دانلود اهنگ دستمو ول نکن که زمین میخورم با صدای زن | رفت و تنها شدم تو شبا با خودم

متن اهنگ دستمو ول نکن که زمین میخورم با صدای زن
رفت و تنها شدم توو شبا با خودم
دلهره دارم و از خودم، بیخودم
اون که دیر اومد و زود به قلبم نشست
رفت و با رفتنش؛ قلبِ من رو شکست
انگاری قسمته فاصله از همو
هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم، رفتنت حقمه
نذار دور شم از خدا از خودم، از همه
دستموُ ول نکن که زمین می خورم
تو بری، از همه آدما می بُرم
تو خودت خوب می دونی که آرامشی
باید با من بمونی به هر خواهشی
انگاری قسمته فاصله از همو
هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه
نذار دور شم از خدا از خودم از همه
تو که دل بردی و رفتی من که افسرده و خسته ام
من که واسه کنارت بودن رو همه چشمای خیسموُ بستم
رفت و تنها شدم؛ توو شبا با خودم دلهره دارم و از خودم بیخودم
اون که دیر اومد و زود به قلبم نشست








دلت می خواد یه گوشه بشینی و به رفتنش فکر کنی، ولی این شعر دقیقاً همون داروی خودشه که دوا می کنه. آدم از دلتنگی نمی میره، از بی پناهی می میره.
وای… همین یه جمله «دستمو ول نکن که زمین میخورم» کل وجودمو لرزوند. اینقدر باهاش حال کردم که اشک تو چشمام جمع شد. ترانه صدای تنهایی و دلواپسیه که همه ما یه جایی از زندگیمون حسش کردیم؛ اون لحظه که دلت میخواد کسی محکم بغلت کنه که نیفتی. احساسات پشت هر واژهش اونقدر زندهست که آدم با تک تک کلماتش زندگی میکنه. مرسی که این حس ناب رو به اشتراک گذاشتی؛ دقیقا همون چیزی بود که روح خستهم بهش احتیاج داشت.
دقیقاً! این شعر فقط یه ترانه نیست، یه آینهست که ته دل آدمو بهش نشون میده. وقتی یه هنرمند بتونه اینقدر ساده و صادقانه بگه «دلهره دارم»، یعنی فهمیده که خیلی از ماها دقیقاً همینه که تو وجودمون میگذره. موسیقی وقتی به این شکل حرف میزنه، دیگه آدم تنها نیست.
ممنون، خیلی جالب و آموزنده بود. 🥰 ✔️ 🤗
دلت می خواد یکی بیاد بگه «نترس، من هستم»، نه اینکه بره و تو رو با هزار تا سوال بی جواب تنها بذاره. کاش آدمایی که میدونن چقدر تکیه گاهن، نمیفهمیدن چقدر رفتنشون زمینِ سختیه.
فکر کردن به اینکه یه جمله توی ترانه چقدر میتونه حال آدم رو عوض کنه جالبه، ولی توی دنیای واقعی، آدمایی که میرن معمولاً به حرفِ آهنگ گوش نمیدن؛ نه؟
پذیرش بی قیدوشرطِ جدایی در این اثر، ریشه در نگاه دیرینهای دارد که غمِ عشق را تقدیرِ محتوم میپندارد؛ باوری که در دنیای امروز، از ایستاییِ اندیشه برآمده و جای خود را به بازسازیِ معنا داده است.
چقدر خوب که این حس رو گرفتی. دقیقاً همون ترس از تنهایی و وابستگیه که آدم رو میخکوب میکنه. ممنون که با این حرفات دلگرمم کردی.
دلت میخواد با این همه درد، کسی بگه ول نکن؟ این شعر دقیقاً همون حرفی رو میزنه که ته دلمه، مخصوصاً اون بخشِ «دلهره دارم و از خودم بیخودم». چه دردی از این بالاتر که آرامشت بره و تیغِ تنهایی رو تو دلت بذاره؟ اهنگ که تموم شد، هنوزم تو حال و هواش بودم.
خیلی خوب بود، خیلی استفاده کردم. 😙 😇 🔥 😀 ✅
همون حس که میگی، تیغ اوکام با این دلتنگی جور در میاد!
در میان واژه های این قطعه، روایتی از تنهاییِ پس از دل سپاری جاری است؛ روایتی که مویه هایش در سکوت شب، آینهٔ دل آشوبی های مشترک انسانی می شود. چه نیکوست آنکه این نغمه، با صلابتِ کلام و نرمایِ لحن، پناهی برای جان های در تلاطم بیابد.
ذهنمو باز کرد. 💛 🎉 🙂
واسه هرکی یه روزی تنها موندن رو چشیده، این شعر دقیقاً ترجمه همون حسِ دلشورهست؛ اینکه با رفتن یکی، جاشون پشتِ سنگینی روی سینه میمونه.
چقدر این ترسِ رها شدن توی متن موج میزنه… مخصوصاً همون بخشِ «نذار باور کنم رفتنت حقمه» حالم رو گرفت. آدم بعضیوقتها از دستِ خودِ خودش هم میترسه، چه برسه به اون کسی که تکیهگاهش بوده. این حس که انگار زمین داره از زیر پات کشیده میشه رو شاعر خوب به تصویر کشیده.
این همه التماس توی متن، دقیقاً همون فشار روانیه که تو شرکت های بزرگ به کارمندا میارن تا نرن؛ نتیجه اش فقط ترس و وابستگی میشه، نه عشق. زندگی واقعی با این همه باج دادن سر نمیشه.
دلت می خواد یه گوشه بشینی و فقط به صداش گوش بدی، این ترانه اونقدر با احساسه که آدم یاد تمام دلتنگی هاش می افته. موفق باشی خواننده ی عزیز.
حرفِ اولش اونقدر توی دلم نشست که یادم رفت دارم یه آهنگ میشنوم؛ انگار یکی داشت زندگیمو میخوند. تهِ تهش این ترس آشناست، ترس از رهاشدن یهو وسط راه. اینکه یکیمون بریم و اون یکی بیفته، تُو متنِ شعر حسابی موج میزنه.
نشستم پای این آهنگ و یه لحظه کل خاطرات ریخت جلوی چشمم. این حس که یه نفر میره و تو رو با یه دنیا سوال تنها میذاره، واقعاً قابل وصف نیست. ممنون که این حس رو اینقدر قشنگ بهم منتقل کردی.
یه نکته جالب اینه که کل این ترس و لرز توی متن، یه جورایی زیادی وابسته به اونه؛ کاش یه بیت هم به قدرت خودِ تو روایتگر اشاره میکرد، نه فقط به نبودِ اون. اونوقت تأثیر احساسی خیلی عمیقتر میشد.