خانه » شعر رویا اثر فروغ فرخزاد از کتاب دیوار

شعر رویا اثر فروغ فرخزاد از کتاب دیوار

اشعار 11 جولای 2026 2 دقیقه مطالعه
شعر رویا اثر فروغ فرخزاد از کتاب دیوار

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای رویا از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
با امیدی گرم و شادی بخش با نگاهی مست و رویایی دخترک افسانه می خواند نیمه شب در کنج تنهایی بیگمان روزی ز راهی دور می رسد شهزاده ای مغرور می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش می درخشد شعله خورشید بر فراز تاج زیبایش تار و پود جامه اش از زر سینه اش پنهان بزیر رشته هایی از در و گوهر می کشاند هر زمان همراه خود سویی باد .
.
.
پرهای کلاهش را یا بر آن پیشانی روشن حلقه موی سیاهش را مردمان در گوش هم آهسته می گویند آه .
.
.
او با این غرور و شوکت و نیرو در جهان یکتاست بیگمان شهزاده ای والاست دختران سر می شکند از پشت روزنها گونه ها شان آتشین از شرم این دیدار سینه ها لرزان و پر غوغا در تپش از شوق پندار شاید او خواهان من باشد لیک گویی دیده شهزاده زیبا دیده مشتاق آنان را نمی بیند او از این گلزار عطر آگین برگ سبزی هم نمیچیند همچنان آرام و بی تشویش می رود شادان براه خویش می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش مقصد او .
.
.
خانه دلدار زیبایش مردمان از یکدیگر آهسته می پرسند کیست پس این دختر خوشبخت ؟
ناگهان در خانه می پیچد صدای در سوی در گویی ز شادی می گشایم پر اوست .
.
.
آری .
.
.
اوست آه ای شهزاده ای محبوب رویایی نیمه شبها خواب میدیدم که می آیی زیر لب چون کودکی آهسته می خندد با نگاهی گرم و شوق آلود بر نگاهم راه می بندد ای دو چشمانت رهی روشن بسوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی آه بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله خوشرنگ صحرایی ره بسی دور است لیک در پایان این ره .
.
.
قصر پر نور است می نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش می خزم در سایه آن سینه و آغوش می شوم مدهوش بازهم آرام و بی تشویش می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش می درخشد شعله خورشید بر فراز تاج زیبایش می کشم همراه او زین شهر غمگین رخت مردمان با دیده حیران زیر لب آهسته میگویند دختر خوشبخت .
.
.
!

×

نظر شما در مورد این محتوا چیست؟

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.