شعر خلاصهی احوال اثر احمد شاملو از کتاب در آستانه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای خلاصهی احوال از احمد شاملو با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
چیزی به جا نماند حتا که نفرینی بدرقهی راهام کند.
با اذان ِ بیهنگام ِ پدر به جهان آمدم در دستان ِ ماماچهپلیدک که قضا را وضو ساخته بود.
هوا را مصرف کردم اقیانوس را مصرف کردم سیاره را مصرف کردم خدا را مصرف کردم و لعنت شدن را،
بر جای،
چیزی به جای بِنَماندم.
۴ آبان ِ ۱۳۷۱







