خانه » شعر بیمار اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

شعر بیمار اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

اشعار 11 جولای 2026 1 دقیقه مطالعه
شعر بیمار اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای بیمار از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
طفلی غنوده در بر من بیمار با گونه های سرخ تب آلوده با گیسوان در هم آشفته تا نیمه شب ز درد نیاسوده هر دم میان پنجه من لرزد انگشتهای لاغر و تبدارش من ناله میکنم که خداوندا جانم بگیر و کم بده آزارش گاهی میان وحشت تنهایی پرسم ز خود که چیست سرانجامش اشکم به روی گونه فرو غلطد چون بشنوم ز ناله خود نامش ای اختران که غرق تماشایید این کودک منست که بیمارست شب تا سحر نخفتم و می بینید این دیده منست که بیدارست یادم آید که بوسه طلب میکرد با خنده های دلکش مستانه یا می نشست با نگهی بی تاب در انتظار خوردن صبحانه گاهی بگوش من رسد آوایش ماما دلم ز فرط تعب سوزد بینم درون بستر مغشوشی طفلی میان آتش تب سوزد شب خامش است و در بر من نالد او خسته جان ز شدت بیماری بر اضطراب و وحشت من خندد تک ضربه های ساعت دیواری

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.