دانلود آهنگ وطن از داریوش با کیفیت بالا | وطن پرنده پر در خون وطن شکفته گل در خون

متن آهنگ وطن از داریوش
وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زندانی
وطن قصیده ی ویرانی
ستارهها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه میریزند
سحر دوباره بر میخیزند
بخوان که دوباره بخواند
این عشیره ی زندانی
گل سرود شکستن را
بگو که به خون بسراید
این قبیله ی قربانی
حرف آخر رستن را
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردم
امروز ما امروز فریاد
فـردای ما روز بزرگ میعاد
بگو که دوباره میخوانم
با تمامی یارانم
گل سرود شکستن را
بگو که به خون میسرایم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ایران بگو به ایران








حتی اون قاب اول که پرنده رو تو خون نشون میده، دلم یه جوری لرزید. چقدر این تصویرها با ریتم ترانه هماهنگن. توی همین چند خط، کلی مفهوم پنهونه. خوب بود که به جزئیات بصری هم پرداخته شده.
چه حال و هوایی داره این ترانه؛ وقتی به گذشته برمیگردی، آدم یاد روزهایی میافته که عطر خاطرهها توی هوا میپیچید. هنوز هم اون حس و حال قدیمی رو میاره برام. 🌹
یه ذره که آدم این شعر رو میخونه، یه حسی داره که انگار خودِ تاریخ داره باهات حرف میزنه. داریوش با همین چند تا کلمه، یه دنیا راه گریه رو باز کرده. دمش گرم، واقعاً موندگار شده این اثر.
ممنون از سایت خوبتون. 🎉 😀 ✅ 🔥
این حرف عمیقتر از اونه که بشه توی یه کامنت خلاصهاش کرد. ولی دقیقاً همونجاست که امید معنی پیدا میکنه؛ تهِ دلی که هنوز دست از نت زدن برنمیداره.
قدیم ترها بابام این آهنگو تو ماشین بلند می کرد، من بچه بودم و فقط بیت های توش رو حفظ می کردم. امروز با این شعر بزرگ شدم و تازه فهمیدم چقدر تصویرسازی هاش قشنگه؛ ملودی آخر کار هم که دیگه نگو.
داریوش با همون لحن خاص خودش، وطن رو نه فقط یه اسم، که یه حس می کنه. هر بار گوش می دم، یه لایه جدید از عمق این شعر برام باز می شه. این همه سال گذشته ولی باز هم تازگی داره. واقعاً حیف که این همه شاهکار اینقدر کم دیده می شن.
یه ترانه که هر بار شنیدنش، یه گوشه دلت رو قلقلک میده! دیروز که داشتیم این آهنگ رو باهم گوش میدادیم، رفیقمون گفت این کار آدمو یاد استادای قدیمی میندازه که با یه ساز ساده، عمیقترین حرفها رو میزدن. راستش هنوزم هیجانزده میشم وقتی دوباره میشنومش؛ اون حس حماسی و امید توی کلمات، واقعاً آدمو سر ذوق میاره. کیفیتش هم عالیه و تمیز ضبط شده. اگر دنبال یه اجرای پرقدرت با حسوحال قدیمی هستی، حتماً یه گوشی بهش بده!
ممنون، خیلی جالب بود. 🌟 💯 😃 😁
چه حالی داره این ترانه، واقعاً دلت میره با شعرش. ممنون که اینقدر لطیف بهش نگاه کردی.
چه حالی میده این همه سال بعد، هنوز هم گوش دادن بهش مو به تن آدم سیخ میکنه؛ انگار نه انگار که زمان گذشته.
وطن رو باید با گوشت و پوست لمس کرد، نه فقط شنید. داریوش اینجا یه جور دیگه میخونه، انگار داره با تک تک کلمههاش نفس میکشه. آدم یاد روزایی میفته که هنوز امید تو دلمون زنده بود. آهنگ که تموم میشه، یه سکوت سنگینی میمونه که خودش پر از حرفه.
چقد خوبه که آدم یاد بگیره سنگ رو هل نده، بغلش کنه!
وای، یه لحظه فکر کردم داری از یه مقالهی مدیریتی حرف میزنی! دربارهی ایدهی شرکتهای بزرگ حق داری، ولی بذار یه چیز دیگه بگم؛ این آهنگ رو با یه سیستم صوتی خوب گوش کن، اون موقع میفهمی چرا بعضی چیزا هیچوقت کهنه نمیشن. صدای داریوش یه جورایی ما رو به یاد روزایی میندازه که هنوز امید تو دلمون زنده بود.
صدای قلب هایی که بر غبار ناگشوده، نت سرخ امید می نوازند، همواره در بستر تاریخ رسوب می کند.
باریک بینیِ شاعرانه در این تصنیف، آن را از چارچوب یک ترانه صرف فراتر برده و به تأملی در بن مایه های پایداری بدل ساخته است. شیوه روایی متن، هم نشینی استعاره های خون و گل را به شکلی هنرمندانه رقم زده، گویا آنکه در عمق فاجعه نیز جوانه امید می روید.
وطن دیگه فقط یه کلمه نیست، انگار هر بار این آهنگ رو میشنوم یه تکه از دلم پر میکشه. ممنون بابت این کیفیت عالی.