بیوگرافی و زندگینامه جنیفر لارنس

بیوگرافی جنیفر لارنس
جنیفر لارنس، که اسم کاملش جنیفر شریدر لارنس هست، یه بازیگر و تهیهکننده آمریکاییست که ۱۵ آگوست ۱۹۹۰ به دنیا اومده. این بانو با بازی تو فیلمهای اکشن معروف و درامهای مستقل حسابی سر زبانها افتاد و فیلمهاش توی کل دنیا بیشتر از ۶ میلیارد دلار فروش کردن.
این بازیگر تو سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بالاترین دستمزد رو بین همه بازیگران زن دنیا گرفت. مجله تایم تو سال ۲۰۱۳ نوشت که جنیفر یکی از ۱۰۰ نفر تأثیرگذار جهان شده و از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ هم اسمش تو لیست ۱۰۰ چهره مشهور مجله فوربز بود.
اولش جنیفر هم مثل بیشتر دختران نوجوان آمریکایی رفت سراغ مدلینگ. ولی بعد از یه مدتی فهمید که تو این کار نمیتونه پیشرفت زیادی بکنه، چون دل و دماغش همهاش پیش رویای بازیگری بود.
بعد از اینکه مدلینگ رو ول کرد، جنیفر با تمام وجود تلاش کرد تا نظر مثبت کارشناسان استعدادیابی رو جلب کنه. برای همین هم رفت تو کلی استودیو تا تو تستهای بازیگری شرکت کنه. هر چند که بیشتر وقتها تو این تستها خوب عمل نمیکرد و قبول نمیشد، ولی یه روز به طرز عجیبی تونست توجه یکی از نمایندههای استعدادیابی رو جلب کنه.
تو اون تست، جنیفر شروع کرد یه متن رو از روی کاغذ خوندن. نماینده استعدادیابی گفت که این بهترین روخوانیای بود که تو کل دوران کاریاش دیده! بعد از اون، جنیفر لارنس تونست تو چند تا کار تلویزیونی بازی کنه و در نهایت برای اینکه بتونه تو هالیوود بیشتر دیده بشه، رفت و تو شهر لس آنجلس ساکن شد.

خلاصه زندگینامه
اسم اصلیش موقع به دنیا اومدن: جنیفر شریدر لارنس
تاریخ تولد: ۱۵ آگوست ۱۹۹۰
محل تولد: ایندین هیل، ایالت کنتاکی، آمریکا
اسم دیگهای که باهاش معروفه: جنیفر لارنس مارونی
شغل: بازیگری
مدت فعالیت: از سال ۲۰۰۶ تا حالا
همسر: کوک مارونی (ازدواج سال ۲۰۱۹)
بچهها: ۲ تا
نامزد جوایز: جایزه اسکار بهترین بازیگر زن اصلی، جایزه برگزیده نوجوانان برای بهترین فیلم از نظر بوسه و بقیه
قد: ۱ متر و ۷۵ سانت
جوایز: برنده اسکار بهترین بازیگر زن اصلی، جایزه برگزیده نوجوانان برای بهترین فیلم از نظر بوسه و بقیه
مادر و پدر: گری لارنس و کارن لارنس
زندگینامه
اوایل زندگی و خانواده:
جنیفر شریدر لارنس، ۱۵ آگوست ۱۹۹۰ تو منطقه ایندین هیل کنتاکی به دنیا اومد. باباش گری یه شرکت ساختمونی داشت و مامانش کارن که قبل از ازدواج فامیلش کاک بود، تو یه اردوی تابستونی مدیر بود. جنیفر سومین بچه خانوادهست و دو تا برادر بزرگتر به اسم بن و بلین داره. دوران بچگیش با برادراش گذشت و خودش میگه مامانش مثل یه پسر بزرگش کرد و سختگیری زیادی روش داشت. مثلاً تو پیشدبستانی اجازه نمیداد با دخترای دیگه بازی کنه، چون فکر میکرد جنیفر با اونا خشن میشه! کارن میخواست دخترش یه زن محکم و قوی بار بیاد و نگران بود که اگه با دخترا جمع بشه، لوس و نازکنارنجی بشه.
جنیفر دوره راهنمایی رو تو مدرسه کامرر لوییویل گذروند. چون بیشفعال بود و استرس اجتماعی زیادی داشت، از بچگیش لذت نبرد و بین بچههای همسنش یه جورایی متفاوت به نظر میرسید. خودش میگه وقتی روی صحنه میرفت و بازی میکرد، همه نگرانیهاش از بین میرفت و حس موفقیت میکرد. به قول خودش، بازیگری زندگیش رو نجات داد و اولین بار تونست حس کنه یه کاری رو درست انجام میده.
تو مدرسه، جنیفر کارهایی مثل تشویق بازیکنا، سافتبال، هاکی روی چمن و بسکتبال میکرد. حتی اومد تو یه تیم پسرونه که باباش مربیش بود، عضو شد. تو دوره نوجوونی هم به اسبسواری علاقه پیدا کرد و مرتب میرفت یه مزرعه اسب محلی. یه بار از روی اسب پرت شد و استخوان دنبالچهش آسیب دید. وقتی باباش خونه کار میکرد، جنیفر جلوش نمایش میداد و بیشتر وقتا لباس دلقک یا بالرین میپوشید.
اولین تجربه بازیگریش تو ۹ سالگی بود، تو یه نمایش کلیسایی که از داستان یونس درست کرده بودن و نقش یه زن خیابونی رو بازی کرد. بعد از اون تا چند سال تو نمایشهای کلیسا و تئاتر مدرسه شرکت میکرد.
۱۴ ساله بود که با خانواده رفتن نیویورک برای تعطیلات. تو خیابون یه استعدادیاب بهش برخورد و گفت بره پیش یه متخصص دیگه تست بازیگری بده. مامانش اصلاً دوست نداشت جنیفر وارد بازیگری بشه، ولی جنیفر یه مدت کوتاه خانوادهش رو آورد نیویورک تا اجازه بدن برا نقشها تست بده. وقتی اولین نقشش رو بدون هیچ تجربهای خوند، کارشناسا گفتن بهترین چیزی بوده که از یه نوجوون شنیدن. مامانش سعی کرد قضیه رو بپوشونه و بهش بگه دروغ میگن.
جنیفر تو یه مصاحبه گفت اولش کار خیلی سخت بود، چون تنها بود و دوستی نداشت. بعدش با آژانس استعدادیابی سیایاسدی قرارداد بست و پدر و مادرش رو راضی کرد که بذارن بره لسآنجلس برای تست. مامانش میخواست بره تو مدلینگ، ولی خودش فقط بازیگری میخواست. از نظر جنیفر، بازیگری یه استعداد خدادادی بود که با تواناییهاش جور درمیآمد، برای همین چند تا پیشنهاد مدلینگ رو رد کرد.
تو ۱۴ سالگی مدرسه رو ول کرد و دیپلم یا جیایدی نگرفت. ولی چون به حرفهش اهمیت میداد، تو خونه درس خوند و تونست دو سال زودتر از بقیه با نمرات عالی تمومش کنه. یه جا گفت خودش درس میخوند و بازیگری براش اولویت داشت. تو این مدت، هر وقت بین کاراش وقت میکرد، برمیگشت لوییویل و تو اردوی مامانش به عنوان کمکپرستار کار میکرد.
جنیفر تو یه مصاحبه دیگه گفت دوران بچگی خوشی نداشته. بیشتر وقتا استرس و نگرانی داشت و نمیتونست با بچههای مدرسه دوست بشه. ولی نمایشهای مدرسه اضطرابش رو کم میکرد و بازیگری حالش رو خوب میکرد.
جنیفر لارنس با قد ۱۷۵ سانتیمتر و وزن ۶۳ کیلو تو لیست ۱۰۰ شخصیت تأثیرگذار دنیا هست و جزو ۵۰ چهره قدرتمند معروف جهان به حساب میاد.
بازیگری رو از نوجوونی با نقش مهمان تو تلویزیون شروع کرد. اولین نقش مهمش تو سریال کمدی «بیل انگوال» بود که از ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ پخش میشد. اولین فیلمش هم «گاردن پارتی» سال ۲۰۰۸ بود که یه نقش کوچیک داشت. ولی نقش بزرگ و بهیادموندنیش تو فیلم «زمستان استخوانسوز» سال ۲۰۱۰ بود که نقش یه دختر نوجوان فقیر رو بازی کرد.
با بازی تو نقش میستیک تو سری فیلمهای «مردان ایکس» از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ و نقش کتنیس اوردین تو مجموعه «بازیهای گرسنگی» از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵، حسابی تو دنیا معروف شد. بازیهای گرسنگی باعث شد بهعنوان پرفروشترین قهرمان زن اکشن شناخته بشه.
جنیفر با دیوید او. راسل تو سه تا فیلم کار کرد و کلی جایزه گرفت. تو فیلم «عاشقانه دفترچه امیدبخش» سال ۲۰۱۲ نقش یه زن بیوه جوان و ناراحت رو بازی کرد و برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد. اون موقع ۲۲ سالش بود و دومین جوانی شد که این جایزه رو میگیره.
بعدش تو فیلم «حقهبازی آمریکایی» سال ۲۰۱۳ نقش یه همسر غیرمنتظره رو بازی کرد و جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش مکمل زن رو گرفت. همچنین برای این دو تا فیلم و فیلم «جوی» سال ۲۰۱۵ که نقش یه زن تاجر رو بازی میکرد، سه تا جایزه گلدن گلوب برد.
ولی فیلمهای بعدیش مثل «مسافران» سال ۲۰۱۶ و «مادر» سال ۲۰۱۷ بازخورد خوبی از منتقدا نگرفت. برای همین یه مدت از بازیگری فاصله گرفت و بعد از چند سال با فیلمهای «بالا رو نگاه نکن» سال ۲۰۲۱، «گذرگاه» سال ۲۰۲۲ و «هیچ مشکلی نیست» سال ۲۰۲۳ برگشت.
جنیفر لارنس یه فمینیستست و از حقوق باروری زنها دفاع میکنه. سال ۲۰۱۵ مؤسسه جنیفر لارنس رو راه انداخت که از باشگاههای دختران و پسران آمریکا و المپیک ویژه حمایت میکنه. سال ۲۰۱۸ هم یه شرکت تولیدی به اسم «اکسلنت کیداور» زد. یه نکته جالب: سال ۲۰۱۴ آهنگ «درخت دار» رو برای موسیقی متن فیلم «بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۱» ضبط کرد.
اولین فیلم در ۱۶ سالگی:
جنیفر لارنس از سال ۲۰۰۶، وقتی فقط ۱۶ سالش بود، کار بازیگری رو به صورت حرفهای شروع کرد. اولش یه نقش خیلی کوچیک و کماهمیت توی یه فیلم تلویزیونی از شرکت شهر گرفت و بازی کرد. یه سال بعد، یعنی ۲۰۰۷، توی سریال «بیل انگوال» نقش گرفت و سه سال پشت سر هم توی این مجموعه بازی کرد که از تلویزیون پخش میشد. همین باعث شد که چهرهاش معروف بشه و تونست جایزه هنرمند جوان رو هم بگیره.
شهرت و اسکار:
راستش رو بخوای، وقتی لارنس توی فیلم «زمستان استخوانسوز» تو سال ۲۰۱۰ بازی کرد، نقش یه دختر ۱۷ ساله رو گرفت و حسابی معروف شد. انقدر خوب بازی کرد که هم منتقدا ازش تعریف کردن و هم حتی اسمش به عنوان کاندیدای اسکار مطرح شد.
اولین زن تاریخ در نقش اول اکشن:
این بازیگر خانم تو سال ۲۰۱۲ برای بازی تو فیلم «عطش مبارزه»، چند ماه پشت سر هم تو دورههای آموزشی مخصوص تیراندازی، سنگنوردی و پارکور شرکت کرد. به خاطر همین نقشآفرینیاش، اولین بازیگر زن سینما شد که هم تو نقش اصلی یه فیلم اکشن ظاهر شده و هم فیلمش جزو ۲۰۰ فیلم پرفروش تاریخ سینما قرار گرفته.
درآمد سالانه و تاثیرگذاری:
طبق چیزی که مجله فوربس تو سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ منتشر کرد، جنیفر لارنس توی سال اول ۵۲ میلیون دلار و سال دوم ۴۶ میلیون دلار درآمد داشت و به عنوان پردرآمدترین بازیگر زن دنیا معرفی شد. الانم با ۲۴ میلیون دلار درآمد، تو رتبه سوم یا چهارم این لیست ایستاده. ضمن اینکه تو لیست افراد تأثیرگذار دنیا هم هست و به عنوان چهل و نهمین فرد قدرتمند جهان معرفی شده.
خیریه:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده به صورت عامیانه و دوستانه ارائه شده است:
این بازیگر کلی فعالیت داره تو برنامه جهانی غذای سازمان ملل و پروژه «تشنگی». الانم یه مؤسسه به اسم خودش زده به اسم «جنیفر لارنس» و کلی کار خیریه و انساندوستانه انجام میده.
فمینیست:
خب، جنیفر لارنس خودش رو یه طرفدار پروپاقرص فمینیسم میدونه و واقعاً به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد داره. برای همین کلی کار کرده که این دیدگاه رو جا بندازه که زنان تو هر شرایطی باید نسبت به بدن خودشون نگاه مثبت و درستی داشته باشن.
سال ۲۰۱۵ بود که یه مقالهای برای مجله «لنی لتر» نوشت و توش به این اعتراض کرد که تو هالیوود اختلاف دستمزد بین زن و مرد خیلی زیاده. تو این نامه از تجربههای خودش گفته و اشاره کرده که برای بازی در فیلم «هاستل» خیلی کمتر از بازیگرای مرد همون فیلم دستمزد گرفته.
این بازیگر سال ۲۰۱۸ هم همراه با ۳۰۰ زن دیگه تو هالیوود، طرحی به اسم «Time’s Up» رو راه انداختن تا از زنان تو برابر آزار و اذیت و بیعدالتی حمایت کنن. به همین خاطر تو همون سال توی راهپیمایی زنان تو شهر لس آنجلس شرکت کرد.
یک جمهوری خواه:
از بچگیهای جنیفر لارنس، خانوادهش هوادار حزب جمهوریخواه آمریکا بودن. برای همین خودش هم ازشون حمایت میکرد و تو انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۸ آمریکا به جان مککین رأی داد. ولی بعد از اون، یهو برگشت و با شدت هر چی بیشتر ازشون انتقاد کرد.
این بازیگر از مخالفای سرسخت دونالد ترامپ بود و حتی تو سال ۲۰۱۵ گفت انتخاب ترامپ یعنی “آخر دنیا”. بعد از تموم شدن دوره ریاستجمهوری ترامپ، تو سال ۲۰۲۰ طرفدار بایدن شد.
فعالیت تبلیغاتی و تجاری:
دورانی که راف سیمونز سکان دار برند دیور بود، جنیفر لارنس به عنوان سفیر این برند انتخاب شد و تو مراسمها و تبلیغات عطر و مدش شرکت میکرد. بیشتر وقتها تو مراسم فرش قرمز، مثلاً موقع اولین نمایش فیلمهاش یا جوایز مختلف، از محصولات دیور استفاده میکرد. حتی تو مراسم عروسی خودش هم لباس عروسیش رو از برند دیور سفارش داد و پوشیدش.
سبک زندگی:
جنیفر چند تا خونه داره که همشون ساده و جمعوجورن، یه جورایی دلنشین و باحالن. از اون طرفم عاشق ماشینهای اسپرته، مخصوصاً فولکس واگن ایوس، شورولت، ولت، رنجروور، کریستلر و یه عالمه ماشین اسپرت دیگه.
علایق و شخصیت:
لارنس یه شخصیت خاص و پر از تضاده. از یه طرف شلخته و بیترتیبه، از اون طرف بیپرواس و بیحیا. گاهی انقدر بامزه و سرخوشه که دلت میخواد بغلش کنی، یه وقتایی هم انقدر عصبی و جدیه که باید ازش فاصله بگیری. یه جورایی نمکِ همه چی رو داره، دوستداشتنیه، چابکه، راست میگه، باارادست و همیشه پرانرژیه و کلی تلاش میکنه.
به ورزش علاقه داره، مخصوصاً سافتبال، هاکی روی چمن، بسکتبال و اسبسواری. ولی فقط اینا نیست، عاشق موجسواری، نقاشی و گیتار زدن هم هست.
ازدواج
خب، بذار این طور برات بگم. وقتی جنیفر لارنس داشت فیلم «مردان ایکس: کلاس اول» رو در سال ۲۰۱۰ بازی میکرد، یه رابطه عاشقانه با همبازیش، نیکلاس هولت شروع کرد. این رابطه تا سال ۲۰۱۴ طول کشید و تقریباً پنج سال با هم زندگی کردند.
آخرش هم وقتی داشتن فیلم «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» رو در سال ۲۰۱۴ فیلمبرداری میکردن، از هم جدا شدن. بعداً این بازیگر موقع فیلمبرداری فیلم «مادر!» با یه کارگردان به اسم دارن آرونوفسکی آشنا شد و از سپتامبر ۲۰۱۶ باهاش قرار عاشقونه گذاشت. اما یه سال بعد، یعنی نوامبر ۲۰۱۷، این رابطه رو هم تموم کردن.
جنیفر لارنس در سال ۲۰۱۸ با یه مرد به اسم کوک مارونی که مدیر یه گالری هنری بود، وارد رابطه شد. فوریه ۲۰۱۹ هم به طور رسمی نامزد کردن و نهایتاً در اکتبر همون سال تو رود آیلند ازدواج کردن. بعد از عروسی، از می ۲۰۱۹ تو منهتن جنوبی نیویورک و بورلی هیلز کالیفرنیا زندگی میکردن. اولین بچهشون هم در فوریه ۲۰۲۲ به دنیا اومد.
لارنس یکی از کسایی بود که تو ماجرای افشای عکسهای برهنه سلبریتیها قربانی شد. یعنی تو سال ۲۰۱۴، یه سری از عکسهای برهنهاش که خودش گرفته بود، توی شبکههای مجازی پخش و منتشر شد. اون صاف و پوست کنده گفت که این عکسها اصلاً قرار نبود عمومی بشن و این هک رو یه جور جنایت و تخلف جنسی دونست.
حرفش این بود که هرکی این عکسها رو میبینه، باید از خودش خجالت بکشه، چون داره به یه کار خلاف و قانونشکنی جنسی ادامه میده. بعداً هم اعتراف کرد که این عکسها رو برای فرستادن به نیکلاس هولت گرفته بود. جالب اینجاست که برخلاف بقیه قربانیهای این ماجرا، اون از شرکت اپل شکایت نکرد.
شبکه های اجتماعی
جنیفر لاورنس در اینستاگرام:
۱jnnf@
زندگی هنری

۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹:
باشه، این متن رو به صورت دوستانه و عامیانه برات بازنویسی میکنم:
تو سال ۲۰۰۷، وقتی جنیفر لارنس هنوز نوجوون بود، توی یه سریال تلویزیونی به اسم «بیل انگوال» بازی کرد و نقش لارن پیرسن رو بازی کرد. این سریال مال شبکه تیبیاس بود و از سپتامبر ۲۰۰۷ پخش شد. ولی بعد از سه فصل که تا سال ۲۰۰۹ طول کشید، دیگه ادامه پیدا نکرد و تموم شد. به خاطر همون نقش توی این سریال، جنیفر تونست جایزه هنرمند جوان رو بگیره.
همون سال ۲۰۰۷، جنیفر لارنس برای بازی تو فیلم «گرگ و میش» تست داد، ولی قبولش نکردن. به این ترتیب، اون نقش رسید به کریستین استوارت. بعداً که حاشیههایی واسه این فیلم پیش اومد، لارنس گفت خوشحاله که اون نقش رو قبول نکرده.
بعدش یه نقش کوچیک تو فیلم «مهمانی در باغ» بازی کرد. بعدش تونست تو فیلم «خانه پوکر» یکی از نقشهای اصلی رو بگیره. توی این فیلم، کنار بازیگرایی مثل سلما بلر نقشآفرینی کرد. جنیفر تو «خانه پوکر» نقش یه دختر جوون به اسم اگنس رو داشت که بقیه ازش سوءاستفاده میکردن.
شهرت جهانی (۲۰۱۱–۲۰۱۳):
خب، بیا این متن رو یه جوری بازنویسی کنیم که بشه باهاش راحت حرف زد، مثل یه گفتگوی خودمونی. راستش جنیفر لارنس توی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ حسابی درخشید و کلی موفقیت نصیبش شد. اول از همه توی فیلم **زمستان استخوانسوز** بازی کرد. این فیلم توی جشنواره ساندنس برنده جایزه شد و باعث شد جنیفر لارنس برای مردم یه چهره آشنا بشه. توی این فیلم، نقش یه دختر ۱۷ ساله رو بازی کرد که هم مشکلات روحی داشت و هم مجبور بود از مادر و خواهر و برادرش مراقبت کنه.
بازیش توی این فیلم انقدر خوب بود که همه منتقدا تحسینش کردن. حتی برای اولین بار توی زندگیش نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد. اون موقع، به عنوان دومین بازیگر تاریخ معرفی شد که توی کمترین سن نامزد اسکار شده بود (الان سومین نفر محسوب میشه). بعدش توی فیلمی به اسم **مثل دیوانهها** بازی کرد که اونم توی جشنواره ساندنس سال ۲۰۱۱ نمایش داده شد. همون سال توی **مردان ایکس: کلاس اول** هم نقشآفرینی کرد.
توی این فیلم، کنار بازیگرایی مثل مایکل فاسبندر و جیمز مکآووی بازی کرد. این فیلم یه کمدی سیاه بود و با حضور بازیگرایی مثل جودی فاستر و مل گیبسون ساخته شد. فیلمبرداریش سال ۲۰۰۹ تموم شده بود، ولی به خاطر یه سری مشکلات بالاخره سال ۲۰۱۱ اکران شد. همون سال به جنیفر پیشنهاد دادن که عضو آکادمی علوم و هنرهای سینما بشه.
سال ۲۰۱۲ توی یه فیلم اکشن به اسم **بازیهای گرسنگی** بازی کرد که داستانش از کتاب اول سهگانه بازیهای گرسنگی نوشته سوزان کالینز گرفته شده بود. توی این فیلم نقش اصلی، یعنی کتنیس اوردین رو بازی کرد. داستان این سریال درباره یه دنیای پس از آخرالزمانه که یه قهرمان نوجوان به اسم اوردین توی یه مسابقه تلویزیونی وحشیانه شرکت میکنه و بعد به گروهی میپیونده که علیه یه حکومت ظالم مبارزه میکنن.
هرچند خود جنیفر عاشق این جور کتابها بود، ولی اولش به خاطر بزرگی پروژه شک داشت که قبول کنه یا نه. ولی با تشویق مادرش، بالاخره قبول کرد. برای این نقش، کلی آموزش دید از جمله تیراندازی با کمان، صخرهنوردی، درختنوردی و تکنیکهای مبارزه تنبهتن. حتی یه بار توی تمرین به دیوار خورد و زخمی شد. منتقدا و کارشناسا از فیلم استقبال کردن و بازی جنیفر رو خیلی تحسین کردن.
راجر ایبرت گفت این فیلم یه سرگرمی عالیه و بازی جنیفر خیلی باورپذیر و قدرتمنده. تاد مککارتی از هالیوود ریپورتر هم گفت جنیفر بازیگر ایدهآلی برای این نقشه و شخصیت اوردین رو عالی به تصویر کشیده. به نظر او، بازی جدی و تأثیرگذار جنیفر باعث شد این فیلم ماندگار بشه. فیلم بازیهای گرسنگی بعد از اکران بیش از ۶۹۰ میلیون دلار فروش کرد و جزو پرفروشترین فیلمهای زنمحور شد.
جنیفر لارنس با این نقش به عنوان پرفروشترین قهرمان اکشن تاریخ معرفی شد. این موفقیتها باعث شد جنیفر به یه بازیگر مشهور جهانی تبدیل بشه.
بعدش توی سال ۲۰۱۲، توی فیلم طنز-درام **دفترچه امیدبخش** به کارگردانی دیوید او. راسل، نقش یه زن جوان بیوه و آشفته به اسم تیفانی مکسول رو بازی کرد. داستان این فیلم از یه کتاب به همین اسم نوشته متیو کوئیک گرفته شده بود. توی فیلم، تیفانی با یه مرد دوقطبی به اسم پت سولیتانو جونیور (با بازی بردلی کوپر) آشنا میشه و باهاش دوست میشه. جنیفر عاشق پیچیدگی این نقش شد. هرچند اول کارگردان فکر میکرد جنیفر برای این نقش زیادی جوونه، ولی جنیفر پیشنهاد داد از طریق اسکایپ تست بده تا براش نقش رو قبول کنن.
موقع فیلمبرداری، جنیفر با ایدههای راسل کلی چالش کشید، ولی از نظر خودش این فیلم بهترین تجربه زندگیش بود. ریچارد کورلیس از تایم گفت جنیفر توی هر نقشی هوش بینظیری از خودش نشون میده. پیتر ترورز هم گفت بازی جنیفر توی این نقش معجزهآساست. شخصیتش بیادب، کثیف، بامزه، بددهن، شلخته، سکسی، پرانرژی و آسیبپذیر بود. جنیفر با این فیلم برنده گلدن گلوب، جایزه انجمن بازیگران و اسکار بهترین بازیگر زن شد. توی ۲۲ سالگی دومین بازیگر جوانی شد که اسکار میگیره. آخرین فیلمش توی اون سال یه تریلر به اسم **خانهای در انتهای جاده** بود که نقدهای خوبی نگرفت.
توی ژانویه ۲۰۱۳، جنیفر بخشی از برنامه طنز **پخش زنده شنبه شب** از شبکه انبیسی رو اجرا کرد. اولین فیلمش توی اون سال یه فیلم مستقل به اسم **شیطانی که میشناسی** بود که فیلمبرداریش سال ۲۰۰۵ انجام شده بود. بعدش برای دومین بار نقش اوردین رو توی قسمت دوم بازیهای گرسنگی به اسم **اشتعال** بازی کرد.
موقع فیلمبرداری صحنههای بدلکاری زیر آب، عفونت گوش گرفت و یه مدت کوتاه شنواییش رو از دست داد. استفانی زاکارک از ویلج ویس گفت بازی جنیفر توی نقش اوردین باعث شد به یه بازیگر الگو تبدیل بشه و هیچ تظاهر به فروتنی کاذبی توی بازیش نیست. فیلم اشتعال بعد از اکران ۶۵ میلیون دلار فروش کرد و پرفروشترین فیلم جنیفر تا اون موقع شد.
بعدش همون سال توی یه کمدی سیاه به اسم **حقه بازی آمریکایی** به کارگردانی دیوید او. راسل نقش مکمل رو بازی کرد. توی این فیلم، نقش زنی رو داشت که زن یه مرد عصبی و حقهباز (با بازی کریستین بیل) بود. داستان فیلم از یه عملیات مخفی افبیآی به اسم ابسکم الهام گرفته شده بود و درباره فساد سیاسی توی نیوجرسی توی دهه ۱۹۷۰ بود.
جنیفر برای این نقش تحقیق زیادی نکرد و بازیش رو بر اساس چیزایی که از برنامههای تلویزیونی اون دوره دیده بود، انجام داد. جفری مکنب از ایندیپندنت گفت جنیفر این نقش رو خیلی بامزه، درخشان و بداخلاق بازی کرده. مخصوصاً توی صحنه بداههای که لب معشوقه شوهرش (با بازی ایمی آدامز) رو میبوسه، خیلی عالی بود.
جنیفر لارنس برای این نقش برنده گلدن گلوب و بفتای بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد و برای سومین بار نامزد جایزه انجمن بازیگران و اسکار شد. اون به عنوان جوانترین بازیگر تاریخ معرفی شد که سه بار نامزد اسکار شده.
بازیگر مطرح و افت و خیز شغلی (۲۰۱۴–۲۰۱۹):
جنیفر لارنس توی فیلم درام «سرنا» که سوزان بیر کارگردانش بود، نقش سرنا پمبرتون رو بازی کرد. توی این فیلم، اون و شوهرش جرج که بردلی کوپر نقشش رو داشت، وقتی میفهمن نمیتونن بچهدار بشن، دست به کارهای غیرقانونی میزنن.
فیلمبرداری این کار سال ۲۰۱۲ انجام شد و وقتی سال ۲۰۱۳ اکران شد، منتقدها خیلی ازش بدشون اومد و نقدهای منفی گرفت. بعدش لارنس دوباره توی فیلم «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» برگشت و نقش میستیک رو بازی کرد. این فیلم ادامهی «مردان ایکس: آخرین ایستادگی» سال ۲۰۰۶ و «مردان ایکس: کلاس اول» سال ۲۰۱۱ بود. این بار منتقدها ازش خوششون اومد و بازخوردهای خوبی گرفت.
توی گیشه هم تونست ۷۴۸.۱ میلیون دلار از سراسر دنیا بفروشه و تا اون موقع پرفروشترین فیلم مجموعه مردان ایکس شد. جاستین چنگ، یه خبرنگار از نشریه ورایتی، از ظاهر جنیفر لارنس توی این فیلم تعریف کرد. اما در عین حال میگفت که اون جز خودنمایی، غر زدن و ول کردن کار به دست هنرمندان جلوههای ویژه کار دیگهای نکرده.
بعدش دو تا فیلم دیگه از لارنس اومد که آخرین قسمتهای مجموعه «بازیهای گرسنگی» بودن: «بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۱» سال ۲۰۱۴ و «بخش ۲» سال ۲۰۱۵. برای موزیک متن فیلم، آهنگی به اسم «درخت دار» داشت که توی چندتا کشور اول شد. منولا دارگیس از نیویورک تایمز توی نقدی که برای قسمت آخر نوشته بود، گفت که بین سفر اوردین به عنوان یه فرمانده شورشی و بالا رفتن شهرت لارنس شباهتهایی هست. اون همچنین گفت که مثل همه ستارههای معروف، انگار لارنس داره بخشی از خود واقعیش رو نشون میده. هر دو فیلم بعد از اکران بیش از ۶۵۰ میلیون دلار فروش جهانی داشتن.
لارنس سال ۲۰۱۵ توی فیلم زندگینامهای «جوی» برای سومین بار با دیوید او. راسل همکاری کرد. اون توی این فیلم نقش جوی منگانو رو بازی کرد که یه مادر مجرده و بعد از اختراع یه نوع دستشویی، با کلی چالش روبرو میشه و در نهایت یه تاجر معروف میشه. وقتی داشتن فیلم رو توی بوستون میساختن، روزنامهها و سایتها نوشتن که بین لارنس و راسل اختلاف نظر پیش اومده و این باعث یه رقابت جنجالی شده. اما لارنس گفت که دوستیشون باعث میشه این اختلاف نظرها براشون عادی و راحتتر باشه، چون آدمها وقتی واقعاً همدیگه رو دوست دارن، بحث و جدل هم میکنن. این فیلم نسبت به کارهای قبلی نتونست زیاد مورد توجه قرار بگیره. با این حال، خیلی از منتقدها از بازی لارنس تعریف کردن. ریچارد روبر، یه منتقد، گفت که این نقشآفرینی بهترین بازی لارنس بعد از «زمستان استخوانسوز» بوده و اون رو یه بازی چندلایه و بینظیر توصیف کرد که فیلم رو از فراز و نشیبها و بعضی وقتها انحرافات شکبرانگیز عبور میده. لارنس برای سومین بار برنده گلدن گلوب شد و به عنوان جوانترین بازیگر تاریخ معرفی شد که چهار بار نامزد اسکار شده.
سال ۲۰۱۶، اول لارنس صداپیشگی یه مستند به اسم «یک سیاره زیبا» رو کرد که توی ایستگاه فضایی بینالمللی به بررسی زمین میپرداخت. بعدش برای سومین بار نقش میستیک رو توی فیلم «مردان ایکس: آپوکالیپس» بازی کرد. منتقدها نظرات مثبت و منفی به این فیلم دادن و در کل میگفتن که فیلم پر از صحنههای اکشنه و این باعث شده داستان و بازی بازیگرا ضعیف بشه. هلن اوهارا از امپایر گفت که این فیلم نسبت به قسمتهای قبلی خیلی ناامیدکننده بود و از لارنس به خاطر ترسناک کردن نقشش انتقاد کرد. با این حال، لارنس توی چهل و سومین مراسم جوایز برگزیده مردم، جایزه بهترین بازیگر زن رو گرفت. بعدش لارنس برای بازی توی فیلم علمی-تخیلی «مسافران» ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت که از کریس پرت، همبازیاش، بیشتر بود.
توی این فیلم، پرت و لارنس دو نفر رو بازی میکنن که توی یه سفینه فضایی که به سمت یه سیاره جدید میره، ۹۰ سال زودتر از موعد از خواب بیدار میشن. لارنس از این که فیلم با صحنه سکس و بوسیدن مرد متأهل (با بازی پرت) شروع شد، خیلی ناراحت و عصبانی بود. برای آماده شدن برای این صحنهها، الکل میخورد. فیلم «مسافران» نتونست نظر مثبت منتقدها رو جلب کنه و این باعث تعجب بازیگرا و عوامل فیلم شد. ولی لارنس از فیلم دفاع کرد و گفت که یه داستان رمانتیک لکهدار و دشواره. هرچند بعداً پشیمونی خودش از همکاری توی این فیلم رو نشون داد.
تنها فیلمی که از لارنس سال ۲۰۱۷ اکران شد، «مادر!» بود، یه فیلم ترسناک روانشناختی از دارن آرونوفسکی. توی این فیلم، اون نقش زن جوانی رو بازی کرد که با ورود ناگهانی یه سری مهمون به خونهش دچار شوک روانی میشه. با اینکه لارنس حوصله تمرین نداشت، سه ماه کامل توی یه انبار توی بروکلین تمرین کرد. این نقش سخت براش کسلکننده بود. یه روز حتی نفسش بند اومد و مجبور شدن بهش اکسیژن بدن و حتی یه دندهش در رفت. تماشاگرا نظرات دوگانهای به فیلم «مادر!» داشتن و بعضیها حتی اعتراض کردن. ولی منتقدها نظر بهتری داشتن و واکنش مثبتتری نشون دادن. والتر آدیگو از سان فرانسیسکو کرونیکل گفت که این فیلم تا حد زیادی تهاجمیه و یه آزمایش عمدی برای تحمل تماشاگره. اون بازی لارنس رو این طور توصیف کرد که هیچوقت نذاشت شخصیتش به راحتی تبدیل به یه قربانی زوزهکش بشه.
یه سال بعد، لارنس توی فیلم جاسوسی-هیجانی «گنجشک سرخ» به کارگردانی فرانسیس لارنس بازی کرد. داستان فیلم بر اساس رمانی به همین اسم از جیسون متیوز ساخته شده بود. توی این فیلم، اون نقش دومینیکا اگرووا رو بازی کرد، یه جاسوس روس که با یه مأمور مخفی سیآیای به بازی جوئل اجرتون رابطه برقرار میکنه. برای آماده شدن برای این نقش، لارنس لهجه روسی یاد گرفت و چهار ماه رقص باله تمرین کرد. با اینکه خودش قربانی افشای عکسهای خصوصی شده بود، توی این فیلم خودش رو با مسائل جنسی توی چالشهای زیادی انداخت. توی یه مصاحبه گفت که بازی توی صحنههای برهنه بهش احساس قدرت و توانمندی میده. اریک کوهن از ایندیوایر اولش از پایان داستان خوشش نیومد، ولی از بازی لارنس و شارلوت رمپلینگ تعریف کرد و گفت که استعداد قابل توجهی که نمایش داده شده، نکته مثبت پایدار این فیلمه.
آخرین باری که لارنس نقش میستیک رو بازی کرد و چهارمین بارش توی این نقش بود، توی فیلم «دارک فینکس» سال ۲۰۱۹ بود. این فیلم هم از نظر تجاری و هم هنری شکست خورد.
وقفهٔ کوتاه و فیلمهای استریمینگ (۲۰۱۹–اکنون):
خب، بعد از اینکه چند تا فیلم از جنیفر لارنس اومد روی پرده و منتقدا زیاد ازشون استقبال نکردن، یه مدتی از بازیگری فاصله گرفت. خودش هم از کارهاش راضی نبود و دوست نداشت رسانهها و مجلات برن سراغش و دربارهاش حرف بزنن.
برای همین، تمام تمرکزش رو گذاشت روی زندگی شخصی و خانوادهاش. جنیفر از ۱۹ سالگی دوست داشت با یه کارگردان معروف به اسم آدام مککی کار کنه. بالاخره تو سال ۲۰۲۱ این فرصت براش پیش اومد و با بازی در فیلم «بالا رو نگاه کن» که کار مککی بود و تو نتفلیکس پخش شد، دوباره برگشت به بازیگری.
بعضی جاها نوشته بودن که این بازیگر برای بازی تو این فیلم ۲۵ میلیون دلار دستمزد گرفته. تو این فیلم، کنار لئوناردو دیکاپریوی معروف بازی کرد و نقش دو تا آدم دو رو و معروف رو بازی کردن که میخوان دنیا رو از برخورد یه سیاره کوچیک که باعث نابودی زمین و همه موجوداتش میشه، آگاه کنن.
این فیلم رو به عنوان یه فیلم آخرالزمانی پرهیجان و شلوغ توصیف کردن. جنیفر لارنس برای این نقش، موهاش رو قرمز کرد و مدلش رو آندرکات زد. تو مصاحبهای که با مجله وگ داشت، گفت که کلی تحقیق کرده درباره استایل و ظاهری که ستارهشناسا و فیزیکدانهای عاشق علم معمولاً دارن.
منتقدا نظرات مختلف و بعضاً متناقضی درباره این فیلم دادن، ولی تقریباً همهشون از بازی جنیفر و لئوناردو تعریف کردن. مثلاً ایان سندول از سایت دیجیتال اسپای گفت بازی جنیفر خیلی قوی بوده، و سایبال چاترجی از نشریه اندیتیوی هم هنرنماییاش رو تماشایی و لذتبخش توصیف کرد. به این ترتیب، جنیفر لارنس برای پنجمین بار نامزد جایزه گلدن گلوب شد. این فیلم تونست رکورد بیشترین بازدید تو یه هفته رو تو تاریخ نتفلیکس بزنه با ۱۵۲ میلیون ساعت، و بعد از ۲۸ روز از اولین اکرانش، دومین فیلم پربیننده این پلتفرم شد.
تو سال ۲۰۲۲، جنیفر لارنس تو فیلم درام مستقل «گذرگاه» به کارگردانی لیلا نوگباور بازی کرد و نقش یه سرباز رو بازی کرد که آسیب مغزی دیده بود. از اونجایی که شرکت فیلمسازی خودش به اسم «اکسلنت کدور» رو سال ۲۰۱۸ راه انداخته بود، تهیهکنندگی این فیلم رو هم خودش به عهده گرفت.
بعد از بازی تو چند تا فیلم پرهزینه، جنیفر عاشق حال و هوای آروم داستانهای شخصیتمحور شد. آلیسون ویلمور، خبرنگار نشریه ولچر، بازی جنیفر تو این فیلم رو با فیلم «زمستان استخوانسوز» مقایسه کرد و گفت این یادآوری خوبیه که لارنس چقدر میتونه نقشهاش رو باورپذیر کنه، و این نشوندهنده امیدوارکنندهایه که دوست داره پروژههای کوچیکتر رو امتحان کنه و با کارگردانهای تازهکار همکاری کنه.
این بازیگر تو سال ۲۰۲۳ یه فیلم مستند به اسم «نان و گلها» رو تهیه کرد که صحرا منی کارگردانش بود و درباره زنهای افغانستانی زیر حکومت طالبان ساخته شده بود.
بهترین فیلمها:
در کارنامه هنری جنیفر لارنس، فیلمها و سریالهای زیادی دیده میشه. تو این بخش میخوایم چند تا از بهترین فیلمهاش رو برات معرفی کنیم و یه توضیح مختصر بدیم.
جوی – Joy:
کارگردان: دیوید او راسل
بازیگرا: جنیفر لارنس، رابرت دنیرو، ادگار رامیرس، داین لد
سال ساخت: ۲۰۱۵
ژانر: بیوگرافی، درام
امتیاز تو ای ام دی بی: ۶٫۶
فیلم «جوی» که سال ۲۰۱۵ ساخته شده، کار دیوید او راسله. تو این فیلم یه سری بازیگر معروف مثل جنیفر لارنس، رابرت دنیرو، ادگار رامیرس و داین لد بازی کردن.
بیشک یکی از بهترین فیلمهای جنیفر لارنس که تو زمینه کار و شغل هم حرف داره، همون فیلم قشنگ و دوستداشتنی «جوی» هست. جنیفر لارنس تو این فیلم کنار رابرت دنیرو که از بازیگرای معروف و اسمورسمدار هالیووده، نقشآفرینی کرده. وقتی این فیلم اومد روی پرده سینما، مردم خیلی ازش استقبال کردن و بازخورد خوبی دادن.
داستان فیلم «جوی» درباره دختریه به اسم جوی. اون بعد از اینکه از شوهرش جدا شده، همه حواسش رو میذاره رو راهاندازی یه کسبوکار جدید. تصمیم داره یه سری تی (وسایل) جدید که خودش اختراع کرده رو بفروشه. اما مشکل اینجاست که هیچکس حاضر نیست براش سرمایهگذاری کنه یا به محصولاتش اعتماد کنه. به خاطر همین، جوی کلی با مشکل پیدا کردن سرمایهگذار دستوپنجه نرم میکنه.
حقه بازی آمریکایی – American Hustle:
کارگردان: دیوید او راسل
بازیگران: کریستین بیل، بردلی کوپر، جنیفر لارنس، ایمی آدامز
سال ساخت: ۲۰۱۳
ژانر: جنایی، درام
امتیاز در ای ام دی بی: ۷٫۲
فیلم «حقهباز آمریکایی» رو دیوید او راسل کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۳ ساخته شده. سبکش هم جنایی و درامه. توی این فیلم جنیفر لارنس در کنار کریستین بیل، بردلی کوپر و ایمی آدامز بازی کرده.
این فیلم که کلی بازیگر معروف و مشهور توش بودن، دومین همکاری جنیفر لارنس با دیوید او راسل به حساب میاد. ولی برعکس فیلم قبلیشون که «دفترچه امیدبخش» بود، این یکی نتونست موفقیت زیادی به دست بیاره. با این حال، مردم و مخاطبا از هنرنمایی چندتا از ستارههای هالیوود توی یه فیلم خوششون اومد و این فیلم توی گیشه هم ۲۵۱ میلیون دلار فروش کرد.
داستان فیلم «حقهباز آمریکایی» درباره دو تا آدم شارلاتان و کلاهبرداره به اسم ایروینگ روزنفیلد و دوست دختر جذابش سیدنی پروسر. آخرش هم میافتادن تو دام افبیآی. رئیسهای افبیآی بهشون میگن اگه بیان تو بازداشت سیاستمدارایی که رشوه میگیرن به پلیس کمک کنن، ولشون میکنن و از زندان درشون میارن.
گذرگاه – Causeway:
کارگردان: لیلا نوگباور
بازیگران: جنیفر لارنس، برایان تایری هنری، لیندا ایمند
سال ساخت: ۲۰۲۲
ژانر: درام
امتیاز در IMDB: ۶٫۵
یکی دیگه از فیلمهایی که جنیفر لارنس توش بازی کرده، «گذرگاه» هست که سال ۲۰۲۲ ساخته شده و لیلا نوگباور کارگردانش بوده. این فیلم تو سبک درامه و بازیگرهایی مثل جنیفر لارنس، برایان تایری هنری و لیندا ایمند توش نقش دارن.
این فیلم جزو جدیدترین کارای جنیفر لارنس به حساب میاد که تازه اکران شده. منتقدا و مخاطبا نظرات مختلفی راجع بهش دادن؛ هم مثبت، هم منفی. خیلیا فیلم رو دوست داشتن، ولی یه عده هم گفتن کسلکنندهست و هیجان نداره. با این حال، یه چیز کاملاً واضحه: بازی جنیفر لارنس تو «گذرگاه» یکی از نقاط قوت فیلمه و تأثیر زیادی تو موفقیتش داشته.
داستان فیلم درباره یه سرباز آمریکاییه که جنیفر لارنس نقشش رو بازی میکنه. این سرباز تو دوران جنگ افغانستان دچار یه سری مشکلات مغزی میشه. وقتی بالاخره به خونه برمیگرده، تلاش میکنه یه زندگی جدید برا خودش بسازه و باهاش کنار بیاد. ولی تو این راه با کلی چالش و مسئله روبهرو میشه.
زمستان استخوان سوز – Winter s Bone:
کارگردان: دبرا گرانیک
بازیگرا: جنیفر لارنس، جان هاکس، گرت دیلاهانت
سال ساخت: ۲۰۱۰
سبک: درام، ماجراجویی، معمایی
امتیاز تو ای ام دی بی: ۷٫۱
یکی از فیلمایی که تو کارنامه هنری جنیفر لارنس هست، فیلم «زمستان استخوانسوز» یا همون «Winter’s Bone»ـه. این فیلم رو دبرا گرانیک ساخته و سال ۲۰۱۰ اومده. تو این فیلم، جنیفر لارنس کنار بازیگرایی مثل جان هاکس و گرت دیلاهانت بازی کرده.
جالبه بدونین که بازی تو این فیلم باعث شد جنیفر لارنس برای اولین بار نامزد جایزه اسکار بشه. تو این فیلم، اون نقش یه دختر ۱۹ ساله رو بازی کرده که خیلی باهوش و درخشنده بود. انقدر خوب بازی کرد که حتی یه منتقد معروف آمریکایی به اسم راجرز ایبرت هم بهش توجه کرد و ازش تعریف کرد.
داستان فیلم درباره دختری به اسم «ری»ـه که از دو تا خواهر، یه برادر کوچیکتر و مادر مریضش نگهداری میکنه. از اون طرف، وضعیت مالیشون هم خیلی خرابه و زندگی سختی دارن.
یهو میفهمن پدرشون که با ضمانت از زندان آزاد شده بود، فرار کرده. اگه تا یه هفته دیگه برنگرده، مجبورن که برای پرداخت مبلغ وثیقه، تنها چیزی که دارن یعنی خونهشون رو از دست بدن. برای همین ری تصمیم میگیره بره دنبال پدرش تا پیداش کنه.
سرنا – Serena:
البته، در ادامه متن بازنویسی شده به صورت عامیانه و دوستانه آورده شده است:
کارگردان: سوزانه بیر
بازیگرا: جنیفر لارنس، بردلی کوپر، بلیک ریتسون، چریتی ویکفیلد
سال ساخت: ۲۰۱۴
سبک: تاریخی، درام، عاشقانه
نمره تو آیامدیبی: ۵٫۴
فیلم «سرنا» یکی دیگه از کارهای مشترک بردلی کوپر و جنیفر لارنسه. وقتی این فیلم اومد تو سینماها، مردم یه نگاهی بهش انداختن و ازش استقبال کردن. اما منتقدا و کارشناسای سینما زیاد ازش خوششون نیومد و شاید به خاطر همین بود که «سرنا» نتونست توی گیشه موفق باشه و فروش خوبی داشته باشه.
داستان فیلم درباره یه مرد چوببر پولدار به اسم جورج پمبرتونه که بردلی کوپر نقشش رو بازی میکنه. این آقا تو سال ۱۹۲۹ توی ایالت کارولینای شمالی زندگی میکنه. یه روز تصمیم میگیره که شادیهای زندگیش رو با یه زن تقسیم کنه. برای همین، تو یکی از سفرهای کاریش که رفته بود بوستون، با یه دختر جوون به اسم سرنا آشنا میشه که جنیفر لارنس نقشش رو داره و…
مسافران – passengers:
فیلم «مسافران» رو مورتن تیلدام کارگردانی کرده. بازیگراشم کریس پرت، جنیفر لارنس، مایکل شین و لارنس فیشبرن هستن. سال ساختش ۲۰۱۶ و ژانرش درام، عاشقانه، علمی تخیلی و هیجانانگیزه. تو سایت ای ام دی بی هم امتیاز ۷ گرفته.
این فیلم رو میشه جزو بهترین و معروفترین کارای جنیفر لارنس حساب کرد. وقتی فیلم اومد، مردم خیلی از زوج هنری کریس پرت و جنیفر لارنس استقبال کردن. این دو تا بازیگر با هم توی چند تا مصاحبه بامزه و جالب شرکت کردن که باعث شد معروفتر بشن. از اونور هم بازی این دو تا بازیگر دوستداشتنی باعث شد فیلم «مسافران» فروش ۳۰۰ میلیون دلاری داشته باشه.
داستان فیلم درباره یه فضاپیماییه که به یه مقصد دوردست میره. به خاطر همین، همه مسافرا توی خواب مصنوعی هستن تا بعد از چند صد سال بیدار شن. اما یه مشکل فنی پیش میاد و یکی از مسافرا که کریس پرت نقششو بازی میکنه، صد سال زودتر از وقتش بیدار میشه. اولش تنهایی زندگی میکنه، ولی آخرش حسابی خسته و کسل میشه و تصمیم میگیره یه نفر دیگه از مسافرا رو هم بیدار کنه.
گنجشک سرخ – Red Sparrow:
کارگردان: فرانسیس لارنس
بازیگرا: جنیفر لارنس، جوئل اجرتون، جرمی آیرونز، ماتیاس خونارتس
سال ساخت: ۲۰۱۸
سبک: اکشن، درام، هیجانانگیز
نمره در IMDb: ۶٫۶
فیلم «گنجشک سرخ» که فرانسیس لارنس کارگردانی کرده، سال ۲۰۱۸ اومد. این فیلم تو سبک اکشن، درام و پرتعلیقه و بازیگرهایی مثل جنیفر لارنس، جوئل اجرتون، جرمی آیرونز و ماتیاس خونارتس توش نقشآفرینی کردن.
داستانش درباره سازمان اطلاعات شوروی سابقه، یعنی همون کیجیبی، که یکی از ترسناکترین سازمانهای جاسوسی دنیا به حساب میومد. تو این سازمان، کلی عملیات و نقشههای مختلف تو نقاط مختلف دنیا اجرا میشد و این فیلم به بخشی از همون جریانات پرالتهاب و مهیج پرداخته. یه نکته جالب اینه که جنیفر لارنس تو این فیلم یکی از نقشهای اصلی رو بازی کرده.
داستان فیلم درباره دختری به اسم دومینیکا، یکی از بالرینهای معروف و سرشناس، هست که باید از مادرش مراقبت کنه. بعداً میاد عضو سازمان جاسوسی شوروی میشه و تو قالب اون، مأموریتهای مختلفی رو برای اهداف گوناگون انجام میده. اما …
مادر – Mother:
فیلم «مادر» (Mother!) یه فیلم فلسفیه که دارن آرونوفسکی تو سال ۲۰۱۷ ساخته. کارگردانش همون آرونوفسکیه و بازیگرای اصلیش جنیفر لارنس، خاویر باردم و اد هریس هستن. ژانرش ترکیبی از ترسناک، درام و معماییه و تو سایت IMDB امتیاز ۶٫۶ گرفته.
این فیلم یه داستان عاشقانه رو نشون میده که پشتش پر از معانی عمیق انساندوستانهست. تو همین حالا، یه اشارهای هم به داستان هابیل و قابیل داره و بعدش میره سراغ داستان تولد حضرت مسیح علیه السلام. ولی کارگردان میخواد از زاویه دید محدود آدما، یه نقدی به عملکرد دین تو جامعه بزنه. راستش تو این کار زیاد موفق نبود، ولی وقتی فیلم اومد روی پرده سینما، یه سری از مخاطبا خیلی بهش علاقه نشون دادن و کلی بحث فلسفی و سینمایی بین طرفدارا راه افتاد.
داستان فیلم درباره یه زن و شوهره که جنیفر لارنس و خاویر باردم نقششون رو بازی میکنن. اینا تو یه خونه ییلاقی زندگی میکنن. یه روز یه غریبه میاد در خونه رو میزنه. اون فکر میکنه اینجا یه جای استراحت برای مسافرا و رهگذراست و اصلاً نمیدونه که این خونه مال این زن و شوهره. ولی مرد خونه، با تعجب زنش، اون غریبه رو دعوت میکنه بیاد تو. بعد از یه مدت، زن اون غریبه که میشل فایفر نقشش رو داره هم میاد و وارد خونه میشه.
بالا رو نگاه نکن – Don’t Look Up:
کارگردان این فیلم آدام مککی هست. بازیگراشم لئوناردو دیکاپریو، جنیفر لارنس، راب مورگان و جونا هیل هستن. سال ۲۰۲۱ ساخته شده و توی ژانر درام، علمی تخیلی و کمدی قرار میگیره. توی سایت ای ام دی بی هم امتیاز ۷٫۲ گرفته.
یکی دیگه از فیلمهایی که جنیفر لارنس توش بازی کرده، همینه که اسمش «بالا رو نگاه نکن» هست. این فیلم رو آدام مککی ساختن و سال ۲۰۲۱ اومد. توش جنیفر لارنس کنار بازیگرای معروفی مثل لئوناردو دیکاپریو، راب مورگان و جونا هیل بازی کرده.
بعضی از کارشناسا و منتقدای سینما میگن که فیلم «بالا رو نگاه نکن» یکی از بهترین کارای جنیفر لارنسه، چون با یه نگاه انتقادی به مسائل امروز دنیا نگاه میکنه. توی این فیلم، دنیایی رو میبینیم که آدمای مشهور و سلبریتیهای بیمزه دارن همه چی رو میگردونن و دانشمندای بزرگ و باهوش کنار گذاشته شدن.
هرچند این فیلم نتونست دقیقاً همونجوری که خودش از دنیای سلبریتیزده انتقاد میکنه، صادقانه عمل کنه. یه نکته جالب اینه که جنیفر لارنس برای بازی توی این فیلم ۲۵ میلیون دلار دستمزد گرفته!
داستان فیلم درباره دو تا دانشمند و ستارهشناسه که موقع تحقیق و بررسی، میفهمن یه شهابسنگ خیلی بزرگ توی کهکشان داره به سمت زمین میاد و نزدیکه بهش برخورد کنه. اونا هر کاری از دستشون برمیاد انجام میدن تا این خبر رو به دولتها و مسئولین برسونن.
ولی هیچکدوم از رسانهها و مسئولین دولتی به حرفشون توجه نمیکنن.
مثل دیوانهها – Like Crazy:
کارگردان: دریک دورمس
بازیگران: آنتون یلچین، فلیسیتی جونز، جنیفر لارنس، الکس کینگستون، چارلی بیولی
سال ساخت: ۲۰۱۱
ژانر: درام، عاشقانه
امتیاز در ای ام دی بی: ۶٫۱
جنیفر لارنس تو سال ۲۰۱۱ با فیلم «مثل دیوانهها» یه نقش دیگه از خودش رو به رخ کشید. این فیلم رو دریک دورمس کارگردانی کرده و تو سبک درام و عاشقونهست. بازیگرایی مثل آنتون یلچین، فلیسیتی جونز، جنیفر لارنس، الکس کینگستون و چارلی بیولی هم توش بازی کردن.
این فیلم یکی از دوستداشتنیترین کارای رمانتیک جنیفر لارنس به حساب میاد، طوری که وقتی اکران شد، مخاطبا خیلی ازش استقبال کردن.
البته که این بازیگر تو «مثل دیوانهها» نقش اصلی رو نداشت، ولی بازم از بازیاش کلی تعریف و تمجید کردن.
داستان فیلم درباره یه دانشجوی ادبیات انگلیسیه که وقتی داره تو دانشگاه درس میخونه، عاشق یه دانشجوی آمریکایی میشه. ولی یه کم که میگذره، ویزاش برای موندن تو آمریکا تموم میشه و مجبوره از عشقش جدا بشه، اما…
خانه ای در پایان جاده – House at the End of the Street:
کارگردان: مارک تاندرای
بازیگرا: جنیفر لارنس، مکس تیریوت، گیل بیلاز، الیزابت شو
سال ساخت: ۲۰۱۲
ژانر: ترسناک، درام، هیجانانگیز
امتیاز در IMDb: ۵٫۶
فیلم «خونهای در انتهای جاده» رو مارک تاندرای کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۲ ساخته شده. این فیلم توی ژانر ترسناک، درام و هیجانانگیز ساخته شده و بازیگرایی مثل جنیفر لارنس، مکس تیریوت، گیل بیلاز و الیزابت شو توش بازی کردن.
توی کارنامه هنری جنیفر لارنس، به ندرت فیلم ترسناک پیدا میشه و یکی از همونها همینه: «خونهای در انتهای جاده» که یه فیلم دوستداشتنی و پر از هیجانه.
یه مدت کوتاه بعد از اینکه جنیفر لارنس اسکار گرفت، این فیلم اکران شد. همین باعث شد که یه سری انتقادها به نقشآفرینیش وارد بشه.
داستان فیلم درباره یه مادره که با بچهاش از یه شهر به شهر دیگه نقل مکان میکنن و توی خونهای ساکن میشن که قبلاً توی خونه بغلیش، یه پسر جوون توسط پدر و مادر خودش کشته شده. همه چیز عادی پیش میرفت تا اینکه یهو…
مردان ایکس ققنوس سیاه – Dark Phoenix:
کارگردان: سیمون کینبرگ
بازیگرا: جیمز مکآووی، مایکل فاسبندر، جنیفر لارنس، نیکلاس هولت
سال ساخت: ۲۰۱۹
ژانر: اکشن، علمی-تخیلی، ماجراجویی
امتیاز تو آیامدیبی: ۵٫۸
یکی از باحالترین فیلمهای مجموعه مردان ایکس، همون «ققنوس سیاه» هستش. این فیلم که تو ژانر اکشن، علمی-تخیلی و ماجراجویی ساخته شده، تونست خیلی از انتظاراتی که مخاطبا داشتن رو برآورده کنه و از اون طرف با جلوههای ویژه و فضای سبز پشت صحنهاش، بیننده رو محو زیبایی و جذابیت خودش کنه.
این فیلم سال ۲۰۱۹ اومده و کارگردانش سیمون کینبرگ بوده. از بازیگرای اصلیش هم میشه به جیمز مکآووی، مایکل فاسبندر، جنیفر لارنس و نیکلاس هولت اشاره کرد.
داستان فیلم درباره یه دورهست که جین گری (با بازی سوفی ترنر) وقتی با یه نیروی کیهانی ناشناخته برخورد میکنه، نزدیکه بمیره. این ماجرا نه تنها باعث میشه قدرتاش بینهایت زیاد بشه، بلکه از نظر روحی هم حسابی بیثباتش میکنه. جوری که دیگه نمیتونه قدرتاش رو کنترل کنه و از دستش خارج میشه.
حالا بقیه اعضای گروه باید یه راهی پیدا کنن تا تمرکز جین رو برگردونن و در عین حال نجاتش بدن. از طرف دیگه، باید از زمین در برابر موجوداتی که میخوان قدرت جین رو به دست بگیرن و با اون کهکشانها رو تسخیر کنن، محافظت کنن.
سگ آبی – The Beaver:
کارگردان: جودی فاستر
بازیگران: مل گیبسون، جودی فاستر، جنیفر لارنس
سال ساخت: ۲۰۱۱
ژانر: درام
امتیاز در IMDb: ۶٫۶
فیلم «سگ آبی» که جودی فاستر کارگردانی کرده، یه فیلم درامه و سال ۲۰۱۱ ساخته شده. توی این فیلم، جنیفر لارنس کنار مل گیبسون و خود جودی فاستر بازی کرده. هر چند این فیلم یه جورایی طنز سیاه هم حساب میشه و کارشناسا و منتقدا نظر مثبتی راجع بهش داشتن.
هر چند فیلمبرداری این فیلم سال ۲۰۰۹ انجام شده بود، ولی به خاطر یه سری مشکلات با استودیو، بالاخره دو سال بعد اکران شد.
داستان فیلم درباره زندگی مردی به اسم والتر بلک (با بازی مل گیبسون) هست که یه شرکت عروسکسازی داره. زندگیاش تا یه جایی خوب پیش میره، اما کمکم یه غم عمیق و آشفتگی سراغش میاد و از خونه فرار میکنه…
بدون احساسات سخت – No Hard Feelings:
کارگردان: جین استوپنیتسکی
بازیگرا: جنیفر لارنس، اندرو بارت فلدمن، متیو برودریک و کلارا بنانتی
سال ساخت: ۲۰۲۳
ژانر: کمدی
امتیاز در IMDb: —
این فیلم که یه کمدی سبک و بدون حاشیهست، سال ۲۰۲۱ ساخته شده و از کارهای جین استوپنیتسکی محسوب میشه. توی این اثر، جنیفر لارنس کنار بازیگرایی مثل اندرو بارت فلدمن و متیو برودریک و کلارا بنانتی نقشآفرینی کرده.
جنیفر لارنس توی این فیلم نقش اصلی رو داره و یه داستان بامزه و دوستداشتنی رو تعریف میکنه که میتونه خیلی از مخاطبا رو باهاش همراه کنه.
داستان درباره دختری به اسم مدیه که راننده اوبره. وقتی ماشینش از مالکیتش خارج میشه، ورشکست میشه و مجبور میشه یه کار عجیب و غریب قبول کنه.
اون شروع میکنه به کار کردن برای یه کارفرمای جدید که در واقع پدر و مادر یه پسر نوجوانن. این پدر و مادر تازه فهمیدن که پسرشون از نظر اجتماعی تجربه زیادی نداره و نمیتونه با دخترا ارتباط برقرار کنه. به خاطر همین، از مدی میخوان که نقش دوستدختر پسرشون رو بازی کنه تا باهاش به دنیای بزرگترها راه پیدا کنه.
مجموعه فیلمهای بازی گرسنگی – The Hunger Games:
کارگردان: گری راس
بازیگران: جنیفر لارنس، جاش هاچرسون، لیام همسورث، وودی هرلسون
سال ساخت: ۲۰۱۲
ژانر: اکشن، علمی-تخیلی، ماجراجویی، هیجانی
امتیاز در IMDb: ۷٫۲
بیایید صاف و پوست کنده بگیم، فیلم «بازیهای گرسنگی» یا همون «هانگر گیمز» واقعاً یه اثر بینظیره که هر کی عاشق سینماست باید یه نگاهی بهش بندازه. این فیلم رو گری راس کارگردانی کرده و سال ۲۰۱۲ تو سبک اکشن، علمی-تخیلی، ماجراجویی و هیجانی ساخته شده. بازیگرای معروفشم مثل جنیفر لارنس، جاش هاچرسون، لیام همسورث و وودی هرلسون هستن.
وقتی این فیلم اومد روی پرده سینما، مردم خیلی بهش علاقه نشون دادن و حسابی ازش استقبال کردن. به خاطر همینم جنیفر لارنس که نقش اصلی رو بازی میکرد، توی دنیا حسابی معروف و محبوب شد.
داستان فیلم درباره آیندهست. توی اون دوران، یه آدم ظالم به اسم کاپیتول همه کارهست. هر سال از بین ۱۲ تا منطقهای که زیر دستش هستن، از هر منطقه یه پسر و یه دختر جوون انتخاب میکنه تا تو یه مسابقه وحشیانه با بقیه شرکتکنندهها از مناطق دیگه مبارزه کنن.
همه مراحل این مسابقه رو هم مستقیم از تلویزیون پخش میکنن و آخر سر فقط یه نفر زنده میمونه که برنده میشه! توی این بین، یه دختر به اسم کتنیس اوردین داوطلبانه میاد تا به جای خواهر کوچیکترش از منطقه خودش تو این مسابقه شرکت کنه و بجنگه. همین ماجرا شروع پایان ظلم و ستمه.
دفترچه امید بخش – Silver Linings Playbook:
کارگردان: دیوید او راسل
بازیگران: بردلی کوپر، جنیفر لارنس، رابرت دنیرو، جکی ویور
سال ساخت: ۲۰۱۲
ژانر: درام، عاشقانه، کمدی
امتیاز در IMDb: ۷٫۷
فیلم «دفترچه امیدبخش» یکی از نقشآفرینیهای بهیادموندنی جنیفر لارنسه که باهاش تونست جایزه اسکار رو بگیره. این فیلم بدون شک جزو اون دسته فیلمهای شاد و انرژیبخش تاریخ سینماست که دیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم. دیوید او راسل کارگردانی این اثر رو به عهده داشته و سال ۲۰۱۲ اون رو تو سبک درام، عاشقانه و کمدی ساخته. غیر از جنیفر لارنس، بازیگرایی مثل بردلی کوپر، رابرت دنیرو و جکی ویور هم توش بازی کردن.
داستان فیلم درباره یه پسر به اسم پاتریزه که بردلی کوپر نقشش رو بازی میکنه. بعد از اینکه از یه آسایشگاه روانی مرخص میشه و برمیگرده خونه، تصمیم میگیره زندگیاش رو عوض کنه و گذشته رو فراموش کنه. بعد از اون، با خواهر دوست همسر سابقش آشنا میشه به اسم تیفانی که جنیفر لارنس نقشش رو بازی میکنه و یه رابطه دوستانه جدید بینشون شکل میگیره…
چهرهٔ عمومی:
خب، بیا این متن رو جوری بازنویسی کنم که انگار داری با یه رفیق گرم میگیری حرف میزنی. ساده و خودمونی، درست مثل یه گفتگوی دوستانه:
طبق یه نقدی که سال ۲۰۱۲ تو سایت ایندی وایر نوشته بودن، جنیفر لارنس تو زندگی واقعیاش آدمی واقعگرا، فروتن و خوشبرخوردی بوده. یه نویسنده از نشریه آیجیان هم گفته بود این بازیگر یه سری ویژگیهای خاص داره مثل دقت بالا، یه ذره نمک و یه جور خاص بودن که دوست داره با وجود همه موفقیتهایی که به دست آورده، همیشه تو ذهن مردم بمونه.
یه بار جنیفر لارنس تو یه مصاحبه گفت که حرفه بازیگری نسبت به بعضی شغلهای امدادی مثل پزشکی، یه جورایی احمقانهست و به خاطر همین هیچوقت به خاطر موفقیتهاش مغرور یا خودستا نمیشه. مجله رولینگ استون هم سال ۲۰۱۲ لارنس رو بااستعدادترین بازیگر زن جوون امریکا معرفی کرد. دونالد ساترلند که باهاش تو فیلمهای بازیهای گرسنگی همبازی بود، میگفت جنیفر یه بازیگر دقیق و درخشانه و جالب اینجاست که هنرنماییاش رو با لارنس الیویه مقایسه کرد.
دیوید او. راسل که چند تا فیلم باهاش کار کرده، لارنس رو یه بازیگر بیحاشیه میدونه که کار رو براش راحت کرده و خیلی تحسینش کرده. این بازیگر تو این سالها توی فیلمهای پرمخاطب و حتی آثار مستقل کمخرج نقشهای مختلفی بازی کرده و تو سبکهای متنوعی هنرنمایی کرده.
جالبه که جنیفر هیچوقت بازیگری رو دانشگاه نخونده و حتی تو تئاترهای حرفهای هم شرکت نکرده. در عوض روش بازیگریاش رو از تماشای آدمهای دور و برش یاد گرفته. خودش سال ۲۰۱۰ گفت که هیچوقت احساسات واقعیاش رو پنهون نمیکنه و غم نقشهاش رو با خودش خونه نمیبره.
بعدش هم گفت که من حتی یه ذره هم از تجربیاتم برای کسی تعریف نکردم و هیچوقت سوابقم رو در اختیار دیگران نذاشتم. ولی در عوض خیلی به تخیلاتم تکیه میکنم. نمیتونم نقشهایی رو قبول کنم که خیلی شبیه زندگی واقعی خودم باشن. لارنس اضافه کرد که اگه یه روز مجبور بشم برای بهتر بازی کردن یه نقش، یه کم از سلامت روانم بزنم، هرگز این کار رو نمیکنم و فقط تو سبک کمدی بازی میکنم.
جنیفر لارنس بعد از اینکه تو بازیگری پیشرفت کرد، به یکی از پردرآمدترین بازیگران زن دنیا تبدیل شد. طوری که روزنامه دیلی تلگراف سال ۲۰۱۲ نوشت این بازیگر برای هر فیلم ۱۰ میلیون دلار دستمزد میگیره. مجله تایم هم سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که لارنس جزو ۱۰۰ شخصیت تأثیرگذار دنیاست.
همون سال هم گفتن که قدرتمندترین زن تو صنعت سرگرمیست. بعدش فوربز بعد از آنجلینا جولی، لارنس رو دومین بازیگر زن قدرتمند جهان معرفی کرد.
سال ۲۰۱۴ فوربز نوشت جنیفر لارنس با ۳۴ میلیون دلار درآمد، دومین بازیگر زن پردرآمد دنیاست. همچنین گفتن که مقتدرترین بازیگر زن جهان که تو رتبه دوازدهم فهرست ۱۰۰ سلبریتی این مجله قرار گرفته. بعدش تو سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ دوباره اسمش تو این فهرست اومد. یه نکته جالب اینکه سال ۲۰۱۵ انترتینمنت ویکلی لارنس رو سرگرمیساز سال انتخاب کرد.
اولین بار سال ۲۰۱۲ بود که این عنوان رو گرفت. اسمش به خاطر نقشآفرینی تو مجموعه بازیهای گرسنگی به عنوان پردرآمدترین قهرمان اکشن تو کتاب رکوردهای گینس ثبت شد. تو سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ فوربز با درآمد سالانه ۵۲ و ۴۶ میلیون دلار، لارنس رو پردرآمدترین بازیگر زن دنیا اعلام کرد.
دو سال بعد، مجله فوربز با درآمد ۲۴ و ۱۸ میلیون دلار، لارنس رو تو رتبه سوم و چهارم پردرآمدترین بازیگران زن دنیا قرار داد. طبق گزارش هالیوود ریپورتر، جنیفر لارنس بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ جزو ۱۰۰ شخصیت قدرتمند تو حوزه سرگرمی بود. جالبه که آثار این بازیگر تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۶ میلیارد دلار تو سراسر دنیا فروش داشته.
سال ۲۰۱۱ اسم جنیفر لارنس تو ردهبندی ویکتوریا سیکرت برای سکسیترین بامبشل بالا اومد و مجله پیپل تو سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ اون رو جزو خوشچهرهترین افراد معرفی کرد. همچنین بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ جزو ۱۰۰ شخصیت برتر ماکسیم بود.
سال ۲۰۱۴ اسم این بازیگر تو صدر فهرست ۱۰۰ زن سکسی نشریه افاچام اومد. از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ هم جنیفر لارنس تو فهرست سالانه بهترین زنان خوشپوش گلامور بود و سال ۲۰۱۴ رتبه اول این فهرست رو داشت.
تو سالهایی که راف سیمونز مدیر برند دیور بود، جنیفر لارنس به عنوان سفیر این برند معرفی شد و تو مراسمها و کمپینهای تبلیغاتی برای محصولات مد و عطرش شرکت میکرد. بیشتر وقتا تو رویدادهای فرش قرمز مثل افتتاحیه فیلمها و مراسم جوایز، از محصولات دیور استفاده میکرد. حتی روز عروسیاش یه لباس عروس سفارشی از برند دیور پوشید.
دیگر فعالیتها:
جنیفر لارنس رو به عنوان یه فمینیست معرفی میکنن. خودش توضیح داده که این طرز فکر یعنی مردم رو نترسونیم، چون فقط بحث برابری و مساواته. اون همچنین تلاش کرده که نگاه مثبت به بدن رو بین زنها ترویج بده. این بازیگر تو سال ۲۰۱۵ یه مقاله برای مجله “لنی لتر” نوشت و توش به بیعدالتی در دستمزد بین بازیگران زن و مرد تو هالیوود اشاره کرد.
بعدش از تجربههاش تو این صنعت گفت، مثلاً وقتی تو فیلم “حقهباز آمریکایی” بازی میکرد، دستمزدش از بازیگران مرد کمتر بود. تو یه مصاحبه با مجله “وگ” تو همون سال، اعتراضش رو به کیم دیویس، یکی از کارمندان ایالت کنتاکی که با ازدواج همجنسگراها مخالف بود، اعلام کرد.
جنیفر لارنس از بچگی طرفدار حزب جمهوریخواه آمریکا بود و تو انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۸ به جان مککین رأی داد. اما همون موقع هم از عملکرد این حزب انتقاد میکرد. اون یکی از مخالفان سرسخت دونالد ترامپ بود و تو سال ۲۰۱۵ گفت انتخاب ترامپ یعنی آخر دنیا. بعداً تو انتخابات ۲۰۲۰ از جو بایدن حمایت کرد.
تو سال ۲۰۱۱، جنیفر لارنس عضو آکادمی علوم و هنرهای سینما شد. همچنین از چند تا خیریه حمایت کرد، مثل برنامه جهانی غذا، تغذیه آمریکا و پروژه عطش. اون همراه با بازیگران دیگه فیلم “بازیهای گرسنگی” مثل جاش هاچرسون و لیام همسورث، با سازمان ملل همکاری کرد تا مردم رو از فقر و گرسنگی تو دنیا آگاه کنن. این بازیگر برای یه مرکز حمایت از معلولان به اسم “سنت مری” تو لوئیزویل، یه نمایش از فیلم “بازیهای گرسنگی: اشتعال” (۲۰۱۳) برگزار کرد و بیش از ۴۰ هزار دلار جمعآوری کرد.
برای کمک به المپیک ویژه تابستانی ۲۰۱۵، با شبکه خیریه “چیدئو” فیلم “سرنا” (۲۰۱۴) رو پخش کرد. همچنین همراه با اومیز، میزبانی یه رقابت جمعآوری کمک مالی برای المپیک ویژه رو تو افتتاحیه فیلم “بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۱” (۲۰۱۴) بر عهده داشت.
تو سال ۲۰۱۵، با هاچرسون و همسورث تو یه پروژه خیرخواهانه به اسم “Prank It FWD” برای جمعآوری پول برای سازمان غیرانتفاعی “دوسامتین” همکاری کرد. همون سال بنیاد خیریه خودش رو راه انداخت که از جاهایی مثل باشگاههای پسران و دختران آمریکا و المپیک ویژه حمایت میکنه. تو سال ۲۰۱۶، ۲ میلیون دلار به بیمارستان کودکان “کوسایر” تو لوئیزویل داد تا یه بخش مراقبتهای ویژه قلب به اسم بنیاد لارنس راهاندازی کنن.
جنیفر عضو هیئت مدیره “رپرسنتآس” هست، یه سازمان غیرانتفاعی که برای تصویب قوانین ضد فساد تو آمریکا تلاش میکنه. تو سال ۲۰۱۸، همراه با ۳۰۰ زن دیگه از هالیوود، تو طرح “دیگه بس است” شرکت کرد که هدفش محافظت از زنها در برابر آزار و بیعدالتی بود. همون سال تو راهپیمایی زنان تو لسآنجلس شرکت کرد و از یه طرح رأیگیری رتبهای تو ایالت مین حمایت کرد.
فیلمشناسی

فیلم:
| سال | عنوان | نقش | یادداشت |
|---|---|---|---|
| ۲۰۰۸ | گاردن پارتی | تیف | |
| ۲۰۰۸ | خانه پوکر | اگنس | |
| ۲۰۰۸ | دشت سوزان | ماریانا | |
| ۲۰۱۰ | زمستان استخوانسوز | ری دالی | |
| ۲۰۱۱ | دیوانهوار | سم | |
| ۲۰۱۱ | سگ آبی | نورا | |
| ۲۰۱۱ | مردان ایکس: کلاس اول | میستیک | |
| ۲۰۱۲ | بازیهای گرسنگی | کتنیس اوردین | |
| ۲۰۱۲ | دفترچه امیدبخش | تیفانی مکسول | |
| ۲۰۱۲ | خانهای در پایان جاده | الیسا کسیدی | |
| ۲۰۱۳ | شیطانی که میشناسی | زویی هیوز جوان | |
| ۲۰۱۳ | بازیهای گرسنگی: اشتعال | کتنیس اوردین | |
| ۲۰۱۳ | حقهبازی آمریکایی | روزالین روزنفلد | |
| ۲۰۱۴ | مردان ایکس: روزهای گذشته آینده | ریون دارکهولم / میستیک | |
| ۲۰۱۴ | سرنا | سرنا پمبرتون | |
| ۲۰۱۴ | بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۱ | کتنیس اوردین | |
| ۲۰۱۵ | دیور و من | خودش | مستند |
| ۲۰۱۵ | بازیهای گرسنگی: زاغ مقلد – بخش ۲ | کتنیس اوردین | |
| ۲۰۱۵ | جوی | جوی منگانو | |
| ۲۰۱۶ | یک سیاره زیبا | گوینده | مستند |
| ۲۰۱۶ | مردان ایکس: آپوکالیپس | ریون دارکهولم / میستیک | |
| ۲۰۱۶ | مسافران | ارورا لین | |
| ۲۰۱۷ | مادر! | مادر | |
| ۲۰۱۸ | گنجشک سرخ | دومینیکا اگورووا | |
| ۲۰۱۹ | عشق آنتوشا | خودش | مستند |
| ۲۰۱۹ | دارک فینکس | ریون دارکهولم / میستیک | |
| ۲۰۲۱ | بالا رو نگاه نکن | کیت دیبیاسکی | |
| ۲۰۲۲ | گذرگاه | لینزی | همچنین تهیهکننده |
| ۲۰۲۳ | نان و گلهای سرخ | فقط تهیهکننده | |
| ۲۰۲۳ | هیچ مشکلی نیست | مدی بارکر | همچنین تهیهکننده |
| ۲۰۲۴ | Zurawski v Texas | مستند؛ فقط تهیهکننده اجرایی | |
| ۲۰۲۵ | بمیر، عشق من | گریس | همچنین تهیهکننده |
تلویزیون:
| سال(ها) | عنوان | نقش(ها) | یادداشت |
|---|---|---|---|
| ۲۰۰۶ | مانک | مسکات | قسمت: «آقای مانک و بازی بزرگ» |
| ۲۰۰۷ | پرونده سرد | ابی برادفورد | قسمت: «یک دلار، یک رؤیا» |
| ۲۰۰۷–۲۰۰۸ | متوسط | یانگ آلیسون / کلر چیس | ۲ قسمت |
| ۲۰۰۷–۲۰۰۹ | نمایش بیل انگوال | لورن پیرسون | نقش اصلی |
| ۲۰۱۳ | پخش زنده شنبه شب | خودش (مهمان) | قسمت: «جنیفر لارنس/لومینرس» |
| ۲۰۱۷ | جیمی کیمل لایو! | خودش (مهمان) | قسمت: «۲ نوامبر ۲۰۱۷» |
موزیک ویدئو:
| سال | عنوان | هنرمند | نقش |
|---|---|---|---|
| ۲۰۱۰ | «گندی که زدم» | پاراشیوت | زن جوان |
جوایز و افتخارات
جنیفر لارنس با بازی در فیلم «دفترچه امیدبخش» تونست سال ۲۰۱۲ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن رو بگیره.
علاوه بر این، تا حالا سه بار برنده جایزه گلدن گلوب شده. یکی بابت بهترین بازیگر زن در بخش کمدی یا موزیکال برای همون فیلم «دفترچه امیدبخش»، یکی دیگه برای فیلم «جوی» در سال ۲۰۱۵، و یکی هم برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن در فیلم «حقه بازی آمریکایی» در سال ۲۰۱۳.
همچنین با بازی در فیلم «حقه بازی آمریکایی» تونست جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش مکمل زن رو هم بگیره.
این بازیگر جوایز دیگهای هم داره که از جملهشون میشه به هفت جایزه ام تی وی (پنج تا بابت مجموعه فیلمهای «بازیهای گرسنگی» و دو تا برای «دفترچه امیدبخش»)، شش جایزه برگزیده مردم (سه تا برای «بازیهای گرسنگی» و سه تا برای مجموعه فیلمهای «مردان ایکس»)، یک جایزه ستلایت برای «دفترچه امیدبخش» و یک جایزه ساترن برای «بازیهای گرسنگی» اشاره کرد.
دانستنی ها
جنیفر لارنس چپدسته.
اولین بار یه عکاس تو نیویورک استعدادش رو تو بازیگری دید و بعدش معرفیش کرد به یکی از آژانسهای استعدادیابی.
اون یه فنِ پروپاقرصِ جف بریجزِ.
یه مدتی با نیکولاس هولت رابطه عاشقانه داشت. موقع فیلمبرداری «مردان ایکس: درجه یک» با هم آشنا شدن.
برای بازی تو فیلم «استخوانهای زمستان» مجبور شد اصول چوببری رو یاد بگیره.
گیتار زدنش هم خیلی خوبه.
لارنس یکی از خوششانسترین بازیگرای سینماس؛ چون فقط دو سال بعد از تموم کردن دبیرستون، تونست حرفهای بازیگری رو شروع کنه.
تو یه مصاحبه گفت وقتی مردم صداش میزنن «دختر خوشگل» کلی ذوق میکنه، ولی دوست نداره القاب زشت بهش بدن.
با بازی تو دو فیلم موفق تونست تو جشنواره ساندنس شرکت کنه. بخش زیادی از شهرتش هم مدیون همون جشنوارهست. اولین بار با «استخوانهای زمستان» و بار دوم با فیلم «مثل یه دیوونه» تو ساندنس حضور داشت.
جنیفر لارنس گفته بازیگرایی مثل مریل استریپ، کیت بلانشت و لورا لینی الگوی هنریش بودن.
پدرش مدیر یه شرکت بتنسازی به اسم «لارنس و شرکا»ست.
یه بار یه حرف عجیب زد که بین بازیگرا خیلی بَد برداشت شد. گفته بود: «من فقط تو کارایی بازی میکنم که دوست دارم، بعدش چند ماه استراحت میکنم. چون از این راه کلی پول درمیارم و برای یه دختر ۲۱ ساله خیلی زیاده. ولی نمیدونم چرا بقیه بازیگرا همیشه از حقوقشون شاکین!»
اون دومین بازیگر زن جوون تو تاریخ سینماس که نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شده. اولین نفر کیشا کستل-هیوز بود که سال ۲۰۰۲ با فیلم «سوار نهنگ» نامزد شد.
لارنس جزو بازیگراییه که هیچ دوره آموزشی برای بازیگری ندیده.
اسم مستعارش «جن» و «جی لاو» هست.
اون یکی از آدمای قدرتمند و معتبر هالیوود به حساب میاد.
طبق گزارشی که سال ۲۰۱۰ تو مجله پیپل منتشر شد، اسم جنیفر لارنس تو لیست زیباترین آدمای دنیا اومد.
همچنین سال ۲۰۱۳ مجله تایم اون رو جزو ۱۰۰ چهره تأثیرگذار دنیا معرفی کرد.
از بچگی آرزوهای بزرگی تو سرش بود؛ دوست داشت دکتر بشه، خونه بخره، مادر بشه و تو کنتاکی زندگی کنه. ولی همیشه مطمئن بود یه روزی معروف میشه.
بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ اسمش تو لیست سالانه خوشپوشترین زنای مجله Glamour اومد و سال ۲۰۱۴ اول شد.
لارنس مسیحیه و رنگهای طلایی و آبی رو دوست داره.
از فیلمهایی مثل «هزارتوی پن»، «قلب من هاکبی»، «نیمه شب در پاریس» و «هارولد و ماد» خوشش میاد.
بیشتر فستفود میخوره و بین همهشون ناچوس رو بیشتر دوست داره.
از آهنگهای گروههای Paramore، The Black Keys، Mumford & Sons و بیتلز خوشش میاد.
حیوون خونگی موردعلاقهاش گربهست.
وقتی فقط ۱۸ ماهش بود، با مادرش تو یه تصادف مرگبار ماشین بودن ولی سالم موندن.
حاشیه ها

خب، اولش همه فکر میکنن جنیفر لارنس، این بازیگر جوون و خوشبروبیا، توی هالیوود هیچ جور حاشیه و ماجرای تاریکی توی زندگیش نداره. هم خوشتیپ و جذابه، هم چند بار نامزد اسکار شده و یه بارم تونسته این جایزه رو ببره.
خلاصه، انگار که آدم کاملی بدون هیچ مشکل و کمبودی باشه. اگه شما هم همچین فکری میکنید، باید بگیم که این حرف درست نیست و توی زندگی جنیفر لارنس هم کلی مطلب ناگفته وجود داره. پس تو این بخش میخوایم یه نگاهی بندازیم به گوشههای تاریک و پنهان زندگی این ستاره معروف هالیوودی.
مشکل گربه و چَز بونو:
در نوامبر ۲۰۱۲، جنیفر لارنس تو یه برنامه زنده شرکت کرده بود و یه سری حرف درباره گربهش زد که رفتارش شبیه گربههای نره. گفت: “تا حالا گربهای ندیدم که فکر کنه پسرِ، ولی این گربهم اونقدر قدرت و رفتار مردونه داره که همه فکر میکنن نره. حتی خودم هم هفته اول که نگهش داشتم، همین فکر رو کردم.” بعدش گفت که براش یه یقه پسرونه خریده بود و اسمش رو گذاشته بود الیور و همیشه صداش میکرد: “الیور، الیور، الیو.” به نظرش این اسم برا یه گربه خیلی عجیب بود، واسه همین عوضش کردن و گذاشتن “چَز بونو” (اشاره به تغییر جنسیت چَز بونو، پسر شر و سونی بونو). معلوم بود که مجری برنامه از این حرفا خوشش نیومد و قبل از اینکه بحث تموم بشه، خیلی نرم به لارنس گفت که گربههای سهرنگ معمولاً مادهان.
بی حرمتی کردن به مقدسات و خندیدن به آن ها:
وقتی داشتن فیلم «عطش مبارزه» رو تو هاوایی فیلمبرداری میکردن، اولش جنیفر لارنس به یه جای مقدس مذهبی بیاحترامی کرد و بعدش تو یه برنامه تلویزیونی اومد و با خنده ازش حرف زد.
دسامبر ۲۰۱۶ تو یه برنامه زنده گفت: «داشتیم تو هاوایی فیلم میگرفتیم، یه سری سنگهای مقدس اونجا چیده بودن که… اجازه نداشتی روشون بشینی، چون بیاحترامی محسوب میشد.»
بعدش ادامه داد: «اون موقع برای یه صحنه خاص، لباس خیس پوشیده بودم… خدای من، یکی از این سنگها عین معجزه بود برای کمردردی که داشتم. خواستم با تکیه دادن به یکی ازشون پشتم رو بخارونم که یه کمی جابجا شد و کنده شد. اون تختهسنگ خیلی بزرگ بود و از کوه پایین غلتید. نزدیک بود به صدابردارمون بخوره، ولی در نهایت کل اتاقکش رو خراب کرد. دقیقاً مثل یه صحنه درام بود.»
انگار همه مردم هاوایی با خودشون میگفتن: «وای خدای من، این یه نفرینه!» و من تو دلم میگفتم: «من خود نفرین شما هستم. من با خاروندن پشتم این سنگ رو شل کردم.» اهالی هاوایی از این بیاحترامی لارنس عصبانی شدن و ازش متنفر بودن.
اخطار جدی در مورد توهین به مقدسات:
یکی از کارشناسای فرهنگ بومی هاوایی به اسم کاهوکولیا هایکو توی یه مصاحبه خبری گفت: تو منطقهای که مردم قدیمی هاوایی توش زندگی میکردن، چندتا غار و قبرستان قدیمی هست که الان دارن ازشون فیلم میگیرن. هر کدوم از این غارها جاییست که استخونای اجداد ما توش دفن شده، نه فقط اجداد من.
به این افراد میگن کاهونا. هر کدومشون توی زمان خودشون ستارهشناس، مسیریاب و دکتر بودن. یعنی میشه گفت که انیشتین و مارکونیس فرهنگ هاوایی بودن. جالبه که گروه فیلمبرداری فقط چند متر با این مکانها فاصله داشتن.
این کارشناس ادامه داد: اون تخته سنگی که لارنس باعث شد بیفته پایین، یه کم از یه توپ بسکتبال بزرگتر بود. از تپه سر خورد و به یکی از عوامل صدا و ارابهش خورد و همه رو ترسوند. من خودم موقع فیلمبرداری داشتم توضیح میدادم و به این بازیگر و همه تیم گفتم که روی هیچکدوم از این سنگها نشنین. حتی با لحن تندی گفتم تا جدی بگیرن. بهشون گفتم که حتماً باید اون تخته سنگ رو برگردونن و ببرن بالای تپه. ما تو این جور موارد خیلی جدی هستیم، ولی اونا فکر میکنن که این چیزا شوخیه و مهم نیست.
عذرخواهی غیرواقعی:
داستان از این قراره که بعد از اون همه جنجالی که تو هاوایی به پا شد، جنیفر لارنس مجبور شد یه عذرخواهی رسمی بکنه. هرچند که خودش این کار رو با یه سری حرفای الکی و سرسری انجام داد. توی صفحه فیسبوکش نوشت: «از جن به اینترنت: من اصلاً قصد نداشتم به مردم هاوایی توهین کنم. راستش خودم هم زیاد از این حرفم که گفتم نفرین شده بودم راضی نیستم، ولی فهمیدم اون برداشتی که ازش شد اصلاً خندهدار نبود و اگه به کسی بیاحترامی کردم، معذرت میخوام.»
تو این پستش هیچ حرفی از عذرخواهی بابت اینکه پشتش رو به اون سنگهای مقدس مالیده یا به فرهنگ و عقاید مردم بومی بیاحترامی کرده نزد و فقط گفت اگه به کسی برخورده، متاسفه. این دو تا قضیه کاملاً با هم فرق دارن.
بی احترامی بی دلیل به لیندسی لوهان:
بیایید یه کم روراست باشیم. لیندسی لوهان یه هدف خیلی آسونه، به خاطر همین وقتی جنیفر لارنس تو دسامبر ۲۰۱۵ توی یه برنامه زنده تلویزیونی با لیندسی بد تا کرد، اصلاً قشنگ نبود. جنیفر به مجری برنامه گفت: «منم مثل لیندسی لوهان و به اندازه اون به هم ریخته بودم، ولی بدون مصرف هیچ مادهای یا الکل.»
بعد از پخش این برنامه، خواهر لیندسی، یعنی آلی لوهان، تو توییترش نوشت: «من اصلاً دوست ندارم منفیباف باشم، ولی پشت خونوادم وایمیستم. از جنیفر لارنس ناامید شدم. تو یکی از طرفدارات رو از دست دادی.»
همزمان، لیندسی لوهان یه عکس از نوشته مایا آنجلو تو توییترش گذاشت که توش نوشته بود: «شاید با حرفات به من شلیک کنی، شاید با چشمت بدنمو تیغ بزنی، شاید با نفرتت بتونی منو بکشی، ولی من بازم بلند میشم.» اینطوری به خواهرش جواب داد و بعدش هم اضافه کرد: «ممنونم خواهر… شاید اونی که تو بهش اشاره کردی باید یاد بگیره که مثل مایا آنجلو از بقیه حمایت کنه.»
علاوه بر این، دینا لوهان از حرفای جنیفر خیلی ناراحت شد و توی یه برنامه زنده تلویزیونی گفت: «ما جنیفر لارنس رو دوست داریم، همیشه طرفدارش بودیم. حیف شد که از لیندسی استفاده کرد تا بگه چرا روی صحنه نیومد. حیف شد که حق دوستاش رو ادا نکرد. نباید با کسی مثل آشغال رفتار کنی، عجیب بود. خونواده من همیشه کنار هم میمونن.»
بی احترامی فراوان در مورد دیگر بازیگران:
جنیفر لارنس و دوست صمیمیش، لارا سمپسون، تو دسامبر ۲۰۱۶ توی یه برنامه زنده شرکت کردن و یه کار جالب انجام دادن. تو اون برنامه از لارنس خواسته بودن بدترین چیزی که تا حالا درباره یه سلبریتی معروف شنیده رو بگه، بدون اینکه اسمش رو بیاره. سمپسون تو این باره گفت: «یه نفر هست که ما… براش اسمهای مستعار داریم. یکی رو میگیم «خانوم»، یکی رو «خیارشور».» لارنس هم جواب داد: «خب، خانوم که انواع مختلفی داره… خانوم عصبانی، خانوم قرمزپوش، خانوم منتظر.» به نظر میاد جنیفر لارنس و نامزد سابقش کلی مشکل و چالش با بازیگران زن دیگه هالیوود داشتن.
ماجرای دستمزد کمتر نسبت به همکاران مرد:
خب، بیایید این ماجرا رو یه جور دیگه تعریف کنیم. سال ۲۰۱۳ بود که جنیفر لارنس توی فیلم «کلاهبرداری آمریکایی» بازی کرد، ولی دستمزدی که گرفتی کمتر از بازیگرای مرد فیلم بود. یه نامه نوشت و فرستاد برای یه روزنامه که خیلیا فکر کردن داره اعتراض میکنه به این که چرا دستمزد زن و مرد توی هالیوود فرق داره.
توی اون نامه، خودش گفت که اصلاً برای دستمزدش چانه نزده و هیچ بحثی نکرده. ببینید، این بازیگر برای ۱۹ روز کار توی این فیلم، ۱.۲۵ میلیون دلار دستمزد اصلی گرفته، ۲۵۰ هزار دلار اضافه و ۷ درصد از سود فروش فیلم هم بهش رسیده.
حالا طرف مقابلش، بردلی کوپر، برای ۴۶ روز کار، دو و نیم میلیون دلار دستمزد و ۹ درصد از سود فیلم رو گرفته. کریستین بیل هم برای ۴۵ روز کار، دقیقاً همون مبلغ رو دریافت کرده. جالبه که کوپر و بیل به همراه کارگردان فیلم، دیوید راسل، یه جورایی از سهم سودشون کم کردن تا دستمزدشون خیلی با جنیفر فرق نکنه.
واقعیت اینه که اگه کسی حق داشت توی این قضیه اعتراض کنه، ایمی آدامز بود. چون اون نقش اصلی زن فیلم رو بازی کرد و برای ۴۵ روز کار، فقط ۱.۲۵ میلیون دلار و ۷ درصد سود گرفت. در حالی که جنیفر لارنس با نصف زمان کار، کلی پول بیشتر برده. از اون طرف، توی فیلم «مسافران» که سال ۲۰۱۶ اومد، جنیفر ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت که ۵ تا ۷ میلیون از کریس پرت، بازیگر نقش مقابلش، بیشتر بود. پس معلومه که حداقل جنیفر لارنس هیچ دلیلی نداره که بیاد و از不平等 دستمزد زن و مرد توی هالیوود گله کنه.
عدم حساسیت به سن در انتخاب نقش ها:
خب، یه روزایی کارشناسا و منتقدای سینما اومدن گفتن که جنیفر لارنس برای نقشهایی که بازی کرده زیادی جوونه. مثلاً توی فیلم «کلاهبرداری آمریکایی» که اون موقع ۲۳ سالش بود، نقش یه مادر تنها رو بازی کرد. یا توی فیلم «شادی» که ۲۵ سالش بود، نقش یه زن ۴۰ ساله به اسم جوی مانگانو رو گرفت. خلاصه همشون میگفتن سنش به این نقشها نمیخوره.
جنیفر لارنس هم که از این حرفا خوشش نیومد، رفت تو یه برنامه زنده و شروع کرد به مسخره کردن این نقدها. گفت: «الان دیوید راسل (همون کارگردان) میخواد یه فیلم جدید بسازه و قراره من نقش مادر رابرت دنیرو رو بازی کنم!»
به نظرم هرچی بیشتر مردم بهش اعتراض کنن که من برای همچین نقشهایی زیادی جوونم، بازم جوابش اینه: «اهان، اینو بگیرین بخورین!»
راستش معلوم نیست جنیفر لارنس هنوز متوجه شده یا نه، ولی تو هالیوود یه بیعدالتی عجیبی تو سن و جنسیت بازیگران زن وجود داره. ولی خب، این بازیگر چون خودش سنش کمه و هنوز با اینجور مسائل روبرو نشده، راحت ازش رد میشه.
باید دید وقتی به ۵۰ سالگی برسه، بازم همون نظر رو داره یا نه.
علاقه به کار با یک متهم به بدرفتاری:
جنیفر لارنس تو یه برنامه زنده تلویزیونی گفت که دیوید او راسل رو انقدر دوست داره که هر کی اسمش میاد، حسابی داغون میشه. شاید دلیلش این باشه که راسل با اون خیلی بهتر از بقیه بازیگرا رفتار میکنه.
طبق یه مقاله تو روزنامه نیویورک دیلی نیوز، با توجه به ایمیلهایی که از مدیرای استودیو سونی لو رفته، رفتار راسل با ایمی آدامز، یکی از بازیگرای همبازی جنیفر تو فیلم کلاهبرداری آمریکایی، انقدر بد و زننده بوده که حتی کریستین بیل مجبور شده وسط بپره.
جورج کلونی تو یه حرفایی که زده بود گفت که سر رفتارای بد راسل با بازیگرا و عوامل فیلم سه پادشاه (Three Kings) تو سال ۲۰۰۹، یه مشت زد تو صورتش. یه مدت بعدش یه ویدیو پخش شد که توش راسل داشت سر لیلی تامیلی داد و هوار میکرد تو سال ۲۰۰۴ موقع فیلمبرداری قلب من هاکبی (I Heart Huckabees). ولی این بدخلقی راسل فقط محدود به فیلماش نیست.
چون خیلی از روزنامهها و رسانهها تو سال ۲۰۱۲ خبر دادن که پلیس راسل رو به خاطر بدرفتاری با بچه خواهرش تحت تعقیب و بازجویی قرار داده. لازم به ذکره که دیوید راسل فقط یه کارگردان جنجالی نیست که جنیفر لارنس عاشق همکاری باهاشه و دوستش داره.
طوری که تو یه مصاحبه با ونیتی فیر تو سال ۲۰۱۴ گفت که وودی آلن رو تا حد پرستش دوست داره. همون وودی آلنی که اتهام تجاوز جنسی به دخترخواندهاش رو داشته و بعدش با دخترخوانده همسر قبلیش ازدواج کرده!
دروغ گفتن بیش از حد:
خب، بذار یه جوری برات بگم. هر وقت جنیفر لارنس یه داستانی رو تعریف میکنه، خیلی کم پیش میاد که راستش رو بگه و حقیقت رو لو بده. مثلاً یه بار تو یه برنامه زنده تلویزیونی داشت از اون شبی حرف میزد که تو مهمونی بعد از اسکار ۲۰۱۴ مست کرده بوده و لباس مدونا رو کثیف کرده. اون موقع گفت که مایلی سایروس بهش گفته بوده خودش جمعش کنه.
ولی چند وقت بعد، مایلی سایروس تو توییترش یه چیزی نوشت که این حرف رو تکذیب کرد. راستش این اولین بار نیست که این بازیگر از اسم بقیه سلبریتیها توی داستانهاش دروغ میبافه.
یه چیز دیگه هم هست. اون شب تو همون مراسم، جنیفر میگفت که دنبال جان استاموس میگشته و بهش گفته: «واقعاً کارای عجیب و غریبی کردم. اونقدر که ازم پرسید مگه قارچ خوردم؟ منم گفتم نه، کاملاً هوشیارم.» و بعدش هم میخندیده و تلوتلو میخورده. اما وقتی خبرنگارها از خود جان استاموس پرسیدن، خیلی مودبانه جواب داد که اصلاً همچین چیزایی یادش نمیاد.
صحبت کردن در مورد مست کردن:
جنیفر لارنس تقریباً هیچوقت پیش نیومده که توی جمع یا مصاحبهای از خودش نشون بده که اهل نوشیدنیهای الکلی نیست. انگار همیشه یه جوری حرف میزنه یا کاری میکنه که معلوم بشه زیاد به الکل رو میاره. توی بیشتر مصاحبههاشم یه چیزی راجع به نوشیدنی میگه یا حتی میخواد براش سرو کنن. جالبتر اینه که مثلاً قبل از مراسم اسکار سال ۲۰۱۳ یا قبل از اکران قسمت دوم فیلم “عطش مبارزه” در سال ۲۰۱۵، بازم مشغول نوشیدن بوده.
سلیقه تلویزیونی بسیار بد:
شاید باورت نشه، اما جنیفر لارنس یکی از عاشقهای پر و پا قرص برنامهی «زندگی با کارداشیانها»ست. خودش میگه وقتی بیرون از خونهست، مدام به مبل راحتی خودش فکر میکنه که نکند یک قسمت از این برنامه رو از دست بده.
افتادن های ساختگی:
خب، یه داستان بامزه از جنیفر لارنس برات بگم. تو مراسم اسکار سال ۲۰۱۳، یهو وقتی داشت از پلهها میرفت، یه کم سر خورد و نزدیک بود بیفته. ولی خیلی بامزهتر از این حرفها شد. جالبی ماجرا اینجاست که این اتفاق براش تکراری شد! یعنی سال بعدش تو مراسم اسکار ۲۰۱۴، وقتی داشت از روی فرش قرمز میرفت، دوباره یهو افتاد زمین. جرد لتو که این صحنه رو دید، حسابی شوکه شد و با خودش فکر کرد: «وای، این بازیه یا واقعی؟»
یه بار تو یه برنامه تلویزیونی، مجری از جنیفر پرسید که آیا این کارو عمداً انجام میده. جنیفر جواب داد: «من فقط سعی میکنم کار درست رو انجام بدم، مثلاً برای طرفدارا دست تکون بدم، مهربون باشم، ولی یه مسیر باریک و شلوغ پیش رومه. وقتی افتادم، داشتم میخندیدم ولی ته دلم میگفتم: «آهان، خراب کردی!» فکر میکردم همه میگن داری بازیه. راستش اگه جای جرد لتو بودم، منم همین فکر رو میکردم. ولی باور کنین، اگه قرار بود برنامهریزی شده باشه، این کارو تو مراسم گلدن گلوب یا جای دیگه میکردم. هیچ وقت دو سال پشت سر هم تو اسکار این کارو نمیکردم.»
مصاحبه ای
جنیفر لارنس از اون بازیگراییه که کارش رو از نوجوونی شروع کرد. الان که چند سالی از بیستسالگیاش گذشته، چهار بار نامزد اسکار شده و یک بار هم برندهٔ اسکار شده، اونم برای بازی در فیلم «دفترچه راهنمای امید».
تو کارنامهاش سه تا جایزهٔ گلدن گلوب و یک بفتا هم داره. بازی در فیلمهای «بازیهای گرسنگی» و «مردان ایکس» باعث شد که مردم او رو بشناسن و حسابی معروف و محبوب بشه.
همینطور بازی در فیلمهای پرمخاطب و جذابی مثل «استخوان زمستان»، «دفترچه راهنمای امید»، «کلاهبرداری آمریکایی» و «جوی» استعداد و تواناییهاش رو به منتقدا و مخاطبا نشون داد. حالا میخوایم بریم سراغ مصاحبهای که باهاش انجام شده.
بیشتر تماشاگران سینما، بزرگ شدن تو را روی پرده نقره ای دیده اند. به ویژه حضورت در مجموعه سینمایی پرفروش «بازی های گرسنگی» این ذهنیت را تقویت کرده است. میلیون ها نفر در جهان گذر تو از نوجوانی به جوانی را از طریق فیلم هایت تعقیب کرده اند. بیشتر نقش هایی هم که بازی کرده ای، دختر جوانی را نشان می دهد که می کوشد بر سختی های زندگی غلبه کند و جایگاهی در جامعه بیابد. نظر خودت چیست؟
در حقیقت خودم تاکنون از چنین زاویهای به این جریان توجه نداشتم. ممکن است شما درست میگویید. به ویژه نقش کتنیس اوردین در مجموعه فیلمهای بازیهای گرسنگی که رفته رفته پختگی بیشتری و از نظر فکری حاصل کرد. در قسمت اول این مجموعه شخصیت مذکور تنها یک دختر نوجوانی بود که تلاش میکرد جان خواهر کوچکترش را نجات داده و حتی خودش آگاه نبود در چه مخمصهای قرار دارد. در قسمتهای بعدی او عهدهدار مسئولیت مراقبت و حتی جان سایر افراد را نیز عهدهدار شده و بزرگتر میشود.
هر اندازه وظایف و مسئولیتهای عمده و گستردهتری به او واگذار میشود، این موضوع واهمه و شک و تردیدهایی را در دل او ایجاد میکند که تا قبل از آن نبود. پس بله… درواقع نه! (باخنده) نقش مذکور چندان با من شباهت ندارد.
مجموعه فیلم های «بازی های گرسنگی» از سوی برخی منتقدان و چهره های فرهنگی، به واسطه قهرمان زن قدرتمندی که داشت مورد ستایش قرار گرفت. «کتنیس اوردین» هر کار سخت و دشواری را انجام می دهد و همراهان مردش را در حاشیه نگه می دارد. خودت متوجه این موضوع بودی یا اینها برداشت های منتقدان و صاحب نظران است؟
این شخصیت در دو قسمت پیشین صحنههای بیشتری را به طور مشترک در کنار لیام همسورث انجام داد که هیجان زیادی در پی داشت. طبق فیلمنامه لازم بود او در برابر من احساس ضعف کرده و به طور پیوسته دچار شکست و ناکامی میشد. ولی تمامی بازیگران و افرادی که در مجموعه فیلمهای بازیهای گرسنگی با آنها همبازی بودم، در زمره برترین افرادی قرار دارند که من میشناسم.
هنوز دلیل این خوش شانسی خودم برایم مشخص نیست. چنانچه در شرایط دیگری نیز با آنها روبرو میشدم، به جرأت میتوانم بگویم که ما ارتباط دوستانه خوبی را با یکدیگر برقرار میکردیم.
حضور در آثاری که در آنجا قادر باشم با عوامل پشت صحنه روابط صمیمی و دوستانهای داشته باشم، بسیار برایم دوست داشتنی است. همکاری در مجموعه فیلمهای بازیهای گرسنگی به عنوان برترین قسمتهای زندگیم محسوب میشود. فیلمها را تولید کرده و همگی در کنار یکدیگر به مسیری وارد میشویم تا این اثر را به مردم معرفی نماییم.
این موضوع که در این مجموعه یک شخصیت زن عنوان قهرمان مسئولیت فرماندهی را برعهده دارد، لازم است از سوی منتقدان بررسی و تحلیل شود. من از هنرنمایی در نقش مذکور واقعاً لذت بردم.
اما حضور در این مجموعه سینمایی روی انتخاب های بعدی ات تاثیرگذار نبوده. درست است؟
ممکن است موثر بوده باشد و یا خیر. ایفای نقش در شخصیت افراد متفاوت و مختلف برایم جالب است. برخی اوقات این شخصیتها رویکرد مقتدرانهای داشته و گاهی دچار ضعف و کمبود هستند. حتی گاهی نیز رفتارهای حماقت گونه و یا باهوش و ذکاوتی دارند. لذا نقش کتنیس اوردین متشکل از تمام این ویژگیها بوده و تصور میکنم انسانها نیز در زندگی واقعی به همین صورت هستند. اینطور نیست؟
از سوی دیگر در فیلم اسکاری «جوی» دیگر نقش یک زن جوان آسیب پذیر را بر عهده نداری. او زخم هایش را خورده و حالا به زمان نیاز دارد تا دوباره روی پای خود بایستد.
بله، ارتباطی که جو با پدرش داشت، باعث شد که او یکه و تنها رها شود. ولی او یقین دارد سرانجام به مرحلهای میرسد که تاکنون پدرش موفق به آن نشده است. این مسئله ممکن است در زندگی هر یک از ما رخ داده باشد. پدر حاضر نیز تغییراتی را در شیوه و زندگی خود داشته باشد، لذا جوی مصمم میشود رویکردهای خودش را تغییر دهد.
او با پیشرفت و ترقی موجب به وقوع پیوستن جریانهای فیلم میگردد. ولی او یار و همدمی نداشته و همه مسائل و چالشهای زندگی را به تنهایی از میان برمیدارد. او دارای دیدگاه روشن و پر امیدی بوده و این موضوع نقش بسزایی در موفقیتش دارد. در حقیقت جو قهرمان زندگی خودش بوده و این نکته برایم بسیار جذاب است.
آن هم در میان خانواده ای که هر یک از اعضایش به نوعی می کوشد او را از پیشرفت باز دارد و محدود کند.
بسیاری از ما ممکن است در چنین خانوادههایی رشد کرده باشیم. صحیح است؟ شرایط جوی بسیار اسفبار است. همواره اعضای خانواده از او چیزی طلب میکنند. به طوری که باعث فروکش شدن حس جاه طلبی و بلندپروازی در او میگردند. حتی امید را نیز در او کمرنگ مینمایند. سعی دارند به او بقبولانند که هیچ قابلیت و توانمندی ندارد. لذا خصوصیاتی را به او اطلاق میکنند که در او نبوده و سزاوارش نیست. لذا تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا مانع پیشرفت او شوند.
دقیقا مثل وضعیتی که در هالیوود حاکم است. کسی پیشرفت تو را نمی خواهد!
(باخنده) ممکن است. خوشبختانه همیشه اقبال با من یار بود. ولی اغلب تمامی ما شایعاتی را در پیرامون خودمان میشنویم. اینطور نیست؟
جوی توانست بر همه موانع پیش رویش غلبه کند و واقعا هم موفق شد. همان طور که خودت گفتی او قهرمان خودش است. نیازی به یک مرد مقتدر و حامی با مادربزرگ مهربان و ثروتمند ندارد.
بله و تصور میکنم فیلم جوی انگیزه و امید زیادی را در اشخاص ایجاد میکند. چنین چیزی قسمتی از رویای آمریکایی محسوب میشود. چرا که هیچ گونه یاری و حمایتگری در این دنیا ندارد. او همیشه در برابر پدر و سایر اعضای خانواده صبر و تحمل زیادی به خرج داده و از حقوق خود صرف نظر کرده است.
دست آخر جوی مانگانو زنی است که فعالیت خود را از کار در قسمت خدمات مشتریان خطوط هوایی ایسترن آغاز کرده و سرانجام مالک یک موسسه صنعتی به ارزش چند میلیارد دلار گردید. چنانچه خواسته و آرزویی در سر دارید، اگر به میزان کافی برای آن تلاش کنید، قطعاً به آن دست مییابید. قطع به یقین خواسته و آرزوی شما محقق میشود. این موضوع بسیار انگیزه بخش است.
در فیلم «جوی» بار دیگر با کسانی همکاری کرده ای که قبلا هم با آنها همکار بوده ای؛ رابرت دنیرو، بردلی کوپر و نویسنده و کارگردان فیلم «دیوید اوراسل». از همکاری با دنیرو چه آموختی؟
من به باب دنیرو همانند پدرم علاقه دارم. همواره همچون پدر عشق و محبت خود را به من نشان داده است. لذا این موضوع برایم عادی بود که در این اثر خصیت پدرم را عهدهدار شود. او جایگاه پدرگونه خود را در زندگی حقیقی من نیز دارد. قادرم هر ابهام یا جریانی را از او سوال کنم. او با شکیبایی و روی خوش به صحبت من گوش داده و تا حد امکان توصیههای خود را ابراز میکند. حتی در عرصه تئاتر نیز او یکی از پیشکسوتان و راهنمای من بوده است. به طوری که ایفای نقش در کنار رابرت دنیرو مایه فخر و مباهات زیاد در حوزه بازیگری است.
دوباره با «دیوید او راسل» همکاری کرده ای. کارگردانی که به گرفتن بهترین بازی های ممکن از بازیگرانش شهرت دارد. اوایل امسال وقتی جایزه گلدن گلوب را برای بازی در همین فیلم «جوی» بردی، گفتی که دوست داری کنار «دیوید او راسل» دفن شوی. چرا؟
خاطرم هست که چنین جملهای را بر زبان آوردم. تاکنون چنین حرفی نزده بودم و نمیدانم به چه علت در هنگام دریافت جایزه این جمله از دهانم خارج شد! (باخنده) در هنگام ساخت فیلم دیوید به شدت در قبال حقیقت و مفهومی که در پس داستان فیلم وجود داشته، پایبند است. بسیار تلاش میکند مفهوم و حقیقت یک شخصیت را به تصویر بکشد. این جمله کاملاً حقیقت دارد که دستاوردهای عظیم به موجب دشواری و سختیهای زیاد حاصل میشوند.
چطور چنین شخصیتی به شرایط فعلی دست یافته است؟ قبلتر در چه موقعیتی بود؟ چه راهی را پشت سر گذاشته تا به این مرحله رسیده است؟ دیوید تمامی چنین پرسشهایی را در هنگام فیلمسازی طرح میکند. سپس برای پیدا کردن جواب همه جوانب و جزئیات را بررسی کرده و هنگامی که پاسخ برایش آشکار میشود، آن را در قالب فیلم به بیننده منتقل میکند. او به جایگاه سوال و جستجو برای دستیابی به جواب آگاهی دارد. این روحیه در او برایم بسیار دوست داشتنی است.
خیلی از بازیگران در نقش هایی که بازی می کنند، شباهت هایی با زندگی واقعی شان می یابند یا بخش هایی از شخصت حقیقی خود را به نقش می افزایند. چه ارتباطی مبان شخصیت واقعی تو و «جوی مانگانو» وجود دارد؟
جوی شیوه ناشناختهای را برای موفقیت دنبال میکند. او توانمندی رسیدن به قدرت، عبرت از رویدادهای زندگی و پیدا کردن شخصیت حقیقی خود را از مشاهده مجموعههای تلویزیونی حاصل کرده است. این موضوع برجستهترین خصوصیت نقش جو بوده که مقدار کمی نیز از آن در من وجود دارد.
به طوری که به دفعات این نکته را به دیوید بیان کردم. فضای شخصیتهای مجموعههای تلویزیونی شرایطی بود که جوی خود را در آن غوطه ور کرده و دنیا و آرزوهای خودش را در بین آنها تصور میکرد. علاقه دارم حکایت های افراد فیلم و سریالها را بپذیرم. تمایل دارم خودم عضوی از این دنیای تولید شده برای سرگرم کردن مردم باشم. دوست داشتنی نیست؟







