خانه » شعر دعوت اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

شعر دعوت اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

اشعار 11 جولای 2026 1 دقیقه مطالعه
شعر دعوت اثر فروغ فرخزاد از کتاب اسیر

سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای دعوت از فروغ فرخزاد با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و میدانم چرا بیهوده می گویی دل چون آهنی دارم نمیدانی نمیدانی که من جز چشم افسونگر در این جام لبانم باده مرد افکنی دارم چرا بیهوده میکوشی که بگریزی ز آغوشم از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی نمیترسی نمیترسی نمیترسی که بنویسند نامت را به سنگ تیره گوری شب غمناک خاموشی بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را ترا افسون چشمانم ز ره برده است و میدانم که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار میسوزی دروغ است این اگر پس آن دو چشم راز گویت را چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی

مشاهده مطالب مشابه...

ارسال دیدگاه جدید

0 دیدگاه تایید شده
دیدگاهی در مورد این مطلب ارسال نشده، شما اولین نفر باشید.