آهنگ ای چشم تو شیشه عمر من هوش مصنوعی با صدای زن

ای چشم تو شیشه عمر من اغوش تو غربتم با وطن
بازی نکن با منو صحنه رو در پرده اخر اتش نزن
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست از روی زیبایت کنم
ای چشم تو شیشه عمر من اغوش تو غربتم با وطن
بازی نکن با منو صحنه رو در پرده اخر اتش نزن
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست از روی زیبایت کنم
ای عطر و نور تو امان یک دم اگر یابم امان
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس
ای چشم تو شیشه عمر من اغوش تو غربتم با وطن
بازی نکن با منو صحنه رو در پرده اخر اتش نزن
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست از روی زیبایت کنم








چه حالی میده این بازخوانی با صدای زن! یه حس تازگی به این غزل قدیمی داده، انگار تازه دارم متنش رو میشنوم. ترجیح میدم با صدای زن گوشش بدم، دلنشینتره.