت جنینگز
صداپیشگان: متیو مککانهی، ریس ویترسپون
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰
انیمیشنی به اسم «آواز» هست که گرت جنینگز کارگردانش کرده و سال ۲۰۱۶ دراومده. توی این فیلم، صداپیشگانی مثل متیو مککانهی، ریس ویترسپون و اسکارلت جوهانسون حضور دارن.
داستان این انیمیشن موزیکال درباره یه مسابقهست که توش انواع حیوونا برای رسیدن به آرزوهاشون تو دنیای موسیقی با هم رقابت میکنن.
اسکارلت جوهانسون توی این فیلم صدای یه جوجهتیغی نوجوون به اسم «اش» رو اجرا کرده که هم گیتار میزنه و هم یه خواننده راکه. این نقش به خاطر صدای خاص و جذاب جوهانسون خیلی مورد تحسین قرار گرفت. تونست با صداش شخصیت مستقل و باارادهاش رو به خوبی نشون بده.
اش یه شخصیت قوی و خودمختاره که هدفهای بزرگی تو موسیقی داره و میخواد توی دنیای سخت راک خودش رو ثابت کنه و به یه جایگاه خوب برسه. اسکارلت با صدای گرم و پراعتمادبهنفست این ویژگیها رو توی شخصیت کاملاً ملموس میکنه.
صداپیشگی توی انیمیشن کار سادهای نیست، چون صداپیشه فقط با صداش میتونه همه احساسات، انرژی و شخصیت رو به بیننده منتقل کنه. توی «آواز»، اسکارلت جوهانسون تونست با صداش هم شوخطبعی و هم احساسات عمیق رو به نمایش بذاره و مخاطب رو جذب رفتارهای عاطفی نقش کنه.
یکی از چیزایی که صداش رو توی این فیلم خاص کرد، قدرت خوانندگیش بود. اسکارلت توی این انیمیشن آهنگهای راک و پاپ معروفی مثل Set It All Free و I Still Haven’t Found What I’m Looking For رو با کلی انرژی و احساس خوند.
صدای آوازش هم کاملاً با نقش جوجهتیغی هماهنگ بود و خوندنش تغییرات شخصی و حرفهای این شخصیت رو نشون میداد. اش یکی از نقشهای مهم و برجسته داستانه و همراه بقیه شخصیتها توی موفقیت فیلم و گروه موسیقی داستان تأثیر زیادی داشت.
اسکارلت جوهانسون با اجرای قوی و پرشورش تونست یه معنی عمیق به نقش اش بده و سهم بزرگی توی جذابیت این انیمیشن داشته باشه.
انتقامجویان – The Avengers:
کارگردان: جاس ویدون
بازیگران: رابرت داونی جونیور، اسکارلت جوهانسون، کریس ایوانز، کریس همسورث
ژانر: اکشن، علمی تخیلی، ماجراجویی
سال اکران: ۲۰۱۲
امتیاز در IMDb: ۸
یکی دیگه از فیلمهایی که اسکارلت جوهانسون توش بازی کرده، «انتقامجویان» هستش که جاس ویدون کارگردانش بوده. این فیلم از نوع اکشن، علمی تخیلی و ماجراجوییه و سال ۲۰۱۲ اومده بیرون. تو این فیلم، اسکارلت جوهانسون کنار بازیگرایی مثل رابرت داونی جونیور، کریس ایوانز و کریس همسورث بازی کرده.
داستان فیلم درباره یه سازمان به اسم «شیلد» هست که همراه با تیمش سعی میکنن با پیدا کردن یه سنگ قدرتمند، تحقیقات و بررسیهای مهمی انجام بدن. ولی لوکی که پسر ادویینه، اون سنگ رو از شیلد میدزده و میخواد با کمک این سنگ، یه ارتش شیطانی رو به زمین بیاره و با کمکشون زمین رو نابود کنه.
وقتی شیلد از نقشه لوکی باخبر میشه، همه ابرقهرمانها رو جمع میکنه تا با همکاری همدیگه با دشمن بجنگن و شکستش بدن. بین این قهرمانها، چهرههایی مثل مرد آهنی، هالک، ثور و کاپیتان آمریکا دیده میشن.
بدون شک، قسمت اول فیلم انتقامجویان یکی از بهترینهای تاریخ سینماست. این فیلم تأثیر خیلی زیادی روی پیشرفت و رشد مارول داشت و از نظر کارشناسان سینما، یکی از بهترین فیلمهای مجموعه انتقامجویان به حساب میاد. جالبه بدونین که این فیلم بعد از اکران توی سینماها، فروش باورنکردنی ۱.۶ میلیارد دلاری داشت.
جوجو خرگوشه – Jojo Rabbi:
حتماً. در ادامه متن بازنویسیشده با لحن دوستانه و عامیانه آورده شده:
کارگردان این فیلم تایکا وایتیتی هست. بازیگرای اصلیش هم رومن گریفین دیویس، توماسین مککنزی، اسکارلت جوهانسون و خود تایکا وایتیتی هستن. فیلم مربوط به سال ۲۰۱۹ میشه و ژانرش ترکیبی از جنگی، درام و کمدیه. تو سایت ای ام دی بی هم امتیاز ۷٫۹ گرفته. یه دستاورد مهم دیگه هم داره و اونم اینه که برنده اسکار بهترین فیلمنامه اورجینال شده.
یکی از فیلمهای فوقالعاده و احساسی اسکارلت جوهانسون که حتی باعث شد نامزد اسکار بشه، همون «جوجو خرگوشه» هست. کارگردانی این فیلم رو تایکا وایتیتی انجام داده و بازیگرای دیگهای مثل رومن گریفین دیویس و توماسین مککنزی هم توش نقش دارن. این فیلم تونست اسکار بهترین فیلمنامه اورجینال رو ببره. جالب اینجاست که تایکا وایتیتی هم کارگردانی کرده و هم خودش توی فیلم بازی کرده.
داستان فیلم درباره یه پسر نوجوونه که تحت تأثیر تبلیغات رژیم نازی آلمان، عاشق هیتلر میشه و توی خیالاتش یه هیتلر ساختگی براش ظاهر میشه. اما برعکس اون، مادرش یکی از مخالفای سرسخت هیتلره و دوست داره به یهودیها کمک کنه. آخرش هم این موضوع باعث میشه گشتاپو پیداش کنه و اعدامش کنه.
توی این فیلم، اسکارلت جوهانسون نقش رزا، مادر جوجو رو بازی کرده. اون تونست نقش مادر رو جوری بازی کنه که هم کمدی باشه هم درام. با وجود اینکه نقش رزا کلی چالش و مشکل داشت، ولی همیشه سعی میکرد روحیه شاد و امیدوارش رو حفظ کنه. همین موضوع باعث شد این نقش خیلی دوستداشتنی و جذاب بشه.
رزا به عنوان مادر، تأثیر زیادی روی زندگی پسرش جوجو داشت و اسکارلت جوهانسون خیلی قشنگ تونست عواطف عمیق و انسانی این شخصیت رو نشون بده. عشق و توجهش به پسرش، همراه با نگرانیهایی که از جنگ و تأثیرش روی خانواده داشت، توی فیلم کاملاً مشخصه.
اسکارلت جوهانسون با بقیه بازیگرا، مخصوصاً رومن گریفین دیویس، یه رابطه خیلی قوی و طبیعی برقرار کرد. ارتباط عاطفی و سختی که بین این مادر و پسر هست، خیلی واقعی توی فیلم به تصویر کشیده شده و این باعث میشه داستان معنا پیدا کنه. بازی اسکارلت توی این فیلم خیلی کمک کرد تا پیامهای اجتماعی و انسانی به خوبی منتقل بشه. اون با نشون دادن عواقب وحشتناک جنگ و نفرت، یه بازی فوقالعاده از حس مادری و عشق ارائه داد که واقعاً بیننده رو تحت تأثیر قرار میده.
فیلم جوجو خرگوشه یه کمدی سیاه درباره جنگ جهانی دوم و نازیسمه و شرایط خاص خودش رو داره. توی این موقعیت، جوهانسون با جسارت و خلاقیت عمل کرد و با استفاده از کمدی تونست بعضی از موضوعات جدی رو بازتاب بده.
توی بعضی صحنههای احساسی، مخصوصاً وقتی رزا با خطرات و مشکلات مواجه میشه، اسکارلت از نظر احساسی بیننده رو حسابی تحت تأثیر قرار میده. این صحنهها باعث میشه داستان عمیقتر بشه و ابهامات و سختیهای شخصیت بیشتر به چشم بیاد، طوری که بیننده رو مات و مبهوت میکنه.
او – her:
فیلم «او» (Her) رو اسپایک جونز کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۳ اکران شده. توش بازیگرای معروفی مثل واکین فینیکس، ایمی آدامز، رونی مارا، اولیویا وایلد و اسکارلت جوهانسون بازی کردن. ژانرش درام عاشقانه و علمی تخیلیه و تو سایت IMDB امتیاز ۸ گرفته.
این فیلم یه داستان عاطفی و جذاب داره که به راحتی نمیشه توصیفش کرد. جالبه که اسکارلت جوهانسون جزو بازیگرای اصلی حساب میشه، ولی اصلاً توی فیلم حضور فیزیکی نداره. یعنی نقشش فقط با صدا و از طریق هوش مصنوعی ایفا شده.
داستان فیلم تو آینده اتفاق میوفته و توی شهر لس آنجلس میگذره. شخصیت اصلی یه مرد میانساله به اسم تئودور که شغلش نوشتن نامههای عاشقانه برای دیگرانه. اون توی نوشتن این نامهها خیلی استاد و حرفهایه، طوری که انگار عاشقترین آدم دنیا اونارو نوشته.
اما تو زندگی شخصی خودش زیاد موفق نیست. برای همین به پیشنهاد یکی از دوستاش با یه هوش مصنوعی آشنا میشه و خیلی زود عاشقش میشه.
این فیلم یکی از اون آثاریه که درباره دنیای بعد از هوش مصنوعی حرف میزنه و خیلی هم تحسین شده. یه اثر خاص و غمگینه که ارزش دیدن داره. همکاری اسکارلت جوهانسون توی این فیلم خیلی جالبه. اون به عنوان صدای هوش مصنوعی توی فیلم حضور داره و یکی از بهترین بازیهاش رو ارائه داده.
چون توی این فیلم با انرژی احساسی بالا توی صدا و بازی درخشانش توی نقش سامانتا – که کمکم با تئودور (با بازی واکین فینیکس) رابطه عاشقانه برقرار میکنه – از طرف منتقدان بازخوردهای خیلی مثبتی گرفت.
این بازیگر فقط با صداش شخصیت سامانتا رو به تصویر کشیده و توی فیلم دیده نمیشه. با این حال، اون به یه روش قدرتمند و باورپذیر تونست با استفاده از صداش، احساسات عمیق و پیچیده هوش مصنوعی رو نشون بده. با تغییرات ملایم و ظریف توی لحن و آهنگ صدا، تونست همزمان احساسات مختلفی مثل خوشحالی، نگرانی، عشق و ترس از نداشتن بدن رو منتقل کنه.
یکی از جالبترین کارهای جوهانسون توی این فیلم، استعدادش توی ایجاد یه شیمی قوی و باورپذیر با نقش تئودور بود، در حالی که خودش فیزیکی حضور نداشت. احساسات عاشقانهای که بین سامانتا و تئودور شکل میگیره، بر اساس گفتگوهای بینشونه و جوهانسون خیلی قشنگ تونست این ارتباط رو واقعی و ملموس کنه.
یه نکته مهم دیگه درباره نقش سامانتا، تغییرات تکاملیش از یه برنامه ساده هوش مصنوعی به یه موجودیه که احساسات پیچیده و افکار فلسفی پیدا میکنه. اسکارلت جوهانسون تونست این تغییر و رشد شخصیت سامانتا رو به خوبی از طریق صداش نشون بده.
اولش صدای سامانتا معمولی و گرمه، اما کمکم که شخصیت پیچیدهتر میشه، صداش هم عمیقتر میشه. اون توی این فیلم تونست با صداپیشگی، احساسات انسانی رو توی قالب یه موجود غیرفیزیکی به تصویر بکشه.
چون سامانتا بدن نداشت، این یه چالش بزرگ برای جوهانسون بود، ولی در نهایت تونست با صدای صمیمی و دوستداشتنیاش، به این نقش هویت و روح بده. به همین خاطر تماشاگرا به راحتی تونستن با نقش هوش مصنوعی همذاتپنداری کنن و حتی بهش علاقهمند بشن.
جوهانسون با استفاده از صدای سامانتا، سوالات سختی درباره ماهیت عشق، احساسات و انسانیت رو بررسی کرد. طوری که تونست این مفاهیم رو با لطافت و هوش احساسی توی صداش منتقل کنه.
بازی او ابعاد عمیق و انسانیتری به شخصیت سامانتا داد و تماشاگر رو به فکر فرو میبره که آیا احساسات سامانتا واقعیه یا نه. با اینکه سامانتا یه هوش مصنوعیه، اما جوهانسون تونست با بازی خودش شخصیتی بسازه که خیلی فراتر از یه ماشینه و بیشتر شبیه یه موجود زنده عمل میکنه.
بیوه سیاه – Black Widow:
فیلم «بیوه سیاه» (Black Widow) رو کیت شورتلند کارگردانی کرده و بازیگرایی مثل اسکارلت جوهانسون، فلورنس پیو، دیوید هاربر و اولگا کوریلنکو توش بازی کردن. این فیلم سال ۲۰۲۱ ساخته شده و ژانرش اکشن، علمی-تخیلی و ماجراجوییه. توی سایت IMDB هم امتیاز ۷ از ۱۰ گرفته.
این فیلم یکی از بهترین کارای اسکارلت جوهانسون به حساب میاد و در واقع آخرین باری بود که اون نقش معروف «بیوه سیاه» رو بازی کرد. بعد از ده سال که توی این شخصیت هنرنمایی میکرد، آخرین حضورش رو توی این فیلم به نمایش گذاشت. جالب اینجاست که این فیلم بعد از اکران توی سینماها تونست ۳۷۹ میلیون دلار بفروشه.
داستان فیلم درباره گذشته سیاه و پر از راز ناتاشا، یکی از مأمورای مخفی روس و مربیش هست. ناتاشا که توی بچگی از پدر و مادر و خواهرش جدا شده بود، دوباره پیداشون میکنه و توی یه مأموریت خانوادگی با آدمای خبیث و سنگدل میجنگه. فلورنس پیو هم توی این فیلم نقش خواهر ناتاشا رو بازی کرده و خیلی خوب از پس نقشش براومده.
اولش اسکارلت جوهانسون توی فیلم «مرد آهنی ۲» نقش بیوه سیاه رو بازی کرد، ولی دنیای مارول نیاز داشت که یه داستان پسزمینه براش بسازه که توی این فیلم اون رو نشون داد. اسکارلت با بازی توی نقش ناتاشا رومانوف، یه معنی تازه به این شخصیت داد.
خلاصه اینکه فیلم «بیوه سیاه» روی گذشته و ابهامات شخصیت ناتاشا تمرکز داره و اسکارلت با بازی ماهرانهش تونست همه این جنبهها رو به خوبی به تصویر بکشه. توجه به زخمها و آسیبهای شخصیت بیوه سیاه توی این فیلم باعث شد که تماشاگر براش دل بسوزونه.
اسکارلت توی این فیلم تونست بین صحنههای اکشن و لحظات عاطفی تعادل خوبی برقرار کنه. توی صحنههای جنگ و دعوا، قدرت و مهارت رزمیش رو نشون داد و توی صحنههای درام هم خیلی از احساسات عمیق و زخمهای درونیش رو برملا کرد.
ارتباط صمیمانه و باورپذیری که بین اسکارلت و بقیه نقشها، مخصوصاً یلنا بلوا (با بازی فلورنس پیو) و ملینا (با بازی ریچل وایس) ایجاد شد، خیلی قشنگ از آب دراومد. این رابطهها، مخصوصاً توی بحث خانواده، خیانت و بدقولی، به داستان عمق بیشتری دادن و اسکارلت با بقیه بازیگرا تعامل خیلی خوبی داشت.
اسکارلت جوهانسون تونست احساسات و زخمهای درونی ناتاشا رو به خوبی نشون بده. توی بعضی صحنهها، مثلاً وقتی درباره گذشته و احساساتش نسبت به خانواده حرف میزد، عمق احساسات و انسانیتش رو به تصویر کشید. نقش ناتاشا رومانوف توی این فیلم به عنوان یه قهرمان زن قوی و مستقل شناخته میشه.
اسکارلت با بازی خودش به زیبایی این قدرت رو نشون داد و در عین حال یه نگاه الهامبخش از هویت زنانه و استقلال رو به نمایش گذاشت. این بازیگر با بازی توی فیلم «بیوه سیاه» تونست ابعاد تازه و معنیداری از شخصیت ناتاشا رومانوف رو به تصویر بکشه، طوری که نشون داد این شخصیت خیلی بیشتر از یه قهرمان اکشن سادست و یه گذشته احساسی و انسانی داره.
داستان ازدواج – Marriage Story:
کارگردان: نوآ بامباک
بازیگران: اسکارلت جوهانسون، آدام درایور، لورا درن، آلن آلدا
سال ساخت: ۲۰۱۹
ژانر: درام، عاشقانه، کمدی
امتیاز در IMDb: ۷٫۹
یکی از بهترین فیلمهای عاشقانهای که اسکارلت جوهانسون توش بازی کرده و درباره جدایی و سختیهاش حرف میزنه، فیلم «داستان ازدواج» هست که کارگردانش نوآ بامباک معروفه. این فیلم سال ۲۰۱۹ ساخته شده و توی سبک درام، رمانتیک و کمدیست.
توی این فیلم، اسکارلت جوهانسون کنار بازیگرایی مثل آدام درایور، لورا درن و آلن آلدا بازی کرده. داستان فیلم درباره یه زوج هنرمنده که زندگی شاد و ازدواج خوبی با هم دارن. ولی کمکم رابطهشون دچار مشکل میشه و تصمیم میگیرن از هم جدا بشن. اما این جدایی و فاصله گرفتن از نظر احساسی، خیلی سختتر از چیزیه که فکر میکردن.
اسکارلت جوهانسون به خاطر بازی توی این فیلم، نامزد جایزه اسکار شد. ولی آخرش اولیویا کلمن این جایزه رو برد، چون توی فیلم «سوگلی» خیلی درخشیده بود.
حضور توی «داستان ازدواج»، که کار نوآ بامباک کارگردان محبوب آمریکایی بود، باعث شد اسکارلت جوهانسون جزو بازیگران فیلمهای جدی حساب بشه. چون داستان درباره زن و شوهریه که هنرمندن و طلاقشون کلی بحران عاطفی و حقوقی به وجود میاره که روی زندگی و کارشون تأثیر میذاره.
توی این فیلم، اسکارلت نقش زنی به اسم نیکول رو بازی میکنه که میخواد از شوهرش که آدام درایور نقشش رو بازی میکنه، جدا بشه. بازی اسکارلت خیلی ساده، طبیعی و تأثیرگذاره. او به خوبی احساسات سخت و چالشهای ذهنی نیکول رو نشون داده. همچنین ارتباط عاطفیاش با آدام درایور، یکی از نقاط قوت فیلمه. این بازی باعث شد اسکارلت نامزد جوایز مختلف بشه. منتقدان سینما هم بازی عمیق و دراماتیکش رو تحسین کردن.
همونطور که گفتم، اسکارلت تونست احساسات مختلف نقش نیکول رو به تصویر بکشه و به بیننده منتقل کنه. احساساتی مثل رنج، ناامیدی، عصبانیت، تأسف و حسرت از طلاق، همه توی فیلم به شکلی ملموس و باورپذیر دیده میشن. هر کدوم از این احساسات بیننده رو تحت تأثیر قرار میده و باعث میشه باهاش همدردی کنه.
نکته جالب اینه که نیکول با بحرانهای زیادی روبرو میشه، از جمله عذاب وجدان و شک و تردید درباره تصمیمهاش. جوهانسون با دقت و هنرمندی، این تضادهای فکری و احساسی رو توی شخصیت نشون داده. او با تغییرات کوچیک و ظریف توی زبان بدن و حالت صورتش، هر کدوم از این احساسات رو به مخاطب منتقل میکنه.
همه داستان فیلم حول رابطه نیکول و چارلی میچرخه و اسکارلت جوهانسون تونست با همبازیش، آدام درایور، یه ارتباط واقعی و محکم برقرار کنه. بنابراین به جرئت میشه گفت موقعیتهایی که بین این دو توی فیلم پیش میاد، مخصوصاً موقع دعوا و مسائل عاطفی، برای بیننده قابل درک و باورپذیره و به مسائل جداییشون معنی تازهای میده. شخصیت نیکول توی این فیلم کلی تغییر میکنه.
اون از یه زن که اولش درباره شرایطش سردرگمه، تبدیل به زنی میشه که به قدرت و اعتمادبهنفس بالایی میرسه. جوهانسون این تغییر رو با دقت زیادی نشون داده. به همین خاطر، تماشاگرها توی طول فیلم کاملاً با داستان همراه میشن و اتفاقهاش رو قبول دارن.
اسکارلت جوهانسون با در نظر گرفتن همه جنبههای رفتاری و حرفهای شخصیت نیکول، تونست این نقش رو واقعی و طبیعی جلوه بده. طوری که توی صحنههای مختلف، مخصوصاً صحنههای احساسی و سخت، به خوبی اون رو به تصویر کشیده و بیننده رو از دلایل و ریشههاش باخبر میکنه.
از اونجایی که نیکول یکی از شخصیتهای اصلی فیلم بود، توی روند داستان و کلیت فیلم تأثیر زیادی داشت. به این ترتیب، مشکلات و چالشهای فیلم «داستان ازدواج» همراه با درامش، باعث شد بیننده توی یه جریان احساسی عمیق قرار بگیره.
ویکی و کریستینا در بارسلونا – Vicky Cristina Barcelona:
فیلم «ویکی و کریستینا در بارسلونا» رو وودی آلن کارگردانی کرده. بازیگراش اسکارلت جوهانسون، خاویر باردم و پنه لوپه کروز هستن. سال ۲۰۰۸ ساخته شده و ژانرش درام، عاشقانه و کمدیه. توی سایت IMDb امتیازش ۷.۱ از ۱۰ هست. این فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر مکمل زن برای پنه لوپه کروز شد.
داستان فیلم درباره دو تا دختر آمریکایی به اسم ویکی و کریستیناس که برای تعطیلات میرن بارسلونا. اونجا با یه نقاش خوشتیپ آشنا میشن که ازشون دعوت میکنه آخر هفته برن خونه ییلاقیش و خوش بگذرونن.
ویکی که دختر منطقی و عاقلیه و تو آمریکا هم نامزد داره، با این پیشنهاد موافق نیست. ولی کریستینا که ماجراجوعه، نمیتونه از این دعوت هیجانانگیز بگذره. توی مسیر داستان، زن سابق نقاش هم پیداش میشه و ماجراهای عاشقانه فیلم کلی بالا و پایین پیدا میکنه.
پرستیژ_ The Prestige:
سال ساخت: ۲۰۰۶
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: هیو جکمن، کریستین بیل
امتیاز راتن تومیتوز: ۷۷ از ۱۰۰
فیلم «پرستیژ» که از طرف منتقدها خیلی تحسین شد، یه کار از کریستوفر نولانه که سال ۲۰۰۶ ساخته شده. توی این فیلم بازیگرایی مثل اسکارلت جوهانسون، هیو جکمن و کریستین بیل بازی کردن.
داستان فیلم درباره دو تا جادوگر معروف و حرفهایه که تو سالهای آخر قرن نوزدهم میلادی زندگی میکنن. این دو نفر حسابی به هم چشمداشتن و تو موقعیتهای مختلف سعی میکنن به هم ثابت کنن که کی از اون یکی بهتره. این رقابت بینشون کلی بحران درست میکنه.
توی این فیلم، اسکارلت جوهانسون نقش الیویا وینسنت رو بازی میکنه که دستیار و معشوقه یکی از جادوگرهای اصلی به اسم رابرت انجیره (همون که هیو جکمن نقشش رو بازی کرده). این شخصیت یه جورایی نقش پشتیبان و حامی رو داره و میاد وسط رقابت تنگاتنگ این دو تا شعبدهباز. به عبارت دیگه، اون توی یه مثلث عشقی و کلی تنش عاطفی و حرفهای بین نقش انجیر و آلفرد بوردن (با بازی کریستین بیل) گیر میافته.
هرچند این شخصیت نسبت به بقیه نقشهای اصلی فیلم پیچیدگی و ابهام کمتری داره، ولی وقتی وارد داستان میشه، یه سری احساسات جدید به وجود میاره و توی شکلگیری اتفاقهای نقشهای اصلی خیلی تأثیر داره.
از اونجایی که جوهانسون توی این فیلم خیلی ماهرانه تونست احساسات متناقض و پیچیده شخصیت الیویا رو نشون بده، کارشناسای سینما ازش تعریف کردن. اون به خوبی زنی رو به تصویر کشید که بین تعهد، وفاداری و عشق، گیر افتاده بین دو مردی که توی یه رقابت سخت با هم هستن.
دان جان_ Don Jon:
سال اکران: ۲۰۱۳
کارگردان: جوزف گوردون-لویت
بازیگران: جوزف گوردون-لویت، جولیان مور
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
یکی دیگه از فیلمهایی که تو کارنامه هنری اسکارلت جوهانسون میبینیم، «دان جان» هستش که جوزف گوردون-لویت کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۳ ساخته شده. جوزف گوردون تو این فیلم هم کارگردان بوده هم بازی کرده. از بازیگرای دیگهش هم میشه به جولیان مور اشاره کرد.
داستان فیلم درباره یه مرد به اسم جونه که جوزف گوردون-لویت نقشش رو بازی میکنه. این آدم خیلی به پورن وابسته و معتاده و با دختری به اسم باربارا که اسکارلت جوهانسون نقشش رو داره، یه رابطه عجیب و پیچیده راه میندازه.
باربارا شوگلمن تو این فیلم که اسکارلت جوهانسون بازی میکنه، یه دختر خوشگل و دوستداشتنیه که با شخصیت اصلی فیلم، جان مارتلو، رابطه شروع میکنه. جوهانسون خیلی خوب تونسته اون جنبههای مختلف شخصیت باربارا رو نشون بده که هم ظاهر قشنگی داره هم یه سری ابهامات درونی.
این زن تو رابطهش معیارهای بالا و دست بالایی داره و تلاش میکنه جان رو تبدیل کنه به مردی که خودش میخواد. جوهانسون تونسته تو این نقش یه ترکیبی از اعتماد به نفس بالا، تسلط و آسیبپذیری رو به تصویر بکشه.
با لهجه خاصی که داشت و نشون میداد باربارا اهل نیوجرسی هست، تونست نقشش رو یه جور متفاوت و باورپذیر اجرا کنه. ضمن اینکه حرکات بدن و رفتارش هم نشون میداد کاملاً به همه زوایای این نقش مسلطه.
بعضی از کارشناسا میگن یکی از نکات برجسته بازی جوهانسون، هماهنگی و ارتباط طبیعیاش با جوزف گوردون-لویته. رابطهای که بین این دو شخصیت شکل میگیره، با اینکه فضای کمدی داره، پر از مسئله و چالشه و جوهانسون هر جنبه از این رابطه رو قشنگ از آب درآورده. اختلافاتی که بین خواستههای باربارا و رفتارهای جان وجود داره، با بازی خوب این دو بازیگر کاملاً باورپذیر شده.
هرچند اولش ممکنه باربارا یه زن کلیشهای و سطحی به نظر بیاد که فقط ظاهر جذابی داره، ولی اسکارلت جوهانسون تونسته ابعاد عمیقتری از این شخصیت رو هم نشون بده. تو این فیلم مشخص میکنه که باربارا هم مثل جان، یه سری افکار و تصورات ایدهآل و از پیش تعیینشده درباره عشق و رابطه داره. این موضوع باعث شده باربارا از یه شخصیت سطحی دربیاد و این ابهامات و تناقضها با یه سری ترفندهای خاص، قشنگ به نمایش دربیاد.
تو این فیلم بازیگرا تونستن تعادل خوبی بین طنز و جدیت برقرار کنن. مثلاً باربارا بعضی جاها بامزه و خندهداره و بعضی جاها متفکر و قابل تأمل. تو بازی اسکارلت جوهانسون این بالا و پایینها کاملاً دیده میشه.
زیر پوست_ Under the Skin:
سال اکران: ۲۰۱۳
کارگردان: جاناتان گلیزر
بازیگران: کریشتف هادک
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۴ از ۱۰۰
جاناتان گلیزر تو سال ۲۰۱۳ یه فیلم علمی تخیلی ساخت به اسم «زیر پوست». تو این فیلم، اسکارلت جوهانسون و کریشتف هادک بازی کردن. داستان فیلم درباره یه موجود فضاییست که به شکل یه زن انسان دراومده و میخواد آدما رو شکار کنه. ولی کمکم یه سری احساسات انسانی توش به وجود میاد.
اسکارلت جوهانسون تو این فیلم علمی تخیلی و غیرواقعی، نقش همون موجود فضایی رو بازی میکنه که سعی میکنه آدما رو بگیره و نابودشون کنه. از اونجایی که فیلم یه جریان خاص و متفاوت داشت، تونست نظر مثبت منتقدا رو جلب کنه. اسکارلت هم یه بازی متفاوت ارائه داد؛ اولش یه موجود بیاحساس و سرد به نظر میرسه، ولی کم کم احساسات توش نمایان میشه.
چون این شخصیت اصلاً حرف نمیزنه، بازیگریش باید بیشتر فیزیکی و احساسی باشه. اسکارلت تا حدی تونست از پس این کار بربیاد و یه مفهوم جدید رو نشون بده. با تمرکز روی حرکات بدن و حالات صورت، تونست تغییرات روحی و احساسی شخصیت رو به خوبی به تصویر بکشه.
بازی اسکارلت جوهانسون در نقش یه موجود فضایی که کم کم با احساسات انسانی قاطی میشه، نشون داد که چقدر استعداد و توانایی خاصی تو بازیگری داره.
تو این فیلم، اسکارلت فقط با حرکت بدن و حالت چهرهاش، احساسات و فکرهای نقش رو به بیننده منتقل میکنه. با بازی تو این فیلم، فرصت پیدا کرد تا تواناییهاش رو به یه شکل تازه نشون بده و با ایجاد رمز و راز و تنش، بیننده رو تا آخر فیلم با خودش همراه کنه.
این نقش یه موجود فضاییست که کاملاً بیگانه و خارج از دنیای انسانه. پس اسکارلت تونست غریبگی، سرگردونی و سردرگمی رو به خوبی نمایش بده. به این ترتیب، وقتی فیلم رو میبینی، حس میکنی تو یه فضای عجیب و مرموز افتادی.
همونطور که فیلم جلو میره، شخصیت موجود فضایی کمکم به سمت رفتارهای انسانی کشیده میشه و این تغییرات باورپذیر از آب درمیاد. اسکارلت خیلی دقیق و واضح نشون داد که چطور یه موجود فضایی از یه شکارچی بیاحساس تبدیل به یه موجود با احساسات انسانی میشه.
به این ترتیب، یه سری احساسات پیچیده و مبهم مثل کنجکاوی، ترس و شک هم به نمایش درمیاد؛ لحظههایی که با دنیای انسانی و تجربههای جدید روبهرو میشه و احساسات درونیش آشکار میشه.
فیلم «زیر پوست» از نظر تصویری خیلی خاص و متفاوته و اسکارلت با بازی تو نقش اصلی، یه مفهوم تازه به این فضا داده. با حرکات و رفتارش، تونست چالش و احساسات رو تو این موقعیت ناشناخته و عجیب ایجاد کنه.
این فیلم به چیزایی مثل رفتارهای انسانی، اخلاق، ماهیت و روابط بین آدما اشاره داره. هر کدوم از بازیگرا با هنرنمایی خودشون تونستن این موضوعات رو به شکل معناداری نشون بدن و بیننده رو به فکر فرو ببرن. خیلی از منتقدا و کارشناسای سینما گفتن که اسکارلت جوهانسون تو «زیر پوست» به خاطر نشون دادن احساسات عمیق، حس غریبگی، تغییر شخصیت و بازی بدون کلام تأثیرگذارش، یکی از بهترین و خاصترین بازیهای عمرش رو داشته.
آواز ۲_ Sing 2:
سال اکران: ۲۰۲۱
کارگردان: گرت جنینگز
صداپیشگان: متیو مککانهی، ریس ویترسپون، تارا استرانگ
خلاصه داستان: توی ادامه انیمیشن محبوب «آواز»، این بار شخصیتها مخصوصاً گروه موسیقی اصلی، دست به کار شدن تا یه نمایش بزرگ و جدید راه بندازن و یه برنامه باحال اجرا کنن.
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۲ از ۱۰۰
فیلم سینمایی آواز ۲ دنبالهی همون انیمیشن پرطرفدار آوازه که گرت جنینگز کارگردانیش کرده و سال ۲۰۲۱ اومده. تو این فیلم، یه عالمه هنرمند مثل اسکارلت جوهانسون، متیو مککانهی، ریس ویترسپون و تارا استرانگ با هم صداپیشگی کردن. تو داستان، هر کدوم از شخصیتهای انیمیشن، مخصوصاً گروه موسیقی اصلی، تلاش میکنن یه مراسم بزرگ برگزار کنن و برنامههای تازهای رو اجرا کنن.
توی این فیلم، اسکارلت جوهانسون هم به عنوان صداپیشه حضور داره و کارش خیلی خوب از آب دراومده. راستی، مهارت آواز خوندنش تو انیمیشن آواز اونقدر به چشم اومد که تو قسمت دومش هم دعوت شد تا دوباره مشارکت کنه. توی این انیمه، اون صداپیشگی شخصیت اش رو که یه جوجهتیغی بود به عهده داشت و یه کار خیلی قشنگ ازش دیدیم.
استروید سیتی_ Asteroid City:
سال اکران: ۲۰۲۳
کارگردان: وس اندرسون
بازیگران: جیسن شوارتزمن، ایلا فیشر، تیلدا سوینتن، استیون پارک
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۶ از ۱۰۰
اسکارلت جوهانسون تو سال ۲۰۲۳ توی فیلم «استروید سیتی» بازی کرد و کنار بازیگرایی مثل جیسن شوارتزمن، ایلا فیشر، تیلدا سوینتن و استیون پارک نقشآفرینی کرد. این فیلم رو وس اندرسونِ خوشسلیقه کارگردانی کرده. داستان فیلم تو یه شهر تخیلی به اسم آستروئید سیتی اتفاق میافته که مربوط به آیندهست و حکایت یه سری آدم رو میگه که توی این شهر زندگی میکنن و یهویی با یه پدیده علمی بزرگ روبهرو میشن.
توی این فیلم، اسکارلت جوهانسون نقش یه بازیگر هالیوودی به اسم میچ کمپبل رو بازی کرد که به همراه دخترش به این شهر کوچیک و ناشناخته سفر میکنه. شخصیت میچ کمپبل یه کم گنگ و پیچیدهست؛ از یه طرف شوخطبع و بامزهست و از طرف دیگه پر از احساسات عمیق و درونی. اسکارلت با سبک بصری خاص فیلم و دیالوگهای منحصربهفردش، خیلی خوب با کارگردان هماهنگ شد و نقشش رو عالی از آب درآورد.
بازی اسکارلت تو این فیلم باعث شد منتقدا ازش تعریف کنن. دلیل اصلیش هم این بود که تونست همزمان هم احساسات درونی نقشش رو نشون بده، هم یه رفتار سرد و مسلط داشته باشه. بعضیها گفتن که هنرنمایی جوهانسون یکی از نقاط قوت فیلم وس اندرسون بوده و استعدادش تو به تصویر کشیدن احساسات انسانی تو یه فضای غیرواقعی واقعاً تحسینبرانگیزه. اسکارلت توی این نقش که از نظر بصری خیلی خاص بود، کاملاً با فضای عجیب فیلم هماهنگ شد و تونست یه مفهوم خوب و عمیق به شخصیتش بده.
همکاری با کارگردانان برجسته:
یکی از کارگردانهای معروفی که به اسکارلت جوهانسون پیشنهاد بازی داد، کریستوفر نولان بود. توی یکی از بهترین فیلمهای نولان به اسم «پرستیژ» (The Prestige)، اسکارلت کنار بازیگرایی مثل هیو جکمن و کریستین بیل نقشآفرینی کرد.
هرچند توی این فیلم نقش اصلی رو بهش ندادن، ولی یه نقشی بهش رسید که یه جورایی پیچیده بود. داستان فیلم دور و بر نقشهای اصلی با بازی جکمن و بیل میچرخید، برای همین نقش اسکارلت جوهانسون خیلی پررنگ نبود. ولی با این حال، همکاری با یه کارگردان درجهیکی مثل نولان، یه امتیاز بزرگ توی کارنامه هنریش به حساب میاومد.
بعد از اینکه مردم از فیلمهای ابرقهرمانی استقبال زیادی کردن و سلیقه سینما تغییر کرد، اسکارلت جوهانسون سال ۲۰۱۰ وارد دنیای مارول شد. با بازی در نقش ناتاشا رومانوف یا همون بیوه سیاه، تبدیل شد به یکی از شخصیتهای اصلی فیلمهای ابرقهرمانی.
این مسیر رو از فیلم «مرد آهنی ۲» (Iron Man 2) شروع کرد و بعدش توی فیلم «انتقامجویان: بازی نهایی» (Avengers: Endgame) سال ۲۰۱۹ و فیلم «بیوه سیاه» (Black Widow) سال ۲۰۲۱ ادامهش داد. راستی، این بازیگر با به عهده گرفتن نقش بیوه سیاه، تبدیل شد به یکی از محبوبترین و پردرآمدترین هنرپیشههای هالیوود.
کیفیت بازیگری و جوایز:
اسکارلت جوهانسون جزو اون دسته از بازیگرهای نادریه که تونسته تو سبکهای مختلف مثل درام، اکشن، کمدی و علمی-تخیلی نقشهای قشنگی بازی کنه. خیلیا فکر میکردن وقتی به دنیای مارول ملحق شد و یه ابرقهرمان بازی کرد، دیگه تو یه مسیر تکراری گیر میافته و راه برگشتی نداره. اما وقتی سال ۲۰۱۹ توی فیلم «داستان ازدواج» ساخته نوا بامباک ظاهر شد، یکی از بهترین بازیهای عمرش رو به نمایش گذاشت.
این فیلم که ماجرای طلاق و جدایی یه زوج رو نشون میده، خیلی مورد تحسین کارشناسا و منتقدای سینما قرار گرفت و باعث شد اسکارلت جوهانسون نامزد جایزه اسکار بشه. یکی دیگه از کارای موفقش فیلم «جوجو خرگوشه» به کارگردانی تایکا وایتیتی بود که اونم توی همون سال ۲۰۱۹ اومد. تو این فیلم، اسکارلت نقش یه مادر رو بازی کرد که تو جنگ جهانی دوم جلوی نازیها میایستاد. این فیلم هم باعث شد جوهانسون نامزد اسکار و گلدن گلوب بشه.
خیلیا میگن اسکارلت جوهانسون نه فقط به خاطر قیافه قشنگش، بلکه به خاطر استعداد بازیگریاش تونسته جای خوبی تو هالیوود پیدا کنه. طوری که سالهاست خیلی از آدمای سینما تو همه سطحها ازش به عنوان یه بازیگر بااستعداد و متعهد به نقشهاش یاد میکنن و تعریف میکنن.
مثلاً سوفیا کاپولا، کارگردان فیلم «گمشده در ترجمه»، بارها گفته که عواطف اسکارلت تو نقشهاش ریشه داره و ازش به عنوان یه بازیگر فراتر از قیافهش یاد کرده. یه سری کارگردانهای معروف دیگه مثل وودی آلن و جو و آنتونی روسو هم همیشه از حرفهای بودن و هماهنگی بالاش تعریف کردن. وودی آلن که تو چندتا از فیلمهاش ازش استفاده کرده، گفته اسکارلت جوهانسون از اون دسته بازیگرهای نادریه که میتونه همزمان هم نقش درام بازی کنه هم نقش کمدی رو با قدرت نشون بده.
خود جوهانسون هم بارها گفته که قیافه خوبش یه جورایی مثل یه مانع بوده که مردم اون رو جدی نگیرن. ولی تونسته با قبول کردن نقشهای مختلف و بازی تو فیلمهای گوناگون، به متخصصای سینما ثابت کنه که فقط به خاطر ظاهر دلرباش معروف نشده، بلکه توانایی، تلاش و استعدادش هم تو این موفقیت نقش داشته.
بازیگری، تنوع نقشها و سایر فعالیتها:
خب، بیا اینطوری باهات حرف بزنم. اگه نگاهی به کارنامهٔ اسکارلت جوهانسون بندازی، میبینی که بیشتر نقشهایی که تو این سالها انتخاب کرده، از نظر روحی و روانی یه جورایی تنشدار بودن. چه تو فیلمهای درام، چه اکشن و چه علمی-تخیلی، همیشه یه جور خاصی خودش رو نشون داده.
چیزی که این بازیگر رو متمایز میکنه، انعطافپذیریش هست. مثلاً تو فیلمهای درام مثل «گمشده در ترجمه» یا «داستان ازدواج» باید نقشهای عمیق و باحسی بازی میکرد. از اون طرف، تو فیلمهای اکشن پر از جلوههای ویژه مثل «انتقامجویان» و «لوسی» هم ثابت کرد که میتونه تو هر سبکی بدرخشه.
اسکارلت فقط بازیگر نیست، تو زمینههای دیگه هم دستی بر آتیش داره. مثلاً تهیهکنندگی بعضی فیلمها رو هم قبول کرده، مثل «بیوه سیاه» که خودش یکی از تهیهکنندههاش بود و کمک کرد تا این پروژه راه بیفته. یه نکتهٔ جذاب دیگه هم صدای خوبشه که تو فیلم انیمیشن «آواز» (Sing) فرصت پیدا کرد ازش استفاده کنه.
تو سال ۲۰۲۲ هم برند لوازم آرایشی خودش به اسم The Outset رو راه انداخت که محصولات مراقبت از پوست میفروشه. این برند بیشتر روی محصولات طبیعی و دوستدار محیط زیست تمرکز داره.
مثل خیلی از بازیگرای هالیوود، اسکارلت تو کارهای خیرخواهانه هم فعاله و از سازمانهایی که برای بچهها، محیط زیست و حقوق زنان کار میکنن، حمایت میکنه. تو سیاست هم جزو اون دسته از بازیگراییه که راحت حرفش رو میزنه و تو انتخابات از بعضی کاندیداها طرفداری میکنه.
معمولاً از سیاستمدارای لیبرال حمایت میکنه و به حقوق اقشار مختلف جامعه اهمیت میده. تو انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ آمریکا، رسماً از باراک اوباما و هیلاری کلینتون حمایت کرد و تو کمپین انتخاباتی جو بایدن تو سال ۲۰۲۰ هم فعال بود.
یه نکتهٔ مهم اینه که اسکارلت یه مدافع سرسخت حقوق زنان و برابری جنسیتیه. مخصوصاً تو جنبش «من هم» (MeToo) خیلی فعال بود و از قربانیان آزار جنسی حمایت کرد، حتی با اینکه خودش قربانی نبوده. تو مسائل مربوط به حق انتخاب زنان و تولیدمثل هم فعال بوده.
در مورد جنبش «من هم»، این بازیگر از هاروی واینستین و افراد دیگهای که تو این جنبش متهم به رفتار ناشایست جنسی شدند، انتقاد کرد. تو راهپیماییها و مراسم عمومی شرکت میکرد تا به ترویج مبارزه با آزار جنسی کمک کنه. ولی به نظرش این جنبش نباید فقط به افشاگری چند نفر خاص محدود بشه و باید روشهای کاری رو هم تغییر بده تا فضای امنتری برای زنان ایجاد بشه.
اسکارلت غیر از بازیگری، به تغییرات آب و هوایی و حفاظت از محیط زیست هم خیلی اهمیت میده و تو برنامههای مربوط به مبارزه با تغییرات اقلیمی شرکت میکنه. همچنین از فعالان حقوق مهاجران و پناهندگان هست و از طرحهایی که به نفع این افراد هست، حمایت میکنه. تو مراسم خیرخواهانه برای حمایت ازشون هم حضور پیدا میکنه.
تو این سالها، بارها دربارهٔ بازیگری، سینما و تجربیاتش حرف زده. از دید خودش، بازیگری یه راه شخصی و هنریه. دربارهٔ پیشرفت خودش هم گفته که با چالشها و مشکلات زیادی روبهرو بوده.
این بازیگر که الان نزدیک چهل سالشه، معتقده بازیگری بیشتر از یه شغله و فرصتی برای کاوش در پیچ و خمهای انسانی و عاطفی. همیشه دنبال نقشهایی بوده که از نظر احساسی به چالش بکشنش و اجازه بدن جنبههای مختلف شخصیت انسانی رو نشون بده.
اسکارلت دربارهٔ پیشرفت خودش گفته که با تجربههای مختلف و آزمون و خطا تونسته به جایگاه بهتری تو بازیگری برسه. تو یه مصاحبه گفت که تو جوانی نقشهای مختلفی رو انتخاب کرده، بعضیهاش موفق شدن و بعضیهاش نه. ولی این روند باعث شد تو بازیگری پختهتر بشه و با اعتماد به نفس بیشتری سراغ کارهای سختتر بره.
همچنین خیلی خوشحاله که تو این سالها تونسته تو سبکهای مختلف مثل درام، علمی-تخیلی، اکشن، کمدی و فیلمهای مستقل بازی کنه. به قول خودش، هر سبکی تجربهٔ خاص خودش رو داشته و بهش کمک کرده تو هر فیلم، جنبههای تازهای از شخصیت خودش و نقشها رو کشف کنه.
اسکارلت باور داره که سینما میتونه ابزاری برای تغییرات اجتماعی باشه و با داستانهای قوی میشه به مسائل مهم اجتماعی پرداخت. تو بعضی فیلمها مثل «جوجو خرگوشه» که دربارهٔ نژادپرستی بود یا «داستان ازدواج» که بحرانهای خانوادگی رو نشون میداد، بازی کرد تا به این مسائل کمک کنه. بارها هم دربارهٔ مشکلات یه زن تو هالیوود حرف زده.
گفته که اوایل کارش، بعضی وقتا به خاطر ظاهرش جدی گرفته نمیشد یا نقشهایی بهش میدادن که بیشتر روی زیبایی فیزیکیش تمرکز داشت. ولی با گذشت زمان و کسب تجربه، تونست نقشهایی رو انتخاب کنه که از این قالب خارجش کنه و فرصت بده بهش تا به عنوان یه بازیگر جدی دیده بشه.
اسکارلت تو مصاحبههای متعدد گفته که هنوز عاشق سینما و بازیگریه و میخواد به این کار ادامه بده. میگه تو هر فیلم جدید دنبال یادگیری و پیشرفته و سعی میکنه فرصتهایی پیدا کنه که بتونه تو سبکهای جدید و با کارگردانهای مختلف کار کنه.
خلاصه اینکه، بازیگری براش فقط یه شغل نیست، بلکه یه راه برای ابراز خودش و ارتباط با دنیای اطرافه. از راهی که تا حالا رفته و نقشهایی که بازی کرده، راضی و خوشحاله و برای آیندهٔ سینماییاش کلی برنامه و ایده تو سرش داره.
کارگردانان و بازیگران محبوب:
یکی از بهترین اتفاقهایی که تو این همه سال فعالیت حرفهای برای اسکارلت جوهانسون افتاد، این بود که تونست کنار کارگردانها و بازیگرهای خیلی معروف و درجهیک بازی کنه. از جمله کارگردانهایی که خیلی دوستش داره، وودی آلنه که تو کارنامه هنریش سه تا فیلم باهاش بازی کرده و این فیلمها جزو کارهای برجسته و محبوبش به حساب میاد. خودش از این تجربهها به عنوان لحظههای خیلی خوب و پربار یاد کرده و گفته وودی آلن یه نگاه خاص و متفاوت به بازیگری داره و وقتی باهاش کار میکنی، حسابی به چالش کشیده میشی.
این بازیگر تو سال ۲۰۱۶ توی فیلمی به اسم «درود بر سزار» که ساخته برادران کوئن بود، بازی کرد و کنار جورج کلونی نقش آفرینی کرد. از این دو برادر به عنوان کارگردانهایی حرف زده که نگاه ویژهای به جزئیات کار دارن و کار کردن باهاشون یه تجربه خاص و بینظیره.
اما اسکارلت جوهانسون وقتی توی حرفه بازیگری یه مسیر تازه رو شروع کرد که تو فیلم «داستان ازدواج» به کارگردانی نوآ بامباک نقش آفرینی کرد و به خاطر بازی فوقالعادهاش کلی تعریف شنید. به نظر اسکارلت، بامباک کارگردانیست که بهش این فرصت رو داد تا عمیقترین احساساتش رو از طریق اون نقش نشون بده. این بازیگر از همکاری با تایکا وایتیتی هم خیلی خوشحاله و روش کمدی و متفاوتش رو تحسین میکنه.
بین بازیگرا، اسکارلت جوهانسون کار کردن با بیل مری رو یکی از بهترین و خاطرهانگیزترین تجربههای دوران حرفهایش میدونه و از مری به عنوان بازیگری با استعداد بالا و محبوب یاد کرده که باعث شده بازیگری رو بهتر درک کنه. همکاری اسکارلت با آدام درایور تو فیلم «داستان ازدواج» هم از طرف منتقدا کلی تعریف شنید. خودش از این همکاری به عنوان یکی از بهترین مشارکتهاش یاد کرده و از انرژی و استعداد درایور و شیمی خوب و طبیعی بینشون حرف زده. اسکارلت جوهانسون تو چند تا فیلم هم کنار کریس ایوانز بازی کرده که فیلمهای مارول جزوشونه. این دو تا رابطه دوستانه و صمیمی دارن و اسکارلت از همکاری با ایوانز خیلی راضیه و اون رو یکی از بازیگرهای حرفهای و بااستعداد میدونه.
ژانرهای محبوب:
اگه به کارنامه هنری اسکارلت جوهانسون نگاه کنی، میبینی که این بازیگر واقعاً عاشق این بوده که تو سبکهای مختلف بازی کنه و با کارگردانها و بازیگرای گوناگون کار کنه و از این ماجرا کلی لذت برده.
جوری که خیلی دوست داره با کارگردانهایی همکاری کنه که دیدگاه و طرز فکر خاص خودشون رو دارن. از بین همه سبکهایی که تا حالا امتحان کرده، بیشتر از همه به سبک درام علاقه داره. این رو هم از نقشهایی که تو فیلمهایی مثل «داستان ازدواج» و «گمشده در ترجمه» بازی کرده، به راحتی میشه فهمید. اون عاشق شخصیتهایی هست که احساسات عمیق و چالشهای درونی دارن.
این بازیگر از بازی تو فیلمهای علمی-تخیلی مثل «او» و «لوسی» که هر کدوم از کارهای شاخصش محسوب میشن، خیلی لذت برده. به نظر خودش این سبک جذابیت خاصی داره، چون بهش فرصت میده تا تو موضوعات فلسفی و روانی با یه نگاه آیندهنگرانه کاوش کنه. نقشی که تو سری فیلمهای مارول به عنوان «بیوه سیاه» بازی کرد، باعث شد که جزو بازیگرای معروف سبک اکشن حساب بشه.
علاوه بر این، خیلی دوست داره تو فیلمهای اکشن فیزیکی و پرچالش بازی کنه. جوهانسون تو سبک کمدی هم دستی بر آتیش داشته و موفق بوده. مثلاً میشه به فیلم «جوجو خرگوشه» و «خبر داغ» اشاره کرد که ترکیبی از درام و طنز هستن.
با اینکه تو تمام این سالها اسکارلت جوهانسون همیشه جزو بازیگرای نقش اصلی بوده، یه گوشهچشمی هم به سینمای مستقل داره. راستش اولش هم با بازی تو یه فیلم مستقل شخصیتمحور بود که به یه چهره معروف تبدیل شد. به نظر میاد که خیلی به آثاری علاقه داره که دور شخصیتها و چالشهای عاطفی میچرخن. فیلمهایی مثل «زیر پوست» (۲۰۱۳) و «دنیای روح» جزو اون آثار مستقل هستن که توشون بازی کرده و تونسته جنبههای تازهای از استعداد بازیگریش رو نشون بده.
فیلم شناسی

فهرست آثار:
خب، همونطور که قبلاً گفتی، اسکارلت جوهانسون یه بازیگر آمریکاییست که تو کارنامهاش کلی کار داره؛ از فیلم و سریال گرفته تا بازی ویدیویی و تئاتر. اولین بار سال ۱۹۹۴ تو یه فیلم درام-کمدی به اسم «شمال» بازی کرد. بعدش سال ۱۹۹۶ تو فیلم «مانی و لو» اولین نقش اصلیش رو گرفت و نقش خواهر یازده سالهی یه نوجوان باردار رو بازی کرد که بخاطرش نامزد جایزه ایندیپندنت اسپیریت برای بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
بعدش سال ۱۹۹۸ تو فیلم «نجواگر اسب» به کارگردانی رابرت ردفورد بازی کرد و سال ۲۰۰۱ کنار تورا برچ و استیو بوشمی تو فیلم کمدی سیاه «دنیای روح» ظاهر شد. دو سال بعد، نقش اصلی فیلم «گمشده در ترجمه» ساخته سوفیا کوپولا رو گرفت و یه زن بیست ساله رو نشون داد که ازدواجش شکست خورده و تو ژاپن با یه بازیگر آمریکایی به اسم بیل مری آشنا میشه.
بعدش تو فیلم «دختری با گوشواره مروارید» کنار کالین فرث نقش یه دختر خدمتکار رو بازی کرد که تو خونه یه نقاش سوئدی به اسم یوهانس فرمیر کار میکرد. اسکارلت بخاطر بازی تو این دو فیلم تو شصت و یکمین مراسم گلدن گلوب نامزد جایزه شد و اولین بار تونست جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول زن رو ببره.
دو سال بعد، اسکارلت تو فیلم تریلر روانشناختی وودی آلن به اسم «امتیاز نهایی» بازی کرد که بخاطرش نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. سال ۲۰۰۶ هم تو تریلر روانشناختی «پرستیژ» به کارگردانی کریستوفر نولان بازی کرد و تو فیلم «خبر داغ» ساخته وودی آلن نقش یه دانشجوی روزنامهنگاری رو گرفت.
همون سال برای اولین بار میزبان برنامه «شنبه شب زنده» شد و تا سال ۲۰۱۹ شش بار میزبانی این برنامه رو بر عهده گرفت.
سال ۲۰۰۸ تو فیلم کمدی-عاشقانه «ویکی کریستینا بارسلونا» ساخته وودی آلن کنار خاویر باردم و پنهلوپه کروز بازی کرد. تو فیلم درام تاریخی «دختر دیگر بولین» هم نقش خواهر ملکه انگلستان، آن بولین، رو بازی کرد و کنار ناتالی پورتمن و اریک بانا ظاهر شد.
اسکارلت سال ۲۰۱۰ تونست جایزه تونی بهترین بازیگر زن رو بخاطر اولین حضورش تو برادوی تو نمایشنامه «چشم اندازی از پل» به کارگردانی آرتور میلر ببره.
همون سال تو فیلم ابرقهرمانی «مرد آهنی ۲» از سری فیلمهای دنیای سینمایی مارول نقش ناتاشا رومانوف رو بازی کرد. بعدش دوباره همون نقش رو تو فیلم «انتقامجویان» سال ۲۰۱۰ ساخته جاس ویدون ایفا کرد. یه سال بعد، اسکارلت کنار کیران هایندز تو نمایشنامه برادوی «گربه روی شیروانی داغ» به کارگردانی تنسی ویلیامز حاضر شد.
این بازیگر همچنین صداپیشه دستیار مجازی هوش مصنوعی رو تو انیمیشن «او» ساخته اسپایک جونز کنار واکین فینیکس اجرا کرد. بعدش تو بقیه فیلمهای ابرقهرمانی مارول مثل «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان»، دنبالهاش «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی»، «انتقامجویان: عصر اولتران»، «انتقامجویان: جنگ ابدیت» و «انتقامجویان: پایان بازی» که پرفروشترین فیلم تاریخ شد، بازی کرد. سال ۲۰۱۹ تو فیلم «داستان ازدواج» ساخته نوا بامباک نقش زنی رو بازی کرد که تو آستانه طلاقه و کنار آدام درایور هنرنمایی کرد.
همچنین سال ۲۰۱۹ تو فیلم کمدی سیاه «جوجو خرگوشه» به کارگردانی تایکا وایتیتی نقش مادری رو بازی کرد که یه دختر یهودی رو تو آلمان نازی مخفی کرده. اسکارلت جوهانسون بخاطر فیلم «داستان ازدواج» نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد و بخاطر «جوجو خرگوشه» هم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن.
فیلمها:
| سال | عنوان | نقش | یادداشتها |
|---|---|---|---|
| ۱۹۹۴ | شمال | لورا نلسون | |
| ۱۹۹۵ | انگیزه عدالت | کیت | |
| ۱۹۹۶ | اگر لوسی سقوط میکرد | امیلی | |
| مانی و لو | آماندا «مانی» | ||
| ۱۹۹۷ | پاییز | دختر کوچک | |
| تنها در خانه ۳ | مولی پریت | ||
| ۱۹۹۸ | نجواگر اسب | گریس مکلین | |
| ۱۹۹۹ | برادر من خوک | کتی کالدول | |
| ۲۰۰۱ | مردی که آنجا نبود | آچل «بردی» آبانداس | |
| دنیای روح | ربکا دوپلمیر | ||
| راپسودی آمریکایی | سوزان ساندور (۱۵ سالگی) | ||
| ۲۰۰۲ | هیولاهای هشتپا | اشلی پارکر | |
| ۲۰۰۳ | گمشده در ترجمه | شارلوت | |
| دختری با گوشواره مروارید | گریت | ||
| ۲۰۰۴ | بالاترین نمره | فرانچسکا | |
| ترانه عاشقانهای برای بابی لانگ | پرسی | ||
| یک زن خوب | مگ وینترمر | ||
| فیلم باباسفنجی شلوارمکعبی | شاهزاده میندی (صدا) | ||
| یک جمع خوب | الکس فرمر | ||
| ۲۰۰۵ | امتیاز نهایی | نولا رایس | |
| جزیره | جردن دو دلتا / سارا جردن | ||
| ۲۰۰۶ | خبر داغ | سارا پرنسکی | |
| کوکب سیاه | کی لیک | ||
| پرستیژ | اولیویا ونسکوب | ||
| ۲۰۰۷ | خاطرات پرستار بچه | آنی برادوک | |
| ۲۰۰۸ | دختر دیگر بولین | ماری بولین | |
| ویکی کریستینا بارسلونا | کریستینا | ||
| روح | سیلکن فلاس | ||
| ۲۰۰۹ | با تو حال نمیکند | آنا | |
| ۲۰۱۰ | مرد آهنی ۲ | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | |
| ۲۰۱۱ | نهنگ | — | تهیهکننده اجرایی – مستند |
| ما باغ وحش خریدیم | کلی فاستر | ||
| ۲۰۱۲ | انتقامجویان | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | |
| هیچکاک | جنت لی | ||
| ۲۰۱۳ | دان جان | باربارا شوگرمن | |
| زیر پوست | لورا | ||
| او | سامانتا (صدا) | ||
| ۲۰۱۴ | آشپز | مالی | |
| لوسی | لوسی | ||
| کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | ||
| ۲۰۱۵ | انتقامجویان: عصر اولتران | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | |
| ۲۰۱۶ | کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | |
| درود بر سزار! | دیآنا مورگان | ||
| کتاب جنگل | کا (صدا) | ||
| آواز | اش (صدا) | ||
| ۲۰۱۷ | شبح درون پوسته | سرگرد میرا کیلیان / موتوکو کوزاناگی | |
| شب سخت | جس | ||
| ثور: راگناروک | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه (فیلم بایگانی) | ||
| ۲۰۱۸ | جزیره سگها | ناتمگ (صدا) | |
| انتقامجویان: جنگ ابدیت | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | ||
| ۲۰۱۹ | کاپیتان مارول | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه (تکجلوه) | |
| انتقامجویان: پایان بازی | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | ||
| داستان ازدواج | نیکول باربر | ||
| جوجو خرگوشه | خانم روزی بتزلر | ||
| ۲۰۲۱ | بیوه سیاه | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه | همچنین تهیهکننده اجرایی |
| آواز ۲ | اش (صدا) | ||
| ۲۰۲۳ | استروید سیتی | میج کمبل | |
| نورث استار | کاترین | ||
| ۲۰۲۴ | مرا به ماه پرواز ده | کلی جونز | همچنین تهیهکننده |
| تبدیلشوندگان یک | الیتا وان (صدا) | ||
| ۲۰۲۵ | تاندربولتز* | — | تهیهکننده اجرایی |
| طرح فنیقی | عموزاده هیلدا | ||
| الینور کبیر | — | کارگردان | |
| تولد دوباره دنیای ژوراسیک | زورا بنت |
تلویزیونی:
| سال(ها) | عنوان | نقش(ها) | یادداشتها |
|---|---|---|---|
| ۱۹۹۴ | آخر شب با کونان اوبراین | سارا هیوز | |
| ۱۹۹۵ | موکل | جنا هالیول | قسمت: «آزمایشی» |
| ۲۰۰۱ | آناتومی یک صحنه | خودش | ۱ قسمت |
| ۲۰۰۴ | دارودسته | خودش | قسمت: «نیویورک» – تکجلوه |
| ۲۰۰۵–۲۰۰۸ | مرغ ربات | صداهای مختلف | ۶ قسمت |
| ۲۰۰۶–۲۰۱۹ | پخش زنده شنبه شب | میزبان / شخصیتهای مختلف | ۱۰ قسمت (۶ قسمت به عنوان میزبان) |
| ۲۰۱۴ | هیترکورد در تلویزیون | اولیویا (صدا) | قسمت: «دوباره: بازیها» – فیلم کوتاه انیمیشن «بازی دو بازیکن» |
| ۲۰۲۱ | مارول استودیوز: گرد هم آمدن | خودش | قسمت: «ساختن بیوه سیاه» |
بازیهای ویدیویی:
| سال | عنوان | نقش(ها) | یادداشتها |
|---|---|---|---|
| ۲۰۰۴ | فیلم باباسفنجی شلوارمکعبی | شاهزاده میندی (صدا) | نسخههای کنسول |
| ۲۰۱۶ | لگو انتقامجویان مارول | ناتاشا رومانوف / بیوه سیاه (صدا) | فیلم بایگانی |
موزیک ویدیو:
تو کارنامه هنری اسکارلت جوهانسون، یه سری موزیک ویدیو هم هست. اینجا چند تا از آهنگهایی که این بازیگر توشون حضور داشته رو برات میگم:
– موزیک ویدیوی «وقتی معامله خراب میشه» از باب دیلن، مربوط به سال ۲۰۰۶
– موزیک ویدیوهای «چیزی که رفته… برمیگرده» از جاستین تیمبرلیک، مربوط به سال ۲۰۰۷
– موزیک ویدیوی «بله ما میتونیم» با صدای ویل.آی.ام، مربوط به سال ۲۰۰۸
| سال | عنوان | هنرمند |
|---|---|---|
| ۲۰۰۶ | وقتی معامله خراب میشود | باب دیلن |
| ۲۰۰۷ | چیزی که رفته… برمیگرده | جاستین تیمبرلیک |
| ۲۰۰۸ | بله ما میتوانیم | ویل.آی.ام |
| ۲۰۰۹ | بازگوگر | پیت یورن و اسکارلت جوهانسون |
| ۲۰۱۸ | رویاهای بد | پیت یورن و اسکارلت جوهانسون |
تئاتر:
| سال(ها) | عنوان | نقش(ها) | تئاتر | یادداشتها |
|---|---|---|---|---|
| ۲۰۱۰ | چشماندازی از پل | کاترین | تئاتر کورت | ۲۴ ژانویه − ۴ آوریل |
| ۲۰۱۳ | گربه روی شیروانی داغ | مارگارت | تئاتر ریچارد راجرز | ۱۷ ژانویه − ۳۰ مارس |
دانستنی ها

وقتی اسکارلت جوهانسون ۱۳ سالش بود، پدر و مادرش از هم جدا شدن.
اون سه دقیقه زودتر از برادر دوقلوش، هانتر، به دنیا اومد. به نظر خودش، اون سه دقیقه بهترین لحظههای زندگیش بوده.
سال ۲۰۰۴ عضو هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز شد.
بین کارگردانا، وودی آلن رو بیشتر دوست داره.
سال ۲۰۱۲ توی پیادهروی مشاهیر هالیوود یه ستاره به اسمش زدن.
بین فیلمهای اکشن، «مخمصه» ساخته مایکل مان رو دوست داره و بین فیلمهای کمدی، «عمه میم» به کارگردانی مورتون داکوستا براش جالبه.
این بازیگر توی منطقه لوس فیلیز نیویورک زندگی میکنه و همسایههای معروفی مثل براد پیت، مارک روفالو، کریستن استوارت، کریس پاین و رابرت پتینسون داره.
اسکارلت جوهانسون سال ۲۰۱۶ به عنوان پولسازترین بازیگر زن معرفی شد و توی لیست ده بازیگر پولساز تاریخ سینما هم قرار گرفت.
بیشتر رسانهها بهش میگن «اسکارجو»، ولی خودش از این قضیه خوشش نمیاد.
از بین کارهای مهمی که بهش پیشنهاد شدن و قبول نکرده، میشه به نقش سوزان استورم توی «چهار شگفتانگیز»، دکتر رایان استون توی «جاذبه» و لیزبث سلندر توی «دختری با خالکوبی اژدها» اشاره کرد.
اسکارلت جوهانسون یه جایی گفته که توی آینده میخواد یه فعال سیاسی بشه.
مجله ونتی فر که درباره مد، فرهنگ عامه و سیاسته و توسط کوند نست منتشر میشه، توی چهار کشور اروپایی فعالیت داره. این بازیگر یه بار توی یکی از شمارههاش عکس برهنه خودش رو به همراه دو تا چهره معروف دیگه چاپ کرد.
توی زندگیام فرصتهایی داشتم که هر کاری دوست داشتم انجام بدم و پدر و مادرم هم همیشه با دید باز ازم حمایت کردن. از بچگی عاشق فیلم، موسیقی و رقص بودم و خوشحالم که الان آرزوهام برآورده شدن. کاملاً میدونم که خیلیها توی زندگیشون چنین موقعیتهایی پیدا نمیکنن.
توی هالیوود هر کی رو میبینی، لاغر و استخونیه. به خاطر همین بعضی وقتا توی ذهنم فکر میکنم مبادا به اندازه کافی لاغر نباشم. همه توی این حرفه تحت فشارن و با سختی کار میکنن. مثلاً من همیشه مجبورم از کرمهای ضد پیری صنعتی استفاده کنم. چون زندگی و کار توی هالیوود خیلی طاقتفرسا و بیرحمه.
دوست دارم توی سبکهای مختلف بازی کنم. سبکهای اکشن و علمی-تخیلی خیلی هیجانانگیزن و جنبه سرگرمی دارن. چون باعث میشن تماشاگر برای چند ساعت از زندگی واقعی فاصله بگیره یا یادش بره.
از یازده یا دوازده سالگی تا الان، همیشه به آهنگهای تام ویتس گوش میدم. آهنگهاش ریتم و ملودی فوقالعادهای دارن و اجراش خیلی خاص و عاشقانهست. همیشه سعی کردم این آهنگها رو جوری بخونم که کسی فکر نکنه دارم از ویتس تقلید میکنم. برنامه دارم توی آینده یه آلبوم بدم که همه آهنگهاش مال خودم باشه.
به نظر من برای بازیگرا سخته که با آدمای معمولی رابطه برقرار کنن. چون هنرمندا معمولاً شخصیت متغیری دارن و یه جورایی از مردم فاصله میگیرن.
اسکارلت جوهانسون طرفدار حزب دموکرات آمریکاست و قبل از اینکه دونالد ترامپ رئیسجمهور بشه، از هر فرصتی برای مخالفت با این جریان استفاده میکرد. حتی فردای روز تحلیف ترامپ، توی یه راهپیمایی بزرگ که زنها توی واشنگتن برگزار کردن، سخنرانی کرد.
ترامپ یه مرد غیرمنتظره و خیلی مغرور و خودخواهه. هواداراش شعار میدن که بیایید یه کار متفاوت انجام بدیم، در حالی که بیشترشون دقیقاً نمیدونن این یعنی چی. کارای ترامپ خیلی احمقانه و ناامیدکنندهست.
توی مصاحبهای که خبرنگار مجله ورایتی با اسکارلت جوهانسون داشت، درباره نقشش توی فیلم «داستان ازدواج» و کار با نوآ بامباک صحبت کرد و اشاره کرد که بازخوردها خیلی خوب و مثبت بوده:
الان یه حس فوقالعاده و هیجانانگیز دارم. تا حالا اینجوری نبودم. کار کردن با این گروه و تجربههایی که داشتم، برام خیلی هیجانانگیز بود. باورنکردنیه، چون همه ما با سختی و پشتکار کار کردیم و حالا که میبینم مردم چقدر تحت تأثیر فیلم قرار گرفتن، حس خوبی دارم.
همزمان پیامهای فوقالعادهای از همکارا، بازیگرای دیگه، دوستا و حتی خانوادهام گرفتم. همهشون یه چیز مشترک میگفتن و از عشق و علاقهای صحبت میکردن که توی نقشها موندگار شده و تحت تأثیرشون قرار گرفتن. با اینکه داستان این فیلم خیلی جذاب و قشنگه، بعضی جاها تلخ و ناراحتکننده هم هست و همین تأثیرش رو بیشتر کرده. خیلی خوشحالم که توی این فیلم بودم.
بعدش هم اضافه کرد:
وقتی خسته و بیحوصله باشی، به چیزایی پی میبری که اگه منطقت درست کار کنه و سرحال باشی، هیچ وقت برات پیش نمیاد. بعضی وقتا مثلاً وقتی خسته و ضعیفی، حس میکنی حتی دیوارای دور و برت دارن میریزن. اون موقع خودت هم تعجب میکنی. من از این قضیه راضیم، هرچند خیلی سخت و دشوار بود.
هرچند این فیلم یه رویکرد تلخ رو نشون میده که ممکنه آخرش به طلاق و جدایی ختم بشه. اسکارلت جوهانسون معتقده که پایان این فیلم یه تصویر فوقالعاده از عشق و ازدواج رو نشون میده. اون میگه:
فکر میکنم بعضی وقتا به خاطر توقعای زیادی که داریم، رابطه دوام نمیاره یا حتی بیتوجه بهش میشیم. در حالی که به نظر من، این که یه زن و مرد برای مدت طولانی به هم وفادار باشن، بچه دار بشن و با هم برای زندگی تلاش کنن، باعث افتخاره و براشون احترام و حس خوب میاره. فیلم «داستان ازدواج» دقیقاً همین رو نشون میده. توی این فیلم، ازدواج به خاطر جدایی مورد آزمایش قرار میگیره.
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟







