دانلود نوحه تو گردن گرفتی منه خسته رو از جواد مقدم | دوباره میرم با خودم تو خیال

متن نوحه تو گردن گرفتی منه خسته رو از جواد مقدم
دوباره میرم با خودم تو خیال دوباره ضریحو بغل میکنم میشینم دو زانو جلو پای تو
به هر چی میبینم غزل میکنم همه گیر و دارای احوالمو توی چایی روضه ات حل میکنم
چی آخه قشنگتر از این حادثه که دارم شما رو بغل میکنم منی که از عشق تو دم میزنم
بخواهی تو با دنیا بهم میزنم همه خلوتم پر شد از نوحه هاتون باهات زندگیمو رقم میزنم
پناهی به غیرت ندارم سراغ به دادم رسیدی زمان فراق داره حس وابستگیم به نگاهت
منو میکشونه دیگه به عراق یا اباعبدالله چقدر مادرم آرزو داشته که من اینجوری باهات صمیمی بشم
داره سن و سالم باهات میگذره فدای این عشق قدیمی بشم شکستم من هر وقتی تو زندگیم
رسوندی خودت رو به هر نحوی بود محاله برا تو نمیرم حسین چه جاهایی بودی که هیچکی نبود
تو مثل یک کوه تکیه گاه منی چی دیگه میخواهم وقتی شاه منی تو کی آخه قید کسی رو زدی
تو تا زیر قبرم پناه منی تو گردن گرفتی من خسته رو تو وا کردی قفلای بسته رو
تو حاجت روام کردی و گفتی جز من زمین میخوری پیش هیچکس نرو یا اباعبدالله میگن پهلوون بنی هاشمه
میگن خیلی دوسش داره فاطمه من از بچگی نونشو خوردم و به شش دونگ قلبم قمر حاکمه
۱۳۳ حکه روی تنم دیوونه میشم از تو دم میزنم بذار بشنوه کل دنیا اصلا
سگ روسیاه ابالفضل منم چقدر دلبری میکنه این چشما میگن قرص ماهه شبیه به شاه
فقط از مرامت دارن میشنون اسیر تو میشن علامت کشا به ام البنین فرق با همه
وجودت شبیه نفس لازمه داره حس وابستگیم به ابالفضل منو میکشونه دیگه علقمه جان ابوفاضل جان








دلم یه جورایی گرفته بود، تا این لحظه رو شنیدم یه حالم شد که نمیشه گفت. واقعا به دلم نشست، مخصوصا اونایی که یه وابستگی خاص دارن به آقا ابوالفضل، میفهمن چی میگم. آفرین به این همه خلوص.
وری گود. ✨ 🙏
همونقدر که تو ذهنم نشسته، تو زندگیِ واقعیام یه جورایی برعکس از آب درمیاد. ولی خب، آدم که عادت نمیکنه به نتیجهی معکوس!
چند وقته هر شب قبل خواب این نوحه رو گوش میدم، توی ذوقو به اون حال و هوای خودم وصل میشم. خیلی سخته آدمو بغل کنی که کلی ساله دلتنگشه.
چقدر این ابیات دل رو می بره، مخصوصاً اون بیت آخرش!
چه بخوایم چه نخوایم، این نمونه کار شما یه استعداد درخشانه. همین فرمون رو ادامه بدید. 😄 😂
دل سوختن در این روضه، پرده از حقیقت دلدادگی برمی دارد.
دلم یه جور خاصی گرفته این روزا؛ انگار یه گوشه دلم با خودش زمزمه میکنه. تو گردن گرفتی منه خسته رو، وا کردی قفلای بسته رو. چی از این بهتر که آدم یه تکیهگاه داشته باشه که حتی تو تاریکترین لحظهها رهاش نکنه؟
همون حال و هوای صحن و هوای ابری رو میاره برام؛ آدم یادش میاد تو شلوغیهای زندگی یه گوشه دنج واسه دلتنگیهامون هست. این نوحهها فقط صدا نیستن، یه جورایی خاطرهسازن، مخصوصاً وقتی با یه چایی داغ زیر بارون گوششون میدی.
چه حالی میده این شعر؛ اون «توی چایی روضهات حل میکنم» تا دلت بخواد منو برد تو همون حال و هوا. مخلص کلام این که آدم یه جاهایی فقط نیاز داره یه گوشهای بشینه و با همین کلمات دلش رو خالی کنه، بیواسطه و بدون حاشیه.
چیزی که تو این شعر بیشتر از همه برام توی ذوق زد، همین حس وابستگی صمیمی بود که اون بیت خیال و ضریح و چایی روضه به راه انداخته. انگار آدم واقعاً میشینه پای درد و دل با حضرت.
همیشه تو این فکرام که اگه یه بار دیگه اون لحظه ها رو میدیدم، بازم همینقدر دلم میخواست کنار ضریح بشینم و از این همه حس خوب توش بمونم.
همون شرکتها که فکر میکنن همهجا فرمول خودشون جواب میده، یه روز دیر میفهمن اشتباه کردن.
یعنی هنوزم با شنیدن این صداست که دلم یه جور خاصی هوایی میشه؛ نه بر اساس عادت، از سرِ یه عشق قدیمی و صادقانه.
دلم یه جور عجیبی هوای ضریح و نوای جواد مقدم رو کرده. این همه خلوص و ارادت توی یه قطعه، آدم رو میبره به یه جای دیگه. ممنون بابت این حال خوب.