دانلود آهنگ وطن پرست واقعی که درد ایران رو فهمید | نذاشت این خاک بشه تقسیم

متن آهنگ وطن پرست واقعی که درد ایران رو فهمید
مردی که می ارزید به صد لشکر روزی که بدخواها خواستن بشیم تسلیم
نذاشت ان خاک بشه تقسیم انگشتری در دست دنیا به فرمانش
قدرت غرب میشد له زیر ایمانش تو خونه ای ساد با هیبت حیدر
بی قصر و بی دربار شد واس خاک رهبر نو در تونل نه کوه مه در زیر زمین
پشت میزش بود وسط معرکه همین گفتن خط اینجاست برو به پناهگاه
گفت با مردم تو اتیش این رزمگاه قسم به شال سبزش به بغض این لشکر








اگه به تاریخ نگاه کنی، آدمایی که پای حرفشون وایستادن تا آخرش، همیشه کم بودن. این یکی واقعاً موند و جا نزد.
ایدهش تو ذهن قشنگه، ولی یوتیوب خودش قیدِ این حرفا رو زده؛ اونجا صدای ما رو فقط توی فیلترشکنها میشنون، نه بیشتر.
حالا هرکی پای این خاک وایسه، یهجورایی شبیه همون مرده؛ یعنی درد رو بفهمه، نه فقط اسمش رو یدک بکشه.
عشق به میهن، نه در شعار، که در لحظه های دشوار و تصمیم های سرنوشت ساز معنا می یابد؛ و این اثر، تصویری زنده از آن اراده پولادین است که در برابر تفرقه و ناامیدی ایستاد. پیوند صلابت ایمان و عاطفه انسانی در این روایت، چنان دلنشین است که هر شنونده ای را به تأمل در مفهوم راستین ایثار فرا می خواند. درود بر این قلم که حماسه را با لطافت عشق درآمیخته است.
هر کی یه گوشه ای از این خاک رو دیده، یه جورش عاشقش شده؛ ولی این آهنگ یه درد مشترک رو لو میده که توی دل همه مون هست. آدم یادش میاد چرا هنوز پای این سرزمین وایسادیم.
آدمایی که به جای هل دادن سنگ، یاد میگیرن بغلش کنن، دنیا رو عوض میکنن. این دقیقاً همونیه که این آهنگ میخواد بگه؛ نگاه به خاک و مردم، نه از بالا، بلکه از دلِ میونشون. به نظرم این طرز فکر رو باید تو جمعهای خودمون هم تمرین کنیم، نه فقط تو متنها.
دلم لرزید وقتی خوندش؛ یه غروری تو این کلماته که آدم یادش میاد چرا عاشق این خاکه.
باورم نمیشه یه نفر اینقدر عاشق خاکش باشه که جونشو بذاره کف دستش. آدم یادش میاد چقدر بزرگ بودن سخته، مخصوصاً وقتی پای مردم وسط باشه.
به این فکر کردم که بعضی محتواها فقط شنیده نمیشن، حس میشن. این یکی از هموناست که آدم رو به گذشته پر از افتخار خودش وصل میکنه. ممنون که یادآوری کردی چرا این خاک ارزش جنگیدن داره.