اهنگ حمیرا عزیز رفته سفر با کیفیت 320 | لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت

متن اهنگ حمیرا عزیز رفته سفر
لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستو های عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدن
گفتی به من غصه نخور می رم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی








امکان نداره این آهنگ رو بشنوم و اشک نریزم به یاد عمو احمدعزیزم
حرف دل رو زدی ولی مقاله از اون انرژی سنگینِ سفرِ بی بازگشت غافل شده.
چه غمگین و قشنگ، هر بار این لحظه بدرق با “چشمانم مانده به در” را زنده می کند. ممنون از این نسخه باکیفیت
وای چه حس موندگاری داره این لحظه تشریفاتی که تو ترانه توصیف کرده
یادش بخیر، مامانم این آهنگو ظهرا میذاشت و می رفت تو فکر. کاشکی آدمایی که ازشون خداحافظی کردیم، مثل ترانه یه روز برگردن.
عطر صداش توی خونه مونده، انگار هنوز داره زمزمه میکنه. بی اختیار دستم میره سمت گوشی تا دوباره پلی کنم. این لحظه های خداحافظی تو شعراش، آدم رو میبره به یه خاطره ی دور. چقدر قشنگ گفته «تا چشم هم بزنی میرمو برمیگردم»، ولی کاش بدونن بعضی منتظرا چشماشونو باز میذارن.
حس انتظار و ایمان داشتن، گاهی از خود رسیدن شیرینتره. 🤗
حس کردم. 🤎 😋 🤗
باورت میشه هنوزم منتظر برگشتنش هستم!
دقیقاً شبیه همون لحظه های دلتنگی که نگات به دورترین نقطه گره می خوره، این آهنگ آدم رو می بره توی همون حس و حال غریبِ انتظار. دم حمیرا گرم که اینقدر شیرین روونه کرده این همه احساس رو.
این شعرِ حمیرا دقیقاً همون لحظه ایه که دلت میخواد فریاد بزنی اما صدات در نمیاد. انقدر قشنگ حس دلتنگی رو تصویر کرده که آدم یاد خاطرات خودش میفته.
آهنگ که اینقدر قشنگ بود، دلم میخواد برم یه گوشه بشینم و به سفرهایی که دلم براشون تنگ شده فکر کنم! ممنون که یادآوری کردی بعضی خاطرات با موسیقی زنده تر میشن.
این حس دلتنگی تو ترانه، یه جور شیرینی داره که آدم رو یاد قدیما می ندازه.
وای که چقدر این لحظه ی خداحافظی تو شعرش دل آدمو میلرزونه! مخصوصاً اون قسمتش که میگه «دست خدا سپردمت» انگار واقعاً داری یه عزیز رو باورت میکنی. هر بار گوش میدم، دلم میخواد برم تو همون حس و حال غمگین اما شیرینش غرق بشم. زنده باشی حمیرا جون.
از شنیدن این لحظه ی بغض آلود تو متن، حالم دگرگون شد. چه شاعرانه دلتنگی رو توی بند بندش چیدنت.
این شعر حمیرا رو هزار بار شنیدم ولی هر بار انگار یه بغض تازه تو دلم میشکنه… واقعاً اینجور لحظه های خداحافظی که با چشمای پر از اشک و دستای لرزون می گذره، تو ذهن آدم حک میشه. مخصوصاً وقتی که قول برگشتن دادن ولی دلت نمی خواد حتی یه ثانیه ازش دور باشی.
یه ذره غمگینم کرد، ولی انگار همون حسیه که تو شعر قشنگش پیدا بود و آدم رو یاد خاطرات شیرین میندازه.
حس نوستالژی و دلتنگی این آهنگ، آدم رو بی اختیار می بره به یه روزای دور! کاش آهنگ های بیشتر با این سبک احساسی پیدا بشه.