دانلود آهنگ لیلا فروهر تو بازار مکاره | هر چیزی رو آوردن یا دیر یا زودی بردن…

متن آهنگ تو بازار مکاره لیلا فروهر
تو بازار مکاره که سقف آبی داره
هر کی تو جنب و جوشه آرزو می فروشه
وای این همه خریدار چقده شلوغه بازار
هر چیزی رو آوردن یا دیر یا زودی بردن
دل دیوونه رو اما نبردن اگر بردن دوباره پس آوردن
دل دیوونه ی شیدای رونده رو دسته صاحبه بیچاره مونده
حالا نشسته صاحبه دل بازارو کرده منزل
توو های و هوی بازار توو قیل و قاله بسیار
چشمش به دلبرونه بسوی اینو اونه
مالو منالو بردن خوابو خیالو بردن
ببین چه شر و شوره هر گوشه ایش یجوره
با این که داغه بازار دل مونده بی خریدار
تا کاره دنیا این بخوای نخوای همین
گنجه طلارو بردن شور و نوارو بردن
دانلود آهنگ لیلا فروهر تو بازار مکاره
دانلود آهنگ لیلافروهر با کیفیت 320








دلم واسه اون دل دیوونه می سوزه که تو این شلوغی، صاحبش گم شده. چه توصیف قشنگی از روزگار ما، همه چیزش رو به راهه جز دلتنگی هامون. آهنگ رو که گوش کردم یه نفس راحت کشیدم، انگار خودش دقیقاً همون حرفای نگفته ی منه.
دلمون پیش همون دلِ بی صاحبیه که تو هیاهوی بازار، هیچکی حواسش بهش نبود. این تیکه آهنگ یه تلنگر واقعیه واسه روزایی که شلوغی، خودمون رو از یادمون میبره.
حرفش آسونه، ولی کی وقتشو داره که سنگ رو بغلطونه نه هل بده؟
هر چی گوش میدم به این شعر، بیشتر به این فکر میکنم که آدمای داستانش فقط ظاهرشو میبینن. این که همه چی رو میشه راحت خرید و فروش کرد، یه روی سکهست؛ اون روی دیگهش اینه که آدما با همین طرز فکر، دلخوشیهاشون رو هم تبدیل به کالا کردن. انگار فراموش کردیم بعضی چیزا اصلاً نباید توی این چرخهی معیوب بیوفتن.
آره، اوّلش آدم فکر می کنه همه چی رو می شه خرید، ولی آخرش می بینی یه گوشه ی دلت خالی مونده که هیچ معامله ای جبرانش نمی کنه. مثلاً همین دلِ دیوونه که تو بازار شلوغ جا می مونه!
همونایی که این مقاله بهشون تکیه کرده انگار چند سالی میشه از خونه شون بیرون نرفتن؛ این روزا حال و هوای بازار کلی فرق کرده و کلی نظر تازه تر هم درباره ش هست.
دقیقاً! بعضی چیزا اصلاً با شلوغی و هیاهو عوض نمیشن. این شعر هم همونقدر تازهست که روز اول. آدم تازه وقتی از دستش میده، میفهمه چی داشته.
هر کی یه جوری داره تو این بازار میچرخه، یه عده هم صداشون در نمیاد.
چه حال و هوایی داره این ترانه، دل آدم و میبره به اون کوچه پس کوچههای خاطره.
هر کی یه گوشه ای داره یه چیزی می فروشه و یه چیزی می خره، ولی تو این شلوغی، دلِ آدما می مونه که نه خریدار داره نه فروشنده. یعنی اگه همه چی زیر و رو شه، بازم تنها چیزی که دست نخورده می مونه همون دل بی قراره. تو این بین، تجارت الکترونیکم شد یه داستانِ پر از هیاهو، ولی آخرش حواس آدمو به چیزای اصلی نمی ده.
هرکی یه گوشه از این بازار وایساده داره دلشو حراج میذاره، ولی این آهنگ دقیقاً همون کسیه که با یه لبخند از کنار همهی این هیاهو رد میشه. انگار راویِ همین روزگار خودمونه که شلوغیها اذیتش نمیکنه.
دلت که مونده باشه، شلوغیِ بازار هم بهش حالی نمی ده. انگار آدم فقط وقتی واقعاً یه چیزی رو داره، می تونه بفهمه چقدر نایابه.