دانلود آهنگ دریاچه نور با صدای فرووال | خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتی

متن آهنگ دریاچه نور با صدای فرووال
خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتی
بر تن سرد درختان یادگاری نوشتی با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم با تو سرد است
ای دلت دریاچه نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی
خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتی
بر تن سرد درختان یادگاری نوشتی با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم با تو سرد است
ای دلت دریاچه نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی








واسه من این شعر یه جورایی شبیه یه شبِ بارونیِ تنهایی میمونه؛ همون لحظهای که آدمو میبره توی خودش. این همه غم توی یه ملودی، آدم از شنیدنش لذت میبره که به دلش بشینه.