دانلود آهنگ تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره گوگوش + متن کامل موزیک

متن آهنگ تو اون کوه بلندی گوگوش
تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره
کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره
تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام
تو می دونی چی می گم
تو گوش می دی به حرفام
به چشم من
به چشم من تو اون کوهی
پر غروری بی نیازی با شکوهی
طعم بارون بوی دریا رنگ کوهی
تو همون اوج غریب قله هایی
تو دلت فریاده اما بی صدایی
تو مثل قله های مه گرفته
منم اون ابر دلتنگ زمستون
دلم می خواد بذارم سر رو شونت
ببارم نم نم دلگیر بارون
تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره
تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام
تو می دونی چی می گم
تو گوش می دی به حرفام








عالیییی🥹🤍
چه ترکیب قشنگی از شعر و موسیقی! یادِ اون روزایی می افتم که با یه هدفون کهنه گوشه ی باغچه می نشستم و این صدا رو با خودم زمزمه می کردم. این ترانه واقعاً یه سفر به درونِ آدمه.
این مصرع «تو گوش می دی به حرفام» همون قدری برام عمیقه که کل کوهِ توی آهنگ! آدمیزاد بعضی وقتا فقط یه گوش شنوا می خواد، نه راهکار و نه نصیحت. گوگوش اینجا دقیقاً همون حسی رو لو داده که همه ما یه جاهایی توی زندگیمون گمش کردیم. واقعاً حیف که اینقدر این آهنگ کوتاه بود، کاش بازم از این حس ها می گفت.
چه استعاره قشنگی از قله و ابر، واقعاً دلم لرزید! یه جورایی حس میکنم گوگوش داره از یه دلتنگی عمیق حرف میزنه که همه ما یه جایی توی وجودمون داریمش. موزیک هم که عالی.
همون کارآفرینی که می شناسمش یه جمله طلایی داره؛ می گه شکوه واقعی هیچوقت داد نمی زنه. این قطعه هم دقیقاً همون حال و هوا رو داره؛ یه غرور آروم که توی سکوتش کلی حرف برای گفتن داره. وقتی گوش می دم، حس می کنم دقیقاً همون ابری هستم که کنار یه قلهٔ استوار پناه گرفته. ناخودآگاه دلم می خواد همهٔ غصه هامو بریزم روی اون شونه های مه گرفته و سبک بشم.
این شعر قدیمی رو بارها شنیدم ولی امروز یه جور دیگه توی دلم نشست. کوه همیشه واستون نمیشه، ولی حیف که بعضی وقتا خودمون سختترین قلهی زندگیمونیم. سپاسگزارم بابت این یادآوری قشنگ.
هر کی این آهنگو تو تنهایی گوش بده، مطمئنم یه حس غریبی بهش دست میده؛ انگار کوه داره به حرفات گوش میده و سنگینیِ دنیات رو میکشه.
چه حالی میده این شعر! انگار آدم با یه لیوان چای داغ نشسته باشه پای یه پنجره بارونی و به کوهها زل زده باشه. اینجور ترانهها واقعاً کهنه نمیشن، درست مثل یه خاطرهی همیشگی.
عالی بود، حرف نداشت. 🙂 🌷 🔥
مرسی از پست عالیتون. 💚 ❤️ 💙
واقعا ممنون، خیلی ساده بود. 🙏 🚀 💐
خیلی خوب بود، مرسی از شما. 👌 🤓 💚 😉 🙌
چه حس نابی داره این ترانه؛ انگار یه نفر داره با کوه حرف میزنه، نه با آدمیزاد. کاش تو دنیای کاریمون هم یکی بود که بدون قضاوت گوش میکرد به حرفامون.
مرسی از پست خوبتون. 🤍 🌷 ✌️
دقیقاً همون حسی که آدم وقتی یه کوه با اون عظمت رو میبینه داره، اینجا توی تک تک کلمهها جاریه. این که یه نفر بتونه اینقدر زیبا از تنهایی و تکیهگاه حرف بزنه، واقعاً نادر شده. مخصوصاً اون تشبیه ابر و بارون به دلتنگی، آدم رو میبره به یه دنیای دیگه. شنیدنش یه جور آرامش عجیبی داره که توی این شلوغیهای روزگار واقعاً بهش نیاز داشتیم.
اگه بخوام یه نوشیدنی رو معرفی کنم، این استراتژی محتوایی شما خیلی رو من تأثیر گذاشت. با یک بغل انرژی مثبت.
چه تصویر قشنگی از یه قلهی تنها و ستبر!
وای عجب تشبیه قشنگی! کوهی که غرورش ریشه تو آسمون داره، دقیقاً همون تکیه گاه قشنگیه که آدم دلش می خواد بهش پناه ببره. حسی که تو این ترانه هست رو خیلی دوست دارم.
واقعاً حق با توئه، همین حس کوه و غرور بیپیرایه رو گوگوش جوری منتقل کرده که انگار کلمات مال خودش بودن.
محشر نوشتی، این همه غرور توی شعر چقدر قشنگ چیده شده!
نمی دونم چرا، این شعر آدم رو یاد تکیه گاه هایی میندازه که تو زندگیمون بی صدا بودن. کاش حداقل یه کتاب معرفی کنیم که همین حس رو داشته باشه.