شعر غزل 2 اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب آخر شاهنامه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای غزل 2 از مهدی اخوان ثالث با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشه ی کندوی یادش را می مکید از هر گلی نوشی بی خیال از آشیان سبز ،
یا گلخانه ی رنگین کان ره آورد بهاران است ،
وین پاییز را آیین می پرید از باغ آغوشی به آغوشی آه ،
بینم پر طلا زنبور مست کوچکم اینک پیش این گلبوته ی زیبای داوودی کندویش را در فراموشی تکانده ست ،
آه می بینم یاد دیگر نیست با او ،
شوق دیگر نیستش در دل پیش این گلبوته ی ساحل برگکی مغرور و باد آورده را ماند مات مانده در درون بیشه ی انبوه بیشه ی انبوه خاموشی پرسد از خود کاین چه حیرت بارافسونی ست ؟
و چه جادویی فراموشی ؟
پرسد از خود آنکه هر جا می مکید از هر گلی نوشی







