شعر بوسه اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای بوسه از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله یی بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه یی روی سایه یی خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسی روی گونه یی لغزید بوسه یی شعله زد میان دو لب








چون شعر فروغ رو میخونی، یهو میبینی دستت خودش رفته سمت کتاب اسیر و داری خط به خط بوسه رو با خودت زمزمه میکنی. این صراحتی که توی هر بیتش هست، آدم رو یاد روزایی میندازه که عشق واست مهمترین اتفاق دنیا بود. ممنون که اینقدر قشنگ یادآوری کردی چقدر شعر میتونه ساده و عمیق باشه.