خانه » آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی | برج عاج

آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی | برج عاج

فرهنگ و هنر ، موسیقی 18 ژوئن 2026 1 دقیقه مطالعه
آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی | برج عاج
آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی | برج عاج

متن آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی

ﺗﻮ ﻣﺜﻞ ﻗﺼﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺗﺎ ﻣﺮز روﻳﺎ
اﻳﻦ ﻣﻨﻢ ﺗﻨﻬﺎی ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺴﺘﻪ از ﺗﻜﺮار ﺷﺐ ﻫﺎ

ﻃﺮح ﻣﺎت اﻧﺘﻈﺎرم ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﻓﺎﻧﻮس راﻫﻪ
ﺟﺎده اﻣﺎ اﻣﺘﺪادش ﻣﺜﻞ ﺑﺨﺖ ﻣﻦ ﺳﻴﺎﻫﻪ

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﮔﻢ ﺷﺪن ﺗﻮ ﺳﺎﻳﻪ ﻫﺎی ﺳﺮد ﺷﺐ
ﭼﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﭘﺮﺳﻪ ﻣﻰ زﻧﻪ ﭘﺲ از ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﮔﺮد ﺷﺐ

ﺷﺎﻳﺪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺳﺘﺎره ﻫﺎی ﺷﺐ ﺻﺪاﻣﻮ ﮔﻮش ﺑﺪی
از ﺑﺮج ﻋﺎﺟﺖ آﺧﺮﻳﻦ ﺗﺮاﻧﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﮔﻮش ﺑﺪی

ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎی ﺗﻠﺦ ﻣﺮﮔﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎی ﺑﻰ ﺗﻮ ﺑﻮدن
از ﺗﻮ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﻪ ﺷﻌﺮ دﻟﺘﻨﮕﻰ ﺳﺮودن

ﺳﺎﻳﻪ ای ﺗﻨﻬﺎ رو ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﺎ در ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ ﺑﺮدن
در ﭘﻨﺎه ﻣﻰ ﺷﺒﺎ رو ﺑﻪ ﻓﺮاﻣﻮﺷﻰ ﺳﭙﺮدن

دانلود آهنگ ای تو مثل قصه با من همسفر تا مرز رویا هوش مصنوعی

آهنگ با کیفیت 320


مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

7 دیدگاه تایید شده
  • تیام 4 روز پیش

    🌼 ❤️ ✨ 😊

  • بهار 1 هفته پیش

    آمار اولش که گفت هوش مصنوعی این همه سال رو برای ساختن یه ملودی ساده گذاشته، واقعاً غافلگیرم کرد. ولی یه جای کار میلنگه؛ اگه قراره ماشینها حس و حال شاپور رو دربیارن، پس اون اشکها و شببیداریهای آهنگسازِ انسانی کجا میره؟ هوش مصنوعی شاید نت رو بچینه، ولی اون دلشورهی پشت هر جمله رو هیچوقت تجربه نکرده و این دقیقاً همون نقطهایه که مقاله ازش رد شده.

  • مرسانا 2 هفته پیش

    عالی بود، خیلی استفاده کردم. ✌️ 😍 🤓 🤍 🥇

  • سلوا صابونی 2 هفته پیش

    شاعرانگی کلام در این قطعه، فراتر از تصویری ست که از همسفری بهسوی مرز رویا ترسیم میکند؛ درواقع، سایهروشن «تکرار» بر شبهای بیقراری، آن همسفر را به استعارهای از رهایی از بند زمان بدل میکند. شاید زاویه پنهان این روایت، نه در مقصد رویایی قصه، بلکه در تلخی درک «بودن» در جاده سیاه و بیپایانی ست که از دل آن، روشنایی فانوس چشم را باید یافت.

  • یک مجسمه‌ساز 2 هفته پیش

    همون لحظه ای که گفتم «تا مرز رویا»، یهو یادِ شب هایی افتادم که فقط یه صدا می تونه آدم رو از تکرارِ شب ها دربیاره. این قشنگ ترین بخش ماجراست.

  • مهسا 3 هفته پیش

    دلتنگم کرد، انقدر که یادِ شب هایی افتادم که با یه ملودی تکراری، خودم رو تا صبح خواب می کردم. کاش این نسخه ی هوش مصنوعی همون حس و حال نسخه ی اصلی رو داشت. ممنون که یادم انداختی!

  • مالک اکدی 1 ماه پیش

    حال هوای این شعر رو دقیقاً می فهمم. اون حس دلتنگی و سردرگمی تو کوچه های شب، با خط های شاعرانه اش آدم رو می بره به یه فضای دیگه. خیلی عاشقانه و تأثیرگذار نوشته شده، مخصوصاً بخش «از برج عاج آخرین ترانه هامو گوش بدی». دقیقاً همون لحظه ای که نیاز داری یکی باشه و بفهمدت، این شعر رو می ذاره جلوی آدم.