دانلود آهنگ زده شعله در چمن در شب وطن با صدای زن + متن کامل موزیک

متن آهنگ زده شعله در چمن در شب وطن
زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوانها
تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن، شعله تا کرانها
که در خون خستگان، دلشکستگان، آرمیده طوفان
به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد و، شب گریزد و، صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی میهن آید
گرفته تمام شب، شاخهای به لب، سرخ و گردهافشان
پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید
زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوانها
تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن، شعله تا کرانها
که در خون خستگان، دلشکستگان، آرمیده طوفان
به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد و، شب گریزد و، صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی میهن آید
گرفته تمام شب، شاخهای به لب، سرخ و گردهافشان
پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید








سپاس، بی نظیر بود. ⭐ 🥇 🤎
چه ترکیب غریبی از شعر ناب و حالوهوای الکترونیک! صدای زنونه واقعاً به این شعر حماسی یه لایهی لطیف و حزین اضافه کرده که توی اجراهای مردونه کمتر دیده بودمش. مخصوصاً اونجایی که میرسه به «لبخند آزادی»، انگار همهی قطرههای خون ارغوان توی صدا جمع میشن. کاش کیفیت ۳۲۰ هم واقعاً حق مطلب رو ادا کنه چون این ترانه رو باید با هدفون و چشمای بسته گوش داد.
چه ترکیب شنیدنیای از شعر و موسیقی! حس میهنپرستی و امید رو عالی منتقل کرده.
همین چند سطر کافیه تا آدم یادش بیاد چقدر این شعر توی عمق وجودش ریشه داره؛ اجرای زنونه هم یه حس تازه بهش داده که واقعاً دلم نمیخواد تموم شه.
همون لحظه ای که خون ارغوان ها رو با شاعر حس می کنی، می فهمی این شعر فقط یه آهنگ نیست؛ یه زنگ بیداریه که با صدای زن، دوبار جان گرفته.
هرچی فکر میکنم میبینم بعضی حرفا تو متن و شعر قشنگن، ولی وقتی پای عمل وسط بیاد، همهچیز فرق میکنه. این شعر رو خوندی، دلت لرزید، ولی تو زندگی روزمره آدم یادش میره چه آرزویی داشته. کاش میشد همون حس و حال شعر رو توی کوچه پسکوچههای زندگی هم پیدا کرد.
کاش همه جا اینطور بود که این شاهکار شما هنرمندانه و هوشمندانه ست. با روحیه ای تازه.
چه حال و هوایی داره این شعر! ترکیب شب، شعله و امید به صبح، آدم رو یه عالمه میبره تو فکر. صدای زن هم بهش یه لطافت خاصی داده که واقعاً دلت میخواد دوباره گوشش کنی. کاشکی تو همین سبک کارای بیشتری بود.
قشنگترین اتفاق اینه که یه شعر قدیمی با صدای زن حال و هوای تازه ای می گیره؛ انگار یه پنجره باز شده رو یه خاطره مشترک. واقعاً جای سوال داره که چرا این سبک بازخوانی تو پلتفرم های موسیقی اینقدر کمه و بیشتر شنوندهها دنبال ریمیکسن، نه یه اجرای ساده و بیادعا. کاش هنرمندا بیشتر سراغ این گنجینهها برن.
اگه بخوام یه راه حل بدم، زاویه دیدتون به این مسئله یه پیروزی شیرینه. به امید معجزه های روزافزون.
نوشته بودی چرا اینقدر حال و هوای شعر قشنگ از آب دراومده، ولی کاش تو خود شعر همون قدر که عمق رو توضیح دادید به این می پرداختید که چطور می تونیم این حس رو در زندگی روزمره اجرا کنیم.
واقعاً خواندن این شعر تاریخی با اون حس و حال کلاسیکش حال آدم رو جا میاره، ولی بیایم صادق باشیم، تو عصر استریم و پادکست، دیگه کسی حال نداره برای یه فایل صوتی توی نت بگرده و دانلود کنه.
چه شعر پرمعنایی، اجرای زنانه ش خیلی روح بخشه
بهتر بود کاشف کامنت ها رو هم می ذاشتین تا ببینیم مخاطب ها از این شعر حماسی چه برداشتی دارن. نبود بخش نظرات باعث می شه حس یه نوستالژی ناقص آدم رو بگیره.