دانلود آهنگ سرم گیج گیج گیج میره هی | مست و پاتیلم بابا ولم کن

متن آهنگ سرم گیج گیج گیج میره هی
سرم گیج گیج گیج میره هی
ساقی می می میریزه می یکی منو گردن بگیره
انقد قر قر قر داره کمر ناز ناز نازمو بخر
یکی منو گردن بگیره
مست و پاتیلم بابا ولم کن که میخوام برقصم
نمیگیره که منو پیکمو بدو تو بده به دستم
میرم هی کجو ماوج تلو خوردم عزیزم
منو خودت بساز ساقی نپرس چقدر بریزم
یه امشبه خب بزارم عشق کنیم
هرچی غمداری بیخیالش
نوشت باشه سلامتی بزن بزن سریع با عشق
مست و پاتیلم بابا ولم کن که میخوام برقصم
نمیگیره که منو پیکمو بدو تو بده به دستم








تایید میشه.
لذت بردم. 🙌 ⭐ 💪 🎉
نوشیدن تا بدان جا که جهان در نگاهت رقصان شود، رهاییِ بی مرز از بند غم های روزگار است؛ و چه زیباست این بی خودیِ شاعرانه در وصف قهوه خانه ای که ساقی اش خودِ زندگیست.
چه حالی میده این ریتم بی خیالی، آدم یاد شب های قدیم میفته که فقط می خندیدیم و دنیا واستون نبود. ممنون بابت خاطره سازی و انرژی مثبتت، حس وحال این ترانه رو زنده کردی.
همون مثال آخرش دقیقاً همون چیزیه که همیشه ازش رد میشیم!
همون مثال آخرش دقیقاً همون چیزیه که همیشه ازش رد میشیم!
این حرف دل خودمه؛ مخصوصاً اونایی که یه شب میخوان فقط برقصن و غمها رو فراموش کنن. آهنگ انقدر ریتمش چسبنده که آدم بیاختیار تکون میخوره، عالی بود.
دقیقاً همین حس رو داره! آدم واقعاً میخواد همهچیزو رها کنه و فقط برقصه.
تم این آهنگ یادم میندازه اون شب سال تحویل که با یکی دو تا پیک اضافه، فکر میکردم زمین داره مارو میبره! خوش گذشت دیگه، حالا هرکی هرکی داره با خاطراتش میخنده.
حالا توی هر حالتی یهویی یاد این میفتم که ته این همه شادی و رقص و مستی، ذهن آدم یه جاهایی خسته میشه و به یه آرامش واقعی نیاز داره؛ کاش یه روانشناس هم کنار ساقی بود!
عالی بود، خیلی آموزنده و روان بود. 💪 🤎 ❤️ ✨
حال و هوای این شعر رو که میخونی، خودت رو وسط یه مهمونی شلوغ میبینی که فقط دلت میخواد برقصی و به هیچ چیز دیگهای فکر نکنی. این دقیقاً همون حسیه که آهنگ به آدم منتقل میکنه.
ساقی یه کم حوصله به خرج بده، من هنوز تو فاز رقصیدنم! این قر قرهایت فقط حالم رو بدتر می کنه. ولی راستشو بخوای، اونایی که میگن تو فقط یه لیوانی، هیچوقت حال منو نفهمیدن.
حالا تو بگو این همه فکر و خیال رو ول کن، یه شبی رو فقط به پای موسیقی بریز. آدما یادشون رفته چطور مثلاً یه لحظه از خودشون بیرون بزنن؛ این آهنگ دقیقاً همونقدر سادهست که آدم رو به یه حال خوشِ بیپیرایه دعوت کنه، نه بیشتر، نه کمتر. عین یه نفس راحتِ عمیق میمونه که بعدش تازه میفهمی چقدر بهش احتیاج داشتی.
جوهرهی این قطعه، نه در ملودی که در پیچش واژگانش نهفته است؛ شعری که مستی را نه بهمثابهی گریز، که بهسان آیینهای برای رهاییِ راوی تصویر میکند. نگارشِ روان، تناقضِ زیبای بیخودیِ آگاهانه و رقصِ کلمات در حاشیهی هستی، اثری میآفریند که مخاطب را به درونِ دایرهی بیقراری خود میکشاند. اینچنین بیانِ هنرمندانهای، نمیتواند حاصل ذوقِ خام باشد؛ بلکه حاصلِ نگاهِ دقیقِ شاعری است که آسمانِ اندیشه را ورای ابرها میبیند. پاسداشت این نگاهِ تیزبین، ارزشمند است.
متنِ ترانه، روایتگرِ بی پرواییِ لحظه ای است که رهایی در آن جاریست؛ باشد که این بی قیدیِ شاعرانه، آینه ی پژواکِ شادی های ناب زندگی باشد.
پایان.