بیوگرافی و زندگینامه مجید مظفری

بیوگرافی مجید مظفری
مجید مظفری یکی از هنرمندان معروف سینما، تئاتر و تلویزیون ایرانه که هم بهعنوان بازیگر و هم کارگردان فعالیت کرده. اون طی سالها کار مفید و حرفهای در بازیگری، تونسته به یکی از بهترین بازیگرهای امروز ایران تبدیل بشه.
مجید مظفری ۲۲ بهمن سال ۱۳۲۹ تو تهران به دنیا اومد و از همون بچگی به هنر علاقه پیدا کرد. اون جزو بازیگرهای قدیمی و ارزشمند ایرانه که تو بیش از پنجاه سال فعالیتش، شخصیتهای خاطرهانگیز و زیادی رو به تصویر کشیده.
با بازی تو فیلمها، سریالها و نمایشهای مختلف، تونست طرفدارای زیادی بین مردم جذب کنه. سبک بازیگریش، توانایی خاصش تو اجرای نقشهای گوناگون و حضورش تو کارهای متفاوت باعث شد تو دنیای هنر بهعنوان یه هنرمند تأثیرگذار و توانا دیده بشه.
مجید مظفری تو کلی فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی همکاری داشته و با نقشآفرینیهای درخشان و بینظیرش همیشه مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفته.
شهرت و محبوبیت مجید مظفری فقط به خاطر بازیگری نیست، بلکه بهعنوان کارگردان و مربی هنری هم تو سینما و تئاتر نقش مهمی داشته. اون پدر نیکی مظفری، یکی از بازیگرای خوب و توانای سینما و تلویزیونه که با تلاش تو کار هنری ادامه میده. اینطوری فعالیت هنری تو خانواده مظفری ادامه پیدا کرده و به نسل جدید هم رسیده.
کارهایی که مجید مظفری تو زمینههای مختلف هنری مثل تئاتر، سینما و تلویزیون انجام داد، باعث شد که به یکی از چهرههای دوستداشتنی و برجسته تاریخ هنر ایران تبدیل بشه. تو بیوگرافی این هنرمند بزرگ، همه جنبههای زندگی شخصی، تحصیلی، حرفهای و افتخاراتش رو برات توضیح میدیم.

خلاصه زندگینامه
تاریخ به دنیا اومدن: ۲۲ بهمن ۱۳۲۹
محل تولد: تهران، ایران
ملیت: ایرانی
تحصیلات: مشخص نیست
شغل: بازیگری و کارگردانی
مدت فعالیت: از سال ۱۳۴۹ تا حالا
بچهها: نیکی مظفری
قد: ۱ متر و ۷۷ سانت
زندگینامه
زندگی شخصی:
مجید مظفری یکی از بازیگرای معروف و محبوب سینما و تلویزیون ایرانه که بیست و دوم بهمن ماه سال ۱۳۲۹ توی شهر تهران به دنیا اومد. وقتی دیپلمش رو از دبیرستان گرفت، برای یه دوره پنج ماهه آموزش بازیگری رفت دانشگاه ون سن شهر پاریس.
ماجرای عجیب تولد:
وقتی مجید مظفری، به عنوان یکی از مهمونهای معروف و باحال برنامه خندوانه دعوت شد و اومد، یه خاطره باورنکردنی از روز تولد خودش برای مخاطبها تعریف کرد. این بازیگر دوستداشتنی گفت که موقع به دنیا اومدن خواهر دوقلوش، وقتی خودش هم به دنیا اومد، همه فکر کردن این بچه به خاطر خفگی مرده.
برای همین، توی سرمای سخت زمستون و زیر بارش برف، خانواده اون بچهای که فکر میکردن مرده رو گذاشتن تو حیاط تا بعداً ببرنش توی ابن بابویه دفن کنن. اما بعدش، لطف و رحمت خدا اون خونه رو گرفت و وقتی خالهش رفت تو حیاط، فهمید که این بچه هنوز زندهست و سریعاً برگردوندش پیش مادرش.
شغل قبل از بازیگری:
خب، بذار این رو برات یه جور دیگه بگم، مثل این که داری با یه رفیق حرف میزنی.
این بازیگر معروف قبل از این که وارد دنیای هنر بشه، اول به عنوان تکنسین تو شرکت مرسدس بنز کار میکرد. براش دورههای آموزشی گذاشتن و فرستادنش آلمان تا حرفهای یاد بگیره. همون موقع که جوون بود و توی سن و سال خودش، یکدفعه بهش پیشنهاد دادن که توی تئاتر بازی کنه. این شد که از اون کار استعفا داد و رفت سمت بازیگری.
خود مجید مظفری یه جا تعریف کرده که قبل از این که بازیگری رو جدی بگیره، چون آلمانیاش خوب بود و راحت میتونست بخونه و حرف بزنه، رفته بود تو مرسدس بنز کار کنه. بعداً همراه ۱۱ نفر دیگه از بچههای فنی شرکت فرستادنشون آلمان و بعد از یه دوره آموزشی، برگشتن ایران به عنوان مکانیک. درست همون موقع بود که بهش گفتن بیا تئاتر کار کن و اونم از اون شغل درومد.
مجید مظفری یکی از اون بازیگرای معروف و محبوب ایرانیست که با کلی کار خوب تو بازیگری و کارگردونی، تونسته دل خیلی از ایرانیها رو ببره و به یکی از آدمهای تأثیرگذار سینما و تلویزیون ایران تبدیل بشه.
با بازی تو فیلمها و سریالهای خاطرهانگیزی که تو کارنامش ثبت کرده، تونست همراه با استعداد فنیاش و با شخصیت خاص و دوستداشتنیاش، تو دل مردم جا باز کنه و محبوب بشه.
کارهای مجید مظفری تو سینما و تلویزیون ایران معمولاً با نقشهای مختلف و متنوعی همراه بوده؛ از نقشهای سخت و چالشبرانگیز گرفته تا شخصیتهای اجتماعی که نشوندهنده احساسات انسانی هستن. هر کدوم از این کارها معنیاش اینه که بازیگری وقتی با استعداد و توانایی بالا همراه باشه، چقدر میتونه تو بررسی و تحلیل شخصیتهای مختلف و روابط اجتماعی تأثیر بذاره. مجید مظفری با این ویژگیها تونست به عنوان یه هنرمند توانا و مؤثر تو صنعت هنر ایران معرفی بشه.
اما مجید مظفری فقط به خاطر بازی تو فیلمها و سریالها معروف و محبوب نشد. یه سری ویژگیهای دیگه هم توی زندگیش بود که باعث شد تو بین هنرمندا ارزش و اعتبار خاصی پیدا کنه؛ مثلاً تعهد و عشق به خانواده، فروتنی، پاکی نیت و وفاداری به ارزشهای انسانی.
خیلی از کسایی که تو حوزه هنر کار میکنن یا باهاش در ارتباط بودن، مجید مظفری رو نه فقط به عنوان یه هنرمند برجسته، بلکه به عنوان یه آدم متواضع و صادق میشناسن و به بقیه معرفی میکنن. این ویژگیها باعث شد که هم تو هنر و هم تو زندگی شخصیاش یه شخصیت دوستداشتنی و محترم داشته باشه.
یه نکته دیگه هم اینه که مجید مظفری تو دورههای مختلف زندگیش همیشه به اصول اخلاقیاش پایبند بوده و تو مصاحبهها و برنامههای تلویزیونی بارها روی ارزشهایی مثل راستگویی، مهربونی، محبت و احترام به دیگران تأکید کرده. این ویژگیها به همراه تلاش و مسئولیتپذیری تو سالهای طولانی، باعث شد که از یه هنرمند ساده تبدیل بشه به یه الگو و سرمشق تو فرهنگ جامعه ایران.
حضور در دورهمی:
چند سال پیش، دقیقاً بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶، مجید مظفری به همراه دخترش اومدن برنامه «دورهمی» که مهران مدیری اجرا میکرد. اونجا یه گفتگوی باحال و جذاب بینشون شکل گرفت. مجید مظفری تو اون برنامه گفت که بعد از فوت همسرش، تصمیم گرفته تمام وقتش رو بذاره برای دخترش و بیشتر از هر چیزی، رابطهشون مثل دو تا رفیق صمیمی شده.
یه جای دیگه هم از برنامه، از عشق و دلدادگیاش حرف زد و اضافه کرد که تا وقتی دخترش ازدواج نکنه، خودش هم ازدواج نمیکنه و منتظر میمونه تا اول دخترش زندگی خودش رو شروع کنه.
علاقمندی ها:
خب، بذار اینطور برات توضیح بدم که مجید مظفری یه آدم فوقالعاده پرانرژی و خوشسفره. عاشق اینه که بره جاهای دیدنی دنیا رو از نزدیک ببینه و حسابی سفر کنه. از طرفی، فوتبال رو خیلی دوست داره و یه هوادار دوآتیشه استقلاله.
اونقدر به استقلال علاقه داره که همزمان با بازیگری، یه طرفدار واقعی و همهجانبه برای این تیمه. ولی این عشقش به ورزش فقط به فوتبال ختم نمیشه؛ تو رشتههای دیگه مثل اسبسواری و شنا هم دستی بر آتیش داره و کلی فعالیت میکنه.
علاوه بر این چیزایی که گفتم، مجید مظفری یه علاقه خاص به کشاورزی و باغبانی داره. یه زمین کوچیک تو منطقه اسفراین داره و وقتی بیکار میشه، میره اونجا و مشغول کشاورزی میشه.
به نظر میاد این عشق و علاقهاش به طبیعت و زراعت، از سبک زندگی سادهزیستی و دوست داشتن ارتباط نزدیک با طبیعت توش ریشه داره. واسه همین، کنار این همه شلوغی و هیاهوی دنیای هنر، این کارا باعث آرامش خاطر و لذت بردنش میشه.
همه این کارها و علاقهمندیهایی که تو مجید مظفری میبینی، نشوندهنده انرژی و توان بالای اونه و اینکه چقدر به حوزههای مختلف زندگی علاقه داره. هر کدوم از اینا کنار فعالیت هنریش جریان داره و براش مهمه.
سفیر گردشگری:
یکی از کارهای مهم و جالب مجید مظفری که با مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران هم خیلی گره خورده، این بود که تو بهمن ماه سال ۱۳۹۷ به عنوان سفیر گردشگری ایران انتخاب شد. این نشون میده که فعالیتهای فرهنگی و هنریش چقدر ارزش داشته و تونسته قابلیتها و جاهای دیدنی ایران رو به همه دنیا معرفی کنه و از اون طرف هم فرهنگ اصیل و قشنگ ایرانی رو تو سراسر جهان گسترش بده.
سایر فعالیت ها و علایق شخصی:
البته. در ادامه متن بازنویسی شده با لحن دوستانه و عامیانه آورده شده:
هنر مجید مظفری فقط به بازیگری و کارگردانی ختم نمیشه، تو بقیه زمینهها هم دستی بر آتیش داره. همونطور که قبلاً هم گفتم، سال ۱۳۸۱ فیلم «قلبهای ناآرام» رو کارگردانی کرد که نشون داد چقدر تو این زمینه هم توانایی داره.
این فیلم یه نمونه عالی از استعدادهای مختلف مجید مظفریه که نشون میده نه فقط جلوی دوربین، بلکه پشتش هم میتونه داستانهای قشنگی رو تعریف کنه. روش کارگردانیاش تو این فیلم نشون میده که چقدر عاشق هنره و کلی ایده و ابتکار داره و همیشه تو بخشهای مختلف هنر فعال و خلاق بوده.
این بازیگر معروف در سال ۱۳۹۶ یه کافهتئاتر راه انداخت که یه حرکت جدید تو برنامههای فرهنگی و هنریش بود. تو مراسم افتتاحیه این کافه، کلی از هنرمندان معروف و سرشناس حضور داشتن و یه فضای هنری و فرهنگی فوقالعاده درست شده بود که هنردوستان توی اون فضا دور هم جمع بشن و از امکانات هنری استفاده کنن.
ازدواج
سال ۱۳۶۳ بود و مجید مظفری ۳۴ سالش بود که یه دختری رو دید و به نظرش اومد که میتونه با هم زندگی کنن. برای اینکه بتونه با اون دختر ازدواج کنه و رضایت پدر و مادرشو جلب کنه، دو سال تمام زحمت کشید و تلاش زیادی کرد. خلاصه، این دو نفر دو سال باهم رفت و آمد داشتن تا بالاخره توی سال ۱۳۶۵ تونستن زندگی مشترکشون رو شروع کنن.
فرزند:
مجید مظفری و زنش بعد از ازدواج و شروع زندگی مشترکشون، صاحب یه دختر شدن که بیست و هشتم شهریور سال ۱۳۶۶ به دنیا اومد. اونا اسم قشنگی واسه دخترشون گذاشتن. الان نیکی مظفری یکی از بازیگرهای معروف سینما و تلویزیونه و تو کلی فیلم و سریال نقش بازی کرده.
نیکی تونست مدرک فوق دیپلم معماری رو از دانشگاه لندن بگیره، ولی تصمیم گرفت راه پدرش رو ادامه بده و بره تو بازیگری. نیکی با پدرش خیلی صمیمی و نزدیکه. طوری که مجید مظفری یه بار تو مصاحبهای درباره حس پدر شدنش گفت: «وقتی نیکی به دنیا اومد، رفتم پشت شیشه اتاق نوزادان و بهش نگاه کردم. کلی ذوقزده و خوشحال بودم. پدر شدن باعث شد حس کنم که یه وظیفه و مسئولیت بیشتری دارم.»
جالب اینجاست که بدونید تو فامیل مجید مظفری اغلب بچههاشون پسر بودن. وقتی فهمیدن بچهشون دختره، حسابی شوکه شدن. همین باعث شد یه شادی بینظیر تو خونوادهشون به راه بیفته.
زندگی خانوادگی مجید مظفری کنار زن و دخترش، یه نمونه عالی از یه خانواده هنری متعهد و موفق شده. هرکدومشون تونستن تو بخشهای مختلف زندگی شخصی و حرفهای کلی موفقیت به دست بیارن. جوری که بعد از این همه سال و با گذشتن از کلی بالا و پایین، بازم عشق و حمایت حرف اول رو تو خونوادهشون میزنه.
ماجرای فوت و بیماری همسر:
متأسفانه همسر مجید مظفری در سال ۱۳۸۴ به خاطر بیماری، بعد از یه دوره درمان، از دنیا رفت. این اتفاق خیلی روحیه این بازیگر و دخترش رو خراب کرد و یه بحران روحی شدید براشون درست کرد. ولی بالاخره تونستن با این واقعیت کنار بیان و صبوری کنن تا غم دوری و دلتنگی رو تحمل کنن.
نکته جالب اینجاست که مجید مظفری و دخترش بعد از این اتفاق ناراحتکننده، تا حالا هیچکدوم ازدواج نکردن و تصمیم گرفتن زندگی پدر و دختریشون رو با هم ادامه بدن. به همین خاطر تو این سالها، مجید مظفری دوباره ازدواج نکرده.
وقتی همسر مجید مظفری در سال ۱۳۸۴ بر اثر بیماری فوت کرد، فعالیتهای این بازیگر تو عرصه بازیگری خیلی کم شد و بیشتر وقتش رو با دخترش میگذروند.
یه بار یه خبرنگار از این هنرمند پرسید چرا دوباره ازدواج نکرده؟ اون جواب داد: «اگه ازدواج کنم و بعد از مدتی همسرم نتونه با دخترم کنار بیاد، مجبور میشم ازش جدا بشم، حتی اگه حق با دخترم نباشه.»
او در ادامه گفت تو سالهایی که مجرد بوده، انقدر تو اینترنت دنبال طرز پخت غذاهای مختلف گشته که حرفهای آشپزی یاد گرفته و کلی غذاهای متنوع درست میکنه.
لباسهایم را دخترم انتخاب میکند:
مجید مظفری یه جایی گفته بود که تناسب اندام و استایل خوبش رو مدیون دخترشه. میگه دخترم برام یه برنامه غذایی گذاشته و حتی لباسام رو خودش انتخاب میکنه، جوری که من حتی نمیرم فروشگاه. از اول هم سلیقهش عالی و بینظیر بوده. واسه همینه که بقیه همیشه از تیپ و پوشش من تعریف میکنن. راستش خودم آدم خوشتیپی نیستم، ولی خب، حسنسلیقه و انتخابهای دخترم باعث شده من خوشتیپ به نظر بیام.
همسر جدیدش در جوکر؟!
مجید مظفری دوبار تو برنامه جوکر که احسان علیخانی اجراش میکنه، شرکت کرده. تو فصل اول جوکر ۲، اون کنار آدمهایی مثل نیما شعباننژاد، نصرالله رادش، امیرحسین رستمی و بقیه تو این مسابقه حاضر شد.
تو جدیدترین قسمت جوکر که به صورت خانوادگی پخش شد، مجید مظفری همراه دخترش نیکی مظفری تو این برنامه جذاب و دیدنی شرکت کرد. تو یه بخشی از این برنامه، اومد از همسر تازهاش رونمایی کرد، ولی بعد دیدیم که هنرمند قدیمی اکبر عبدی با یه گریم خاص به عنوان همسرش ظاهر شد. اینطوری معلوم شد که این قضیه فقط یه بهونه بوده تا بقیه شرکتکنندهها رو بخندونه.
مجید مظفری در شبکه های اجتماعی
اینستاگرام:
majidmozafari@
زندگی هنری

آغاز فعالیت هنری:
مجید مظفری اصلاً از بچگی عاشق بازیگری نبود و هیچوقت فکر نمیکرد یه روزی بازیگر بشه. شروع کارش تو این زمینه کاملاً اتفاقی بود. سال ۱۳۴۷، وقتی ۱۸ سالش بود، با یه رفیقش رفت تئاتر ببینه. اما یهو یکی از بازیگرهای اصلی دعواش شد و از بازی کردن کنار کشید. اینجا بود که به مجید پیشنهاد دادن اون نقش کوچیک رو بازی کنه. همین اتفاق شد نقطه شروع راه هنریش. بعد از اون، سال ۱۳۴۹ تو فیلم «پایان تاریکی» به کارگردانی حسن شیروانی اولین تجربه حرفهای سینماییاش رو داشت، هرچند که فقط تو دو تا صحنه بازی کرد. تو اولین فیلم رسمیاش هم یه نقش خیلی کوچیک و کوتاه داشت. بعدش تو فیلم «شهر قصه» که منوچهر انور سال ۱۳۵۲ ساخت، همکاری کرد و سال ۱۳۵۴ هم تو سریال «غریبه» نقش آفرینی کرد.
فعالیت در سینما:
مجید مظفری از اوایل دهه پنجاه، بیشتر و جدیتر وارد دنیای سینما شد و به عنوان یه بازیگر بااستعداد تونست نقشهای زیادی رو بازی کنه. تو این سالها، تو فیلمهای مختلفی حضور داشت و با کارگردانهای معروف و بزرگی همکاری کرد.
از بین فیلمهای معروف و جذابی که مجید مظفری توش بازی کرده، میشه به «تیغ و ابریشم» ساخته مسعود کیمیایی، «در مسیر تندباد» از مسعود جعفری جوزانی، «تقاطع» به کارگردانی ابوالحسن داوودی و «کفشهایم کو» ساخته کیومرث پوراحمد اشاره کرد. تو این فیلمها، مجید کنار بازیگرهایی مثل فاطمه معتمدآریا، بهرام رادان، رویا نونهالی و خیلیای دیگه نقشآفرینی کرده.
راستش رو بخوای، از سال ۱۳۵۰ کار حرفهای بازیگری رو شروع کرد و بعدش تو یه دوره پنجماهه بازیگری تو دانشگاه ون سن پاریس شرکت کرد. واسه بازی در فیلم «مسافران» به کارگردانی بهرام بیضایی، تونست جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رو بگیره.
همچنین به خاطر هنرنماییاش تو فیلمهای «سگکشی»، «جنگ نفتکشها» و «سایههای هجوم»، نامزد جایزه بهترین بازیگر از جشنواره بینالمللی فیلم فجر شد.
همکاری با بهرام بیضایی:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده با لحن دوستانه و عامیانه ارائه شده است:
تو کارنامه هنری مجید مظفری، کلی فیلم هست که نشون میده چقدر با بهرام بیضایی، که یه کارگردان و نویسنده بزرگ تئاتر و سینمای ایرانه، همکاری کرده. اولین باری که این دو تا با هم کار کردن، برمیگرده به سال ۱۳۵۲ و فیلم «غریبه و مه». اون فیلم حسابی گل کرد و بعدش هم تو فیلمهای «مسافران»، «سگکشی» و «وقتی همه خوابیم» بازم با هم همکاری کردن.
این بازیگر با بازی باهوش و حرفهایاش تو فیلمهای بهرام بیضایی، تونست خودش رو به عنوان یه بازیگر بااستعداد و موفق تو سینما و بین عواملش جا بندازه. مجید مظفری وقتی تو فیلمهای بیضایی نقش بازی میکرد، کنار بازیگرایی مثل مژده شمسایی، پروانه معصومی، بهزاد فراهانی، علیرضا جلالیتبار، میترا حجار، حسام نواب صفوی و بقیه هنرنمایی میکرد.
بهترین فیلم ها به همراه خلاصه:
مجید مظفری یکی از بازیگرهای محبوب و معروف سینما و تلویزیون خودمونه. کار حرفهایاش رو از سال ۱۳۵۰ شروع کرد. این بازیگر یه دوره پنج ماهه هم تو رشته بازیگری تو دانشگاه ون سن پاریس گذروند. به خاطر بازی در فیلم «مسافران» که بهرام بیضایی ساخته بود، تونست جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رو بگیره. همچنین برای بازی در فیلمهای «سگکشی»، «جنگ نفتکشها» و «سایههای هجوم» هم نامزد جایزه بهترین بازیگر از جشنواره بینالمللی فیلم فجر شد.
این بازیگر تو کلی فیلم سینمایی تو سبکهای مختلف بازی کرده که از جملهشون میشه به «خوب، بد، جلف»، «وقتی همه خوابیم»، «تماس شیطانی»، «قلبهای ناآرام»، «روزهای انتظار» و «سه مرد عامی» اشاره کرد.
سریال نهنگ آبی:
مجموعه “نهنگ آبی” رو فریدون جیرانی تو سال ۱۳۹۷ ساخت. این سریال یه اثر ایرانی تو سبک عاشقانه و خانوادگی محسوب میشه. از بازیگرهایی که تو این سریال حضور داشتن، میشه به لیلا حاتمی، ساعد سهیلی، ماهور الوند، ویشکا آسایش، حمیدرضا آذرنگ، حسین یاری، مصطفی زمانی، آزاده صمدی، مجید مظفری، ستاره پسیانی، دیبا زاهدی، پریوش نظریه، فرهاد آئیش و الهام کردا اشاره کرد.
داستان سریال “نهنگ آبی” درباره یه دانشجوی باهوش و گوشهگیر به اسم آرمینه که تو رشته امنیت شبکه درس میخونه. بیشتر وقتش رو تو یه سایت کتابخوانی که تازه باز شده میگذرونه. یه مدتیه که پدرش به بیماری اماس دچار شده و پدر و مادرش تصمیم گرفتن از هم جدا بشن. آرمین تو همون سایت کتابخوانی با دختری به اسم ژاله آشنا میشه و این آشنایی باعث میشه یه سری اتفاقای عجیب و باورنکردنی براش بیفته.
سریال ممنوعه:
سریال «ممنوعه» داستان زندگی سه نسل رو همزمان و پشت سر هم روایت میکنه. توی این سریال، کلی از مشکلات و دغدغههایی که امروزه جوانها باهاش دستوپنجه نرم میکنن، تا تبعات بحرانهای روزمره تو خانواده و جامعه، به تصویر کشیده شده.
این مجموعه سال ۱۳۹۷ ساخته شده و امیر پورکیان کارگردانش بوده. ژانر سریال هم خانوادگی و درامه. یه سری از بازیگرایی که تو این سریال نقش داشتن، اینا هستن: امیرحسین آرمان، خاطره اسدی، بهاره افشاری، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی، امیر جعفری، هادی حجازیفر، الهه حصاری، آناهیتا درگاهی، نیلوفر رجاییفر، لیلا زارع، نیکی کریمی، نیما شعباننژاد، علیرضا استادی، مجید مظفری، نسرین نکیسا، میلاد کیمرام و شیدا یوسفی.
فیلم روشنک:
فیلم «روشنک» رو حسین قناعت کارگردانی کرده و سال ۱۳۹۴ اومد بیرون. این فیلم ایرانی تو سبک خانوادگی و درام ساخته شده. تو این فیلم مجید مظفری همراه با بازیگرایی مثل امیرمحمد زند، نگین معتضدی و کیانوش گرامی بازی کرده.
داستان فیلم روشنک درباره یه دختر و پسر دانشجو به اسم روشنک و مسعوده که عاشق هم میشن. ولی پدر روشنک که تو زندونه، با ازدواجشون موافق نیست. تو این اوضاع، مسعود نقشه میکشه که یه خلاف کوچیک و ساده انجام بده تا بره زندان و نظر پدر روشنک رو برای ازدواجشون جلب کنه.
فیلم برای تمام فصول: عزت الله انتظامی:
فیلمی به نام «برای تمام فصول» که درباره زندگی عزتالله انتظامی ساخته شده، کاری مشترک از آراد حسنزاده و محمد رحیمیه که سال ۱۳۸۸ درستش کردن. این فیلم از نوع مستند و زندگینامهایه و داستان زندگی هنری استاد فقید، عزتالله انتظامی رو روایت میکنه. توی این فیلم یه سری از هنرمندهای معروف مثل علی نصیریان، جعفر والی، مسعود جعفری جوزانی، علیرضا شجاع نوری، حسن هدایت، رضا رویگری، مجید مظفری، مهتاب کرامتی، فرهاد اصلانی و صابر ابر هم حضور دارن.
فیلم روی خط صفر:
فیلم «روی خط صفر» رو آرش قادری کارگردانی کرده و سال ۱۳۸۶ اومد روی پرده سینماها. این فیلم ایرانی تو سبک خانوادگی ساخته شده. توش مجید مظفری، رویا تیموریان و سلیمه رنگزن بازی کردن.
داستان فیلم چند سال بعد از تموم شدن جنگ ایران و عراق میگذره. تو خط صفر مرزی، یه زن کرد یه جنازه رو از زیر خاک درمیاره و جسد رو میفرستن تهران به ستاد تفحص شهدا. وقتی بررسی میکنن، فرمانده ستاد با یه سری نشونههای عجیب و باورنکردنی روبهرو میشه. تو لباس این جسد، دو تا پلاک شناسایی پیدا میشه، یکی مال یه ایرانی و یکی هم مال یه عراقی…
فیلم تقاطع:
فیلم «تقاطع» که سال ۱۳۸۴ ساخته شده، کارگردانش ابوالحسن داوودی بوده. فیلمنامهاش رو هم فرید مصطفوی و خود ابوالحسن داوودی با هم نوشتن و تهیهکنندههاش ناصر مشفق و سعید حاجیمیری بودن. داستان فیلم درباره یه دکتر زن به اسم مینو رحمانیه که متخصص زنان و زایمانه. شوهرش فوت کرده و حالا میخواد با مردی به اسم داریوش ازدواج کنه. اما یه دغدغه بزرگ داره و اونم پسرش امیره که تنها بچهشه. امیر اصلاً با این ازدواج موافق نیست و رابطه خوبی هم با مادرش نداره. بیشتر وقتش رو میذاره با یکی از دوستای دانشگاهش به اسم پدرام میگذرونه. پدرام پسریه که همش تو خوشی و تفریحه و همیشه امکانات کافی در اختیار داشته. یه روز این دو تا با هم از خونه میزنن بیرون برای گشت و تفریح، ولی تو راه…
این فیلم تو سبک درام ساخته شده و همون سال ۱۳۸۴ اکران شد. تو این فیلم مجید مظفری، فاطمه معتمدآریا، بهرام رادان، بیژن امکانیان، باران کوثری، سروش صحت و رضا رادمنش بازی کردن.
فیلم بیا با من:
فیلم «بیا با من» رو مهدی ودادی سال ۱۳۷۱ ساخته. این فیلم از نوع فیلمهای خانوادگی و درامه و بازیگرهایی مثل مجید مظفری، عزتالله رمضانیفر، حمید طالقانی، عباس جهانبخش و سیروس کهورینژاد توش بازی کردن.
داستانش درباره یه ناخدای کشتی به اسم کاپیتان فروشزه. بعد از اینکه زنش فوت میکنه، خودش مسئول نگهداری از بچههاش میشه. یه موقع که مجبور میشه بره دبی، بچهها رو هم با خودش میبره. اما…
فیلم تماس شیطانی:
یکی دیگه از کارهای هنری مجید مظفری که تو کارنامش ثبت شده، فیلم «تماس شیطانی» به کارگردانی حسن قلیزاده است که سال ۱۳۷۱ اومد. این فیلم تو ژانر جنایی ساخته شده بود. تو بازیگراشم آدمهایی مثل جمشید هاشمپور، مجید مظفری، فریماه فرجامی، کتایون ریاحی، حمیده خیرآبادی، مرتضی ضرابی، علیاصغر گرمسیری، منوچهر حامدی، ابراهیم آبادی و لوریک میناسیان حضور داشتن.
داستان فیلم تو سال ۱۳۲۰ میگذره، وقتی که نیروهای متفقین ایران رو اشغال کرده بودن. تو این داستان، یه بازیگر زن روس به اسم کاترین تو تماشاخانه اطلس به قتل میرسه. بعد از بررسیهای اولیه، مأمورا دیگه دنبال پرونده رو نمیگیرن. ولی یه مرد به اسم وصالی که تو همون تماشاخانه کارگردان بوده، تصمیم میگیره خودش این ماجرا رو پیگیری کنه.
فیلم ریحانه:
سال ۱۳۶۸ بود که فیلم «ریحانه» به کارگردانی علیرضا رئیسیان ساخته شد و اومد روی پرده سینماها. این فیلم از نوع درام و خانوادگی بود و یه سری بازیگر معروف توش بازی کردن، مثل مجید مظفری، فاطمه معتمدآریا، اکبر عبدی، حسین محجوب، حمید جبلی، رضا بابک، حمیده خیرآبادی، سرور نجاتالهی، فتحعلی اویسی، حسین خانیبیک، فرهاد خانمحمدی و اصغر زمانی.
داستان فیلم درباره زنی به اسم ریحانهست که به خاطر یه سری دعوا با شوهرش اسکندر، قهر میکنه و برمیگرده خونه پدرش. تو این بین، برادر ریحانه که اسمش حیدره و خودش واسطه این ازدواج بوده و حتی جلوی ازدواج ریحانه با پسرعموش رضا رو گرفته بود، به خاطر مشکلات مالی و فشار مردم، با ریحانه بد رفتاری میکنه و از اینکه اون تو خونهشون هست، ناراحت میشه.
فیلم در مسیر تندباد:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده به صورت گفتگوی دوستانه و با لحن عامیانه آورده شده است:
یه فیلم دیگه با بازی مجید مظفری هست به اسم «در مسیر تندباد» که مسعود جعفری جوزانی سال ۶۷ ساختش. این فیلم از اون دسته فیلمهای خانوادگی و درامه. توش بازیگرای معروفی مثل عزتالله انتظامی، مجید مظفری، شهلا ریاحی، فردوس کاویانی، اصغر همت، فرزانه کابلی، حمید جبلی، حسین پناهی، فریبا کوثری، منوچهر آذری، مهوش صبرکن و عطاءالله زاهد هم بازی کردن.
داستان از این قراره که تو جنگ جهانی دوم، وقتی که متفقین ایران رو اشغال کردن، یه دکتر به اسم راستان میره پیش ایل قشقایی تا شوهر خواهرش رو درمان کنه. اونجا میفهمه که امیر هوشنگ که یکی از رئیسهای ایله و یه نفر دیگه به اسم قباد و گروهش دارن رفتارای جنجالی و ناراحتکننده از خودشون نشون میدن. بعد دکتر برمیگرده شیراز تا…
فیلم تشکیلات:
فیلم «تشکیلات» رو منوچهر مصیری ساخته بود و سال ۱۳۶۵ اکران شد. این فیلم از اون فیلمهای هیجانی و اکشنه و بازیگرهایی مثل مجید مظفری، افسانه بایگان، اکبر زنجانپور، مظفر مقدم، غلامحسین نقشینه، میرمحمد تجدد و سیاوش طهمورث توش بازی کردن.
داستان فیلم درباره یه گروه سلطنتطلبه که تو ایران دست به قاچاق و پخش مواد مخدر میزنن. یه مأمور مبارزه با مواد مخدر به اسم محمود، دو نفر از اعضای این گروه به نامهای سهراب و جواد رو زیر نظر میگیره. بعدش سهراب دستگیر میشه، ولی جواد موفق میشه فرار کنه.
فیلم تنوره دیو:
فیلم «تنوره دیو» اولین ساختهی کیانوش عیاری به عنوان کارگردانه. این فیلم کلی جایزه گرفت و توی جشنواره بینالمللی فیلم فجر تونست سه تا لوح زرین ببره: یکی برای بهترین کارگردانی، یکی برای بهترین بازیگر نقش اول مرد و یکی هم برای بهترین بازیگر نقش اول زن.
داستان فیلم درباره یه مرد روستاییه که میخواد مشکل کمآبی رو حل کنه و تلاش میکنه یه چاه خشک شده رو دوباره به آب برسونه. تو این مسیر، یه افسانهی قدیمی از یه هیولا که باعث خشک شدن چاهها میشه، تو ذهنش پررنگ میشه.
این فیلم محصول سال ۱۳۶۴ هست و کیانوش عیاری اون رو تو سبک درام و خانوادگی ساخته. بازیگرهایی که تو این فیلم نقشآفرینی کردن، اینا هستن: جهانگیر الماسی، مجید مظفری، سیروس گرجستانی، فرزانه کابلی، روحالله مفیدی، محسن مکاری، مهری مهرنیا، ناصر گیتیجاه، میرصلاح حسینی، حمید دلشکیب، مجتبی خشنودی، محمد تاجیک، عصمت نظری، علیرضا غلامی، مصطفی نوروزی، جعفر نوروزی، بهمن پسندی، نصرتالله آقایی، فخرالدین شعیبی، چهره خشنودی، شهره باباخانی و اسماعیل محمدی.
فیلم تیغ و ابریشم:
از بازیهای خفن و بهیادموندنی مجید مظفری، میشه به فیلم «تیغ و ابریشم» اشاره کرد که مسعود کیمیایی سال ۶۴ ساخت. این فیلم از اون فیلمهای اکشن و جناییست و یه عالمه بازیگر معروف توش بازی کردن؛ مثل جلال پیشواییان، جمشید هاشمپور، فرامرز صدیقی، فریماه فرجامی، محمدصالح علا، نرسی کرکیا، مجید مظفری، اکبر معززی، سعید پیردوست و سیروس گرجستانی.
تو یه جلسهای که دشمنای ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران تو بانکوک برگزار کردن، قرار شد بیست تن هروئین خالص رو به ایران قاچاق کنن تا تو دانشگاهها، کارخونهها، مدرسهها و حتی جبهههای جنگ پخش کنن. هدفشون این بود که مردم رو از آرمانهاشون دور کنن و کشور رو به زانو دربیارن.
بعد از اینکه نیروهای انتظامی یه زن و مرد جوان رو بازداشت میکنن، اینا اعتراف میکنن که با یه باند بینالمللی قاچاق و پخش مواد مخدر همکاری دارن.
فیلم یوزپلنگ:
فیلم «یوزپلنگ» که ساموئل خاچیکیان در سال ۱۳۶۴ ساخت، یه فیلم اکشن و پر هیجانه. داستانش درباره یه آدم پولدار و مهم تو دوران حکومت پهلویه که قبل از انقلاب اسلامی از ایران فرار میکنه و میره خارج. حالا میخواد برگرده ایران ولی از این کار خیلی میترسه.
بازیگرهایی که تو این فیلم نقش داشتن، اینان: جمشید هاشمپور، مجید مظفری، رضا رویگری، رضا آشتیانی، ناصر گیتیجاه، عنایتبخشی و محمدعلی ورشوچی.
فیلم تفنگدار:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده با لحن عامیانه و روان تقدیم میشود:
“تفنگدار” اسم یه فیلم سینماییه که جمشید حیدری هم کارگردانش بوده و هم نویسندگیش رو انجام داده. این فیلم از نوع اکشن و جنایی ساخته شده و سال ۱۳۶۲ اومد روی پرده سینما.
داستان فیلم مربوط به سالهای آخر سلطنت قاجاره. توی اون دوران، مردم ایران توی روستاها و شهرهای شمال و جنوب کلی سختی میکشیدن و مجبور بودن آذوقه و نیازهای ارتش خارجیایی که تو ایران بودن رو فراهم کنن. تو این اوضاع، یه مرد به اسم الهیار که تو یکی از روستاهای شمال زندگی میکرد، جلوی این همه ظلم و ستم میایسته و مقاومت میکنه.
اما قزاقها دستگیرش میکنن. سید مراد که یکی از بزرگان روستا بود، سعی میکنه الهیار رو آزاد کنه. حرفای پندآمیز و نصیحتهای سید مراد به مردم باعث شد یه عده از اهالی روستا به رهبری خلیل با قزاقها به مخالفت و درگیری بپردازن. روسای قزاق که میفهمن تمام این شورشها و مخالفتها به خاطر راهنمایی و روشنگری سید مراده، حکم دستگیری اون رو صادر میکنن. ولی مردم روستا تحمل نمیکنن که به سید مراد توهین بشه، به مقر قزاقها حمله میکنن و توی جنگ و دعوا باهاشون پیروز میشن.
فیلم مسافران:
فیلم «مسافران» که بهرام بیضایی کارگردانی کرده، یه نقش خیلی مهم تو زندگی هنری مجید مظفری داشت. این فیلم سال ۱۳۷۰ اکران شد. طبق یه نظرسنجی که مجله «دنیای تصویر» سال ۱۳۸۰ انجام داد، «مسافران» به عنوان بهترین فیلم دهه ۷۰ سینمای ایران انتخاب شد. مجید مظفری هم با بازی توی این فیلم تونست جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رو ببره.
چند سال بعد از اکران فیلم، بهرام بیضایی توی یه مصاحبه گفت که این فیلم رو در واکنش به فیلم «مادر» علی حاتمی ساخته. توی «مسافران»، مجید مظفری کنار بازیگرایی مثل مژده شمسایی، جمیله شیخی، هما روستا، فاطمه معتمدآریا، آتیلا پسیانی، مهتاب نصیرپور، فریبرز عربنیا و … نقشآفرینی کرد.
فیلم جنگ نفتکش ها:
یکی از کارهای معروف درباره دفاع مقدس، فیلم سینمایی «جنگ نفتکشها»ست که محمد بزرگنیا اون رو تو سبک جنگی ساخته. این فیلم مال سال ۱۳۷۲ هست و داستانش بر اساس یه ماجرای واقعی از جنگ نفتکشها تو خلیج فارس، تو دوران جنگ ایران و عراق، نوشته شده. تو این فیلم یه سری بازیگر معروف مثل عزتالله انتظامی، جمشید جهانزاده، فاطمه گودرزی، فیروز بهجت محمدی و ژاله علو بازی کردن، و کنارشون مجید مظفری هم نقش کاپیتان بهرامی رو داشت. این فیلم تونست جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی رو ببره و از طرف مردم و کارشناسا هم خیلی استقبال شد. یه نکته جالب اینکه مجید مظفری به خاطر بازیاش تو این فیلم، برای جایزه بهترین بازیگر نقش اول تو دوازدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد شد.
فیلم خوب، بد، جلف:
اولین فیلمی که پیمان قاسمخانی به عنوان کارگردان توی سینما ساخت، فیلم «خوب، بد، جلف» بود که سال ۱۳۹۴ اکران شد. راستش داستان این فیلم از سریال «پژمان» گرفته شده و با بازی پژمان جمشیدی و سام درخشانی، این زوج بامزه و محبوب، ساخته شد. ماجراش اینه که این دو بازیگر موقع ساختن یه فیلم سینمایی با کلی دردسر و مشکل روبهرو میشن.
توی فیلم «خوب، بد، جلف»، مجید مظفری نقش کسی رو داره که عضو گروه تولید دلار تقلبیه. کنارش بازیگرای دیگهای مثل مانی حقیقی، حمید فرخنژاد، امیرمهدی ژوله، رضا رویگری، آزاده صمدی، مهراب قاسمخانی و بقیه هم بازی کردن.
وقتی این فیلم اکران شد، خیلی مورد استقبال مردم قرار گرفت و حسابی دیده شد. توی نظرسنجی سایت «خبر آنلاین» هم به عنوان بهترین فیلم نوروز سال ۱۳۹۶ انتخاب شد.
فیلم سازش:
اولین باری که مجید مظفری و بهروز وثوقی توی سینما باهم همکاری کردن، توی فیلم “سازش” بود که محمد متوسلانی کارگردانی کرده بود. این فیلم مال سال ۱۳۵۳ بود و وقتی اکران شد، خیلی هم طرفدار پیدا کرد و حسابی سر و صدا به پا کرد.
فیلم همسفر:
همسفر اسم یه فیلم سینماییه که مسعود اسداللهی تو سال ۱۳۵۴ ساختش. این فیلم دومین و آخرین باری بود که مجید مظفری و بهروز وثوقی با هم بازی کردن. اون موقع مجید مظفری تازه بازیگری رو شروع کرده بود و تو این فیلم که خیلی هم طرفدار داشت، کنار آدمهایی مثل گوگوش، اصغر سمسارزاده، حمیده خیرآبادی، رضا کرمرضایی و بقیه نقش بازی کرد.
سریال غریبه:
اولین باری که مجید مظفری پا به دنیای تلویزیون گذاشت، توی سریال «غریبه» بود که محمدعلی زرندیفر کارگردانی کرده بود و این ماجرا به سال ۱۳۵۴ برمیگرده. بعضیها اشتباهی به این سریال میگن «غربت»، ولی اسم درستش همون «غریبه»ست. داستانش درباره دختری از شهرستانه که برای کار و ادامه تحصیل میاد تهران.
توی این سریال، مجید مظفری کنار هنرمندایی مثل عزتالله رمضانیفر، کیومرث ملکمطیعی، تاجی احمدی، شهروز رامین و بقیه بازی کرد.
فیلم کشتی آنجلیکا:
فیلم «کشتی آنجلیکا» یکی از اون فیلمهای خاطرهانگیز و محبوبیه که روز یازدهم آبان ماه سال ۱۳۶۷ اومد روی پرده سینما. این فیلم جزو بهترین و باارزشترین کارهای سینمایی اون دوران به حساب میاد. محمد بزرگنیا که یکی از کارگردانهای معروف و محبوب سینمای دریایی ایرانه، توی دومین فیلمی که کارگردانی کرد، تونست این اثر درخشان و پرهزینه رو بسازه و تبدیلش کنه به یه فیلم بهیادماندنی. توی فیلم «کشتی آنجلیکا» بازیگرهای سرشناسی مثل مجید مظفری، عزتالله انتظامی، داریوش ارجمند، مهدی فتحی و پرویز پورحسینی یه بازی جذاب و دیدنی رو کنار هم ارائه دادن.
سریال ها و آثار تلویزیونی:
مجید مظفری تو این سالها که تو بازیگری بوده، توی کلی سریال تلویزیونی نقش داشته. از جمله کارهای محبوبش میشه به «روزهای زندگی» ساخته سیروس مقدم، «کریم خان زند» از محمدرضا ورزی، «خانهای در تاریکی» به کارگردانی سعید سلطانی، «اولین انتخاب» از مهدی صباغزاده، «ایلدا» ساخته راما قویدل، «نهنگ آبی» به کارگردانی فریدون جیرانی، «محرمانه» از محمود معظمی و «تاسیان» به کارگردانی تینا پاکروان اشاره کرد. تو این سریالها کنار بازیگرهایی مثل داریوش ارجمند، کتایون ریاحی، لیلا حاتمی، ساعد سهیلی، رحیم نوروزی و اکبر عبدی هم بازی کرده.
همونطور که گفتم، همکاری طولانی مجید مظفری تو تلویزیون خیلی تو معروف شدنش بین مردم تأثیر داشته. هر کدوم از این کارها هم استعداد بازیگریش رو نشون دادن، مثلاً سریال «ایلدا» که سال ۱۳۹۹ پخش شد. این سریال کلی دستاورد داشت و با وجود اینکه موضوعش یه سری مسائل خاص و مبهم رو روایت میکرد، بعد از چند سال دوباره یادآوری کرد که مجید مظفری چقدر تو تلویزیون هنرنمایی کرده.
سریال «انقلاب زیبا» که سال ۱۳۹۳ ساخته شد، یکی دیگه از کارهای اونه. این سریال با پرداختن به مشکلات روزمره و اجتماعی، تونست نظر خیلی از بینندهها رو جلب کنه.
سریال «میلیاردر» هم سال ۱۳۹۱ ساخته شد. تو این سریال، مجید نقش یه مرد موفق و آروم رو بازی کرد. فیلمنامه این سریال پر از چالشهایی بود که بیننده رو پای تلویزیون مینشوند و تونست رکورد بالایی تو پخش داشته باشه.
مجید مظفری تو چند سریال تاریخی مثل «کریم خان زند» هم بازی کرده که سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ پخش شدن. داستان این سریال درباره زندگی یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ ایران بود و مجید توش نقش یه آدم مهم رو داشت. این بازی خیلی تو پیشرفت حرفهایاش تأثیر گذاشت.
از سریالهای معروف دیگهاش میشه به «خانهای در تاریکی» (سال ۱۳۸۲) و «سرزمین مادری» (همون سال) اشاره کرد. این دو تا سریال تو سبک اجتماعی، تاریخی و خانوادگی ساخته شدن و خیلی مورد استقبال قرار گرفتن.
سال ۱۳۵۴ هم مجید مظفری تو سریال «غریبه» بازی کرد که یکی از اولین کارهای تلویزیونیش بود و بازخورد خوبی گرفت. این سریال با یه داستان جذاب و پرکشش، بخشی از سالهای اولیه بازیگریش رو تو تلویزیون نشون داد و تأثیر زیادی تو ادامه کارش داشت.
این سریالهایی که گفتم فقط یه بخش کوچیک از کارنامه هنری مجید مظفری تو تلویزیون ایرانه. تو هر کدومشون تونست استعدادش رو ثابت کنه و نقشهای خاطرهانگیزی رو به تصویر بکشه.
حضور در نمایش خانگی:
مجید مظفری به خاطر استعداد و تواناییهاش تو بازیگری، توی تلویزیون و سینما کلی کار کرده و حسابی معروف شده. اما اوج هنرنماییش تو نمایش خانگی بوده و تونسته موفقیتهای بیشتری کسب کنه. این بازیگر با بازی تو چند تا سریال معروف نمایش خانگی، یه جایگاه جدید و محکم براش دست و پا کرده. از بین بهترین کارهاش تو این بخش، میشه به اینا اشاره کرد:
نهنگ آبی (۱۳۹۷):
سریال «نهنگ آبی» یکی از اون سریالهای پربیننده و جنجالی شبکه نمایش خونگی بود که مجید مظفری توش یه نقش خیلی کلیدی داشت. این مجموعه رو فریدون جیرانی کارگردانی کرد و سال ۱۳۹۷ پخش شد. داستانش بیشتر حول و حوش مسائل روانی و اجتماعی جامعه میچرخید.
از اون طرف، بازی نوید محمدزاده و پریوش نظریه هم حسابی توی دل مخاطبا نشست و همه ازشون تعریف کردن. توی این سریال، مجید مظفری یکی از نقشهای تأثیرگذار رو بازی کرد و کنار بقیه بازیگرها هنرنمایی کرد.
ممنوعه (۱۳۹۷):
یکی دیگه از کارایی که مخصوص شبکه نمایش خونگی بود و مجید مظفری توش بازی کرد، سریال «ممنوعه» هست. این بازیگر توی این سریال با یسری از هنرپیشههای معروف همبازی شد. فضای سریال عاشقانه و درامه و یه سری از مشکلات اجتماعی و اخلاقی رو نشون میده. جالب اینجاست که مجید مظفری توی این سریال با یه نقش جدید و متفاوت ظاهر شد.
شبهای مافیا (۱۴۰۰):
برنامه «شبهای مافیا» یکی از اون برنامههایی بود که به صورت بازیهای خاص و تاکتیکی مافیایی ساخته شد. تو این برنامه، مجید مظفری به عنوان یکی از مهمونهای ویژه و چهرههای معروف شرکت کرد. این برنامه جزو پربینندهترین برنامههای شبکه نمایش خونگی شد و مجید مظفری با حضور توش، کلی از تواناییهاش رو تو یه سبک جدید از سرگرمیهای تلویزیونی به کارشناسا و منتقدا نشون داد.
برنامه «شبهای مافیا» یه جور رقابت دوستانه و خانوادگی بود که توش شرکتکنندهها به دو گروه مافیا و شهروندا تقسیم میشدن و باید با آزمون و خطا میفهمیدن هرکس چه نقشی داره. چون اینطوری میتونستن گروه مافیا رو شکست بدن و شهر رو به دست بگیرن.
تو این برنامه، محمدرضا علیمردانی اجرا و برگزاری رو بر عهده داشت. این مجموعه که به صورت رئالیتی شو و خانوادگی برگزار شد، کلی بازیگر معروف مثل مجید مظفری، مهراب قاسمخانی، محمد نادری، محمد معتمدی، ارسلان قاسمی، نفیسه روشن، نیکی مظفری و بقیه توش شرکت کردن.
همکاری مجید مظفری تو کلی اثر از شبکه نمایش خونگی نشون میده که چقدر انعطافپذیره و میتونه خودش رو با هر دوره تطبیق بده. به خاطر همین تونست نقشهای متفاوتی تو این حوزه بازی کنه. او با استعدادها و تواناییهاش تو این زمینه کلی موفقیت به دست آورد و با هنرنمایی تو سریالها و برنامههای مختلف، همیشه به عنوان یکی از چهرههای معروف و تأثیرگذار هنر ایران باقی موند.
کارگردانی:
مجید مظفری بیشتر به خاطر بازیگری معروف شده، ولی غیر از اون، تو کارگردونی و تهیهکنندگی هم دستی بر آتیش داره. مثلاً سال ۱۳۸۱ فیلم «قلبهای ناآرام» رو کارگردانی کرد و سال ۱۳۹۷ هم به عنوان تهیهکننده تو فیلم «عرفان» همکاری داشت. یه نکته جالب دیگه اینه که سال ۱۳۸۶ یه تله فیلم به اسم «بعد از روز آخر» رو هم کارگردانی کرد و خودش هم تو یکی از نقشهاش بازی کرد.
صداپیشگی:
مجید مظفری غیر از بازیگری و کارگردانی، تو زمینه دوبله و صداپیشگی هم فعالیت داشته. مثلاً سال ۱۳۹۶ توی یه فیلم انیمیشن سینمایی به اسم «آخرین داستان» که اشکان رهگذر نویسنده و کارگردانش بود، نقش شخصیتی به نام بارمان رو صداگذاری کرد.
فیلم شناسی

سینمایی:
| سال | نام فیلم | کارگردان |
|---|---|---|
| ۱۳۹۸ | کوچه ژاپنیها | امیرحسین ثقفی |
| ۱۳۹۷ | عرفان | علیرضا شاهحسینی |
| ۱۳۹۴ | خوب، بد، جلف | پیمان قاسمخانی |
| ۱۳۹۴ | ترانههای ناتمام | محمودرضا رضایی |
| ۱۳۹۴ | کفشهایم کو؟ | کیومرث پوراحمد |
| ۱۳۸۸ | زیگزاگ | مجید توکلی |
| ۱۳۸۷ | وقتی همه خوابیم | بهرام بیضایی |
| ۱۳۸۶ | روی خط صفر | آرش قادری |
| ۱۳۸۴ | تقاطع | ابوالحسن داودی |
| ۱۳۸۱ | قلبهای ناآرام | مجید مظفری |
| ۱۳۸۰ | بیهمتا | جهانگیر جهانگیری |
| ۱۳۷۸ | سگ کشی | بهرام بیضایی |
| ۱۳۷۸ | آسمان پرستاره | حسن قلیزاده |
| ۱۳۷۶ | جانسخت | علی اکبر ثقفی |
| ۱۳۷۵ | طوفان | محمدرضا بزرگنیا |
| ۱۳۷۳ | آرایش مرگ | افشین شرکت |
| ۱۳۷۲ | جنگ نفتکشها | محمدرضا بزرگنیا |
| ۱۳۷۲ | سه مرد عامی | سیامک تقی پور |
| ۱۳۷۱ | سایههای هجوم | احمد امینی |
| ۱۳۷۱ | بیا با من | مهدی ودادی |
| ۱۳۷۱ | تماس شیطانی | حسن قلیزاده |
| ۱۳۷۰ | مسافران | بهرام بیضایی |
| ۱۳۶۹ | راز خنجر | محمدحسین حقیقی |
| ۱۳۶۹ | شهر خاکستری | حسن هدایت |
| ۱۳۶۸ | فانی | افشین شرکت |
| ۱۳۶۸ | ریحانه | علیرضا رییسیان |
| ۱۳۶۸ | ساوالان | یدالله صمدی |
| ۱۳۶۷ | کشتی آنجلیکا | محمدرضا بزرگنیا |
| ۱۳۶۷ | در مسیر تندباد | مسعود جعفری جوزانی |
| ۱۳۶۶ | گل مریم | حسن محمدزاده |
| ۱۳۶۵ | تشکیلات | منوچهر مصیری |
| ۱۳۶۵ | روزهای انتظار | اصغر هاشمی |
| ۱۳۶۴ | تیغ و ابریشم | مسعود کیمیایی |
| ۱۳۶۴ | آوار | سیروس الوند |
| ۱۳۶۴ | تنوره دیو | کیانوش عیاری |
| ۱۳۶۴ | یوزپلنگ | ساموئل خاچیکیان |
| ۱۳۶۲ | زخمه | خسرو ملکان |
| ۱۳۶۲ | عبور از میدان مین | جواد طاهری |
| ۱۳۶۲ | تفنگدار | جمشید حیدری |
| ۱۳۵۹ | دانههای گندم | حسن رفیعی |
| ۱۳۵۸ | جنگ اطهر | محمدعلی نجفی |
| ۱۳۵۷ | سرخپوستها | غلامحسین لطفی |
| ۱۳۵۴ | همسفر | مسعود اسدالهی |
| ۱۳۵۳ | زیر پوست شب | فریدون گله |
| ۱۳۵۳ | ترکمن | امیر شروان |
| ۱۳۵۳ | سازش | محمد متوسلانی |
| ۱۳۵۲ | غریبه و مه | بهرام بیضایی |
| ۱۳۵۲ | شهر قصه | منوچهر انور |
تلویزیون:
| سال | عنوان مجموعه | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۴۰۲ | محرمانه | بازیگر | محمود معظمی | شبکه ۳ |
| ۱۴۰۰ | همسایه | بازیگر | محمدحسین غضنفری | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۹ | ایلدا | بازیگر | راما قویدل | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۸ | تلهفیلم «شاهکلید» | بازیگر / تهیهکننده | سامان مقدم | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۳ | انقلاب زیبا | بازیگر | بهرنگ توفیقی | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۳ | سی و نه هفته | بازیگر | مرتضی احمدی هرندی | شبکه تهران |
| ۱۳۹۲ | اولین انتخاب | بازیگر | مهدی صباغزاده | شبکه تهران |
| ۱۳۹۱ | میلیاردر | بازیگر | علیرضا امینی | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۰ | توطئه فامیلی | بازیگر | رامبد جوان | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۷ | شب میگذرد | بازیگر | راما قویدل | شبکه تهران |
| ۱۳۸۶ | تلهفیلم «بعد از روز آخر» | بازیگر / کارگردان | مجید مظفری | در هفتهٔ ناجا از شبکه ۲ پخش شد. |
| ۱۳۸۵ | تلهتئاتر «استاد معمار» | بازیگر | هادی مرزبان | شبکه ۴ |
| ۱۳۸۵ | تا صبح | بازیگر | مجید جوانمرد / محمدعلی باشهآهنگر | این سریال در آغاز «مستانه» نام داشت و از شبکه تهران پخش میشد. |
| ۱۳۸۷ | معما | بازیگر | مسعود آبپرور / محمدرضا آهنج / حسین قاسمی جامی | شبکه تهران – نویسنده: سید سعید رحمانی |
| ۱۳۸۳–۱۳۸۲ | تلهتئاتر «کالیگولا» | بازیگر | قطبالدین صادقی | شبکه ۴ |
| ۱۳۸۳ | سایه آفتاب | بازیگر | محمدرضا آهنج | |
| ۱۳۸۲ | سرزمین مادری | بازیگر | سعید کاشفی | |
| ۱۳۸۲ | خانهای در تاریکی | بازیگر | سعید سلطانی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۱ | برگههای سفید | بازیگر | شفیع آقا محمدیان | |
| ۱۳۸۱ | سفر سبز | بازیگر | محمدحسین لطیفی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۰–۱۳۷۹ | کریمخان زند | بازیگر | محمدرضا ورزی | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۷–۱۳۷۹ | روزهای زندگی | بازیگر | سیروس مقدم | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۷ | میعاد در سپیدهدم | بازیگر | سعید سلطانی | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۶ | تلهتئاتر «خانههای اجارهای» | بازیگر | محمد رحمانیان | |
| ۱۳۷۵–۱۳۷۶ | دومین انفجار | بازیگر | نادر مقدس | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ | صدای صنوبر | بازیگر | شاپور قریب | برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ |
| ۱۳۷۴ | پشت پرده تخت طاووس | بازیگر | محمد رحمانیان | این مجموعه نمایشی غیرقابل پخش تشخیص داده شد. |
| ۱۳۷۴ | ستاره قطبی | بازیگر | مسعود آبپرور | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۳ | تلهتئاتر «شاهدی برای تعقیب» | بازیگر | حسن سطحی | کارگردان تلویزیونی: قاسم شاکری / نویسنده: آگاتا کریستی / شبکه ۲ |
| ۱۳۷۳ | آمیز قلمدون | بازیگر | هادی مرزبان | شبکه ۱ / نویسنده: اکبر رادی |
| ۱۳۷۳–۱۳۷۲ | ضلع ششم | بازیگر | مسعود فروتن | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۰ | تلهتئاتر «تهیدستان» | بازیگر | محمد جاوید مهتدی | شبکه ۲ / کارگردان تلویزیونی: مهتاج نجومی |
| ۱۳۶۷ | بخش چهار جراحی | بازیگر | مسعود فروتن | نویسنده: منیرو روانیپور / شبکه ۲ |
| ۱۳۶۴ | تلهتئاتر «یک مسافر» | بازیگر | مهوش جزایری | شبکه ۱ / نویسنده: جعفر پناهی |
| ۱۳۶۴ | جُنگی برای فردا | کارگردان | مجید مظفری | کارگردان تلویزیونی: داود جم / برنامه کودک و نوجوان شبکه ۱ |
| ۱۳۶۳ | تلهتئاتر «مرگ دستفروش» | بازیگر | اکبر زنجانپور | کارگردان تلویزیونی: علیاصغر اوجانی / نویسنده: آرتور میلر / شبکه ۲ |
| ۱۳۶۲ | سیم حوت (سوم اسفند) | بازیگر | مجید جعفری | شبکه ۱ / نقش احمدشاه |
| ? | مردی از دنیا | بازیگر | عباس جوانمرد | هرگز پخش نشد |
| ? | گرفتار | بازیگر | منصور پورمند | |
| ۱۳۵۴ | غریبه | بازیگر | محمدعلی زرندیفر | نخستین تجربهٔ بازیگری مجید مظفری در تلویزیون |
شبکه نمایش خانگی:
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۴۰۳–۰۴ | تاسیان | بازیگر (حضور افتخاری) | تینا پاکروان | پخش در نمایش خانگی فیلیمو |
| ۱۴۰۳ | جوکر ۲ | بازیکن | احسان علیخانی | پخش در نمایش خانگی فیلیمو |
| ۱۴۰۰ | شبهای مافیا | بازیگر | سعید ابوطالب | پخش در شبکه نمایش خانگی |
| ۱۳۹۷ | نهنگ آبی | بازیگر | فریدون جیرانی | پخش در شبکه نمایش خانگی |
| ۱۳۹۷ | ممنوعه | بازیگر | امیر پورکیان | پخش در شبکه نمایش خانگی |
| ۱۳۹۳ | چرکنویس | تهیهکننده | علی جناب | پخش در شبکه نمایش خانگی |
صداپیشگی:
| سال | فعالیت | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۳۹۶ | صداپیشگی | انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» |
| — | همکاری | با استودیو چکاوا |
به عنوان کارگردان:
| سال | عنوان | توضیحات |
|---|---|---|
| ۱۳۸۱ | قلبهای ناآرام | فیلم |
| ۱۳۸۶ | بعد از روز آخر | تلهفیلم |
| ۱۳۹۷ | عرفان | تهیهکننده |
جوایز و افتخارات

مجید مظفری تو این سالها که تو هنر فعال بوده، کلی جایزه و افتخار دست و پا کرده. به خاطر بازیگری حرفهای و استعداد خوبش، تو فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی کار کرده و بعضی از این کارهاش باعث شده جوایز معتبری بگیره.
یه وقتهایی هم شده که این بازیگر تو جشنوارههای مختلف نامزد جایزه شده. تو این بخش میخوایم بریم سراغ معرفی این جوایز و افتخاراتی که به دست آورده.
| سال | جایزه | رده | فیلم | نتیجه |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۷۰ | دهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) | سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد | مسافران | برنده |
| ۱۳۷۱ | یازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) | سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد | سایههای هجوم | نامزد شده |
| ۱۳۷۲ | دوازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) | سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد | جنگ نفتکشها | نامزد شده |
| ۱۳۷۹ | نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) | سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد | سگ کشی | نامزد شده |
مصاحبه

کمتر پیش میاد که یه پدر و دختر، بیشتر ساعات روز رو باهم باشن و برنامههای سفر و تفریح آخر هفتهشون جوری تنظیم بشه که کاملاً باهم هماهنگ باشه، طوری که از هر فرصتی برای کنار هم بودن استفاده کنن. اما مجید مظفری و دخترش نیکی مظفری یه جور دیگهای عمل میکنن.
میان این پدر و دختر هنرمند ارتباط بسیار مطلوبی حاکم بوده و در ایام ناخوشایند و دلچسب زندگی به همراه یکدیگر حضور داشتهاند. به طوری که هیچگاه نسبت به یکدیگر رنجش پیدا نکرده و ارتباط آنها شباهت زیادی به رابطه دو دوست دلسوز دارد. به نظر شما عامل موفقیت آنها در چیست؟
بابا همه زندگی من است:
مجید مظفری:
از هنگامی که همسرم دار فانی را وداع گفت، من و نیکی جان به تنهایی زندگی کرده و به شدت به یکدیگر وابسته هستیم. ارتباط ما بسیار فراتر از رابطه پدر و فرزندی بوده و به حالت دوستانه است. همچنین اوقات زیادی را به یکدیگر اختصاص داده و در خصوص موضوعات متعدد با هم گفتگو میکنیم. به دلیل وجود دخترم نیکی، هیچگاه من در زندگی دچار کمبود و حس تنهایی نشدم.
نیکی مظفری:
سرتاسر زندگی من در بابا خلاصه میشود و خودش نیز کاملاً به این موضوع آگاه است. فراتر از آنکه ارتباط پدر و فرزندی میان ما حاکم باشد، ما دوستان یکدیگر هستیم. در تمام اوقات زندگی من تلاش داشتم، همه صحبتهای خود را تنها به پدرم مطرح کنم. چرا که باور دارم یار و دوست حقیقی هر انسان پدر و مادرش بوده و هیچکس نمیتواند به قدر پدر و مادر، خواهان سعادت و خیر فرزند باشد.
روز تولد نیکی به شدت نگران بودم:
مجید مظفری:
هنگامی که مقرر بود نیکی متولد شود، از ساعت ۲۲ من مادر خدابیامرزش را به بیمارستان منتقل کرده و به شدت احساس دلهره و هیجان زیادی داشتم. دکتر با کمی تأخیر به آنجا رسیده و این امر باعث اضطراب و خشم من شد. به طوری که حتی دکتر از درب دیگری به اتاق عمل ورود کرد تا با من مواجه نشود. (با خنده) ولی پس از آنکه نیکی متولد شده و متوجه شدم احوال همسرم و دخترم مساعد است، شادمانی به ازای دلهره همه وجودم را در بر گرفته و به جهت عصبانیت از دکتر پوزش خواستم.
نیکی پس از تولد نوزادی درشت اندام، خوش چهره و بلند قد بود. زمانی که نخستین مرتبه چهره نیکی را از پشت پنجره اتاق نوزادان تماشا کردم، تعداد دیگری از نوزادان نیز در آن اتاق بوده و من اشاره به یکی دیگر از نوزادان کرده و با مزاح به پرستار گفتم: من اون یکی رو میخوام. (با خنده)
شهربانو، دُردانه و نیکی
مجید مظفری:
همسرم اسم نیکی را برای دخترمان در نظر گرفته بود.
نیکی مظفری:
هرچند در ابتدا پدرم تمایل داشت اسم شهربانو را برای من انتخاب کند و مادرم هم در وهله اول اسم دردانه را برایم در نظر داشت. به شکر خدا دردانه نشدم! (با خنده) به عقیده من داشتن چنین اسمی به ویژه هنگامی که به سن بزرگسالی میرسیم، به هیچ وجه شایسته نیست.
یکی یکدانهام را لوس نکردهام:
مجید مظفری:
با وجودی که نیکی تنها فرزند من است، ولی هیچگاه نه من و نه مادرش او را به حالت لوس تربیت نکردیم. به طوری که نیکی به همراه همه بچههای اقوام و یا فرزندان برادرها و خواهرهایم رشد کرده و حتی در سالهای کودکی احساس تنهایی نداشت. هرچند برخی اوقات در سنین نوجوانی ابراز میکرد که ای کاش صاحب خواهر یا برادری بود. ولی سرنوشت چنین بود که ما تنها صاحب همین فرزند باشیم.
تا هنگامی که همسرم در قید حیات بود، ارتباط بسیار فوق العادهای با او داشته و با دخترم نیز همینطور است. همانطور که قبلاً گفتم ارتباط من و نیکی علاوه بر پدر و دختری، یک ارتباط دوستانه است. به طوری که نیکی همه ی مشکلات و چالشهای شخصی خودش را با من در میان گذاشته و در زمانهایی که از او سوال نکنم نیز خودش این مسائل را با من مطرح میکند. این رویکرد در مواردی که حتی به من مرتبط نباشد نیز صدق میکند.
من تمامی دوستان نیکی را شناخته و نسبت به همه آمد و شدهایش آگاهم. ما به کرات با هم گفتگو کرده و به عقیده من، چنین صحبتهای همیشگی برای هر ارتباط پدر و فرزندی لازم و ضروری است. همچنین میان ما حرمت و اطمینان زیادی حاکم بوده و پایه و اساس آن به قدری مستحکم است که چار آسیب نمیشود.
به باور من لازم است اطمینان و حرمت میان تک تک اعضای خانواده به ویژه بین پدر و دختران وجود داشته باشد. هنگامی که دختران بتوانند به همراه پدر به احساس آسایش، تسکین و اعتماد برسند، در برهههای مختلف زندگی میتوانند تصمیمات صحیحتری اتخاذ کنند. من از همان ابتدا به نیکی گفتهام، همیشه از او حمایت و یاری میکنم.
ابراز این موضوع تنها منحصر به کلام نبوده است. چرا که هر وقت دخترم به من احتیاج داشته، در کنار او بوده و هر زمان نیازمند تأیید من بود، او را تأیید کرده ام. چرا که باور داشتم، بهترین گزینش را خواهد داشت. از زمانی که او کودک بود، من در زمینه انتخابهای صحیح با او سخن گفته و کوشش داشتم قابلیت و مهارت صحیح انتخاب را فرا بگیرد.
هنگامی که خانواده و والدین به کودکان قابلیت و شیوه صحیح زندگی را آموزش داده و یقین بدانند هیچگونه کوتاهی در حق او نداشتهاند، پس از آن میتوانند فرزند خود را تأیید کنند. چندان تمایلی به پند و اندرز ندارم. چرا که به اعتقاد من، بچهها با دیدن کردار ما، همه چیز را یاد میگیرند.
در صورتی که بخواهم فرزندم در همه دورههای زندگی اش رفتار صحیحی داشته باشد، لازم است از همان ابتدا به خودم متذکر شوم که او مرا در جایگاه سرمشق و الگوی خود نگاه کرده و تمام وقایع را در ذهن خود درج میکند. به طوری که در جریان زندگی در وهله اول از آنها بهره میگیرد. پس لازم است حواس خود را جمع کرده و به شیوهای عمل نکنم که موجب بدآموزی شود. پس از آنکه فرزندم رشد کرد و بزرگ شد، در ازای رفتار صحیح و مناسب، زندگی دشواری را داشته باشد.
تفریحاتمان مشترک است:
مجید مظفری:
هنگامی که نیکی در سنین کودکی بود، همواره جمعه صبحها به کوه رفته و پس از آن به بولینگ عبدو میرفتیم. در ادامه نیز در رستوران البرز مشغول خوردن چلوکباب میشدیم.
نیکی مظفری:
ما همواره در کنار هم هستیم. زندگی، تفریح، سرگرمی و مسافرتمان یکسان است. به عبارت دیگر تنها زمانی که بابا یا من در محل کارمان باشیم، کنار یکدیگر نیستیم. تازه آن هم مواقعی که کارهایمان در یک وقت نباشد، در محل کار به دیدار یکدیگر رفته و به گونهای سعی داریم در کنار هم باشیم.
بهترین همسفر دنیا:
نیکی مظفری:
من و پدر در حد خیلی بالایی اهل گشت و گذار و سفر هستیم. هر وقت کاری دستمان نباشد، به سرعت برنامه سفر میچینیم. بابا واقعاً خوش سفر بوده و ما همیشه به مناطق مختلفی از کشور ایران و سایر نقاط دنیا سفرهایی را داشتهایم.
نخستین باری که به سفر خارج از ایران رفتم هیچگاه از خاطرم نمیرود. اولین سفر خارجی من به کشور ترکیه بود که در آن هنگام در سن ۱۰ سالگی بودم. به شدت با خودم شوق و اشتیاق داشته و با خودم میگفتم: به به اینجا چقدر خارج است. (با خنده)
ترس از پرواز:
مجید مظفری:
زمانی که نیکی در سنین کودکی بود، به شدت از سفر با هواپیما و تکانهای آن هراس داشت. یک مرتبه که سفر خارج از کشور داشتیم، دچار وضعیت وخیم آب و هوایی شدیم. هواپیما نیز به شدت مستعمل و کهنه بوده و در این آب و هوا تکانهای شدید داشت. از چنین شرایطی نیکی دچار وحشت شده و گریه میکرد. سرانجام با پیشنهاد مهماندار ناچار شدیم یک قرص خواب به نیکی بدهیم تا با این روش از اضطراب و دلهره اش بکاهیم. به نظرم اگر آن هواپیما یک ساعت دیگر به پرواز خود ادامه میداد، قطع به یقین در همان آسمان تمام اجزا و تکههایش از هم گشوده میشد. (با خنده)
نیکی مظفری:
من نیز به مدد قرص خواب پس از پایان سفر از خواب بلند شدم. (با خنده) من تا حد زیادی از پرواز ترس داشته و تلاش میکردم این نگرانی و ترس را مهار کنم که سرانجام انجام شد.
کاش همه دخترها مثل نیکی باشند:
مجید مظفری:
برخی اوقات با خودم تصور میکنم کاش میشد همه فرزندان به ویژه دخترها همانند نیکی بوده و عملکرد و رفتارشان در قبال پدر و مادر، به مانند رفتاری باشد که نیکی با من انجام میدهد. به شکر خدا نیکی دختر بسیار آگاه و پر محبتی است که درک و فهم زیادی را از مسائل و رویدادها دارد. دخترم علاقه زیادی به خانواده داشته و از مصاحبت و همنشینی با بستگان و خویشاوندان بسیار خوشحال میشود. هیچگاه ما نسبت به یکدیگر احساس رنجش و دلخوری نداریم. برخی مواقع پیش آمده به جهت یکدیگر احساس ناراحتی کنیم، ولی از عملکرد یکدیگر به هیچ وجه!
نیکی مظفری:
پدرم همیشه در قبال من لطف و محبت دارند. من نیز همانند بسیاری از افراد جوان برخی اوقات دچار لجاجت شده و علاقه دارم خودم به برخی رویدادها وارد شده و آنها را تجربه کنم. هرچند گاهی این پافشاریها منجر به وارد شدن آسیب به خودمان شده که لازم است با عواقبش مواجه شویم. ولی با همه اینها کاملاً باور دارم، لازم است همیشه حرمت پدر، مادر و بزرگترها را نگه داشت. احترام گذاری میان مردمان ایران در همنشینیها و آمد و شدها یک رسم دیرینه بوده و بسیار دوست داشتنی و خوشایند است. من نیز همواره حرمت گذاشتن برایم حرف اول را میزند.
ورود به دنیای بازیگری:
نیکی مظفری:
زمانی که از سنین کودکی بودم، رغبت و اشتیاق زیادی به بازیگری داشته و پس از رسیدن به نوجوانی با خودم تصمیم گرفتم، لازم است به شیوه صحیح و مناسب در این رشته شروع به کار کنم. لذا من فعالیتم را از صحنه تئاتر آغاز کردم. نخستین تجربه تئاتر من در کنار آقای هادی مرزبان بود که موجب افتخارم است. هم اکنون نیز مشغول تمرین در یک نمایش تئاتر زیر نظر آقای حسین پاکدل هستم که تجربه بسیار جذابی بوده و موارد متعددی را از ایشان فرا گرفتم.
مجید مظفری:
در وهله اول من مخالف فعالیت نیکی در حوزه بازیگری بودم. در یک دوره به ویژه در سالهای دهه ۸۰ تعداد زیادی از دانشجویان رشته تئاتر و بازیگری به جهت وجود مافیا در عرصه سینما و عدم برخورداری از روابط کافی دچار بیکاری شدند. همچنین در آن هنگام مطالبی بر ضد هنرپیشگان در نشریات و رسانهها منتشر شد که نتیجه سخنان سطحی و پوچ گروهی بود که با کمال تأسف خودشان نیز در زمره عوامل سینمایی قرار داشتند. صحبتهایی که به هیچ وجه مناسب خانواده سینما نبوده و هیچ کسی تمایل ندارد در خصوص خانواده خود چنین سخنانی بیان شود.
لذا دغدغه و نگرانی در خصوص چنین بحرانهایی همواره در فکر من بوده و علاقه داشتم چنین حاشیهها و شایعاتی از سینما فاصله بگیرد که پس از مستقر شدن گروه تازه مدیریتی در عرصه سینما همانند آقای ایوبی و وزیر محترم آقای جنتی این موضوع محقق شد. من نیکی را در زمینه بازیگری تشویق کرده و همواره راهنماییهای خودم را به او ابراز کرده و میکنم. ولی به هیچ وجه به عنوان پارتی برای او عمل نکرده و تاکنون رخ نداده از یک کارگردان درخواست کنم نیکی را در فیلم خود به کار گیرد.
از آقای مظفری سوال میکنم شما در حدود ۳۷ سال با دخترتان فاصله سنی دارید. در زمانی که بسیاری از افراد در خصوص اختلافات میان نسلها سخن میگویند، آیا شما از این موضوع دچار زیان و آسیب نشدید؟
مقوله سن تنها یک عدد بیاهمیت در شناسنامه میباشد. نه حیات داشته و نه قادر به انجام کاری است. موضوع مهم انسانها هستند که با روان، قلب و افکار خود به جریان زندگی و ایام آن معنا میدهند. سنی که در شناسنامه من و دخترم درج شده، هیچ ارتباطی به سطح دوستی و رفاقت ما با یکدیگر ندارد.
من عاشقانه به او علاقه داشته و تمایل دارم تمامی پدران نسبت به دخترانشان چنین احساسی را داشته باشند. در جایگاه یک پدر روز جهانی دختر را به همه دختران ایران و سرزمینم تبریک و شادباش گفته و آرزوی نیکبختی و سعادت را برای آنها دارم. آرزو دارم بهترین رویدادها برایشان به وقوع بپیوندد.
صلح خانوادگی:
خطاب به آقای مظفری میگویم شما دارای یک ارتباط بسیار مطلوب با دخترتان هستید که گویا این موضوع برگرفته از خانواده ای است که شما در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهاید. او در پاسخ گفت:
به نکته دقیقی اشاره کردید. من در میان یک خانواده پرجمعیت متولد شده و به بزرگسالی رسیدم. پدر و مادرم رابطه بسیار زیبایی با یکدیگر داشتند. در تمامی سالهای عمرم حتی یک بار مشاهده نکردم، آنها در قبال یکدیگر بیاحترامی کرده و یا دچار اختلاف و مشاجره شوند. در خانه ما همواره صلح و سازش حاکم بوده است.
من دارای یک خواهر دوقلو هستم که ارتباط ما با هم بسیار فوق العاده بود. همه این موارد به من آموخت لازم است به چه شیوهای رفتار کنم که در نهایت صاحب یک خانه و زندگی با ثبات و امنی شوم. از پدر و برادرانم یاد گرفتم زمانی که به راحتی در خانه صحبت کرده و ارتباط دوستانهای با سایر اعضای خانواده برقرار کنی، دیگر نیازمند افرادی خارج از حوزه خانواده نخواهی بود. از این بود جو و فضای حاکم در خانه پدری را به زندگی مشترک خودم و همسرم وارد کرده و سعی و تلاش زیادی به خرج دادم تا دارای یک خانواده مطمئن و ایمن شوم که به مدد الهی در این زمینه موفق بودهام.
صبور باش:
مواقعی پیش آمده که از عملکرد و یا انتخاب نیکی احساس رنجش و ناراحتی کردهام. ولی به گفتگو با او پرداخته و شرح دادهام که ناراحتی من از وجود تو نبوده، بلکه به جهت تو نگران و ناراحت هستم. نسبت به رخدادهای ناگواری که احتمال بروز آن در آینده میرود، نگرانم. این دو مقوله کاملاً با یکدیگر متفاوت است. در این شیوه فرزند شما پی میبرد، همچنان علاقه و محبت شما به او در هر شرایطی ماندگار است.
ولی در عین حال شما برای او دغدغه داشته و سعی دارید چنانچه او رفتار نادرستی داشته و این موضوع را با شما در میان گذاشت، به یاری اش شتافته و آن را برطرف کنید. شما همچنان به حمایت و جانبداری او ادامه داده و هیچگاه او را تنها نخواهید گذاشت. من به هیچ وجه اهل پند و اندرزهای مستمر نیستم، ولی معتقدم گفتگو کردن بسیاری از مسائل را برطرف میکند.
پیشنهادی که همیشه به نیکی داشتهام، داشتن صبر و شکیبایی است. حتی زمانی که موقعیت به سود تو به نظر نمیرسد. زمانی که احساس آرامش کرده و صبر کنی، سرانجام مسیری جهت حل و فصل شدن این چالش مهیا میشود. شتاب زدگی و احساس خشم زیانهای بیشتری را به انسان تحمیل میکند. هیچگاه اجازه نده دیگران به قدری قدرت پیدا کنند که احساس خشم را در تو ایجاد نمایند. زمانی که تو در سکون و آرام باشی، آنها نیز ناچار میشوند آرام شده و به سخنان تو توجه کنند. در این زمان شرایط به نفع تو تغییر میکند.
علاقه کودکی و فردین:
چنین نبوده که از سالهای کودکی دلبسته تئاتر بوده و یا اینکه آرزو داشته باشم به عنوان هنرپیشه فعالیت کنم.
هرچند به دفعات برای تماشای فیلم به سینما رفته و محمدعلی فردین برایم بسیار دوست داشتنی بود. حتی در آخرین سالهای زندگی اش ما ارتباط نزدیکتری را با یکدیگر داشتیم، ولی من از اهالی تئاتر نبودم.
آشپزی:
نیکی:
پدر در زندگی برای من هم به عنوان پدر بوده و هم مسئولیتهای مادری را بر عهده دارد. به ویژه هنگامی که من هوس یک غذا را میکنم، او صد در صد غذای مذکور را برایم طبخ میکند. ولی من به هیچ وجه اجازه نمیدهم پدرم کار زیاد انجام دهد. چرا که انجام کار منزل برایم جالب است.
زراعت:
من دارای یک تکه زمین مختصر در منطقه اسفراین هستم که برخی اوقات در آنجا مشغول به کار میشوم. هرچند این موضوع نیز برگرفته از دل نگرانی و دغدغههایی است که قبلاً اشاره کردم. چنانچه به شرایطی رسیدم که میسر نشد فعالیت هنرپیشگی را ادامه دهم، دوست دارم زراعت نمایم.
دنبال همسر پولدار:
من در پی یافتن یک همسر ثروتمند هستم. (با خنده) سوای شوخی، هنگامی که دخترم نیکی ازدواج کرده و زندگی مشترکش را آغاز کند، به دنبال او من نیز ازدواج خواهم کرد.
احترام به لباس پوشیدن:
از هنگامی که در سنین کودکی بودم، به شدت پوشیدن لباسهای خوب برایم مهم و ارزشمند بود. ولی مهمتر از خاص و جدید بودن لباس، پاکیزه بودن آن برایم اهمیت داشت.
آدم خوش سفریم:
ما همواره سفرهای زیادی انجام داده و از هر موقعیتی برای سفر بهره میگیریم.
نیکی در گفتگو با دوستانش همواره بیان کرده، جذابترین اوقات زندگی اش هنگامی است که در کنار هم در سفر به سر میبریم. به شکر خدا من شخصیت خوش سفری دارم.
اغلب در کنار یکدیگر به مناطق شمال کشور رفته و یا به شهر تبریز میرویم. در شمال خواهرم میزبان ما بوده و در تبریز دارای دوستان بسیار خوبی هستم که برای ملاقات با آنها سفری را به آنجا انجام میدهیم.
الان ۴ کارخانه قند داشتم:
اگر همچنان در شغل مکانیکی مشغول بودم، هم اکنون صاحب یک گاراژ بودم. چنانچه همه زمان و انرژی خود را به همراه فعالیت در حوزه هنر در زمینه دیگری نیز اختصاص میدادم، هم اکنون دارای ۴ کارخانه قند بودم.
ورزشی استقلالی:
من از سنین کودکی دلبسته و گرایش زیادی به ورزش کردن داشته و توجه به رخدادهای ورزشی به ویژه رشته فوتبال و نتیجه رقابتهای تیم استقلال برایم جالب و لذت بخش بود. لذا این دلبستگی تا هم اکنون در من وجود دارد.
همچنین من از علاقمندان به رشتههای سوارکاری، موتورسواری، شنا و پیاده روی هستم. لذا زمانی که اوقات فراغت یافته و در مرحله تصویربرداری نباشم، این فعالیتها را خواهم داشت.







