دانلود اهنگ بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده با صدای زن ترند اینستا

متن اهنگ بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده با صدای زن
بیا بنویسیم
مثل درس، مثل مشق
تو کتاب تاریخِ فردا
بیا بنویسیم
ما هنوز زندهایم
زیر بار غمها
و دردها
بیا بنویسیم
روزگار، قاتلِ اُمیده
ولی ما میدونیم
شبِ تار
آخرش سپیده
جنگ و قهر و تحریم و ستم
اینا سرنوشته؟
کی میدونه غیرِ خودمون
چی به ما گذشته
هیشکی توی تاریخ، قدِ ما
خونِ دل نخورده
واسه یه ذره زندگی
این همه نمُرده
تهِ همهٔ این غما
باز ما سربلندیم
یه روزی میاد
که با هم
دوباره بخندیم








ممنونم! واقعاً خوشحالم که خوشت اومده. 🌟 امیدوارم همیشه لبخندت برقرار باشه! 😍
واقعاً همینه؛ موسیقی که اینقدر صادق باشه، آدم رو بیاختیار به نوشتن میکشونه. متأسفانه وبلاگ خاصی با این عمق تحلیلی سراغ ندارم، ولی اگه خودت جایی پیدا کردی حتماً به منم بگو.
همون لحظه که گفتی «بیا بنویسیم»، یه جورایی یاد دفتر مشقهای کودکی افتادم؛ اونجا که هر غلطی رو با یه خط میکشیدیم و دوباره مینوشتیم. اینکه وسط این همه تاریکی، هنوز صدایی پیدا میشه که از «سپیده» بگه، خودش یعنی زندهبودن. امید که توی این آهنگ جاریه، مثل همون بارون بهارهست که بعد یه خشکسالی طولانی میباره. واقعاً ارزش داره که آدم یه بار دیگه با خودش تکرار کنه: ما هنوز زیر بار غمها نفس میکشیم و این یعنی همهچیز.
همون لحظه ای که میگه «شب تار آخرش سپیده»، یه حال عجیبی بهم دست داد. کاش همه ما یاد بگیریم ته هر تاریکی، یه نشونی از روشنایی پیدا کنیم. آهنگیه که آدم رو به فکر فرو میبره.
زخم ها یه روز خوب شدن رو دارن؛ این آهنگ دقیقاً همون قلبیه که توی تاریکی دنبال یه نشونه از روزنه میگرده. عاشق این شدم که با وجود همه سختیا، تهش یه لبخند جمعی پنهونه.
همون لحظه ای که گفتم “بیا بنویسیم”، یه تلنگری به خودم زدم که هنوز کلی راه مونده. این آهنگ مثل یه آینهست؛ هم غم داره هم یه امید قشنگ پشتش. خداروشکر که هنوز میتونیم بخندیم!
واقعا جای تشکر داره. 💛 🚀 🙂
جدا از قشنگیش، این ترانه یه جورایی آینهی حالِ همهی ماست؛ یه غم مشترک که تهش یه لبخند پنهونه. قشنگیاش تو همون «ما میدونیم»ه که ته دل آدم روشنش میکنه.
واقعا مفید بود. 😁 💖 ✌️ 💐 🔥
خیلی خوب بود، همیشه موفق باشید. 🌟 🎉 😍 ⭐ 😎
چقد این جمله («ما هنوز زنده ایم») رو دلم میخواد بذارمش کاغذ دیواری گوشیم! آدم یادش میاد با وجود همهچیز، هنوز نفس کشیدن خودش یه جور پیروزیه. ممنون بابت این حال خوب.
خواستم این تجربه رو به اشتراک بذارم که این گوش شما یه نور دیگه ست. با تصویری زیباتر.
خواستم بگم که این پست وبلاگ یه نعمت بزرگه. با طرحی زیباتر.
دقیقاً همون حس و حالی که بعد از شنیدنش آدم می خواد بنویسه؛ چه برسه به اینکه خودِ اهنگ بگه بیا بنویسیم! اگه وبلاگ خاصی سراغ داری که توش از این جنس تحلیلای موسیقی باشه، معرفی کن که بریم یه گوشه ای بشینیم و بخونیم.
چه ترکیب قشنگی از امید و مقاومت! مخصوصاً اون مصرع «شبِ تار آخرش سپیده» واقعاً حال آدم رو خوب میکنه.
چه ترکیب عجیبی از غم و امید داره این ترانه! نکته جالبی که درباره معکوس جواب دادنش گفتی، دقیقاً همون چیزیه که حس میکنم؛ یه جاهایی باید تلخی رو مستقیم گفت تا شیرینی بعدش واقعی باشه. این شعر دقیقاً همون تلخی لازم رو داره که ته دلت یه امیدی بشینه.