دنلود اهنگ مهستی دلم تنگه | خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه + متن کامل موزیک

متن اهنگ مهستی دلم تنگه
خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه
گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه
گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره
راه نفس رو بغض دیدار به تو میگیره
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم
از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست
در سینه عشق تازه پروردن که آسون نیست
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم
خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه
گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه
گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره
راه نفس رو بغض دیدار به تو میگیره
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم
از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست
در سینه عشق تازه پروردن که آسون نیست
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم








یکی از بهترین های بانو مهستی قدرش دونسته نشد
بسیار عالی ❤❤❤
نوتیف اومد پریدم. 🌺 🥳
دلم لرزید با این ترانه؛ مهستی چقدر بغض رو لای کلمات جا داده. این حس دلتنگی، موندگارترین چیزی بود که تا حالا شنیدم.
رقیب نداری.
گل تو گلدون هر روز داره پژمرده میشه، ولی آبیاریش یادم رفته. انگار توی قفس یه هوای تازه کمه، نه حوصله دیدار نه جرات رفتن.
خودم یک بار تجربه اش کردم، تغییر نگاه گاهی مثل نفس کشیدن دوباره ست، حسرت ها رو بغل کنی نه هلشان دهی.
همه ترانه های دلتنگی یه زاویه ی پنهون دارن که بازم میمونه.
دقیقاً همون حس نوستالژی سنگین رو با این شعر گرفتم. آدم یاد خاطراتی میفته که دیگه برنمیگردن.
ای وای، این همه سال از خوندن این شعر گذشته ولی بازم تا آخرش می گیره دلت رو. مهستی واقعاً حال آدم رو با کلماتش می بره.
خونه پر از رنج سکوت رو که می شه انگار تنها توی خونه ای و سکوت وز وز می کنه تو گوشت. شعر عمیق تر از تصویر بود، واقعاً تصویر همون حس رو می داد. چه شاهکاری. آفرین به ذوق و قلم. 🌹
این حس سکوت لعنتی رو توی خونه دیدن، از هر داد و فریادی دل آدم رو میلرزونه. “خونه پر از رنج سکوت” با اون ریزش، دقیقاً همون نقطه ایه که آدم می خواد داد بزنه ولی لبش بسته اس. مهستی چقدر قشنگ این تنهاییِ سنگین رو تبدیل به یه آهنگِ نفسگیر کرد.
بنازم. 💚 ⭐ 👏
دقیقاً با همین حس غمگینم می کنه، آهنگش عالیه.
خیلی بهتر از چیزی که فکر می کردم. 🎉 😜
واقعا جای تشکر داره. 💛 🌟 😃 🌺
این شعر رو که گوش میدم، هوای خونه برام عوض میشه. انگار مهستی داره دقیقاً از ته دل من میخونه.
قطعاً بعضی از خاطره ها مثل یک گل خشک توی دفتر خاطرات، هرچی زمان می گذره رنگ و بوی قدیمیشون رو از دست می دن. این شعر از مهستی برام تداعی کننده یه روزای بارونی بود که حس می کردم خونه به اندازه کافی برای موندن جا نداره، ولی رفتن هم راه حلی نیست. دقیقاً همون جایی که دلتنگی تبدیل می شه به یه هم نشین همیشگی که انگار هیچوقت از خونه بیرون نمی ره. راستش تجربه شخصی من با این حس خیلی فرق داشت، یه جورایی سکوت خونه اصلاً برام تلخ نیست، بیشتر شبیه یه یادگاریه.