شعر تنها باد اثر سهراب سپهری از کتاب شرق اندوه
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای تنها باد از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
سایه شدم و صدا کردم کو مرز پریدن ها دیدن ها ؟
کو اوج نه من دره او ؟
و ندا آمد :
لب بسته بپو مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت و ندا آمد :
بر تو گوارا باد تنهایی تنها باد دستم در کوه سحر او می چید او می چید و ندا آمد و هجومی از خورشید از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنهاتر زیباتر و ندا آمد :
بالاتر بالاتر آوازی از ره دور :
جنگل ها می خوانند ؟
و ندا آمد :
خلوت ها می آیند وشیاری ز هراس و ندا آمد :
یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد او آمد پرده ز هم وا باید درها ها و ندا آمد :
پرها هم