دانلود آهنگ گلایه داریوش | گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست

متن آهنگ گلایه داریوش
برای گفتن من، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و…
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا…
صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست
گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه…
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست
گله ای نیست
گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست
حوصله ای نیست
حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره ی تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ي پل
ای که نزدیکی مث من ، به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره ی درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم
تو بخونی تا بدونی از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ي فردای من نیست
این ترانه ي زواله ، این صدا ، صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
از عذاب با تو بودن یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد








دقیقاً همون «خستم» خشک و خالیه که یه دنیا حرف توشه. این شعر نمیخواد برگ برنده باشه، میخواد بگه آدمای عادی هم حق دارن یه روز داد بزنن که دیگه طاقت ندارن. اون «حوصله ای نیست» دقیقاً همون فریاد بیصدای همهی ماست که جلوی کپی و پرینتر خرد میشیم.
چند بار این متن رو خوندم و هر بار یه جای جدیدِ دلم گرفت. شعرِ سنگینی رو دوش آدم میذاره.
یه گوش بدم حالشو ببرم؟ خوندن همین متنِ آهنگ کلی حس و حال داشت، ولی این ایده برای یه برند بزرگ یا یه خواننده مشهور جواب میده، نه برای من که فقط میخوام تو خونه یه گوشهای بنشینم و با یه قهوه ساده لذت ببرم.
آره، بعضی وقتا همون «خستم» خشک و خالی خیلی بیشتر از هزار تا تشبیه توی گوش دنیا میپیچه. آدمِ جلوی سیستم کپی دقیقاً همونجاست که میفهمه بعضی کلمات برای گفتن نیستن، برای خالی شدنن.
همون لحظه ی اول که فکر کردم «این همه درد و خستگی فقط مال هنرمنده؟» یه اتفاقی افتاد تو ذهنم. این شعرِ کوبنده رو که میخونی، ته دلت میگی کاش یه روزی یکی از ماها هم انقدر صادقانه از فرسودگیِ روزمره میگفت، نه از زخمهای عاشقانه. نمیگم غمِ داریوش الکیه، ولی آدمِ توی اداره که هر روز داره جلوی سیستم کپی خرد میشه، اصلاً حوصلهی اینهمه تشبیه رو نداره، فقط یه «خستم» خشک و خالی میخواد بزنه تو گوش دنیا.
وای، این «حوصله ای نیست» هنوز تو گوشم می چرخه! داریوش چنان از دلِ خسته می خونه که آدم یاد غصه های خودش می افته. ممنون که این همه حس رو توی یه قطعه جمع کردی.
همون حرف داریوش که از دل برمیاد، نشون میده آدم تا کجا میتونه خسته باشه از بس سکوت کرده.