شعر دریا و مرد اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای دریا و مرد از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد نزدیک پای او دریا همه صدا شب ‚ گیج درتلاطم امواج باد هراس پیکر رو میکند به ساحل و درچشم های مرد نقش خطر را پر رنگ میکند انگار هی می زند که :
مرد!
کجا میروی کجا ؟
و مرد می رود به ره خویش و باد سرگردان هی می زند دوباره :
کجا می روی؟
و مرد می رود و باد همچنان امواج ‚ بی امان از راه می رسند لبریز از غرور تهاجم موجی پر از نهیب ره می کشد به ساحل و می بلعد یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب دریا همه صدا شب گیج در تلاطم امواج باد هراس پیکر رو میکند به ساحل و .
.
.
.
.
×
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟