خانه » دانلود آهنگ بلاتکلیف از شایع | دیگه برام مهم نیست کیم چیم چمه

دانلود آهنگ بلاتکلیف از شایع | دیگه برام مهم نیست کیم چیم چمه

فرهنگ و هنر ، موسیقی 20 ژوئن 2026 1 دقیقه مطالعه
دانلود آهنگ بلاتکلیف از شایع | دیگه برام مهم نیست کیم چیم چمه
دانلود آهنگ بلاتکلیف از شایع | دیگه برام مهم نیست کیم چیم چمه

متن آهنگ بلاتکلیف از شایع

تو ذوقمه از سر صبح بازو

دیگه برام مهم نیست کیم چیم چمه

غذام خوبه یا نه انگار با مشت زدن تو ارادم

شرتی پرتی میگذرونمو

سرم گرمه به این آقا کوچولو

میریزه وسایلو تالاپو تولوپ

بمیرم چیا دید چشت بابا تو شروع

میگذرونم با آسنترا 100

که شاید صداهای تو کلم ساکت باشن

باز یه خبر میرینه تو حالت تا شب

زندگیمون گرفت بو توالت داشم

عادت کردیم به نمیشه انگار به هیچی خوب نشدن

میخوام از ذهن منفی گول نخورم

ولی به احتمال چکمو جور نکنم

این چند وقت کسی آمارتو گرفت

بگه این چند وقت باهم جیب یکی

هستین امشب باهم دیگه سیر بشیم

رفیقی که این تایم نیست که چی

هیچکی چپشم نبود نبود حال ما چرا تعریفی

خوارشو گای*یدم کاش وایمیستاد قلب

جا این همه بلاتکلیفی

من اون پنچرم‌ که زده بغل

منتظرم نیست کسی بیاد کمکش

همیشه همینجوری بوده

نبوده هیچ موقع خوشحال صورتش

با رفیقاشم جمع میشه دیگه

قیافه همشون مدام تو لکه

ولی هنوز ایران خونشه

همیشه ایران خونشه

منو تهرون بدینم به خاک

هنوز برج میلاد معلومه از تراس

میخوام بزنم حاجی با یه ون به گاز

متر کنم ایرونو به یاد بچه‌هاش

میخوام برم حاجی یه جا نرسم هیچوقت

همرامم یه هیرا یه شادی نه بیشتر

آدما هرچی بدتر عزیزتر

همه قلبمو ریختم آشغالی همین سر

انگار شدم یکی دیگه دیگه افتاده دوییم آدما ک*صکشن

دوستت نیستن مثلا دوستتن

پوست انداختیم زیر پوست شهر

سفید شد دیگه موها راست راستی

خیلی دل میخواد سر حال باشی

حیف نفسم شده با ایران قاطی

عجب دل میخواد حاجی سرحال باشی

من اون پنچرم‌ که زده بغل

منتظرم نیست کسی بیاد کمکش

همیشه همینجوری بوده

نبوده هیچ موقع خوشحال صورتش

با رفیقاشم جمع میشه دیگه

قیافه همشون مدام تو لکه

ولی هنوز ایران خونشه

همیشه ایران خونشه

دانلود آهنگ بلاتکلیف از شایع

دانلود با کیفیت 320


×

نظر شما در مورد این محتوا چیست؟

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

1 دیدگاه تایید شده
  • روشنک 14 ساعت پیش

    شگفتیِ نهفته در بطنِ این روایت، آنجاست که میانِ طغیان و تعلق، گره ای ناگسستنی می زند. هر بند، چون جرقه ای است که ظلمتِ یک حسِ ناآرام را روشن می کند و در نهایت، مخاطب را با انعکاسِ تلخِ خویشتنِ خویش رها می سازد.