آهنگ گل منو پر پر کردن رفت + موزیک کامل یه تیکه از منو از قلبم کندن | آرمان حسینی

متن آهنگ گل منو پر پر کردن رفت آرمان حسینی
گل منو پر پر کردن رفت
یه تیکه از منو از قلبم کندن
توی تنهایی هام قلبم از دست رفت
ماه آسمونم پر زد از شهر رفت

گل منو پر پر کردن رفت
یه تیکه از منو از قلبم کندن
توی تنهایی هام قلبم از دست رفت
ماه آسمونم پر زد از شهر رفت








واقعاً دلم براش تنگ میشه، کاش میشد یه بار دیگه صداشو شنید. این همه غم توی نوشتههاش آدمو میشکنه، ولی حیف که دیگه هیچی نمونده ازش.
داشتم با خودم فکر می کردم این همه احساسات قشنگ توی ملودی می مونه، ولی کاش یه گوشه اش به این اشاره می کرد که دل کندن از آدم ها همیشه با یه گوشه ی تاریک loneliness همراهه که شعر پشتش قایم می کنه.
دلم واسه این آهنگ ضعف میره، آرمان با همون لحن غمگین خودش آدم رو میبره تو فاز خودش. کاش میشد دوباره با یه تیکه از قلبمون برگردیم به روزای خوب.
این شعر دقیقاً همون حرف دل من بود؛ وقتی آدم از ته دل یه چیزی رو دوست داره، رفتنش واقعاً قلب رو پرپر میکنه.😔
اگه یه چند سال پیش این آهنگ رو میذاشتن، شاید حال و هوای الان رو نداشت. لحن و تنظیمش انگار به یه دوره خاص تعلق داره و این روزا احساسات فرق دیگه ای میخوان. شاید منابعی که راجع بهش نوشتن هم همین قدیمی بودن رو یدک میکشن.
کاربردی بود، مرسی. 😂 🙂 💙 😋 💚
دلم واسه اون گل سوخت که رفت و یه تیکه از وجودمو با خودش برد. این ترانه ی آرمان حسینی دقیقاً همون حرفیه که تو دل تنهایی آدم میمونه.
مرسی، خیلی مفید بود. 😊 🤩 🙌 💛 🥳
دلم برای اون گل تنگ میشه، کاش حداقل یه عکس ازش میموند. اینقدر غم توی صداشه که آدم با خوندنش حالش بد میشه.
واسه خوندن شعرش باید یه گوشه دنج پیدا کنی و هدست بزنی، چون هر کلمه ش یه خاطره رو توی دلت زنده می کنه. مخصوصاً اون قسمت که می گه از قلبم کندن، واقعاً آدم رو می بره به روزایی که دلمون شکسته بود. صداشم که تموم میشه، تازه می فهمی چقدر به این حس و حال نیاز داشتی.
دقیقاً همینو میخواستم بگم! اون پر پر شدن گل، فقط پایان یه چیز نیست؛ خودش یه جور آرامشه، مثله اینکه بعد از یه روز سخت، بالاخره دلت بیقرار تموم شه. ممنون که این نقطه رو اضافه کردی، واقعاً عمق ترانه رو کاملتر کرد.
یه تکه از آدم جدا میشه، اونم با این همه احساس؛ این ترانه دقیقاً همون لحظهی پرواز کردن آرامش رو نشون میده. متنش اونقدر صادقانهست که آدم بیاختیار با نتهای ملودی همراه میشه و غمِ دلش سبک میشه.
هیچ وقت فکرشو نمی کردم یه آهنگ بتونه این قدر غم باهاش بیاد؛ ولی خوندن تحلیلِ آخرش، یه جورایی زخمِ روزای تنهایی رو دوباره باز کرد. موافقم با نتیجه گیری، ولی کاش به اینم اشاره می کرد که پر پر شدنِ گل، گاهی آرامشِ بعد از طوفانه نه فقط درد!
دقیقاً حق با توئه، اگه یه روایتِ شخصی از یه دلشکستگی واقعی توی ترانه بود، انگار که ترانه جان میگرفت و آدم باهاش گریه میکرد.
این مدل از حسِ پوچی و از دست دادن، اگه با یه مثالِ ملموس از یه دلشکستگیِ واقعی همراه میشد، مخاطب تا ته تهش با ترانه همراه میشد و حتی اشکش درمیومد.
یه تیکه از آهنگ، یه تیکه از دلم پیش خودشه. آرمان حسینی بلده با این همه حرفِ نگفته، دلت رو لرزون کنه. توی این شلوغی، صداش مثل یه پناهگاهه.