دانلود آهنگ مردم برا اون خندت چشای هار کشندت با صدای فرهاد فرهادی

متن آهنگ مردم برا اون خندت چشای هار کشندت با صدای فرهاد فرهادی
مردم برا اون خندت چشای هار کشندت
چالی که رو گونته شده برگ برندت
والله برازندته بت بگم الا حضرت
هشتادی ملاکت منخره قیافت![]()
جورجینیا وه نذرت عشق منی کثافت








چه آهنگی، چه حال و هوایی! فرهاد همیشه یه جور خاصی دل آدمو میبره، مخصوصاً وقتی اینقدر راحت و بیپرده از عشق و دلتنگی حرف میزنه. برای اینکه بیشتر توی این فضا غرق بشی، شاید بد نباشه یه نگاهی به ترانههای قدیمیترش بندازی، اونایی که با گیتار و صدای خسته اجرا کرده. آدم از لای همون سکوتهای بین کلماتش کلی چیز میشنوه که توی هیچ کتابی پیدا نمیکنه. واقعاً حس و حال شعراش فراموش نشدنیه، نه؟
عشق و کثافت و ملاک! این ترکیبِ نابِ فرهاد فرهادی رو کجای دلم بذارم؟ والله که قیافت رو با این همه تشبیهِ عجیب و قشنگ، تا حالا جایی ندیده بودم. از اون خنده که چالههاش برگ داره تا اون خطابِ آخر، همهش یه جور دیگه به دلم میشینه. آدم با خودش فکر میکنه این همه خلاقیت توی سه خط شعر، یعنی چی؟ واقعاً کیف کردم از این همه شاعر بودنِ مردمو!
چشات که می خندید، دلم یه جور عجیبی لرزید؛ این ترانه تموم حس و حال یه روزای رو برام زنده کرد. آفرین به این همه ظرافت!
حالا این بارِ اولیه با یه ملودیِ اینقدر باحال طرف شدم که دلم نمیاد شاعر یه جا گیر کنه!
بازتاب طنینِ دلنشین این قطعه، مرا به ژرفای خاطراتی دور میبَرد؛ جایی که نغمهها، راویِ بیپیرایهی احوالِ آدمیاناند و این اثر، بیگمان، یکی از آن روایتهای ماندگار است.
خاطره شد. ✨ 🔥 🤎