شعر خزانی اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای خزانی از مهدی اخوان ثالث با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
پاییز جان !
چه شوم ،
چه وحشتناک آنک ،
بر آن چنار جوان ،
آنک خالی فتاده لانه ی آن لک لک او رفت و رفت غلغل غلیانش پوشیده ،
پاک ،
پیکر عریانش سر زی سپهر کردن غمگینش تن با وقار شستن شیرینش پاییز جان !
چه شوم ،
چه وحشتناک رفتند مرغکان طلایی بال از سردی و سکوت سیه خستند وز بید و کاج و سرو نظر بستند رفتند سوی نخل ،
سوی گرمی و آن نغمه های پاک و بلورین رفت پاییز جان !
چه شوم ،
چه وحشتناک اینک ،
بر این کناره ی دشت ،
اینک این کوره راه ساکت بی رهرو آنک ،
بر آن کمرکش کوه ،
آنک آن کوچه باغ خلوت و خاموشت از یاد روزگار فراموشت پاییز جان !
چه سرد ،
چه درد آلود چون من تو نیز تنها ماندستی ای فصل فصلهای نگارینم سرد سکوت خود را بسراییم پاییزم !
ای قناری غمگینم
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟