خانه » شعر اندوه اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

شعر اندوه اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

اشعار 11 جولای 2026 1 دقیقه مطالعه
شعر اندوه اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای اندوه از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
كارون چو گیسوان پریشان دختری بر شانه های لخت زمین تاب می خورد خورشید رفته است و نفس های داغ شب بر سینه های پر تپش آب می خورد دور از نگاه خیره من ساحل جنوب افتاد مست عشق در آغوش نور ماه شب با هزار چشم درخشان و پر زخون سر می كشد به بستر عشاق بی گناه نیزار خفته خامش و یك مرغ ناشناس هر دم ز عمق تیره آن ضجه می كشد مهتاب می دود كه ببیند در این میان مرغك میان پنجه وحشت چه می كشد بر آبهای ساحل شط سایه های نخل می لرزد از نسیم هوسباز نیمه شب آوای گنگ همهمه قورباغه ها پیچیده در سكوت پر از راز نیمه شب در جذبه ای كه حاصل زیبایی شب است رویای دور دست تو نزدیك می شود بوی تو موج می زند آنجا بروی آب چشم تو می درخشد و تاریك می شود بیچاره دل كه با همه امید و اشتیاق بشكست و شد به دست تو زندان عشق من در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار ای شاخه شكسته ز طوفان عشق من

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.