شعر هست شب اثر نیما یوشیج از کتاب مجموعه اشعار
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای هست شب از نیما یوشیج با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
هست شب یک شبِ دم کرده و خاک رنگِ رخ باخته است.
باد،
نو باوه ی ابر،
از بر کوه سوی من تاخته است.
* هست شب،
همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،
هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.
* با تنش گرم،
بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ با دل سوخته ی من ماند به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!
هست شب.
آری،
شب.
×
نظر شما در مورد این محتوا چیست؟