خانه » شعر حکایت اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه

شعر حکایت اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه

اشعار 11 جولای 2026 1 دقیقه مطالعه
شعر حکایت اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای حکایت از احمد شاملو با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
مطرب درآمد با چکاوک ِ سرزنده‌یی بر دسته‌ی سازش.
مهمانان ِ سرخوشی به پای‌کوبی برخاستند.
از چشم ِ ینگه‌ی مغموم آن‌گاه یاد ِ سوزان ِ عشقی ممنوع را قطره‌یی به زیر غلتید.
□ عروس را بازوی آز با خود برد.
سرخوشان ِ خسته پراکندند.
مطرب بازگشت با ساز و آخرین زخمه‌ها در سرش شاباش ِ کلان در کلاه‌اش.
تالار ِ آشوب تهی ماند با سفره‌ی چیل و کرسی‌ باژگون و سکّوب ِخاموش ِ نوازنده‌گان و چکاوکی مُرده بر فرش ِ سرد ِ آجُرش.
۶ فروردین ِ ۱۳۶۴

×

نظر شما در مورد این محتوا چیست؟

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.