شعر آب و آتش اثر مهدی اخوان ثالث از کتاب زمستان
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای آب و آتش از مهدی اخوان ثالث با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان مثل شب با روز ،
اما از شگفتیها ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما آتشی با شعله های آبی زیبا آه سوزدم تا زنده ام یادش که ما بودیم آتشی سوزان و سوزاننده و زنده چشمه ی بس پاکی روشن هم فروغ و فر دیرین را فروزنده هم چراغ شب زدای معبر فردا آب و آتش نسبتی دارند دیرینه آتشی که آب می پاشند بر آن ،
می کند فریاد ما مقدس آتشی بودیم ،
بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد خاست فریادی ،
و درد آلود فریادی من همان فریادم ،
آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ،
این از یاد کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت ور رود بود و نبودم همچنان که رفته است و می رود بر باد







