دانلود آهنگ متروپولیتن از سینا ساعی | شب میشه صبح درگیر تقویم تاریکم

متن آهنگ متروپولیتن از سینا ساعی
شب میشه صبح درگیر تقویم تاریکم
سرگیجه و ترسی که بعد میشه عادتم
این زخمی که خوردم نی تقصیر خودم
شب میشه صبح درگیر تقویم تاریکم
سرگیجه و ترسی که بعد میشه عادتم
این زخمی که خوردم نی تقصیر خودم








همون حس و حالِ تاریکِ تهرانِ قدیم تو شعرش بود، یه جورایی غریب و آشنا. ممنون که اینقدر خوب توصیفش کردی.
چقد این حسِ «شب می شه صبح درگیرم» آدم رو می بره توی خودش… کاش میشد یه روز از این تقویم تاریک فرار کرد، ولی خب، دقیقاً همینه که آهنگ رو موندگار کرده.
شب در اشعار سینا ساعی، نه پایانی بر روز، که سرآغازی بر تقویمی دیگر است؛ تقویمی که ورق هایش را اضطراب ورق می زند.
همون لحظه ی اول که ریتم شروع شد، یه حسی تو دلم گفت این فقط یه آهنگ ساده نیست. متنش انقدر با زندگی من گره خورده که انگار خودم دارم اینو میخونم. سینا با این همه درگیریه ذهنی، کاری کرده که هر بار گوش میدم تازهتر میشه برام. واقعاً این سبک رو باید بیشتر بشنویم، جنس صداهامون رو پیدا کردیم.
ممنون که وقت گذاشتید. 🤓 😋 🙏 😁 🧡
مرسی، عالی و مفید بود. 🤗 😇 😙 🌺
یه نکته جالب توی متن آهنگ هست: اینکه میگه «این زخمی که خوردم نی تقصیر خودم». این ادعا خیلی مطلق گرفته شده، مگه نه؟ اگه قرار باشه همه تقصیرها گردن شرایط باشه، پس نقش انتخاب خود آدم کجا تعریف میشه؟ میشه یه کم بیشتر درباره این نگاه جبرگرایانه توضیح بدی؟