دانلود آهنگ دلتنگتم کسیو ندارم که درد و دل کنم از کسری حسنی با کیفیت 320

متن آهنگ دلتنگتم کسیو ندارم که درد و دل کنم از کسری حسنی
دلتنگم دلتنگم دلتنگ تو دلتنگ چشمای خوش رنگ تو
پریده از سر من عطر تو یه روز خوش ندیدم بعد تو
خبر نداری از حال خرابم تموم دکترا
کردن جوابم نمیتونم یه شب راحت بخوابم
نموندی پای حرفات نموندی نموندی
زدی قلبمو آسون شکوندی شکوندی
دل تنگمو از ریشه سوزوندی سوزوندی
همین دیشب دوباره اومدی به خواب من
بوی عطر تو را گرفته بود اتاق من نمیدونی
چقدر این خواب شیرین بود برام که تو اومده بودی دوباره سراغ من








واسه من که حس و حال این آهنگ دقیقا برعکسه؛ هرچقدر میگه کسی رو نداره، من یاد دوره ای میفتم که زیادی به یه نفر وابسته بودم و این دلتنگی واقعا قشنگ نبود. شاید بهتره تهش به جای غصه، یه جور رهایی از این حس تکراری رو نشون بده.
دلم میخواد یه گوشه بشینم و این آهنگو با صدای بلند گوش بدم؛ اونجایی از متن که میگه خوابت رو دیدم و عطرت توی اتاق پیچیده، دقیقاً همون حسیه که آدم با یه خاطره قدیمی داره. کاش میشد یه بار دیگه برگردیم به همون روزایی که اینقدر ساده بودیم و دلمون برای هیچکس تنگ نمیشد. این ترانه روش میکنه که بعضی دردها شیرینن.
دیشب با این آهنگ تو ماشین، یهو یاد تموم شبایی افتادم که فقط به سقف خونه زل زدم و دلم یه گوشه ای از شهر دنبال یه صدای آشنا می گشت. این ترانه دقیقاً همون جمله ایه که هیچ وقت نتونستم به کسی بگمش؛ حتی به خودم.
دلتنگیم یه وقتایی اینقد سنگین میشه که حتی اشکمونم نمیفهمیم واسه چیه. کاش آدمایی که میرن بدونن پشتشون چی میمونه.
دلتنگ که باشی، حتی یه آهنگِ دو دقیقه ای هم میشه یه دنیا حرف نگفته. این ترانه رو دقیقاً برای همین لحظهها میخونی.
تو خوندن این متن، نشستم و با خودم گفتم این همه درددل توی ترانه، اگه یه روز تبدیل بشه به یه پلیلیست توی گوشی، حال آدم خوب میشه که… ولی ناخودآگاه فکرم رفت به اینکه این حسها توی دنیای پر از نویز امروز، هنوزم میتونن آدم رو میخکوب کنن یا نه.
دلتنگیِ راوی، نه در واژهها که در سکوتِ میانِ سطرها جاریست؛ اینهمه حسرت، حکایتِ انسانیست که با خاطرههایش تنها مانده و موسیقی، آینهی این تنهاییِ عمیق میشود.
هر چقدر این متن آهنگ آدم رو ببره توی حال وهوای اون روزای خاکستری، پیاده سازی همچین حسی تو دنیای واقعی محاله. چون درد دل کردن یه طرفه که نیست، یه نفر باید باشه که گوش بده، وگرنه فقط داری با دیوار حرف می زنی. آخرش همون میشی که توی ترانه می گه: شب بیدار و دلتنگ، با یه عالمه حرف نگفته که هیچکی حالیش نمیشه. قشنگه ولی فقط توی تئوری و توی گوشی میشه شنیدش.
هر کسی یه جوری غمشو زندگی می کنه، یکی با موسیقی، یکی با خاطرات… این ترانه دقیقاً همون حسیه که آدم نیمه شب بیدار می مونه و با خودش زمزمه می کنه. ایکاش یه راهی بود برای فراموشی بدون درد!
ترکوندی این حس غم رو توی متن، ولی حقیقتش باورم نمیشه یه آهنگ بتونه اینقدر راحت دل آدم رو این شکلی بلرزونه. تو واقعیت که اینجور خلأها با چند تا بیت و ملودی پر نمیشه، نه؟