شعر پند اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب زمستان
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای پند از مهدی اخوان ثالث با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
بخز در لاکت ای حیوان !
که سرما نهانی دستش اندر دست مرگ است مبادا پوزه ات بیرون بماند که بیرون برف و باران و تگرگ است نه قزاقی ،
نه بابونه ،
نه پونه چه خالی مانده سفره ی جو کناران هنوز ای دوست ،
صد فرسنگ باقی ست ازین بیراهه تا شهر بهاران مبادا چشم خود برهم گذاری نه چشم اختر است این ،
چشم گرگ است همه گرگند و بیمار و گرسنه بزرگ است این غم ،
ای کودک !
بزرگ است ازین سقف سیه دانی چه بارد ؟
خدنگ ظالم سیراب از زهر بیا تا زیر سقف می گریزیم چه در جنگل ،
چه در صحرا ،
چه در شهر ز بس باران و برف و باد و کولاک زمان را با زمین گویی نبرد است مبادا پوزه ات بیرون بماند بخز در لاکت ای حیوان !
که سرد است