خانه » شعر گمگشته اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

شعر گمگشته اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

اشعار 11 جولای 2026 2 دقیقه مطالعه
شعر گمگشته اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای گمگشته از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
من به مردی وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و امیدم هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم دل من کودکی سبکسر بود خود ندانم چگونه رامش کرد او که میگفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد اگر از شهد آتشین لب من جرعه ای نوش کرد وشد سرمست حسرتم نیست ز آنکه این لب را بوسه های نداده بسیار است باز هم در نگاه خاموشم قصه های نگفته ای دارم باز هم چون به تن کنم جامه فتنه های نهفته ای دارم بازهم میتوان به گیسویم چنگی از روی عشق و مستی زد باز هم می توان در آغوشم پشت پا بر جهان هستی زد باز هم می دود به دنبالم دیدگانی پر از امید و نیاز باز هم با هزار خواهش گنگ میدهندم به سوی خویش آواز باز هم دارم آنچه را که شبی ریختم چون شراب در کامش دارم آن سینه را که او میگفت تکیه گاهیست بهر آلامش ز آنچه دادم به او مرا غم نیست حسرت و اضطراب و ماتم نیست غیر از آن دل که پر نشد جایش بخدا چیز دیگرم کم نیست کو دلم کو دلی که برد و نداد غارتم کرده داد میخواهم دل خونین مرا چکار آید دلی آزاد و شاد میخواهم دگرم آرزوی عشقی نیست بیدلان را چه آرزو باشد دل اگر بود باز می نالید که هنوزم نظر باو باشد او که از من برید و ترکم کرد پس چرا پس نداد آن دل را وای بر من که مفت بخشیدم دل آشفته حال غافل را

×

نظر شما در مورد این محتوا چیست؟

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.