پخش آنلاین و دانلود ای غم بیا داریوش + متن کامل موزیک غم اومده خونه من

متن آهنگ ای غم بیا داریوش
غم اومده خونه ی من
انگشتُ بر در می زنه
مهمون ناخونده ی من
هر شب به من سر می زنه
این غمه که در می زنه
دلم براش پر می زنه
مهمون ناخونده ی من
هر شب به من سر می زنه
زندگی زندون منه
بعد از خدا گواه من
چشمای گریون منه
ای غم بیا ای غم بیا
خوش اومدی خونه ی من
یه وقت نشه هوس کنی
بری خونه ی یار من
ذل کوچیکش جای تو نیست
خونه ی تو دل منه
جای تو ای غم همیشه
در قلب و محفل منه
ای غم بیا ای غم بیا
خوش اومدی خونه ی من
بیا که تا آروم بشه
این دل دیوونه ی من








هر بار این شعر رو گوش میدم، یه جورایی میفهمم که غم هم میتونه یه همدمِ صادق باشه، نه فقط یه دشمن. داریوش چه ظریف گفته که حتی برای غم هم جایی توی خونه دلمون بذاریم، شاید اینطوری راحتتر باهاش کنار بیایم. این نگاه به غم، همون چیزیه که این روزا بهش نیاز دارم.
ولی خب برای نسل ما اون حسوحالِ آهنگهای داریوش یه جور دیگست؛ کاش منابع این متن به آلبومهای بازنشرشدهی اخیرم اشاره میکردن که کیفیت صدا و حس اجرا فرق کرده.
چقدر این شعر با حال وهوای خونه ی ما جوره! مخصوصاً اون «مهمون ناخونده» که بی اجازه میاد و می شینه. صدای داریوش هم که همیشه غم رو قشنگ تر می کنه، آدم یاد خاطرات قدیمی میفته.
واسه من این ترانه یه همدم قدیمیه؛ کسی که توی شبایی که دلتنگی چنگ میندازه به آدم، کنارشه. حیف که اینقدر سریع تموم میشه.
هرکی این آهنگو شنیده میدونه غم فقط یه حس نیست، یه همسایهست که کلید خونه رو داره!
چه همدلی قشنگی با این غمِ که خودش مهمون ناخوندهست؛ انگار در و پنجرهی دلت رو به روی عاشقِ همیشگی باز شده. این جور پذیرش، خودش یه جور رهاییه.
خیلی بهتر از چیزی که فکر می کردم. 💙 😍
داریوش یه جور غم رو نجیب به تصویر میکشه که آدم باورش میشه غم میتونه مهمون دائمی خونهمون باشه، نه یه دشمن. این شعر انگار آینهی دل خیلی از ماست که با غممون صلح کردیم، نه جنگ.
ممنون از مطلب خوب و مفیدتون. 😁 🌺 ⭐ 😃
وای که چقدر بعضی آهنگا انگار با دل آدم حرف می زنن! این یکی رو شنیدم و بغض کردم.
همون حس آشنای حسرت و دلتنگی رو اینقدر قشنگ منتقل می کنه که آدم بی اختیار تا آخرش می خونه.
واقعا عالی بود، خیلی خوب بود. 🔥 💛 🤍 😇
غم که مهمون ناخونده ست، چطور بعضی ها بهش خوش آمد می گن انگار قدیمی ترین رفیقشونه؟
آهنگ قشنگیه ولی ترجیح میدم یه ویدیوی لایو از اجرای خود داریوش رو ببینم تا یه سخنرانی تد.
این شعرِ مهمون ناخونده رو که می خونم، یه جورایی بغض راه گلوم میشه. داریوش چقدر قشنگ تاریک ترین حس رو به یه خوشامدگویی تبدیل کرده!
واقعاً موافقم با حرف دلت… این که غم رو مهمون خونه می دونه، بوی یه همدلی عمیق داره. هیچ شاعری اینقدر قشنگ به دلتنگی جان نداده.