شعر آن برتر اثر سهراب سپهری از کتاب آوار آفتاب
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای آن برتر از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
به کنار تپه شب رسید با طنین روشن پایش آینه فضا را شکست دستم درتاریکی اندوهی بالا بردم و کهکشان تهی تنهایی رانشان دادم شهاب نگاهش مرده بود و تابش بیراهه ها و بیکران ریگستان سکوت را و او پیکره اش خاموشی بود لالایی اندوهی بر ما وزید تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت و ناگاه از آتش لبهایش جرقه لبخندی پرید در ته چشمانش تپه شب فرو ریخت و من در شکوه تماشا فراموشی صدا بودم







