شعر تراو اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای تراو از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
درآ که کران را بر چیدم خاک زمان رفتم آب نگر پاشیدم در سفالینه چشم صد برگ نگه بنشاندم بنشستم آیینه شکستم تا سرشار تو من باشم و من جامه نهادم رشته گسستم زیبایان خندیدند خواب چرا دادمشان خوابیدند غوکی می جست اندوهش دادم و نشست در کشت گمان هر سبزه لگد کردم از هر بیشه شوری به سبد کردم بوی تو می آمد به صدا تیرو به روان پر دادم آواز درآ سردادم پژواک تو می پیچد چکه شدم از بام صدا لغزیدم و شنیدم یک هیچ ترادیدم و دویدم آب تجلی تو نوشیدم و دمیدم
×
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟