نقد فیلم هیچ بررسی داستان | شخصیت ها و نگاه عبدالرضا کاهانی

فیلم سینمایی هیچ به کارگردانی عبدالرضا کاهانی یکی از آثار متفاوت سینمای ایران در زمینه پرداختن به زندگی طبقات پایین و روابط پیچیده انسانی است. این فیلم با تکیه بر شخصیت هایی عجیب اما باورپذیر، فضای محدود و دیالوگ هایی که در ظاهر ساده اما در لایه های زیرین خود معناهای مختلفی دارند، تلاش می کند تصویری متفاوت از زندگی اجتماعی ارائه دهد.
پس از تولید فیلم، نشست نقد و بررسی «هیچ» با حضور عبدالرضا کاهانی، بازیگران و تعدادی از عوامل فیلم برگزار شد. در این نشست درباره ایده اولیه فیلم، شخصیت پردازی، شیوه بازی بازیگران، فضای محدود داستان، شباهت های احتمالی با «درباره الی» و همچنین برداشت های مختلف از مفهوم پوچ گرایی در فیلم صحبت شد.

ایده اولیه فیلم هیچ از کجا شکل گرفت؟
عبدالرضا کاهانی درباره شکل گیری ایده فیلم «هیچ» توضیح داده است که جرقه اولیه داستان در جریان گفت وگویی با مهران احمدی شکل گرفت. صحبت درباره مردی که سه کلیه دارد و می تواند یکی از کلیه های خود را بفروشد، توجه کاهانی را به خود جلب کرد.
کارگردان «هیچ» سپس این ایده را با شخصیت فردی که به بیماری جوع مبتلا است ترکیب کرد و در نهایت شخصیت اصلی فیلم شکل گرفت؛ شخصیتی که یکی از عناصر مهم داستان و فضای متفاوت فیلم محسوب می شود.
کاهانی تاکید کرده است که همواره در انتخاب سوژه برای فیلم های خود به دنبال موضوعاتی تازه است، اما تازگی را به معنای دور شدن از واقعیت نمی داند. به همین دلیل تلاش کرده است اتفاقی غیرمعمول را در دل یک فضای اجتماعی واقعی قرار دهد.
داستان و فضای کلی فیلم هیچ
«هیچ» داستان گروهی از شخصیت ها را روایت می کند که در یک فضای خانوادگی و اجتماعی محدود در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. ورود شخصیتی با شرایط جسمی و رفتاری متفاوت، تعادل موجود را تغییر می دهد و روابط میان اعضای این خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.
فیلم از طریق همین موقعیت ساده، موضوعاتی مانند فقر، روابط خانوادگی، منفعت طلبی، نیازهای انسانی و رفتارهای اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد.
یکی از ویژگی های مهم هیچ این است که فیلم برای بیان مسائل خود به سراغ اتفاقات بزرگ و پرزرق و برق نمی رود. بسیاری از اتفاقات در یک فضای محدود رخ می دهند و تمرکز اصلی روی شخصیت ها و واکنش آنها به یکدیگر قرار دارد.

شخصیت پردازی مهم ترین ویژگی فیلم هیچ
شخصیت پردازی در هیچ جایگاه ویژه ای دارد. هر یک از شخصیت ها ویژگی های رفتاری خاص خود را دارند و در طول فیلم، لایه های مختلفی از شخصیت آنها آشکار می شود.
عبدالرضا کاهانی معتقد است بازیگر باید بتواند نقش های متفاوتی را ایفا کند. به همین دلیل در آثار او معمولا بازیگران در قالب هایی متفاوت از تصویر همیشگی خود ظاهر می شوند.
این رویکرد در هیچ نیز قابل مشاهده است. بازیگران تلاش کرده اند شخصیت هایی را خلق کنند که در عین داشتن ویژگی های اغراق آمیز، از فضای واقعی داستان خارج نشوند.
پانته آ بهرام و تجربه بازی در فیلم هیچ
پانته آ بهرام در نشست نقد و بررسی «هیچ» این فیلم را اثری متفاوت در سینمای ایران توصیف کرد و یکی از ویژگی های آن را ترکیب اغراق با سادگی دانست.
به گفته او، شخصیت های فیلم در ظاهر رفتاری ساده دارند، اما درون هر کدام ویژگی هایی اغراق شده و متفاوت وجود دارد. همین تضاد میان ظاهر ساده و ویژگی های خاص شخصیت ها باعث شده فضای فیلم حال و هوایی متفاوت پیدا کند.
او همچنین درباره شخصیت خود در فیلم توضیح داد که لالی و لکنت این شخصیت صرفا یک ناتوانی معمول در صحبت کردن نیست، بلکه ویژگی مشخصی دارد که باید در شیوه بازی و بیان او دیده می شد. برای رسیدن به این شخصیت، گفت وگوهای متعددی میان او و عبدالرضا کاهانی انجام شده است.
چرا فیلم در یک فضای محدود ساخته شد؟
یکی از نکات قابل توجه در «هیچ»، محدود بودن لوکیشن های فیلم است. حسین مهکام، نویسنده فیلمنامه، درباره این موضوع معتقد است که برای پرداخت عمیق یک شخصیت الزاما نیازی به استفاده از لوکیشن های متعدد نیست.
در این فیلم، فضای محدود باعث می شود تمرکز مخاطب بیشتر روی شخصیت ها، روابط آنها و تغییرات رفتاری شان قرار بگیرد. هرچه فضای داستان محدودتر باشد، امکان نزدیک شدن به جزئیات روابط انسانی نیز بیشتر می شود.
این شیوه پیش از این نیز در برخی آثار کاهانی تجربه شده بود و در «هیچ» به یکی از عناصر مهم ساختاری فیلم تبدیل شده است.
فیلمبرداری متفاوت در یک لوکیشن محدود
مسعود سلامی، فیلمبردار «هیچ»، درباره دشواری های فیلمبرداری در فضای محدود توضیح داده است. یکی از چالش های اصلی این نوع فیلمبرداری، جلوگیری از تکراری شدن قاب ها و ایجاد تنوع بصری است.
برای حل این مشکل، کاهانی و سلامی درباره زوایا و شیوه فیلمبرداری گفت وگوهای زیادی داشتند تا حتی در یک فضای محدود نیز قاب های فیلم تکراری و یکنواخت نباشند.
نتیجه این رویکرد، استفاده از زوایای مختلف و توجه دقیق به جایگاه دوربین در صحنه هاست؛ موضوعی که به حفظ ریتم بصری فیلم کمک کرده است.

آیا فیلم هیچ شبیه درباره الی است؟
یکی از بحث هایی که در زمان نقد و بررسی «هیچ» مطرح شد، شباهت برخی ویژگی های کارگردانی این فیلم با «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی بود.
عبدالرضا کاهانی این شباهت را نپذیرفت و تاکید کرد که به آثار اصغر فرهادی علاقه دارد، اما «هیچ» را متاثر از «درباره الی» نمی داند. او همچنین توضیح داد که هنگام کار روی فیلمنامه تلاش می کند مدتی فیلم نبیند و کتاب نخواند تا آثار دیگر روی روند شکل گیری فیلم تاثیر نگذارند.
احمد مهرانفر که در هر دو فیلم حضور داشته است نیز تفاوت روش کارگردانی این دو اثر را مورد توجه قرار داد. به گفته او، روند تعامل بازیگران با کاهانی در «هیچ» باعث شد بازیگران در شکل گیری برخی جزئیات اجرایی نقش خود مشارکت بیشتری داشته باشند.
تفاوت بازی در هیچ و درباره الی
احمد مهرانفر و مهران احمدی هر دو تجربه حضور در «درباره الی» و «هیچ» را داشته اند. مهران احمدی بازی در «هیچ» را از جهاتی دشوارتر می دانست، زیرا بازیگران باید در عین حفظ طبیعی بودن، شخصیت هایی با ویژگی های غیرمعمول را باورپذیر اجرا می کردند.
در «هیچ»، بسیاری از موقعیت ها در ظاهر غیرعادی هستند، اما بازیگران باید واکنش هایی طبیعی و نزدیک به زندگی واقعی نشان دهند. ایجاد همین تعادل میان موقعیت های عجیب و بازی طبیعی، یکی از چالش های مهم فیلم محسوب می شود.
نگاه فیلم به طبقات اجتماعی
یکی دیگر از موضوعات مهم در «هیچ»، توجه به زندگی طبقات پایین و زیر متوسط جامعه است. کاهانی معتقد است زندگی این گروه از جامعه از نظر سینمایی ظرفیت زیادی برای روایت دارد.
به اعتقاد او، افراد طبقات پایین تر معمولا امکانات کمتری برای پنهان کردن مشکلات و واقعیت های زندگی خود دارند. همین مسئله باعث می شود رفتارها و روابط آنها برای روایت سینمایی آشکارتر و ملموس تر باشد.
البته فیلم صرفا به دنبال نمایش فقر نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تاثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی بر روابط میان شخصیت هاست.
گریم و ظاهر شخصیت ها
نوید فرحمرزی، طراح گریم فیلم، درباره طراحی چهره شخصیت ها تاکید کرده است که هدف اصلی، تکمیل شخصیت ها بدون ایجاد اغراق در ظاهر آنها بوده است.
در «هیچ»، گریم قرار نیست توجه مخاطب را به خود جلب کند، بلکه باید در خدمت شخصیت پردازی باشد. به همین دلیل ظاهر بازیگران تا حد امکان طبیعی نگه داشته شده تا مخاطب بتواند با شخصیت ها ارتباط بیشتری برقرار کند.

نقش تدوین در شخصیت پردازی فیلم
شیما منفرد، تدوینگر «هیچ»، نیز بر اهمیت شخصیت پردازی در آثار کاهانی تاکید کرده است. از آنجا که فیلم دارای سکانس های طولانی است، تدوین باید به گونه ای انجام می شد که ریتم اثر حفظ شود و در عین حال معرفی شخصیت ها آسیب نبیند.
وجود پلان های طولانی باعث شده تدوینگر حتی در زمان فیلمبرداری نیز درباره ریتم صحنه ها با کارگردان گفت وگو داشته باشد. این هماهنگی میان فیلمبرداری، بازی و تدوین، یکی از عوامل مهم شکل گیری ریتم نهایی فیلم بوده است.
آیا هیچ یک فیلم پوچ گراست؟
یکی از مهم ترین بحث ها درباره «هیچ»، برداشت برخی مخاطبان از فضای نهيليستی و پوچ گرایانه فیلم است. عبدالرضا کاهانی این برداشت را رد کرده و گفته است که هدفش ساخت فیلمی با نگاه پوچ گرایانه نبوده است.
از دیدگاه کاهانی، بخش هایی از فضای فیلم به گفت وگوها و دیالوگ های بی حاصل و بی نتیجه ای مربوط می شود که در جامعه دیده می شوند. او تلاش کرده است این وضعیت را به تصویر بکشد، نه اینکه یک نگاه فلسفی مبتنی بر پوچ گرایی را به مخاطب ارائه دهد.
به همین دلیل می توان «هیچ» را بیش از آنکه یک فیلم فلسفی درباره پوچی بدانیم، اثری اجتماعی دانست که بخشی از رفتارها، روابط و گفت وگوهای روزمره انسان ها را به شکلی متفاوت به تصویر می کشد.
چرا هیچ فیلمی متفاوت به نظر می رسد؟
مهم ترین ویژگی «هیچ» را می توان در ترکیب چند عنصر جست وجو کرد؛ شخصیت های غیرمعمول، بازی های طبیعی، فضای محدود، دیالوگ های خاص و نگاه اجتماعی کارگردان.
کاهانی تلاش کرده است شخصیت هایی را به تصویر بکشد که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسند، اما رفتار و مشکلات آنها ریشه در واقعیت های اجتماعی دارد. این ترکیب میان واقعیت و اغراق، فضای متفاوتی برای فیلم ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، محدود بودن لوکیشن باعث شده فیلم بیش از آنکه متکی به جابه جایی های مکانی باشد، بر روابط انسانی و تغییر رفتار شخصیت ها تمرکز کند.
نتیجه گیری نقد و بررسی فیلم هیچ
«هیچ» را می توان یکی از آثار متفاوت عبدالرضا کاهانی دانست؛ فیلمی که با استفاده از یک موقعیت غیرمعمول، به سراغ موضوعاتی کاملا انسانی و اجتماعی می رود. شخصیت پردازی، بازی های متفاوت، فضای محدود و استفاده از دیالوگ های روزمره از مهم ترین ویژگی های این اثر هستند.
کاهانی در این فیلم تلاش نکرده است تصویری سیاه یا فلسفی از زندگی ارائه دهد، بلکه همان طور که خود در نشست نقد و بررسی فیلم تاکید کرده، هدف اصلی او تصویر کردن زندگی و بخشی از واقعیت های اجتماعی بوده است.
«هیچ» از این منظر فیلمی درباره آدم هایی است که در شرایط مختلف زندگی، با نیازها، خواسته ها، ضعف ها و تضادهای خود روبه رو می شوند. همین نگاه شخصیت محور باعث شده این فیلم همچنان برای علاقه مندان به سینمای اجتماعی و متفاوت ایران، اثری قابل بررسی و بحث برانگیز باشد.
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟







