شعر از نفرتی لبریز اثر احمد شاملو از کتاب باغ آئینه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای از نفرتی لبریز از احمد شاملو با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
ما نوشتیم و گریستیم ما خنده کنان به رقص بر خاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم .
.
.
کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت ما نشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم