دلم می خواد یه ذره بیشتر راجع به همون عکس حرف بزنیم، ببینم بقیه چی فکر می کنن. حال و هواش عجیب خاص بود!
مانی بویه1 ماه پیش
جدا از این همه هیاهو، آدم می ماند با یه عالمه سوال بی جواب که این اتفاق چه تبعاتی توی ذهن مخاطب جا می ذاره. کلی زاویه پنهان داره که شاید بهتره بهشون بیشتر فکر کنیم.
پرنیا1 ماه پیش
چه قابِ دوست داشتنی! این سه نفر کنار هم یه حسِ گرم و بی تکلف دارن که دیدنش حالِ آدم رو خوب می کنه.
کامبیز1 ماه پیش
اینم راهی که آدم یه تحلیل خوب میبینه، دلم میخواد برم سراغ نقاشیم یه گوشه ای از خونه که نور خوبی داره و همون لحظه یه قاب از همین عکس بسازم که هر روز ببینمش.
یک عروسکساز1 ماه پیش
چه حال خوبی داره آدم یه جاهایی از زندگی فقط یه عکس ببینه و بهش فکر کنه!
کبری آبیار1 ماه پیش
یه جاهایی از متن حس کردم منابعی که بهشون تکیه شده یه خورده قدیمیان و شاید الان دیگه خیلی به روز نباشن. با توجه به تغییرات سریعی که این روزها توی این حوزه میبینیم، احتمالا دیدگاههای تازهتری هم هست که میتونست غنای بیشتری به بحث بده. کاش به روزرسانی میشد.
یک خوشنویس1 ماه پیش
سیستمم به هم ریخت. 😇
پگاه ایرلندی1 ماه پیش
یه ذره که فکر میکنم میبینم دقیقاً همون گوشهای که همه ازش رد میشن رو گرفتین. آدم دلش میخواد بیشتر از اینا تو همین فضا وایسه.
یارا کوهستانی2 ماه پیش
یه ذره فکر کردم، حرف زدن راجع بهش راحته، اما تو عمل کلی چیز ریز و درشت جلوی پات سبز میشه. مثلا هزینه تجهیزات، نبود متخصص، و اصلا فرهنگ سازمانی که هنوز جدیش نمیگیره.
طراوت نقوی2 ماه پیش
واقعاً همینطوره! این فریم دقیقاً همون حس رفاقت و خاطرات خوب رو زنده میکنه. ممنون از لطفت، امیدوارم همیشه این حال خوب بینمون بمونه. 🌹
یک ملوان2 ماه پیش
این سه تا کنار هم دیگه چه ترکیب باحالی شدن! آدم واقعاً لذت میبره از تماشای این فریم، انگار یه تیکه از یه خاطرهی قشنگ رو قاب گرفته باشن. انرژی که بینشونه واسم یادآور اون روزای خوبه. کلی حال کردم با این صحنه، ممنون که این لحظهی ناب رو با ما شریک شدی. واقعاً حیفه اگه کسی این همه حس خوب رو از دست بده. دمتون گرم!
آیناز جهانگیری2 ماه پیش
همون بحث تیغ اوکام رو کی پیش کشید؟ اتفاقاً دقیقاً همون جاییه که این ماجرا به نظرم گره میخوره و خیلی به درد میخوره.
نگین ویتنامی2 ماه پیش
این دورهمیِ رفقا انگار یه قابِ پر از خندهست که آدم دلش نمیخواد تموم شه. ترکیب صمیمیتِ این سه نفر واقعاً به دل میشینه، انگار که خودتم گوشهای از این جمعی. جوّ این عکس اونقدر گرمه که میشه حدس زد پشت هر لبخندشون کلی خاطره شیرین خوابیده. بهخصوص این حسِ راحتی و بیپیرایگی توش موج میزنه، چیزی که این روزا کمتر پیش میاد. نگاشون که میکنم، دلم میخواد یه روزی منم توی همچین حالوهوایی باشم. وای که چه قابِ قشنگی!
رقیه2 ماه پیش
وری گود. 😍
نوید یزدانپناه2 ماه پیش
وای، چقدر این عکس حال و هوای خاصی داره! 👌 خونه مون پر شده از قاب هایی که هر کدومشون یه خاطره ست، ولی این یکی واقعاً حرف داره. نور و زاویه ش اون قدر صمیمی ست که انگار همون لحظه کنارشون بودم. این حسِ موندگار رو توی هیچ کتاب راهنمای عکاسی پیدا نمی کنی، فقط توی یه قابِ پر از عشق پیدا میشه. تبریک می گم!
یک خواننده2 ماه پیش
بازم اینجوری همه چی رو قشنگ ربط دادی به هم!
یک در لحظه زندگی میکند2 ماه پیش
چه جالب که ذهنت به سمت منابع انسانی رفته! راستش این سه نفر انگار توی عکس یه جورایی یادآور یه تیم کاری خوبن؛ هرکدوم یه حال و هوای خاص دارن و کنار هم یه هماهنگی درستودرمانی ساختن. کاش همیشه تیم ها اینقدر ساده و بی حاشیه کنار هم جمع بشن.
دلم می خواد یه ذره بیشتر راجع به همون عکس حرف بزنیم، ببینم بقیه چی فکر می کنن. حال و هواش عجیب خاص بود!
جدا از این همه هیاهو، آدم می ماند با یه عالمه سوال بی جواب که این اتفاق چه تبعاتی توی ذهن مخاطب جا می ذاره. کلی زاویه پنهان داره که شاید بهتره بهشون بیشتر فکر کنیم.
چه قابِ دوست داشتنی! این سه نفر کنار هم یه حسِ گرم و بی تکلف دارن که دیدنش حالِ آدم رو خوب می کنه.
اینم راهی که آدم یه تحلیل خوب میبینه، دلم میخواد برم سراغ نقاشیم یه گوشه ای از خونه که نور خوبی داره و همون لحظه یه قاب از همین عکس بسازم که هر روز ببینمش.
چه حال خوبی داره آدم یه جاهایی از زندگی فقط یه عکس ببینه و بهش فکر کنه!
یه جاهایی از متن حس کردم منابعی که بهشون تکیه شده یه خورده قدیمیان و شاید الان دیگه خیلی به روز نباشن. با توجه به تغییرات سریعی که این روزها توی این حوزه میبینیم، احتمالا دیدگاههای تازهتری هم هست که میتونست غنای بیشتری به بحث بده. کاش به روزرسانی میشد.
سیستمم به هم ریخت. 😇
یه ذره که فکر میکنم میبینم دقیقاً همون گوشهای که همه ازش رد میشن رو گرفتین. آدم دلش میخواد بیشتر از اینا تو همین فضا وایسه.
یه ذره فکر کردم، حرف زدن راجع بهش راحته، اما تو عمل کلی چیز ریز و درشت جلوی پات سبز میشه. مثلا هزینه تجهیزات، نبود متخصص، و اصلا فرهنگ سازمانی که هنوز جدیش نمیگیره.
واقعاً همینطوره! این فریم دقیقاً همون حس رفاقت و خاطرات خوب رو زنده میکنه. ممنون از لطفت، امیدوارم همیشه این حال خوب بینمون بمونه. 🌹
این سه تا کنار هم دیگه چه ترکیب باحالی شدن! آدم واقعاً لذت میبره از تماشای این فریم، انگار یه تیکه از یه خاطرهی قشنگ رو قاب گرفته باشن. انرژی که بینشونه واسم یادآور اون روزای خوبه. کلی حال کردم با این صحنه، ممنون که این لحظهی ناب رو با ما شریک شدی. واقعاً حیفه اگه کسی این همه حس خوب رو از دست بده. دمتون گرم!
همون بحث تیغ اوکام رو کی پیش کشید؟ اتفاقاً دقیقاً همون جاییه که این ماجرا به نظرم گره میخوره و خیلی به درد میخوره.
این دورهمیِ رفقا انگار یه قابِ پر از خندهست که آدم دلش نمیخواد تموم شه. ترکیب صمیمیتِ این سه نفر واقعاً به دل میشینه، انگار که خودتم گوشهای از این جمعی. جوّ این عکس اونقدر گرمه که میشه حدس زد پشت هر لبخندشون کلی خاطره شیرین خوابیده. بهخصوص این حسِ راحتی و بیپیرایگی توش موج میزنه، چیزی که این روزا کمتر پیش میاد. نگاشون که میکنم، دلم میخواد یه روزی منم توی همچین حالوهوایی باشم. وای که چه قابِ قشنگی!
وری گود. 😍
وای، چقدر این عکس حال و هوای خاصی داره! 👌 خونه مون پر شده از قاب هایی که هر کدومشون یه خاطره ست، ولی این یکی واقعاً حرف داره. نور و زاویه ش اون قدر صمیمی ست که انگار همون لحظه کنارشون بودم. این حسِ موندگار رو توی هیچ کتاب راهنمای عکاسی پیدا نمی کنی، فقط توی یه قابِ پر از عشق پیدا میشه. تبریک می گم!
بازم اینجوری همه چی رو قشنگ ربط دادی به هم!
چه جالب که ذهنت به سمت منابع انسانی رفته! راستش این سه نفر انگار توی عکس یه جورایی یادآور یه تیم کاری خوبن؛ هرکدوم یه حال و هوای خاص دارن و کنار هم یه هماهنگی درستودرمانی ساختن. کاش همیشه تیم ها اینقدر ساده و بی حاشیه کنار هم جمع بشن.