شعر برف اثر نیما یوشیج از کتاب مجموعه اشعار
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای برف از نیما یوشیج با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
زردها بی خود قرمز نشده اند قرمزی رنگ نینداخته است بی خودی بر دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه “ازاکو” اما “وازانا” پیدا نیست گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
وازانا پیدا نیست من دلم سخت گرفته است از این میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک که به جان هم نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود چند تن نا هموار چند تن نا هشیار.







