شعر سراب اثر سهراب سپهری از کتاب مرگ رنگ
سلام به کاربران 24 تایمز.
امروز با شعر زیبای سراب از سهراب سپهری با شما هستیم.
با ما همراه باشید.
آفتاب است و بیابان چه فراغ نیست در آن نه گیاه و نه درخت غیر آوای غرابان دیگر بسته هر بانگی از این وادی درخت در پس پرنده ای از گرد و غبار نقطه ای لرزد از دور سیاه چشم اگر پیش رود می بیند آدمی هست که می پوید راه تنش از خستگی افتاده ز کار بر سر و رویش بنشسته غبار شده از تشنگی اش خشک گلو پای عریانش مجروح ز خار هر قدم پیش رود پای افق چشم او بیند دریایی آب اندکی راه چو می پیماید می کند فکر که می بیند خواب







