آهنگ من وضو با نفس خیال تو میگیرم | شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش

متن آهنگ من وضو با نفس خیال تو میگیرم
پشت قاب شیشه ی پنجره ای که شبا منو با خود میبره
جایی که گذشته هام مثل تصویر از توو قابش میگذره
پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته توو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد منو با خود میبره مثل یه رویا توی خواب
شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفته ای مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را میخوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پاره ای از آن تن توست
و قشنگترین شبای پرستاره شب توست
تن من پاره ای از آن تن توست
و قشنگترین شبای پرستاره شب توست
پشت قاب شیشه ی پنجره ای که شبا منو با خود میبره
جایی که گذشته هام مثل تصویر از توو قابش میگذره
پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته توو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد منو با خود میبره مثل یه رویا توی خواب
شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفته ای مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را میخوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پاره ای از آن تن توست
و قشنگترین شبای پرستاره شب توست
تن من پاره ای از آن تن توست
و قشنگترین شبای پرستاره شب توست








چون این همه از پشت شیشه به اون نگاه می کنه، چرا هیچ وقت فکر نمی کنه شاید اون طرف شیشه هم یه شهر غریب منتظر دیده شدنه؟
مرسی از شما، خیلی خوب بود. 🤍 😎 💫 😄